أن تَعرف مكانك في قَلب من تُحب مِثلما
تعرف الطريق للمنزل.
اینکه جایت را در قلب کسی که دوست داری بدانی، مثل این است که راه خانه را بلد باشی!
#لاادری
📚 @please_study 📚
تعرف الطريق للمنزل.
اینکه جایت را در قلب کسی که دوست داری بدانی، مثل این است که راه خانه را بلد باشی!
#لاادری
📚 @please_study 📚
❤10👍3
مولانا از بلخ تا بی نهایت جهان؛ ازدواج "مولانا" با "گوهر خاتون"
سالروز غروب خورشید منظومهی انسانیت و پرواز ملکوتی "خداوندگار بلخ"، حضرت "مولانا جلال الدین محمد بلخی" را گرامی می داریم.
در شصت و هشتمین بهار زندگانی ناگهان در بستر بیماری افتاد و به حکمت دریافت که هنگام سفر قریب است.
«در همان هنگام زلزلهای بر قونیه در پیچید و روزهای پیاپی زمین را همیلرزاند...» مردم از مولانا چاره بجستند، او با تبسم معنی دار گفت: «زمین گرسنه است، دیری نمیپاید كه لقمه چربی به دست می آورد و آنگاه آرام خواهد گرفت».
سرانجام در غروب روز یكشنبه ،پنجم ماه جمادیالآخر سال ۶۷۲ هجری ،مصادف با ۱۷ دسامبر۱۲۷۳ میلادی و مطابق بیست و ششم آذر ماه خورشیدی زمین لقمهی چربش را بلعید و آرام گرفت.
آورده اند که همسر "حضرت مولانا" در كنار بستر او میگریست و برایش عمر طولانی چند صد ساله می طلبید، "مولانا" با تبسم ملیح فرمود: «ما به عالم خاك پی اقامت دایم نیامدیم؛ ما در زندان دنیا محبوسیم، امید كه عنقریب به بزم حبیب رسیم. اگر برای مصلحت و ارشاد بیچارگان نبودی یكدم در نشیمن خاك اقامت نگزیدمی».
آنگاه رو به همسرش که از چندین شب سر بر بالین ننهاده بودند کرد و فرمود:«من خوشم، برو سری بنه و قدری بیاسا» و آخرین غزل زندگیاش را در آخرین لحظات عمر و تنهایی چنین سرود:
رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها كن
ترك من خراب شبگرد مبتلا كن
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا كن
از من گریز! تا تو، هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترك ره بلا كن
ماییم و آب دیده، در كنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا كن
خیرهكشی است، ما را، دارد دلی چو خارا
بكشد، كسش نگوید تدبیر خون بها كن
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر كن وفا كن
دردی است، غیر مردن، آن را دوا نباشد
پسمن چگونه گویم كاین درد را دوا كن؟
درخواب، دوش، پیری در كوی عشق دیدم
با دست اشارتم كرد: كه عزم سوی ما كن
گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد
از برق این زمرد، هین دفع اژدها كن
بس كن كه بیخودم من، ور تو هنر فزایی
تاریخ «بوعلی» گو، تنبیه «بوالعلا» كن
مولانا، برای اینکه در اقامه نماز جنازه اش اختلاف بین فقها و عرفا نیفتد، از قبل وصیت کرد که شیخ صدرالدین قونوی شارح نظرات ابن عربی، كه دوست نزدیک "مولانا" هم بود بر جنازهاش نماز بگذارد.
آورده اند که چون "شیخ صدرالدین قونوی" در مسجد درآمد، مؤذن فرمود:«شیخ الاسلام» آمد..صدرالدین قونوی بگفت: «شیخ الاسلام در عالم یكی بود او نیز برفت.
"مولانا"، عشق وطن و سرزمین خراسان را هیچ گاه از یاد نبرد و همواره و همیشه در جای جای دیوان کبیر و مثنوی از خراسان و بلخ یاد می نمود، اما متأسفانه امروز آخرین خشت های ویرانه های خانقاه پدر و مدرسه و زادگاه مولانا در حال فروریختن است.
بلخيم من بلخيم من بلخيم
شوری دارد عالمی از تلخيم
هزاران درود بر روح و روان حضرت "مولانا" سترگ و یادش همیشه جاویدان باد.
📚 @please_study 📚
سالروز غروب خورشید منظومهی انسانیت و پرواز ملکوتی "خداوندگار بلخ"، حضرت "مولانا جلال الدین محمد بلخی" را گرامی می داریم.
در شصت و هشتمین بهار زندگانی ناگهان در بستر بیماری افتاد و به حکمت دریافت که هنگام سفر قریب است.
«در همان هنگام زلزلهای بر قونیه در پیچید و روزهای پیاپی زمین را همیلرزاند...» مردم از مولانا چاره بجستند، او با تبسم معنی دار گفت: «زمین گرسنه است، دیری نمیپاید كه لقمه چربی به دست می آورد و آنگاه آرام خواهد گرفت».
سرانجام در غروب روز یكشنبه ،پنجم ماه جمادیالآخر سال ۶۷۲ هجری ،مصادف با ۱۷ دسامبر۱۲۷۳ میلادی و مطابق بیست و ششم آذر ماه خورشیدی زمین لقمهی چربش را بلعید و آرام گرفت.
آورده اند که همسر "حضرت مولانا" در كنار بستر او میگریست و برایش عمر طولانی چند صد ساله می طلبید، "مولانا" با تبسم ملیح فرمود: «ما به عالم خاك پی اقامت دایم نیامدیم؛ ما در زندان دنیا محبوسیم، امید كه عنقریب به بزم حبیب رسیم. اگر برای مصلحت و ارشاد بیچارگان نبودی یكدم در نشیمن خاك اقامت نگزیدمی».
آنگاه رو به همسرش که از چندین شب سر بر بالین ننهاده بودند کرد و فرمود:«من خوشم، برو سری بنه و قدری بیاسا» و آخرین غزل زندگیاش را در آخرین لحظات عمر و تنهایی چنین سرود:
رو سر بنه به بالین، تنها مرا رها كن
ترك من خراب شبگرد مبتلا كن
ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا كن
از من گریز! تا تو، هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترك ره بلا كن
ماییم و آب دیده، در كنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا كن
خیرهكشی است، ما را، دارد دلی چو خارا
بكشد، كسش نگوید تدبیر خون بها كن
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر كن وفا كن
دردی است، غیر مردن، آن را دوا نباشد
پسمن چگونه گویم كاین درد را دوا كن؟
درخواب، دوش، پیری در كوی عشق دیدم
با دست اشارتم كرد: كه عزم سوی ما كن
گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد
از برق این زمرد، هین دفع اژدها كن
بس كن كه بیخودم من، ور تو هنر فزایی
تاریخ «بوعلی» گو، تنبیه «بوالعلا» كن
مولانا، برای اینکه در اقامه نماز جنازه اش اختلاف بین فقها و عرفا نیفتد، از قبل وصیت کرد که شیخ صدرالدین قونوی شارح نظرات ابن عربی، كه دوست نزدیک "مولانا" هم بود بر جنازهاش نماز بگذارد.
آورده اند که چون "شیخ صدرالدین قونوی" در مسجد درآمد، مؤذن فرمود:«شیخ الاسلام» آمد..صدرالدین قونوی بگفت: «شیخ الاسلام در عالم یكی بود او نیز برفت.
"مولانا"، عشق وطن و سرزمین خراسان را هیچ گاه از یاد نبرد و همواره و همیشه در جای جای دیوان کبیر و مثنوی از خراسان و بلخ یاد می نمود، اما متأسفانه امروز آخرین خشت های ویرانه های خانقاه پدر و مدرسه و زادگاه مولانا در حال فروریختن است.
بلخيم من بلخيم من بلخيم
شوری دارد عالمی از تلخيم
هزاران درود بر روح و روان حضرت "مولانا" سترگ و یادش همیشه جاویدان باد.
📚 @please_study 📚
❤18👍5
لیلی دلم برای خودت تنگ میشود
گاهی پیام گریه ام آهنگ می شود
در روز هـای وعدهی دیـدار تو ولـی
اینجا میان دیدهو دل جنگ میشود
از لحظههای خستهی این زندگی مپرس
تهنا صدا و عکس تو در چنگ میشود
هر شب خودم برای خودم گریه می کنم
چشمان من ز اشک غمت رنگ میشود
از معنوی برای کسی قصه می کنی؟
اینجا صبور قصهی تو سنگ میشود
#معنوی
📚 @please_study 📚
گاهی پیام گریه ام آهنگ می شود
در روز هـای وعدهی دیـدار تو ولـی
اینجا میان دیدهو دل جنگ میشود
از لحظههای خستهی این زندگی مپرس
تهنا صدا و عکس تو در چنگ میشود
هر شب خودم برای خودم گریه می کنم
چشمان من ز اشک غمت رنگ میشود
از معنوی برای کسی قصه می کنی؟
اینجا صبور قصهی تو سنگ میشود
#معنوی
📚 @please_study 📚
😢9❤5👍5💯2
بدون تردید یکی از تفاوت های بزرگی که میان ما و جوامع دیگر وجود دارد، نوع نگاه ما به کار و کار کردن است.
در جوامع دیگر وقتی یک دانش آموز به سال های پایانی مکتب میرسد به فکر این می افتد که کار پیدا کند و بعد از اتمام مکتب هم زمان در کنار دانشگاه در هر مقطعی کار می کند و بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه؛ یا همان کاری که در اختیار داشته را ادامه می دهد و یا هم اگر سراغ کار جدیدی برود یک عالم تجربه کار دارد. اما در فرهنگ و جامعه ما این نوع نگاه به کار وجود ندارد و این تنها ویژه داخل افغانستان هم نیست، حتا دانشجویانی که برای ادامه تحصیل به کشورهای همسایه یا کشورهای فرامنطقه هم میروند این نوع نگاه را با خود دارند، یعنی فکر میکنند نخست باید تحصیل کنند و بعد تحصیل دنبال کار بگردند. به عبارتی اولویت ما کسب دانش و تحصیل است و کار در درجه دوم برای ما حائز اهمیت است. درحالیکه در جوامع دیگر این برعکس است. آنها فکر میکنند که با کار کردن میتواند به آنچه میخواهند دست پیدا بکنند زیرا کار به آنها قدرت اقتصادی می دهد و اقتصاد مهمترین رکن زندگی انسان مدرن است.
آنچه جوامع صنعتی را از جوامع سنتی متمایز می کند هم همین نوع نگاه به اقتصاد و کار است، در جوامع صنعتی نگاه ویژه ای نسبت به کار، اشتغال، و سرمایه اندوزی (به معنی مثبت کلمه) وجود دارد. حال آنکه این نگاه در جوامع سنتی مانند افغانستان کمتر به چشم می خورد.
🔝 #گفتنی_شما
✍️ سینا
📚 @please_study 📚
در جوامع دیگر وقتی یک دانش آموز به سال های پایانی مکتب میرسد به فکر این می افتد که کار پیدا کند و بعد از اتمام مکتب هم زمان در کنار دانشگاه در هر مقطعی کار می کند و بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه؛ یا همان کاری که در اختیار داشته را ادامه می دهد و یا هم اگر سراغ کار جدیدی برود یک عالم تجربه کار دارد. اما در فرهنگ و جامعه ما این نوع نگاه به کار وجود ندارد و این تنها ویژه داخل افغانستان هم نیست، حتا دانشجویانی که برای ادامه تحصیل به کشورهای همسایه یا کشورهای فرامنطقه هم میروند این نوع نگاه را با خود دارند، یعنی فکر میکنند نخست باید تحصیل کنند و بعد تحصیل دنبال کار بگردند. به عبارتی اولویت ما کسب دانش و تحصیل است و کار در درجه دوم برای ما حائز اهمیت است. درحالیکه در جوامع دیگر این برعکس است. آنها فکر میکنند که با کار کردن میتواند به آنچه میخواهند دست پیدا بکنند زیرا کار به آنها قدرت اقتصادی می دهد و اقتصاد مهمترین رکن زندگی انسان مدرن است.
آنچه جوامع صنعتی را از جوامع سنتی متمایز می کند هم همین نوع نگاه به اقتصاد و کار است، در جوامع صنعتی نگاه ویژه ای نسبت به کار، اشتغال، و سرمایه اندوزی (به معنی مثبت کلمه) وجود دارد. حال آنکه این نگاه در جوامع سنتی مانند افغانستان کمتر به چشم می خورد.
🔝 #گفتنی_شما
✍️ سینا
📚 @please_study 📚
❤7👍4
بهتنهایی گرفتارند مشتی بیپناه اینجا
مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا
غرض رنجیدن ما بود -از دنیا- که حاصل شد
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا
برای چرخش این آسیاب کهنهی دل سنگ
به خون خویش میغلتند خلقی بیگناه اینجا
نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم
بپرس از کاروانهایی که گم کردند راه اینجا
اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان میجوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
#فاضل_نظری
📚 @please_study 📚
مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا
غرض رنجیدن ما بود -از دنیا- که حاصل شد
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا
برای چرخش این آسیاب کهنهی دل سنگ
به خون خویش میغلتند خلقی بیگناه اینجا
نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم
بپرس از کاروانهایی که گم کردند راه اینجا
اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان میجوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
#فاضل_نظری
📚 @please_study 📚
😢8❤3👍2
انسان خوب
در تمام نوع بشر (چه سیاه چه سفید، چه شرقی چه غربی، چه مومنِ چهار کتاب چه کافرِ بتپرست) هر کسی به دیگری ضرری نرساند، انسان خوب است. خوبی انسانیت است و زیر تاثیر هیچ باور، قدرت و فرهنگی نیست. به عنوان مثال اگر کسی بیاید پردهی روی دیوار کعبه را از بین ببرد، انسان خوبی نیست یا فردی که شرابهای قیمتی و کهنهی پیره مردِ خدا نا باور را بدون اجازه دور بریزاند، انسان خوبی نیست. او حتا از لحاظ صحی و انسان دوستی هم باید اول مستِ سر به فنا داده را قانع میکرد یا شراب هایش را میخرید، بعد دور میانداخت.
یک انسان خوب (چه زن باشد چه مرد، چه با سواد باشد چه بیسواد، چه پول دار باشد چه بیپول) هیچ وقت راحتی، آرامش و خوبی را از انسان دیگری نمیگیرد بلکه انتظار میرود برای بهتر شدن حال زمین و موجودات زندهی روی زمین تلاش کند. او دیگران را برده و زیردست خود نمیداند. مهربان، پاک، قابل اعتماد و دوستدار دانش (فیلسوف) است. در قرآن پاک ما آمده:«وَقُولُوا لِلنّاسِ حُسناً!...». گرچه انسان خوب، به باور ها و معنویات خود پابند است؛ اما هیچ وقت باور ها و اعتقادات کسی دیگری را بد نمیبیند چون خودش خوب است. او اگر بخواهد بهای خوبی و خوب ماندن را بدهد، حاضر است از تمام داشتههایش حتا جانش بگذرد.
خوب است که درد دیدهی خوبی باشیم. من معتقدم هرگز جواب خوبی به این دنیا با بدی داده نمیشود. چه بسا هستند خوبانی در جهان که جواب بدی را هم با خوبی پاسخ میدهند. یک هنرمند خوب هنرِ خوب خود را به دیگران تقدیم میکند. یک تجّار خوب محور کار های خود را برطرف کردن نیاز های مادی جامعه میداند. و یک معلم خوب همواره زمان و توان خود را جهت تغذیه نیاز های معنوی جامعه به مصرف میرساند. چه پدر خوب، چه پسر خوب، چه دهقان خوب و چه رهبر خوب، همه برای یک جامعهی خوب و سالم تلاش میکنند.
ممکن است یکی انسانی خوبی باشد اما از لحاظ روحی و جسمی حالش خوب نباشد. دیوانه ها با اینکه عقل شان خیلی خوب نیست، اما همهی دیوانه ها خوب اند. خیلی شیرین، خنده به لب، و مهربان اند. و خوبی دیگری که دیوانه ها دارند اینکه از بد بودن شما و دنیا هم درد نمیکشند. و منی که این روز ها پای چپم شکسته هم ممکن است «انسان خوب» باشم. به کسی بدی نکنم و خوب زندگی کنم. به دیگران احترام بگذارم و حتا ممکن است با یک رفیقِ خوبِ غیرِ مسلمانِ سیاهِ آفریقایی در ارتباط باشم. اهداف خوبی داشته باشم و برای همه خوبی بخواهم.
انسان ها باید خوب باشند. زمینی که در آن زندگی میکنیم، بدی را نمیپذید. طبیعت به بدی پاسخ بد میدهد یعنی «کارما» وجود دارد. خداوند به خوبی ها و بدیهای بندههایش پاداش خوب و بد میدهد. مجازات و ترفیع وجود دارد. انسان خوب فقط یک تعریف دارد اینکه هر انسانی بدی نکند، خوب است. خوبی یک صفت است و چیزی دیگری مانند سن، مکان، منسب، باور و فرهنگی نمیتواند معیارِ خوبی باشند. پیرِ بد و میوهی خراب هم داریم. جای نامناسب و زمان بد هم داریم. اما در سینما و سیاست، یکی ممکن است به خوبی نقش انسان بد را بازی کند.
شما چطورید؟
آیا من از نظر شما انسان خوبی هستم؟
پ. ن: تکرار بیش از حد کلمهٔ «خوب» در این متن از حیث قواعد نوشتاری کاری خوبی نبود.
#معنوی
📚 @please_study 📚
در تمام نوع بشر (چه سیاه چه سفید، چه شرقی چه غربی، چه مومنِ چهار کتاب چه کافرِ بتپرست) هر کسی به دیگری ضرری نرساند، انسان خوب است. خوبی انسانیت است و زیر تاثیر هیچ باور، قدرت و فرهنگی نیست. به عنوان مثال اگر کسی بیاید پردهی روی دیوار کعبه را از بین ببرد، انسان خوبی نیست یا فردی که شرابهای قیمتی و کهنهی پیره مردِ خدا نا باور را بدون اجازه دور بریزاند، انسان خوبی نیست. او حتا از لحاظ صحی و انسان دوستی هم باید اول مستِ سر به فنا داده را قانع میکرد یا شراب هایش را میخرید، بعد دور میانداخت.
یک انسان خوب (چه زن باشد چه مرد، چه با سواد باشد چه بیسواد، چه پول دار باشد چه بیپول) هیچ وقت راحتی، آرامش و خوبی را از انسان دیگری نمیگیرد بلکه انتظار میرود برای بهتر شدن حال زمین و موجودات زندهی روی زمین تلاش کند. او دیگران را برده و زیردست خود نمیداند. مهربان، پاک، قابل اعتماد و دوستدار دانش (فیلسوف) است. در قرآن پاک ما آمده:«وَقُولُوا لِلنّاسِ حُسناً!...». گرچه انسان خوب، به باور ها و معنویات خود پابند است؛ اما هیچ وقت باور ها و اعتقادات کسی دیگری را بد نمیبیند چون خودش خوب است. او اگر بخواهد بهای خوبی و خوب ماندن را بدهد، حاضر است از تمام داشتههایش حتا جانش بگذرد.
خوب است که درد دیدهی خوبی باشیم. من معتقدم هرگز جواب خوبی به این دنیا با بدی داده نمیشود. چه بسا هستند خوبانی در جهان که جواب بدی را هم با خوبی پاسخ میدهند. یک هنرمند خوب هنرِ خوب خود را به دیگران تقدیم میکند. یک تجّار خوب محور کار های خود را برطرف کردن نیاز های مادی جامعه میداند. و یک معلم خوب همواره زمان و توان خود را جهت تغذیه نیاز های معنوی جامعه به مصرف میرساند. چه پدر خوب، چه پسر خوب، چه دهقان خوب و چه رهبر خوب، همه برای یک جامعهی خوب و سالم تلاش میکنند.
ممکن است یکی انسانی خوبی باشد اما از لحاظ روحی و جسمی حالش خوب نباشد. دیوانه ها با اینکه عقل شان خیلی خوب نیست، اما همهی دیوانه ها خوب اند. خیلی شیرین، خنده به لب، و مهربان اند. و خوبی دیگری که دیوانه ها دارند اینکه از بد بودن شما و دنیا هم درد نمیکشند. و منی که این روز ها پای چپم شکسته هم ممکن است «انسان خوب» باشم. به کسی بدی نکنم و خوب زندگی کنم. به دیگران احترام بگذارم و حتا ممکن است با یک رفیقِ خوبِ غیرِ مسلمانِ سیاهِ آفریقایی در ارتباط باشم. اهداف خوبی داشته باشم و برای همه خوبی بخواهم.
انسان ها باید خوب باشند. زمینی که در آن زندگی میکنیم، بدی را نمیپذید. طبیعت به بدی پاسخ بد میدهد یعنی «کارما» وجود دارد. خداوند به خوبی ها و بدیهای بندههایش پاداش خوب و بد میدهد. مجازات و ترفیع وجود دارد. انسان خوب فقط یک تعریف دارد اینکه هر انسانی بدی نکند، خوب است. خوبی یک صفت است و چیزی دیگری مانند سن، مکان، منسب، باور و فرهنگی نمیتواند معیارِ خوبی باشند. پیرِ بد و میوهی خراب هم داریم. جای نامناسب و زمان بد هم داریم. اما در سینما و سیاست، یکی ممکن است به خوبی نقش انسان بد را بازی کند.
شما چطورید؟
آیا من از نظر شما انسان خوبی هستم؟
پ. ن: تکرار بیش از حد کلمهٔ «خوب» در این متن از حیث قواعد نوشتاری کاری خوبی نبود.
#معنوی
📚 @please_study 📚
❤13👍4
وﻗﺘﯽ ﮐﻪ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ،
ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﻧﻪ؛
ﻓﻘﻂ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ!
#ﻣﻮﺭﺍﺕ_ﻣﻨﺘﺶ
📚 @please_study 📚
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ،
ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﻧﻪ؛
ﻓﻘﻂ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ!
#ﻣﻮﺭﺍﺕ_ﻣﻨﺘﺶ
📚 @please_study 📚
😢8👍7❤1
دو دو بیتی:
۱.
منو دلبر چو سرو ایستاده بودیم
اسیر خنده های ساده بودیم
به رویایی بنایی منزل عشق،
به همدیگر محبت داده بودیم!
۲.
قدیما صحبت از شعر و ادب بود
به مجلس های ما شور و طرب بود
چه شد موشک زدن اندیشه ها را
چه چیزی بی نوایی را سبب بود؟
#معنوی
📚 @please_study 📚
۱.
منو دلبر چو سرو ایستاده بودیم
اسیر خنده های ساده بودیم
به رویایی بنایی منزل عشق،
به همدیگر محبت داده بودیم!
۲.
قدیما صحبت از شعر و ادب بود
به مجلس های ما شور و طرب بود
چه شد موشک زدن اندیشه ها را
چه چیزی بی نوایی را سبب بود؟
#معنوی
📚 @please_study 📚
❤10👍6😢2
📖 از متن کتاب:
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی را داشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
📓 خنده و فراموشی
✍🏻 میلان کوندرا
📚 @please_study 📚
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظهی آن است!
باید کتابهایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد! بعد باید کسی را داشت که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و بسازد، تاریخ تازهای اختراع کند! کوتاه زمانی بعد، ملت آنچه را که هست و آنچه را که بوده، فراموش میکند!
📓 خنده و فراموشی
✍🏻 میلان کوندرا
📚 @please_study 📚
🕊6👍4❤1
🕊5❤4😢3
خسته از رنگ روزگار دروغ
و جهـانش پُر از غبار دروغ
در سرش بحر فکرهای بزرگ
در زبـانش ولی شعار دروغ
نتـواند به روی کس دیدن!
بسکه خم گشته زیر بار دروغ
باز هم نیست در مجالس شهر
شرمسار است شرمسار دروغ
میکُشد خویش را در آیینه
میبرنـدش سر مزار دروغ!
📚 @please_study 📚
و جهـانش پُر از غبار دروغ
در سرش بحر فکرهای بزرگ
در زبـانش ولی شعار دروغ
نتـواند به روی کس دیدن!
بسکه خم گشته زیر بار دروغ
باز هم نیست در مجالس شهر
شرمسار است شرمسار دروغ
میکُشد خویش را در آیینه
میبرنـدش سر مزار دروغ!
روح الله #معنوی
📚 @please_study 📚
❤12👏3
به جوانان عزیز میهنم!
بزرگترین دشمن خونخوارت خودت هستی وقتی تصمیم میگیری که دانا هستی و از زندگی نمیآموزی، کتاب نمیخوانی و غرور «فیلسوفانه» بر تو حاکمیت میکند. این دشمن وحشی ترا ذلیل و از همه تجرید میکند. اینجا تو یک انسان ضعیف و شکستخورده هستی که خودشیفگتی و غرور بر تو مستولی شده است.
در مقابل بزرگترین و پرقدرتترین دوست متعهدت، خودت هستی زمانیکه درک میکنی آموزش راهگشای زندگی توست. کتاب و قلم را به ابزار هدفمند زندگیات تبدیل میکنی. از رنج، نبرد، خشم، شکست، پیروزی، خوشحالی و اندوه روزگار درس میآموزی، پند میگیری و پخته میشوی. اینجا تو یک انسان قدرتمند هستی که آگاهی را نسبت به تکبر جاهلانه ترجیح داده ای.
پس انتخاب با توست!
#ملک_ستیز
📚 @please_study 📚
👍9💯3❤1
شده ام خستهو از زندگی ام دلگیرم
به خدا تیره ترین قسمت یک تصویرم
هدفو زندگیام را چو به دستت دادم
بـربودی تو جوانی و من از غم پیرم
هی شبو مستیو بیتابی و یک جرعهی مَی
چه کنم من که به پیمان بدم زنجیرم!
عشق؛ آغاز محبت به کسی نیست مگر؟
منو این خاطرهی بی سرو ته!میمیرم!
لب لیلاو و لبِ جامِ شبِ محفل وی!
چه بنالم من از این دست بد تقدیرم!
#معنوی
📚 @please_study 📚
به خدا تیره ترین قسمت یک تصویرم
هدفو زندگیام را چو به دستت دادم
بـربودی تو جوانی و من از غم پیرم
هی شبو مستیو بیتابی و یک جرعهی مَی
چه کنم من که به پیمان بدم زنجیرم!
عشق؛ آغاز محبت به کسی نیست مگر؟
منو این خاطرهی بی سرو ته!
لب لیلاو و لبِ جامِ شبِ محفل وی!
چه بنالم من از این دست بد تقدیرم!
#معنوی
📚 @please_study 📚
👍5❤4😢2
📖 از متن کتاب:
در برابر جنبهی خوب ما، جنبه بدی هم در ما هست. در برابر صداقت مان، جنبهی دروغگویی و خساست هم در ما وجود دارد. هر قدر سازنده باشیم، به همان میزان نابود گر هم هستیم. هر قدر سرشار از عشق باشیم، به همان میزان در درونمان نفرت هم وجود دارد. یک جنبه از ما خوب است و جنبه دیگر بد. یک جنبه از ما می بخشد و جنبه دیگر مان می دزدد. یک جنبه از ما در حال شکر گزاری است و جنبه دیگر ما سیری ناپذیر است.
در سایهی آموزه های علمی و فرهنگی تا آنجا که از دست مان بر می آید، باید تلاش کنیم در میان این دو نیرو که دایم در نبرد هستند، نیروی که مثبت و خوب است باید غالب شود.
شاید دل مان بخواهد ناسزا بگوییم، اما می گوییم: " بی خیال، خون خود مان را کثیف نمی کنیم" و سکوت میکنیم. دل مان میخواهد انتقام خیانتی را که نتوانسته ایم هضمش کنیم، بگیریم و می گوییم: او هم باید مثل ما رنج بکشد اما نمیتوانیم از احساس پشیمانی بعدی آن فرار کنیم. با آموزش های که دیده ایم، اندوخته های اجتماعی و فرهنگی، رشد ذهنی و توانایی استدلال مان رشد می یابد و در نتیجه میتوانیم از هر وضعیتی که مارا آزار میدهد، بدون اینکه آسیبی ببینیم یا حد اقل با کمترین آسیب گذر کنیم.
تا اینجا هر آنچه را که توانسته ایم موفق شویم، به آموزش های ذهنی و فرهنگی مان بدهکاریم.
📙 موعد مقرر
✍🏻 هاکان منگوچ
📚 @please_study 📚
در برابر جنبهی خوب ما، جنبه بدی هم در ما هست. در برابر صداقت مان، جنبهی دروغگویی و خساست هم در ما وجود دارد. هر قدر سازنده باشیم، به همان میزان نابود گر هم هستیم. هر قدر سرشار از عشق باشیم، به همان میزان در درونمان نفرت هم وجود دارد. یک جنبه از ما خوب است و جنبه دیگر بد. یک جنبه از ما می بخشد و جنبه دیگر مان می دزدد. یک جنبه از ما در حال شکر گزاری است و جنبه دیگر ما سیری ناپذیر است.
در سایهی آموزه های علمی و فرهنگی تا آنجا که از دست مان بر می آید، باید تلاش کنیم در میان این دو نیرو که دایم در نبرد هستند، نیروی که مثبت و خوب است باید غالب شود.
شاید دل مان بخواهد ناسزا بگوییم، اما می گوییم: " بی خیال، خون خود مان را کثیف نمی کنیم" و سکوت میکنیم. دل مان میخواهد انتقام خیانتی را که نتوانسته ایم هضمش کنیم، بگیریم و می گوییم: او هم باید مثل ما رنج بکشد اما نمیتوانیم از احساس پشیمانی بعدی آن فرار کنیم. با آموزش های که دیده ایم، اندوخته های اجتماعی و فرهنگی، رشد ذهنی و توانایی استدلال مان رشد می یابد و در نتیجه میتوانیم از هر وضعیتی که مارا آزار میدهد، بدون اینکه آسیبی ببینیم یا حد اقل با کمترین آسیب گذر کنیم.
تا اینجا هر آنچه را که توانسته ایم موفق شویم، به آموزش های ذهنی و فرهنگی مان بدهکاریم.
📙 موعد مقرر
✍🏻 هاکان منگوچ
📚 @please_study 📚
👍5
نوروز مبارک!
مبارک باد عیدت آن؛ نسیم تازه در نوروز
نشاط و شادی و جشن و گلِ در خاک نور اندوز
محبت را در این ساعت جهانی میکنم با گل
ز فال حافظ و جامی، نویدِ سال نو آموز
بیا و روشنی ها را، ز آتش تازه کُن در شب
که امشب باده میجوشد ز چشمِ خستهی دیروز
برو با یار خود بنشین بگو از رفتههای دور
که عشق، آن نغمهی شیرین، بماند تا ابد پیروز
بچرخان ساغرِ شادی، بزن بر سازِ دل، آوا
«مبارک باد عیدت آن؛ نسیم تازه در نوروز»
#معنوی
📚 @please_study 📚
مبارک باد عیدت آن؛ نسیم تازه در نوروز
نشاط و شادی و جشن و گلِ در خاک نور اندوز
محبت را در این ساعت جهانی میکنم با گل
ز فال حافظ و جامی، نویدِ سال نو آموز
بیا و روشنی ها را، ز آتش تازه کُن در شب
که امشب باده میجوشد ز چشمِ خستهی دیروز
برو با یار خود بنشین بگو از رفتههای دور
که عشق، آن نغمهی شیرین، بماند تا ابد پیروز
بچرخان ساغرِ شادی، بزن بر سازِ دل، آوا
«مبارک باد عیدت آن؛ نسیم تازه در نوروز»
#معنوی
📚 @please_study 📚
❤7🕊2
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
در میان مردمی با این
مصیبتها صبور...
صحبت از مرگ محبت
مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است...
#فریدون_مشیری
📚 @please_study 📚
در میان مردمی با این
مصیبتها صبور...
صحبت از مرگ محبت
مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است...
#فریدون_مشیری
📚 @please_study 📚
👍3💯3
جهت حرکت شما، بسیار مهمتر
از سرعت حرکت است...
خیلیها با سرعت زیاد به سمت هیچ
حرکت میکنند!
#التماس_مطالعه
📚 @please_study 📚
از سرعت حرکت است...
خیلیها با سرعت زیاد به سمت هیچ
حرکت میکنند!
#التماس_مطالعه
📚 @please_study 📚
💯5🕊1
📖 از متن کتاب:
فردی که از قدرت نفوذ کلام آگاه باشد، هنگام بر زبان راندن کلام بسیار دقت میکند، از آنجا که او به این موضوع معتقد است که بازتاب سخنش به خودش باز میگردد، همیشه واکنش کلام خویش را به راحتی میبیند.
او با بیان هر کلام، قانونی برای خویش وضع میکند، نعل اسب یا مهرهٔ مار هیچ قدرتی ندارد ولی کلام و عقاید انسان در ذهن نیمه هشیار، آرزو و امید میآفریند و همان برای او موفقیت و شانس میآورد و موقعیت خوب یعنی اقبال را به سوی فرد هدایت میکند.
📕 چهار اثر
✍ #فلورانس_اسکاول_شین
📚 @please_study 📚
فردی که از قدرت نفوذ کلام آگاه باشد، هنگام بر زبان راندن کلام بسیار دقت میکند، از آنجا که او به این موضوع معتقد است که بازتاب سخنش به خودش باز میگردد، همیشه واکنش کلام خویش را به راحتی میبیند.
او با بیان هر کلام، قانونی برای خویش وضع میکند، نعل اسب یا مهرهٔ مار هیچ قدرتی ندارد ولی کلام و عقاید انسان در ذهن نیمه هشیار، آرزو و امید میآفریند و همان برای او موفقیت و شانس میآورد و موقعیت خوب یعنی اقبال را به سوی فرد هدایت میکند.
📕 چهار اثر
✍ #فلورانس_اسکاول_شین
📚 @please_study 📚
👍3
بلعیدهام شعری که باید میسرودم را
وقتی که دیدم واژهی گنگِ وجودم را
وقتی که دیدم روبرو آیینه میسوزد
ترجیح دادم جای بودن ها نبودم را
بر گشته دریا از مسیر رفتهاش با یأس
هر دم عقب تر میبرد موج عنودم را
من راز آنهای که هرگز نامدند از راه...
در ابتدایی ماجرا فهمیده بودم را
مفهوم خوب زندگی مرگ است حالا تو
پایی جنون بگذار این کشفالشهودم را
#مریم_نوری
📚 @please_study 📚
وقتی که دیدم واژهی گنگِ وجودم را
وقتی که دیدم روبرو آیینه میسوزد
ترجیح دادم جای بودن ها نبودم را
بر گشته دریا از مسیر رفتهاش با یأس
هر دم عقب تر میبرد موج عنودم را
من راز آنهای که هرگز نامدند از راه...
در ابتدایی ماجرا فهمیده بودم را
مفهوم خوب زندگی مرگ است حالا تو
پایی جنون بگذار این کشفالشهودم را
#مریم_نوری
📚 @please_study 📚
👍4❤2👌1