پـیچَـك؛
102 subscribers
257 photos
108 videos
51 links
                                               ​                                    پناهے براے عبور از شب‌هاے بلند                 
                     به امیدِ یک صبحِ بهـآرۍ                     ೀ                   
Download Telegram
گاهی حس میکنم دو نفر توی وجودم زندگی میکنن.
یکی همونیه که هر روز میخنده، جواب پیام‌ها رو میده و طوری رفتار میکنه که انگار همه‌چیز روبه‌راهه.
اون یکی اما بی‌صدا داره با فشار، خستگی و استرس میجنگه؛ فقط برای اینکه نفر اول بتونه همچنان عادی، آروم و محکم به نظر برسه.
چطوری میتونی چیزیو درست کنی وقتی که نمیدونی چی خراب شده؟
من خیلی زبونم از تو تیزتر بود ولی حرفی که حس میکردم دلتو میشکنه رو بهت نزدم.
یک روز تورا میکشم...
یک روز تورا میکشم، اما نه با تفنگی که بر شقیقه‌ات میگذارم، نه با دارویی که در وعده ات میریزم و نه حتی با دستان خود...
چنین بسیار ساده خواهد بود هیچ گاه نخواهی فهمید که زخم های کاشته بر تن من چگونه از جوانه هایی به جنگلی وسیع از بی زاری بدل شده اند! توقع این را هیچگاه نداشته ای، اری حتی نفرتی هم از تو دیگر در وجودم نیست تنها بیزاریست که در من ریشه دوانده.
تنفر نیازمند ریشه هایی قدرتمند است اما من دیگر حس تعلق به هیچ مسلک و سالکی نیز ندارم.
دیگر اعتقادی نیز ندارم، هیچ ریشه ای نخشکیده در من نیست هرانچه بود را سوزاندم تا دود ان بهانه ای باشد برای چشمان ترم که مبادا احدی خبردار شود که مردی میگرید.
روزی در خلوت یک روز باران ریز در کنج اتاق خویش شبا هنگام یاد تورا با اخرین نخ سیگارم در خویش خاموش میکنم تا همانطور که اخرین هاله
ی نقره گون دود به سمت پنجره محو میشود یاد تو نیز خرامان خرامان بی جان گردد و تنها چنین است که میتوانی بر حسرت های سالخورده اشتباهاتت در گذران عمر خویش به اشک دندان ریزت بگریی
ولیکن شیون تنها جان پناهت شود
-ع‌.م.مهدوی

-بیست و نه شهریور چهارصد و پنج
کتاب مورد علاقه دخترا:👹🗿
که زندگی دو سه نخ کام است-
❤1
دوستانی اندک، اما شایسته✨🍓💘🧸
❤1💅1
Eyes, they never lie...
نشد که آرزوهامون بشه جانم؛ نشد:)..
❤1
۲۲ سالی که نفهمیدم چجور گذشت،
کاشکی تا ۳۰ سالم نشده خدا بهمون یه حالی بده عزیز جان!
❤2
ثابت شدین همتون به وقتش!:)