📜مختصری از فواید آیات صفحه ۳۵۲
▪️ اغواگری و وسوسه انگیزی شیطان موجب ارتکاب گناهان است، پس مومن باید از آن برحذر باشد.
▪️توفیق به توبه و عمل صالح از جانب الله است؛ نه از جانب بنده.
▪️عفو و گذشت از خطاکار یکی از اسباب بخشش گناهان است.
▪️قَذف (تهمت) به افراد پاکدامن، از گناهان کبیره است.
▪️ مشروعیت اجازه گرفتن برای حفظ نگاه، و محافظت از حریم خانهها.
▪️به قطع رحم یا ترک کاری نیک سوگند یاد نکن، و اگر چه سوگندی یاد کردی از سوگندت بازگرد و کفارهاش را بده.
▪️به یاد آور که در روز قیامت جوارح به سخن میآیند و به سخن و عمل تو گواهی میدهند.
┈┉┅━❀🌸❀━┅┉┈
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
▪️ اغواگری و وسوسه انگیزی شیطان موجب ارتکاب گناهان است، پس مومن باید از آن برحذر باشد.
▪️توفیق به توبه و عمل صالح از جانب الله است؛ نه از جانب بنده.
▪️عفو و گذشت از خطاکار یکی از اسباب بخشش گناهان است.
▪️قَذف (تهمت) به افراد پاکدامن، از گناهان کبیره است.
▪️ مشروعیت اجازه گرفتن برای حفظ نگاه، و محافظت از حریم خانهها.
▪️به قطع رحم یا ترک کاری نیک سوگند یاد نکن، و اگر چه سوگندی یاد کردی از سوگندت بازگرد و کفارهاش را بده.
▪️به یاد آور که در روز قیامت جوارح به سخن میآیند و به سخن و عمل تو گواهی میدهند.
┈┉┅━❀🌸❀━┅┉┈
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
❤1
🍏#تاملی_کوتاه
ترکیب [ ذو حظ ] به معنای : صاحب بهره، دارای بخت، خوشبخت، در دو جای قرآن ذکر گشته است.
یکبار آنجا که عده ای از مردم بعد از مشاهده جاه و جلال قارون گفتند: [ إنه لذو حظّ عظيم ] : حقا که او دارای بهره و بخت بزرگی است! (#قصص 79)
و یکبار خداوند در توصیف کسانی که در مقابل بدی با نیکوترین شیوه پاسخ می دهند می فرماید: [ و ما یُلقّاها إلا ذو حظّ عظيم ] : کسی به این (اخلاق والا ) نمی رسد مگر آنکه صاحب بهره ای بزرگ باشد. (#فصلت 35)
چه بسا ملاک خوشبختی و بهره مندی از نگاه بسیاری ثروت و جلال مادی باشد، اما بهره مند و خوشبخت واقعی در میزان خداوند، اخلاقمند بزرگ منش است.
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
ترکیب [ ذو حظ ] به معنای : صاحب بهره، دارای بخت، خوشبخت، در دو جای قرآن ذکر گشته است.
یکبار آنجا که عده ای از مردم بعد از مشاهده جاه و جلال قارون گفتند: [ إنه لذو حظّ عظيم ] : حقا که او دارای بهره و بخت بزرگی است! (#قصص 79)
و یکبار خداوند در توصیف کسانی که در مقابل بدی با نیکوترین شیوه پاسخ می دهند می فرماید: [ و ما یُلقّاها إلا ذو حظّ عظيم ] : کسی به این (اخلاق والا ) نمی رسد مگر آنکه صاحب بهره ای بزرگ باشد. (#فصلت 35)
چه بسا ملاک خوشبختی و بهره مندی از نگاه بسیاری ثروت و جلال مادی باشد، اما بهره مند و خوشبخت واقعی در میزان خداوند، اخلاقمند بزرگ منش است.
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
❤3😁1
کلام نور (۱۶۹)
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🌸🌸🌸
🍃🌸🌸
🍃
☀️بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيم☀️ِ
🔶« كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ(۱۷۶)إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ (۱۷۷) .... أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِين(۱۸۱)وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ (۱۸۲)وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ (شعرا ۱۸۳)
🔶 اصحاب ايكه (نيز) پيامبران را تكذيب كردند.(۱۷۶)زماني كه شعيب آنان گفت: آيا از (شرك وانحراف) پروا نداريد؟ (۱۷۷) ....
حق پيمانه را اداکنید وازکم فروشان نباشید (۱۸۱) و با ترازوي درست بسنجيد (۱۸۲)و اجناس مردم را كم ندهيد و در زمين به فساد و تبهكاري نكوشيد »(۱۸۳)
🔴نکته ها (قسمت اول ) :
🔸«ایکه » در اصل به معنی محلی است که درختان در هم پیچیده دارد که در فارسی از آن تعبیر به بیشه می کنیم .
🔸« کیل » به معنای مقیاسی است که متاع را از نظر حجم با آن
می سنجند و وفا کردن به کیل به این معناست که آن را کم نگیرند.
🔸« قسطاس » به معنای ترازویی است که متاع را از نظر وزن با آن می سنجند.
🔸«استقامت قسطاس » به این است که آن را عادلانه به کار بزنند.
این دو آیه دستور می دهد به اینکه کم فروشی نکنند و در دادن و گرفتن کالا " کیل و ترازو "را درست به کار ببرند.
گاهی ترازو و پیمانه درست است ولی حق آن ادا نمی شود، و گاه ترازو خراب و پیمانه نادرست و قلابی است .
🔸« مخسر » کسی است که شخص یا چیزی را در معرض خسارت قرار می دهد، آن نیز معنی وسیعی دارد که علاوه بر کم فروشی ، هر عاملی را که سبب زیان و خسران طرف در معامله بشود در بر می گیرد.
🔸« بخس » به معنی کم گذاردن ظالمانه از حقوق مردم ،و گاه به معنی تقلب ونیرنگی است که منتهی به تضییع حقوق دیگران می گردد ، جمله ی فوق هر گونه غش و تقلب و تزویر وخدعه در معامله ، وهر گونه پایمال کردن حق دیگران را شامل می شود .
به این ترتیب تمام سوء استفاده ها و ظلم و خلافکاری در معامله و هر گونه تقلب و کوشش و تلاش زیانبار، چه در کمیت و چه در کیفیت همه در دستورهای فوق داخل است .
تفسیرالمیزان ، نمونه
🍃
🍃🌸🌸
🍃🌸🌸🌸🌸
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🍃🌸🌸🌸🌸
🍃🌸🌸
🍃
☀️بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيم☀️ِ
🔶« كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ(۱۷۶)إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ (۱۷۷) .... أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِين(۱۸۱)وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ (۱۸۲)وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ (شعرا ۱۸۳)
🔶 اصحاب ايكه (نيز) پيامبران را تكذيب كردند.(۱۷۶)زماني كه شعيب آنان گفت: آيا از (شرك وانحراف) پروا نداريد؟ (۱۷۷) ....
حق پيمانه را اداکنید وازکم فروشان نباشید (۱۸۱) و با ترازوي درست بسنجيد (۱۸۲)و اجناس مردم را كم ندهيد و در زمين به فساد و تبهكاري نكوشيد »(۱۸۳)
🔴نکته ها (قسمت اول ) :
🔸«ایکه » در اصل به معنی محلی است که درختان در هم پیچیده دارد که در فارسی از آن تعبیر به بیشه می کنیم .
🔸« کیل » به معنای مقیاسی است که متاع را از نظر حجم با آن
می سنجند و وفا کردن به کیل به این معناست که آن را کم نگیرند.
🔸« قسطاس » به معنای ترازویی است که متاع را از نظر وزن با آن می سنجند.
🔸«استقامت قسطاس » به این است که آن را عادلانه به کار بزنند.
این دو آیه دستور می دهد به اینکه کم فروشی نکنند و در دادن و گرفتن کالا " کیل و ترازو "را درست به کار ببرند.
گاهی ترازو و پیمانه درست است ولی حق آن ادا نمی شود، و گاه ترازو خراب و پیمانه نادرست و قلابی است .
🔸« مخسر » کسی است که شخص یا چیزی را در معرض خسارت قرار می دهد، آن نیز معنی وسیعی دارد که علاوه بر کم فروشی ، هر عاملی را که سبب زیان و خسران طرف در معامله بشود در بر می گیرد.
🔸« بخس » به معنی کم گذاردن ظالمانه از حقوق مردم ،و گاه به معنی تقلب ونیرنگی است که منتهی به تضییع حقوق دیگران می گردد ، جمله ی فوق هر گونه غش و تقلب و تزویر وخدعه در معامله ، وهر گونه پایمال کردن حق دیگران را شامل می شود .
به این ترتیب تمام سوء استفاده ها و ظلم و خلافکاری در معامله و هر گونه تقلب و کوشش و تلاش زیانبار، چه در کمیت و چه در کیفیت همه در دستورهای فوق داخل است .
تفسیرالمیزان ، نمونه
🍃
🍃🌸🌸
🍃🌸🌸🌸🌸
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوره ملك(آیه ۱۳الی۱۸)
وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِٓ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ(١٣)
و گفتارتان را پنهان كنید یا آن را آشكار سازید، مسلماً او به نیّات و اسرار سینهها داناست
أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ.......(١٤)
آیا كسی كه [همه موجودات را] آفریده است نمیداند؟!! و حال آنكه او لطیف و آگاه است
ترجمه(١٥)
اوست كه زمین را برای شما رام قرار داد، بنابراین بر اطراف و جوانب آن راه روید و از روزی خدا بخورید، و برانگیخته شدن مردگان و رستاخیز به سوی اوست
ترجمه(١٦)
آیا از كسی كه [حاكمیت و فرمانرواییاش] در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین]خود را در امان دیدهاید، از اینكه[با شكافتن زمین] شما را در آن فرو برد در حالی كه جنبش موجآسایش را ادامه دهد
ترجمه(١٧)
آیا از كسی كه حاكمیت و فرمانرواییاش در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین] خود را در امان دیدهاید از اینكه توفانی سخت [كه با خود ریگ و سنگ میآورد] بر شما فرستد؟ پس به زودی خواهید دانست كه بیم دادن من چگونه است
ترجمه(١٨)
مسلماً كسانی كه پیش از آنان بودند [آیات خدا و پیامبران را انكار كردند]، پس [بنگر] عذاب من چگونه بود!
🖌@Pious114
وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِٓ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ(١٣)
و گفتارتان را پنهان كنید یا آن را آشكار سازید، مسلماً او به نیّات و اسرار سینهها داناست
أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ.......(١٤)
آیا كسی كه [همه موجودات را] آفریده است نمیداند؟!! و حال آنكه او لطیف و آگاه است
ترجمه(١٥)
اوست كه زمین را برای شما رام قرار داد، بنابراین بر اطراف و جوانب آن راه روید و از روزی خدا بخورید، و برانگیخته شدن مردگان و رستاخیز به سوی اوست
ترجمه(١٦)
آیا از كسی كه [حاكمیت و فرمانرواییاش] در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین]خود را در امان دیدهاید، از اینكه[با شكافتن زمین] شما را در آن فرو برد در حالی كه جنبش موجآسایش را ادامه دهد
ترجمه(١٧)
آیا از كسی كه حاكمیت و فرمانرواییاش در آسمان قطعی است [چه رسد در زمین] خود را در امان دیدهاید از اینكه توفانی سخت [كه با خود ریگ و سنگ میآورد] بر شما فرستد؟ پس به زودی خواهید دانست كه بیم دادن من چگونه است
ترجمه(١٨)
مسلماً كسانی كه پیش از آنان بودند [آیات خدا و پیامبران را انكار كردند]، پس [بنگر] عذاب من چگونه بود!
🖌@Pious114
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
(إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُواتسليما)
قَالَ النبي عَلَيْهِ الصَلَاةُ وَالسَلَامُ
(اُكْثُرُوا مِنْ الصَّلَاةِ عَلَيَّ لَيْلَةَ الجُمْعَةِ وَيَوْمَ الجُمْعَةِ فَإِنَّ صَلَاتَكُمْ مَعْرُوضَةٌ عَلَيَّ)
❣اللَّهُمَّ صـَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلی آلِ مُحَمَّدٍ، ڪَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ، وَعـَلَى آلِ إِبْــرَاهِيمَ، إِنَّڪ حـَمِيدٌ مَـجِيدٌ
❣اللهم َبَارِڪْ عَلى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، ڪـَمَا بَارَڪـْتَ عَلَى إِبْـرَاهِيمَ، وَعَـلَى آلِ إِبــْرَاهِيمَ، فِي العَالَمِينَ إِنَّڪَ حمِيدٌ مَجِيد
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
قَالَ النبي عَلَيْهِ الصَلَاةُ وَالسَلَامُ
(اُكْثُرُوا مِنْ الصَّلَاةِ عَلَيَّ لَيْلَةَ الجُمْعَةِ وَيَوْمَ الجُمْعَةِ فَإِنَّ صَلَاتَكُمْ مَعْرُوضَةٌ عَلَيَّ)
❣اللَّهُمَّ صـَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلی آلِ مُحَمَّدٍ، ڪَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ، وَعـَلَى آلِ إِبْــرَاهِيمَ، إِنَّڪ حـَمِيدٌ مَـجِيدٌ
❣اللهم َبَارِڪْ عَلى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، ڪـَمَا بَارَڪـْتَ عَلَى إِبْـرَاهِيمَ، وَعَـلَى آلِ إِبــْرَاهِيمَ، فِي العَالَمِينَ إِنَّڪَ حمِيدٌ مَجِيد
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
❤1
وَما كانَ المُؤمِنونَ لِيَنفِروا كافَّةً ۚ فَلَولا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهوا فِي الدّينِ وَلِيُنذِروا قَومَهُم إِذا رَجَعوا إِلَيهِم لَعَلَّهُم يَحذَرونَ
شایسته نیست مؤمنان همگی (بسوی میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان، طایفهای کوچ نمیکند (و طایفهای در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت بسوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خودداری کنند!
(سوره توبه، آیه ۱۲۲) تفسیر 👇
شایسته نیست مؤمنان همگی (بسوی میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان، طایفهای کوچ نمیکند (و طایفهای در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت بسوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خودداری کنند!
(سوره توبه، آیه ۱۲۲) تفسیر 👇
❤1
تفسیر 👓 سوره توبه، آیه ۱۲۲:
امت اسلامی و وظيفه او در تبليغ دين
جامعه اسلامی جامعه ای دينی است كه همواره روی در پيشرفت دارد. برای اين منظور نيازمند به گروهی است كه در حكم طلايه داران باشند و تنها همّشان تحقيق و تجسس در اموری دينی و تعمق در امر رسالت آسمانی آن باشد.
اين طلايه داران همواره با حوادث دست به گريبانند در حالی كه مسلمانان ديگر در شهرهای خود سرگرم امور عادی خويشند.
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً و نتوانند مؤمنان كه همگی به سفر روند.»
به عبارت ديگر نمیشود همه يا در شهر بمانند و در كنار رسول اللَّه باشند يا همه با او راهی سفر گردند.
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ چرا از هر گروهی دستهای به سفر نروند.»
يعنی يك دسته تعمد كنند كه به نيابت از سوی ديگران وظايف خاصی را انجام دهند. مثلا از هر عشيره يكی و از هر منطقه شماری از يك عشيره، بوميان به واقعياتشان نزديكترند و به مشكلات خود آگاهتر.
لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ تا دانش دين خود را بياموزند.»
يعنی علم دين را عميقتر و بهتر از ديگران فرا گيرند ولی وظيفه اين گروه در همين خلاصه نمیشود كه پس از فرا گرفتن علم به رجال بسنده كنند، بلكه بايد:
وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ چون بازگشتند مردم خود را هشدار دهند باشد كه از زشتكاری حذر كنند.»
صفات فقهاء
فقهای اسلام از سه صفت برخوردارند.
اولا: ايشان از طبقه و نژاد خاصی نيستند بلكه همه از درون جامعه اسلامی برخاستهاند.
ثانيا: آنان علم فقه را در صحنه عمل اسلامی میآموزند نه در زوايای مساجد و مدارس. بلكه آنان همواره همراه رسول اللَّه يا رهبر دينی هستند و علم را در حين مبارزه ميان جاهليت و اسلام فرا میگيرند.
ثالثا: چون علم دين آموختند در جايی نمیمانند تا مردم نزد آنان آيند، بلكه خود به ميان مردم میروند و هشدارشان میدهند.
اين هشدار به قصد ايجاد روحيه حذر از زشتكاری و توجه به پرهيزگاری است. آن هم نه بدان گونه كه چون زبان به انذار و هشدار گشودند از ايشان اسقاط تكليف میشود بلكه بايد همواره در صدد تهذيب اخلاق و تخلق خود به خلق و خوی اسلامی باشند.
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
امت اسلامی و وظيفه او در تبليغ دين
جامعه اسلامی جامعه ای دينی است كه همواره روی در پيشرفت دارد. برای اين منظور نيازمند به گروهی است كه در حكم طلايه داران باشند و تنها همّشان تحقيق و تجسس در اموری دينی و تعمق در امر رسالت آسمانی آن باشد.
اين طلايه داران همواره با حوادث دست به گريبانند در حالی كه مسلمانان ديگر در شهرهای خود سرگرم امور عادی خويشند.
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً و نتوانند مؤمنان كه همگی به سفر روند.»
به عبارت ديگر نمیشود همه يا در شهر بمانند و در كنار رسول اللَّه باشند يا همه با او راهی سفر گردند.
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ چرا از هر گروهی دستهای به سفر نروند.»
يعنی يك دسته تعمد كنند كه به نيابت از سوی ديگران وظايف خاصی را انجام دهند. مثلا از هر عشيره يكی و از هر منطقه شماری از يك عشيره، بوميان به واقعياتشان نزديكترند و به مشكلات خود آگاهتر.
لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ تا دانش دين خود را بياموزند.»
يعنی علم دين را عميقتر و بهتر از ديگران فرا گيرند ولی وظيفه اين گروه در همين خلاصه نمیشود كه پس از فرا گرفتن علم به رجال بسنده كنند، بلكه بايد:
وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ چون بازگشتند مردم خود را هشدار دهند باشد كه از زشتكاری حذر كنند.»
صفات فقهاء
فقهای اسلام از سه صفت برخوردارند.
اولا: ايشان از طبقه و نژاد خاصی نيستند بلكه همه از درون جامعه اسلامی برخاستهاند.
ثانيا: آنان علم فقه را در صحنه عمل اسلامی میآموزند نه در زوايای مساجد و مدارس. بلكه آنان همواره همراه رسول اللَّه يا رهبر دينی هستند و علم را در حين مبارزه ميان جاهليت و اسلام فرا میگيرند.
ثالثا: چون علم دين آموختند در جايی نمیمانند تا مردم نزد آنان آيند، بلكه خود به ميان مردم میروند و هشدارشان میدهند.
اين هشدار به قصد ايجاد روحيه حذر از زشتكاری و توجه به پرهيزگاری است. آن هم نه بدان گونه كه چون زبان به انذار و هشدار گشودند از ايشان اسقاط تكليف میشود بلكه بايد همواره در صدد تهذيب اخلاق و تخلق خود به خلق و خوی اسلامی باشند.
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
❤1
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلونَكُم مِنَ الكُفّارِ وَليَجِدوا فيكُم غِلظَةً ۚ وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقينَ
ای کسانی که ایمان آوردهاید! با کافرانی که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند!) آنها باید در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!
(سوره توبه، آیه ۱۲۳) تفسیر 👇
ای کسانی که ایمان آوردهاید! با کافرانی که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! (و دشمن دورتر، شما را از دشمنان نزدیک غافل نکند!) آنها باید در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است!
(سوره توبه، آیه ۱۲۳) تفسیر 👇
❤1
تفسیر 👓 سوره توبه، آیه ۱۲۳:
نبرد با نزديكترين دشمن
هنگامی كه امت اسلامی در تصميمگيری به جنگ با دشمن استقلال رأی و عمل داشته باشد نخست به قتال آن دشمن كه نزديكتر است خواهد پرداخت سپس به نبرد دشمن دورتر. چنان كه در اين آيه فرمان شده است:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً ای كسانی كه ايمان آوردهايد با كافرانی كه نزديك شمايند جنگ كنيد.
تا در شما شدت و درشتی ببينند.»
چنين امتی، به سبب احساس خطر راه ملايمت در پيش نمیگيرد بلكه همواره در برابر خطر نزديك شدت و سختی بيشتر میيابد زيرا او يك امت مستقل است و به كرامت و اصالت خويش پشتگرم، به گونه ای كه هيچ كس را يارای آن نيست در عزم جزم او رخنهای پديد كند.
خدای تعالی مؤمنان را وعده میدهد كه چون چنين باشند يعنی در عين شدت و درشتی از ضوابطی كه خداوند برای آنان معين كرده تجاوز نكنند و عامل طمع يا غرور سبب كينه توزی و پيكار آنان با دشمن نباشد و پرهيزگاری ورزند همانا خداوند همواره با آنان خواهد بود.
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ و بدانيد كه خدا با پرهيزگاران است.»
اما امتی كه از حيث روحی ناتوان باشد و از تهديد ديگران بهراسد همواره با دشمن ناتوانتر و دورتر كه از آن احساس خطری نمیكند دم از پيكار میزند.
مسلمانان در آن هنگام در زمره توانايان بودند آهنگ جنگ با روميان داشتند زيرا از سوی آنان احساس خطر میكردند خطری كه مستقيما متوجه آنان بود.
پس به نبرد تبوك و موته درآمدند. آنان برای آن كه با ايرانيان پيكار كنند با روميان راه مسالمت نپيمودند و نگفتند كه روميان از حيث دين به ما نزديكتر از ايرانيان هستند.
زيرا روميان مسيحی اند و ايرانيان مجوس ولی امروز كه مسلمانان يا لا اقل بعضی از رژيمهای حاكم بر ايشان كه احساس ضعف میكنند با دشمنی كه به آنها نزديكتر است و خطرش هم بيشتر متحد میشوند تا با دشمن دورتر مخالفت و ضديت خويش ابراز دارند. از اين رو میبينيم با برخی كشورهای شرقی با غرب دم مخالفت میزنند و حال آن كه دشمن واقعی در كنار گوش آنهاست. نمونه اين گونه برداشتها كشور افغانستان است كه در برابر روسها تسليم شد و پنداشت كه دشمن اصلی او امريكاست. همچنين است رژيم مصر كه با اسراييل پيمان دوستی میبندد و انظار مردم را متوجه خطر ليبی میسازد. يا بعضی از جنبشهای اسلامی را میبينيم كه با رژيمهای غربی كه بر پشت ملتهای مستضعف و مظلوم سوار شدهاند و میتازند دوستی میورزند و خطر بعيد الوقوع كمونيسم را جعل میكنند و با آن به مبارزه بر میخيزند. اينان با دشمن خانگی پيمان دوستی میبندند تا با دزدی كه نمیدانند آيا چه زمان خواهد آمد پيكار كنند.
اين ضعف همان عاملی است كه سبب میشود كه در درون جامعه اسلامی رخنه های نفاق پديد آيد. رژيمهای طاغوتی پيوسته دشمنانی خيالی میسازند و شماری از مردم ضعيف النفس را عليه آنان بر میانگيزند و آن گاه از آنان برای نبرد با آن دشمن خيالی سود میجويند.
نبرد با نزديكترين دشمن
هنگامی كه امت اسلامی در تصميمگيری به جنگ با دشمن استقلال رأی و عمل داشته باشد نخست به قتال آن دشمن كه نزديكتر است خواهد پرداخت سپس به نبرد دشمن دورتر. چنان كه در اين آيه فرمان شده است:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً ای كسانی كه ايمان آوردهايد با كافرانی كه نزديك شمايند جنگ كنيد.
تا در شما شدت و درشتی ببينند.»
چنين امتی، به سبب احساس خطر راه ملايمت در پيش نمیگيرد بلكه همواره در برابر خطر نزديك شدت و سختی بيشتر میيابد زيرا او يك امت مستقل است و به كرامت و اصالت خويش پشتگرم، به گونه ای كه هيچ كس را يارای آن نيست در عزم جزم او رخنهای پديد كند.
خدای تعالی مؤمنان را وعده میدهد كه چون چنين باشند يعنی در عين شدت و درشتی از ضوابطی كه خداوند برای آنان معين كرده تجاوز نكنند و عامل طمع يا غرور سبب كينه توزی و پيكار آنان با دشمن نباشد و پرهيزگاری ورزند همانا خداوند همواره با آنان خواهد بود.
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ و بدانيد كه خدا با پرهيزگاران است.»
اما امتی كه از حيث روحی ناتوان باشد و از تهديد ديگران بهراسد همواره با دشمن ناتوانتر و دورتر كه از آن احساس خطری نمیكند دم از پيكار میزند.
مسلمانان در آن هنگام در زمره توانايان بودند آهنگ جنگ با روميان داشتند زيرا از سوی آنان احساس خطر میكردند خطری كه مستقيما متوجه آنان بود.
پس به نبرد تبوك و موته درآمدند. آنان برای آن كه با ايرانيان پيكار كنند با روميان راه مسالمت نپيمودند و نگفتند كه روميان از حيث دين به ما نزديكتر از ايرانيان هستند.
زيرا روميان مسيحی اند و ايرانيان مجوس ولی امروز كه مسلمانان يا لا اقل بعضی از رژيمهای حاكم بر ايشان كه احساس ضعف میكنند با دشمنی كه به آنها نزديكتر است و خطرش هم بيشتر متحد میشوند تا با دشمن دورتر مخالفت و ضديت خويش ابراز دارند. از اين رو میبينيم با برخی كشورهای شرقی با غرب دم مخالفت میزنند و حال آن كه دشمن واقعی در كنار گوش آنهاست. نمونه اين گونه برداشتها كشور افغانستان است كه در برابر روسها تسليم شد و پنداشت كه دشمن اصلی او امريكاست. همچنين است رژيم مصر كه با اسراييل پيمان دوستی میبندد و انظار مردم را متوجه خطر ليبی میسازد. يا بعضی از جنبشهای اسلامی را میبينيم كه با رژيمهای غربی كه بر پشت ملتهای مستضعف و مظلوم سوار شدهاند و میتازند دوستی میورزند و خطر بعيد الوقوع كمونيسم را جعل میكنند و با آن به مبارزه بر میخيزند. اينان با دشمن خانگی پيمان دوستی میبندند تا با دزدی كه نمیدانند آيا چه زمان خواهد آمد پيكار كنند.
اين ضعف همان عاملی است كه سبب میشود كه در درون جامعه اسلامی رخنه های نفاق پديد آيد. رژيمهای طاغوتی پيوسته دشمنانی خيالی میسازند و شماری از مردم ضعيف النفس را عليه آنان بر میانگيزند و آن گاه از آنان برای نبرد با آن دشمن خيالی سود میجويند.
وَإِذا ما أُنزِلَت سورَةٌ فَمِنهُم مَن يَقولُ أَيُّكُم زادَتهُ هٰذِهِ إيمانًا ۚ فَأَمَّا الَّذينَ آمَنوا فَزادَتهُم إيمانًا وَهُم يَستَبشِرونَ
و هنگامی که سورهای نازل میشود، بعضی از آنان (به دیگران) میگویند: «این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما کسانی که ایمان آوردهاند، بر ایمانشان افزوده؛ و آنها (به فضل و رحمت الهی) خوشحالند.
(سوره توبه، آیه ۱۲۴) تفسیر 👇
و هنگامی که سورهای نازل میشود، بعضی از آنان (به دیگران) میگویند: «این سوره، ایمان کدام یک از شما را افزون ساخت؟!» (به آنها بگو:) اما کسانی که ایمان آوردهاند، بر ایمانشان افزوده؛ و آنها (به فضل و رحمت الهی) خوشحالند.
(سوره توبه، آیه ۱۲۴) تفسیر 👇
تفسیر 👓 سوره توبه، آیه ۱۲۴:
موضع ما و موضع ايشان
منافقان هميشه در باب ارزش آيات قرآنی تشكيك میكنند و نمیدانند كه مؤمنان چقدر از آنها سود میبرند.
وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ و چون سورهای نازل شود بعضی میپرسند: اين سوره به ايمان كداميك از شما درافزود؟ آنان كه ايمان آورده اند، ايمانشان افزوده میشود و خود شادمانی میكنند.»
موضع منفی منافقان در برابر سوره های قرآن چنين بود. اينان نمیدانستند كه تا چه حد به قرآن نياز دارند در حالی كه مؤمنان خود احساس احتياج میكردند و از اين رو چون آيه ای نازل میشد میدانستند كه نزول آن آيه يكی از نيازهای روحی و اجتماعی آنان را برآورده خواهد كرد، از اين رو شادمان میشدند. و بر ايمانشان افزوده میشد.
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
موضع ما و موضع ايشان
منافقان هميشه در باب ارزش آيات قرآنی تشكيك میكنند و نمیدانند كه مؤمنان چقدر از آنها سود میبرند.
وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ و چون سورهای نازل شود بعضی میپرسند: اين سوره به ايمان كداميك از شما درافزود؟ آنان كه ايمان آورده اند، ايمانشان افزوده میشود و خود شادمانی میكنند.»
موضع منفی منافقان در برابر سوره های قرآن چنين بود. اينان نمیدانستند كه تا چه حد به قرآن نياز دارند در حالی كه مؤمنان خود احساس احتياج میكردند و از اين رو چون آيه ای نازل میشد میدانستند كه نزول آن آيه يكی از نيازهای روحی و اجتماعی آنان را برآورده خواهد كرد، از اين رو شادمان میشدند. و بر ايمانشان افزوده میشد.
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
وَأَمَّا الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَتهُم رِجسًا إِلىٰ رِجسِهِم وَماتوا وَهُم كافِرونَ
و امّا آنها که در دلهایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده؛ و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند.
(سوره توبه، آیه ۱۲۵) تفسیر 👇
و امّا آنها که در دلهایشان بیماری است، پلیدی بر پلیدیشان افزوده؛ و از دنیا رفتند در حالی که کافر بودند.
(سوره توبه، آیه ۱۲۵) تفسیر 👇
تفسیر 👓 سوره توبه، آیه ۱۲۵:
چه وقت هدايت سبب گمراهی میشود؟
منافقان سوره های جديد را انكار میكردند و اين كفر در دل آنها ايجاد عناد میكرد و اين عناد سبب پليدی ايشان میگرديد.
وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ آنان كه در دلهايشان مرضی است، جز انكاری بر انكارشان نيفزود و هم چنان كافر بمردند.»
در قلب انسان گويی دستگاهی كار گذاشته شده كه مسير زندگی او را تعيين میكند. مثلا هر گاه به مانعی اجتماعی برخورد كند قلب او او را به ضرورت معارضه وا میدارد و چون با بحرانی مواجه شود دل او فرايادش میآورد كه بر كوشش خود بيفزايد و چون او را هشدار دهد حذر میكند و چون بشارتش دهد به فعاليت روی میآورد. و چون دل به مرضی گرفتار آيد و آن دستگاه مرموز معيوب شود از هر چه نتيجه مثبت میگرفت، اكنون نتيجه منفی میگيرد.
همچنين هر پديده خارجی كه برای صاحب قلب سالم سودبخش است برای كسی كه دلی بيمار دارد مضرّ است. مثلا كلمه حق، نسبت به قلب سالم هدايت و موعظه است در حالی كه همان كلمه حق برای كسی كه دلی بيمار دارد ضلالت و گمراهی است.
در اينجا مثلی میآوريم. تو برادر خود را نصيحت میكنی و میگويی كتاب نهج البلاغه را بخوان. او نيز به نوبه خود در میيابد كه تو اين سخن از روی نيكخواهی میگويی و نصيحت تو را میپذيرد و عمل میكند. ولی اگر اين سخن را به دشمنت بگويی او در برابر تو جبهه میگيرد و هر كلمه از سخن تو را به گونه ای مفسدت آميز تعبير میكند و حتی اگر سابقا كتاب نهج البلاغه را میخوانده اكنون آن را ترك میگويد. همچنين بعضی از قبايل قريش بودند كه بنی هاشم را رقيب ديرينه خود میشمردند و نمیخواستند كه سخن حق را از دهان يكی از آنان بشنوند. از اين رو با امر نبوت رسول اللَّه (ص) به معارضه برخاستند و اين معارضه فقط به آن سبب بود كه اين ندا از خاندان هاشم برخاسته بود.
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
چه وقت هدايت سبب گمراهی میشود؟
منافقان سوره های جديد را انكار میكردند و اين كفر در دل آنها ايجاد عناد میكرد و اين عناد سبب پليدی ايشان میگرديد.
وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ آنان كه در دلهايشان مرضی است، جز انكاری بر انكارشان نيفزود و هم چنان كافر بمردند.»
در قلب انسان گويی دستگاهی كار گذاشته شده كه مسير زندگی او را تعيين میكند. مثلا هر گاه به مانعی اجتماعی برخورد كند قلب او او را به ضرورت معارضه وا میدارد و چون با بحرانی مواجه شود دل او فرايادش میآورد كه بر كوشش خود بيفزايد و چون او را هشدار دهد حذر میكند و چون بشارتش دهد به فعاليت روی میآورد. و چون دل به مرضی گرفتار آيد و آن دستگاه مرموز معيوب شود از هر چه نتيجه مثبت میگرفت، اكنون نتيجه منفی میگيرد.
همچنين هر پديده خارجی كه برای صاحب قلب سالم سودبخش است برای كسی كه دلی بيمار دارد مضرّ است. مثلا كلمه حق، نسبت به قلب سالم هدايت و موعظه است در حالی كه همان كلمه حق برای كسی كه دلی بيمار دارد ضلالت و گمراهی است.
در اينجا مثلی میآوريم. تو برادر خود را نصيحت میكنی و میگويی كتاب نهج البلاغه را بخوان. او نيز به نوبه خود در میيابد كه تو اين سخن از روی نيكخواهی میگويی و نصيحت تو را میپذيرد و عمل میكند. ولی اگر اين سخن را به دشمنت بگويی او در برابر تو جبهه میگيرد و هر كلمه از سخن تو را به گونه ای مفسدت آميز تعبير میكند و حتی اگر سابقا كتاب نهج البلاغه را میخوانده اكنون آن را ترك میگويد. همچنين بعضی از قبايل قريش بودند كه بنی هاشم را رقيب ديرينه خود میشمردند و نمیخواستند كه سخن حق را از دهان يكی از آنان بشنوند. از اين رو با امر نبوت رسول اللَّه (ص) به معارضه برخاستند و اين معارضه فقط به آن سبب بود كه اين ندا از خاندان هاشم برخاسته بود.
🖌@Pious114
🌸🍃مــــتــــقــــیــــانــ🍃🌸
🕛مدت مطالعه: 110ثانیه
5.6.4. ادب علمآموزی
ذات باریتعالی بهزیبایی بیان میدارد:
«قَالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً» .
موسی به او گفت: آیا از تو پیروی كنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایۀ رشد و صلاح است، به من بیاموزی.
قرآن میفرماید که موسی(ع) به معلّم خود گفت: آیا اگر از تو تبعیت كنم، از علم (لدنّیِ) خود مرا خواهی آموخت؟ درواقع، حضرت موسی(ع) درابتدا از معلّم خویش اجازه میخواهد.
بهعبارتی، اولین نكته در وادی علم رخصت و اجازهگرفتن است، دوم، اظهار تواضع در نزد معلّم است. ناز بزرگان نكشیده، كسی را بزرگ نمیكند.
از تمام عبارات موسی(ع) تواضع و خضوع و ادب در برابر مقام معلم خویش كاملاً آشكار است. عبارت «هَلْ» كه به شكل استفهام در ابتدای جمله آمده است، مبیّن همین نكته است. در كلمات حضرات معصومین(ع) داریم كه: «بَرَكَةُ العِلْمِ فیِ تَعظِیمِ الْاُسْتاذِ» (برکت علم در بزرگداشت [و تکریم] استاد است).
طرح این موضوع بهعلت همان حقیقتی است كه در علم وجود دارد.
سومین نكته در ادب علمآموزی، رعایت رتبه و جایگاه استاد و شاگرد است. این آیه اشاره میكند كه حضرت موسی(ع) با كلام خود، مرتبۀ استاد خود را رعایت میكند و بهواقع او آمده است تا از استاد خود پیروی كند.
نكتۀ چهارم، داشتن مشوّق و انگیزه در هنگام علمآموزی است. شوق و انگیزه همچون آتشی به جان انسانها افتاده و آنها را در راه كسب علم و دانش سرمست میكند. بدون داشتن شوق و انگیزه، آدمی به درجۀ ممتازی در علم نمیرسد:
«وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَیُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللهَ لَهَادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ» .
و (نیز) هدف این بود كه آگاهان بدانند این حقّی است ازسوی پروردگارت و درنتیجه به آن ایمان بیاورند و دلهایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند كسانی را كه ایمان آوردند، بهسوی صراط مستقیم هدایت میكند.
پنجمین نكته، رشد و شكوفایی در جریان تعلیم و تربیت است؛ یعنی هدفگذاری در آموزش باید بر پایۀ پیشرفت و بالندگی و تعالی انسان باشد.
باید اذعان نمود كه علم گوهری بیپایان است. پیامبر اسلام(ص) با آن منزلتِ علمی، باز دست خویش رو بهسوی آسمان برده و دعا میفرمود:
«قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً» .
بگو: پروردگارا، علم مرا افزون كن.
علم مسیری است كه وجود مبارک پیامبر(ص) نیز همچنان در آن راهرو و گامبردار است؛ برعکس، جهل در تقابل با علم، چهرۀ زشت و كریهی دارد. چهرۀ زیبای علم را میتوان در قالب حكایت زیر كه در مثنوی آمده است، بهشایستگی و نیكویی مشاهده نمود:
روستایی گاو در آخُر ببست
شیر گاوش خورد و برجایش نشست
روستایی شد در آخُر سوی گاو
گاو را میجست شب آن كنجكاو
دست میمالید بر اعضای شیر
پشت و پهلو، گاه بالا، گاه زیر
گفت شیر ار روشنی افزون شدی
زهرهاش بدریدی و دل خون شدی
اینچنین گستاخ زان می خاردم
كاو در این شب گاو میپنداردم
حق همی گوید كه ای مغرور كور
نه ز نامم پاره پاره گشت طور
كه لَو اَنْزَلْنا كِتاباً لِلْجَبَل
لانْصَدَع ثُمّ انْقَطَع ثُمّ ارْتَحَل
از من ار كوه احد واقف بدی
پاره گشتی و دلش پر خون شدی
از پدر وز مادر این بشنیدهای
لاجرم غافل در این پیچیدهای
گرتو بیتقلید از این واقف شوی
بینشان از لطف چون هاتف شوی
آری، این پردۀ جهل است كه مقابل دیدگانِ افراد قرار گرفته و موجب میشود كه آنها نتوانند حقایق را عیان و مكشوف در جان و جهان بهنظاره بنشینند. امید است كه آتش علم در جان همگان لحظهبهلحظه شعلهورتر شود.
بخشهایی از کتاب گامهای موفقیت در پرتو قرآن کریم، محمدعلی انصاری
#متنمکتوب_گامهای موفقیت در پرتو قرآن کریم
💫@Pious114
📚متقیان
5.6.4. ادب علمآموزی
ذات باریتعالی بهزیبایی بیان میدارد:
«قَالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً» .
موسی به او گفت: آیا از تو پیروی كنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایۀ رشد و صلاح است، به من بیاموزی.
قرآن میفرماید که موسی(ع) به معلّم خود گفت: آیا اگر از تو تبعیت كنم، از علم (لدنّیِ) خود مرا خواهی آموخت؟ درواقع، حضرت موسی(ع) درابتدا از معلّم خویش اجازه میخواهد.
بهعبارتی، اولین نكته در وادی علم رخصت و اجازهگرفتن است، دوم، اظهار تواضع در نزد معلّم است. ناز بزرگان نكشیده، كسی را بزرگ نمیكند.
از تمام عبارات موسی(ع) تواضع و خضوع و ادب در برابر مقام معلم خویش كاملاً آشكار است. عبارت «هَلْ» كه به شكل استفهام در ابتدای جمله آمده است، مبیّن همین نكته است. در كلمات حضرات معصومین(ع) داریم كه: «بَرَكَةُ العِلْمِ فیِ تَعظِیمِ الْاُسْتاذِ» (برکت علم در بزرگداشت [و تکریم] استاد است).
طرح این موضوع بهعلت همان حقیقتی است كه در علم وجود دارد.
سومین نكته در ادب علمآموزی، رعایت رتبه و جایگاه استاد و شاگرد است. این آیه اشاره میكند كه حضرت موسی(ع) با كلام خود، مرتبۀ استاد خود را رعایت میكند و بهواقع او آمده است تا از استاد خود پیروی كند.
نكتۀ چهارم، داشتن مشوّق و انگیزه در هنگام علمآموزی است. شوق و انگیزه همچون آتشی به جان انسانها افتاده و آنها را در راه كسب علم و دانش سرمست میكند. بدون داشتن شوق و انگیزه، آدمی به درجۀ ممتازی در علم نمیرسد:
«وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَیُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَ إِنَّ اللهَ لَهَادِ الَّذِینَ آمَنُوا إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ» .
و (نیز) هدف این بود كه آگاهان بدانند این حقّی است ازسوی پروردگارت و درنتیجه به آن ایمان بیاورند و دلهایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند كسانی را كه ایمان آوردند، بهسوی صراط مستقیم هدایت میكند.
پنجمین نكته، رشد و شكوفایی در جریان تعلیم و تربیت است؛ یعنی هدفگذاری در آموزش باید بر پایۀ پیشرفت و بالندگی و تعالی انسان باشد.
باید اذعان نمود كه علم گوهری بیپایان است. پیامبر اسلام(ص) با آن منزلتِ علمی، باز دست خویش رو بهسوی آسمان برده و دعا میفرمود:
«قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً» .
بگو: پروردگارا، علم مرا افزون كن.
علم مسیری است كه وجود مبارک پیامبر(ص) نیز همچنان در آن راهرو و گامبردار است؛ برعکس، جهل در تقابل با علم، چهرۀ زشت و كریهی دارد. چهرۀ زیبای علم را میتوان در قالب حكایت زیر كه در مثنوی آمده است، بهشایستگی و نیكویی مشاهده نمود:
روستایی گاو در آخُر ببست
شیر گاوش خورد و برجایش نشست
روستایی شد در آخُر سوی گاو
گاو را میجست شب آن كنجكاو
دست میمالید بر اعضای شیر
پشت و پهلو، گاه بالا، گاه زیر
گفت شیر ار روشنی افزون شدی
زهرهاش بدریدی و دل خون شدی
اینچنین گستاخ زان می خاردم
كاو در این شب گاو میپنداردم
حق همی گوید كه ای مغرور كور
نه ز نامم پاره پاره گشت طور
كه لَو اَنْزَلْنا كِتاباً لِلْجَبَل
لانْصَدَع ثُمّ انْقَطَع ثُمّ ارْتَحَل
از من ار كوه احد واقف بدی
پاره گشتی و دلش پر خون شدی
از پدر وز مادر این بشنیدهای
لاجرم غافل در این پیچیدهای
گرتو بیتقلید از این واقف شوی
بینشان از لطف چون هاتف شوی
آری، این پردۀ جهل است كه مقابل دیدگانِ افراد قرار گرفته و موجب میشود كه آنها نتوانند حقایق را عیان و مكشوف در جان و جهان بهنظاره بنشینند. امید است كه آتش علم در جان همگان لحظهبهلحظه شعلهورتر شود.
بخشهایی از کتاب گامهای موفقیت در پرتو قرآن کریم، محمدعلی انصاری
#متنمکتوب_گامهای موفقیت در پرتو قرآن کریم
💫@Pious114
📚متقیان
❤1
🌸اگر به #دستورات_قرآن عمل شود
چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟
1️⃣ اگر هر کس به سوره اعراف ٣١ 👈(کلو و اشربوا و لا تسرفوا )
توجه میکرد :
دیگر هرکس به اندازه نیازش غذا می خورد و پر خوری نمی کرد ، انواع بیماری ها کم می شد و آن همه غذای اضافی دور ریخته نمی شد و شاید هم دیگر گرسنه ای باقی نمی ماند!
2️⃣ اگر هرکس به سوره ملك ايه ١٥ 👈 (وامشوا فی مناکبها و کلو من رزقه)
توجه می کرد:
راه رفتن را در برنامه روزانه خود پیش می گرفت و از فواید آن بهره می برد.
3️⃣ اگر هر کسی به سوره بقره آیه ٨٣ 👈 (و قولوا لناس حسنا)
توجه می کرد:
دیگر عصبانی نمی شد و دعوا و بدگویی از جامعه رخت بر می بست.
4️⃣ اگر هر کس به سوره اسرا ايه ٣٧👈 ( ولا تمش فی الارض مرحا )
توجه می کرد:
دیگر کسی برای جلب توجه دیگران و فخر فروشی و خودنمایی با غرور راه نمی رفت.
5️⃣ اگر هر کس به سوره نور آیه٣٧ 👈 ( رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلاه و...)
عمل می کرد:
دیگر هنگام اذان بازارها از مردم خالی می شد و همه به صف نماز می ایستادند، و صفا و صمیمیت و دوستی و معنویت فرا گیر می شد و فرمان خدا اطاعت می شد و فحشا و منکر از بین می رفت و خداوند برکاتش را بر ما نازل می کرد.
6️⃣ اگر هر زنی به سوره نور آیه ٣١ 👈 ( و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن )
عمل می کرد:
دیگر زنی برای غیر شوهرش آرایش نمی کرد و بسیاری از زندگی ها آرامش می یافت و جوان ها کمتر به گناه کشیده می شدند.
7️⃣ اگر هر کسی به سوره نور 30 👈 (قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ )
عمل می کرد:
دیگر کسی به نامحرم نگاه نمی کرد و تیر زهر آگین شیطان به قلبش وارد نمی شد و این همه فساد رایج نمی شد.
8️⃣ اگر هر دختر 🚺 و پسر 🚹 جوان به سوره نور ايه ٣٣ ( ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله عمل می کرد :
دیگر به بهانه نداشتن موقعیت ازدواج، گناه نمی کردند و صبر می کردند تا خدا آنها را با فضلش بی نیاز کند.
9️⃣ اگر هر کسی به سوره نور ايه ١٩ 👈 (ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین ءامنوا لهم عذاب الیم )
توجه می کرد:
دیگر کسی دوستش را به گناه دعوت نمی کرد و زمینه گناه و معصیت را برای یکدیگر فراهم نمی کردند و سلامت جامعه را از بین نمی بردند.
🔟🌸🌿 اگر شما بزرگوار که این متن را می خوانید به سوره اعراف ١٩٩ 👈 ( و أمر بالمعروف )
عمل بکنید
و این پیام را نشر دهيد شاید تعداد بیشتری آن را یاد بگیرند و به آن عمل کنند و شما هم در ثواب آن شریک شوید.
💫@Pious114
📚متقیان
چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟
1️⃣ اگر هر کس به سوره اعراف ٣١ 👈(کلو و اشربوا و لا تسرفوا )
توجه میکرد :
دیگر هرکس به اندازه نیازش غذا می خورد و پر خوری نمی کرد ، انواع بیماری ها کم می شد و آن همه غذای اضافی دور ریخته نمی شد و شاید هم دیگر گرسنه ای باقی نمی ماند!
2️⃣ اگر هرکس به سوره ملك ايه ١٥ 👈 (وامشوا فی مناکبها و کلو من رزقه)
توجه می کرد:
راه رفتن را در برنامه روزانه خود پیش می گرفت و از فواید آن بهره می برد.
3️⃣ اگر هر کسی به سوره بقره آیه ٨٣ 👈 (و قولوا لناس حسنا)
توجه می کرد:
دیگر عصبانی نمی شد و دعوا و بدگویی از جامعه رخت بر می بست.
4️⃣ اگر هر کس به سوره اسرا ايه ٣٧👈 ( ولا تمش فی الارض مرحا )
توجه می کرد:
دیگر کسی برای جلب توجه دیگران و فخر فروشی و خودنمایی با غرور راه نمی رفت.
5️⃣ اگر هر کس به سوره نور آیه٣٧ 👈 ( رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلاه و...)
عمل می کرد:
دیگر هنگام اذان بازارها از مردم خالی می شد و همه به صف نماز می ایستادند، و صفا و صمیمیت و دوستی و معنویت فرا گیر می شد و فرمان خدا اطاعت می شد و فحشا و منکر از بین می رفت و خداوند برکاتش را بر ما نازل می کرد.
6️⃣ اگر هر زنی به سوره نور آیه ٣١ 👈 ( و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن )
عمل می کرد:
دیگر زنی برای غیر شوهرش آرایش نمی کرد و بسیاری از زندگی ها آرامش می یافت و جوان ها کمتر به گناه کشیده می شدند.
7️⃣ اگر هر کسی به سوره نور 30 👈 (قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ )
عمل می کرد:
دیگر کسی به نامحرم نگاه نمی کرد و تیر زهر آگین شیطان به قلبش وارد نمی شد و این همه فساد رایج نمی شد.
8️⃣ اگر هر دختر 🚺 و پسر 🚹 جوان به سوره نور ايه ٣٣ ( ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله عمل می کرد :
دیگر به بهانه نداشتن موقعیت ازدواج، گناه نمی کردند و صبر می کردند تا خدا آنها را با فضلش بی نیاز کند.
9️⃣ اگر هر کسی به سوره نور ايه ١٩ 👈 (ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین ءامنوا لهم عذاب الیم )
توجه می کرد:
دیگر کسی دوستش را به گناه دعوت نمی کرد و زمینه گناه و معصیت را برای یکدیگر فراهم نمی کردند و سلامت جامعه را از بین نمی بردند.
🔟🌸🌿 اگر شما بزرگوار که این متن را می خوانید به سوره اعراف ١٩٩ 👈 ( و أمر بالمعروف )
عمل بکنید
و این پیام را نشر دهيد شاید تعداد بیشتری آن را یاد بگیرند و به آن عمل کنند و شما هم در ثواب آن شریک شوید.
💫@Pious114
📚متقیان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#هراندازه كه دنبال طبيب باشی برای آرامش قلب و روانت؛ هرگز طبیبی #همانند قرآن نمی یابی
#قرآن بخوان... كه آرامش روح و روان در قرآن است♥️
#وقتى آرامش دهنده ميگويد دل با قرآن آرام مى شود پس نبايد آرامش را جاى ديگر #جستجو كرد♥️
#قرآن بخوان...آرام شو...
💫@Pious114
📚متقیان
#قرآن بخوان... كه آرامش روح و روان در قرآن است♥️
#وقتى آرامش دهنده ميگويد دل با قرآن آرام مى شود پس نبايد آرامش را جاى ديگر #جستجو كرد♥️
#قرآن بخوان...آرام شو...
💫@Pious114
📚متقیان
❤2
✨🕋✨
هر شب با قرآن مجید:
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ• وَإِلَي رَبِّكَ فَارْغَبْ»
(انشراح ٨و٧)
«پس هر وقت (از كارى) فراغت يافتى (به كار جديد دیگری) بپرداز و در آن بکوش،
و با رغبت و اشتياق به سوى پروردگارت روى آور.»
انسان بايد بعد از فارغ شدن از هر كار و مسئوليّتى، آماده پذيرش مسئوليّت ديگر و تلاش و كوشش ديگری باشد.
پيمودن راه خداوند بايد با شوق و رغبت باشد،
و تلاش وی بايد جهت خدایی، همراه با اخلاص باشد.
✨🕋࿐ʲᵒᶦⁿ↷
💫@Pious114
📚متقیان
هر شب با قرآن مجید:
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ• وَإِلَي رَبِّكَ فَارْغَبْ»
(انشراح ٨و٧)
«پس هر وقت (از كارى) فراغت يافتى (به كار جديد دیگری) بپرداز و در آن بکوش،
و با رغبت و اشتياق به سوى پروردگارت روى آور.»
انسان بايد بعد از فارغ شدن از هر كار و مسئوليّتى، آماده پذيرش مسئوليّت ديگر و تلاش و كوشش ديگری باشد.
پيمودن راه خداوند بايد با شوق و رغبت باشد،
و تلاش وی بايد جهت خدایی، همراه با اخلاص باشد.
✨🕋࿐ʲᵒᶦⁿ↷
💫@Pious114
📚متقیان
❤3🔥3
بارالها!
از گناهان و لغزشهای مان درگذر و رنج و بلا را از ما برطرف کن و غصه های مارا به لطف و کرمت برطرف ساز.
خدایم!
باران رحمت و مغفرتت را بر سرمان نازل فرما تا بدی ها و لغزش های مارا پاک کند و مثل کودکی دوباره متولد شویم.
خدای مهربانم!
مهر تو را بر دل دارم و به آن مینازم، سعادتی به ما عطا کن که مهر این بنده گناهکارت هم بر دل خالقش بیفتد، ای مهربان ترین مهربانان.
( آمین یا قاضی الحاجات )
💫@Pious114
📚متقیان
از گناهان و لغزشهای مان درگذر و رنج و بلا را از ما برطرف کن و غصه های مارا به لطف و کرمت برطرف ساز.
خدایم!
باران رحمت و مغفرتت را بر سرمان نازل فرما تا بدی ها و لغزش های مارا پاک کند و مثل کودکی دوباره متولد شویم.
خدای مهربانم!
مهر تو را بر دل دارم و به آن مینازم، سعادتی به ما عطا کن که مهر این بنده گناهکارت هم بر دل خالقش بیفتد، ای مهربان ترین مهربانان.
( آمین یا قاضی الحاجات )
💫@Pious114
📚متقیان
❤9🕊1