Forwarded from ༘ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ 𝖬𝖾𝗈𝗐 𝗉𝖺𝖼𝗄
Forwarded from ༘ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ 𝖬𝖾𝗈𝗐 𝗉𝖺𝖼𝗄
༘ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ 𝖬𝖾𝗈𝗐 𝗉𝖺𝖼𝗄
࿐ 𝖨 𝗐𝗈𝗇'𝗍 𝗆𝖾𝗈𝗐 𝖿𝗈𝗋 𝖺𝗇𝗒𝗈𝗇𝖾. 𝖠𝗅𝗌𝗈 𝗆𝖾 𝗐𝗁𝖾𝗇 #ZacEfron
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ༘ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ 𝖬𝖾𝗈𝗐 𝗉𝖺𝖼𝗄
Forwarded from ༘ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ 𝖬𝖾𝗈𝗐 𝗉𝖺𝖼𝗄
༘ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ 𝖬𝖾𝗈𝗐 𝗉𝖺𝖼𝗄
࿐ 𝖨 𝗐𝗈𝗇'𝗍 𝗆𝖾𝗈𝗐 𝖿𝗈𝗋 𝖺𝗇𝗒𝗈𝗇𝖾. 𝖠𝗅𝗌𝗈 𝗆𝖾 𝗐𝗁𝖾𝗇 #MichelleTrachtenberg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ̸̸🍣𝒮𝗎𝗌𝗁︎𝗂 𝗍𝗂𝗆︎꯭𝖾 زبان ژاپنی
🍉 : こんにちは、 さな です
⌨ درود من سانا هستم ؛ و اینجا قراره باهم ژاپنی یاد بگیریم و توی خیابون های ژاپن قدم بزنیم علاوه بر خوندن ژاپنی ، قراره فرهنگ ژاپنی یاد بگیریم با فیلم و سریال ژاپنی اشنا بشیم . ولاگ های ژاپنی ببینیم ؛ و اهنگ گوش بدیم !
⌨ درود من سانا هستم ؛ و اینجا قراره باهم ژاپنی یاد بگیریم و توی خیابون های ژاپن قدم بزنیم علاوه بر خوندن ژاپنی ، قراره فرهنگ ژاپنی یاد بگیریم با فیلم و سریال ژاپنی اشنا بشیم . ولاگ های ژاپنی ببینیم ؛ و اهنگ گوش بدیم !
اموزش زبان ژاپنی از روی انیمه نیست، چون خیلی با دنیای واقعی فرق میکنه اما اصطلاحات انیمه ای هم یاد میگیریم و مانگا میخونیم ، کتابی که ازش یاد میگیریم Genki و japanese kanji basic هست ، اگه کتاب بگیرید خوبه اما نگیرید هم مشکلی نیست
Forwarded from ڪاۅیان؛ یادِ سولنـزارا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ڪاۅیان؛ یادِ سولنـزارا
اپیزود اول، تمبر های خیس یک وطن
وطن، یک زخم بی مرز بر تنم بود، راه رهایی نداشت و تو، از همان آغاز کودکی ام برایم شعر وطن خواندی و زخم سرودی و زخم کشیدی و زخم سپردی به دو دست کوچک دنیا ندیده ام. من، فرزندِ کشوری بودم که پیش از آنکه مرا به دنیا بیاورد، کودکیام را از من گرفت و تو، از همان آغاز با من از خدایی که در پس هر گلوله، در شعر مراقب خاک و خون خدایان زمین است حرف میزدی و من، از همان ابتدا سرکشِ کوچک بیدینِ تو. اما دلبندم، حال که دین و گلولهٔ این کشور به تو نیز رحم نکرد، خدای گم شدهات در چند جمله عربی کجاست؟
تو، رفته ای وتن مرا در وطن بیتحاشی جای گذاشته ای و منِ بی من، وطن در آدرس اشتباهست.
برای تو مینویسم در میانه بیخوابی در تمامی شبهای این وطن. امروز که محتاج تو ام جای تو خالیست. فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست.
من بی خوابم در تمامی شبها، تو بیا و بگو بی تو کجا روم ای دوست، که نگاهت مرهمی بر درد آوارگی ام شود. دوری از دیار کبوتریست در آسمان که نقطه ای سپید میشود بر گیسوی مشکی من. دیار روستاییست که رود آب شیرین آن از قلب تو چکه میکرد و آسمان آبیاش در دو چشمت میدرخشید. دیار، جنگلی بود که بیهوا مرا به آن بردی و بر روی چمن، زنده تر از دیروز تا دریا دویدیم و به بوسه هایت، مستم کردی و از فرط ذوقزدگی به تنهایی از خواب بیدار شدم...
و تو میدانی که شب های غمگین این وطن، یک طنز کبود به روزگار سیاه من بود؛
هرچند مرا از شکست شبی میترساندند که بانگ پیروزی از گلویش برخاسته بود؛ روزگاری خون سرخ من از این خاک شور به تو خواهد رسید. و به زلالی شاخه گلی در کف دست های کوچکت مرا لمس خواهی کرد. من بیخوابم در تمامی شبها، و دریا بی خواب است. درخت بیخواب است، شعر بیخواب است، خاک بیخواب است، گلوله بیخواب و من، روزی در همین بیخوابی ها درخت خواهم شد.
و اما تو اگر روزی از این خیابان های سرد گذر کردی، دلبند کوچک من، از یاد مبر برای هر گل سرخ بر سنگفرش خیابانمان صدها جان پر کشید و رفت. و اگر روزی در این کشور گم شدی، احساس غریبگی نکن، چرا که در هر گوشه این خیابان، صدها نفر از هم وطن هایت و من، با دیار خداحافظی کردیم.
و تو، اگر روزی بازگشتی به مزار من، مرا درختی بر بالای سنگ سپیدم بخوان. روزگاری اشک های من، در میان جویبار همین خاک به تو خواهد رسید، به زلالی بوسه ای بر دستان کوچکت خواهم زد و معشوقهٔ وطنی کوچکم، به من قول بده که از سرمای آب بهار، بیزار نشوی. اگر از شب ستارگان و زمین بی رحم بازگشتی به من سری بزن. به بوسه ای مستم کن و دوباره مرا به دریا ببر، به شعری دعوتم کن و شاخه گلی بر مزارم بگذار. شبیه همانانی که میدانستی دوست داشته ام و هرگز بر زبان نیاورده ام. چرا که خواب گل سرخ، در کشور ما بهای چوبه دار داشت.
شبیه سرخی خون یار، شبیه پرچم به خون آغشتهٔ ما. شبیه من، شبیه تو، شبیه...
وطن.