عکس هایی که شما میگیرید 📸
برای هممون قطعا ی عکسی بوده یا ی چیزی بوده که باهاش به عکاسی علاقمند بشیم. اون عکس یا اون اتفاق رو بفرستید یا تعریف کنید دور هم بشنویم.
هشت یا نه سالم بود؛ پشت خانهمان فقط دشت بود و گندمزار و تنهایی، یک زمین خاکی هم بود و چهار سنگ که جفت هم دو دروازه ساخته بودند، نامش را گذاشته بودیم ورزشگاه آزادی.
یک شب بعد از پایان توپ بازی و عزیمت همه به خانه صحنهای را دیدم که با تمام وجود دلم میخواست آن را ثبت کند تا دنیا بفهمد ماه زیباتر از همه معشوقههاست.
ماه کامل به رنگ خون از پس کوههای آن سوی دشت برآمده بود و دو تکه ابر تیره زیر بغلهایش را گرفته بودند و کمی پایینتر خودروهای عبوری از بزرگراه پایین کوه وارد دشت میشدند.
با خود گفتم کاش یک دوربین داشتم برای ثبت این لحظه؛ لحظهای که هرگز نه تکرار میشود و نه از خاطرم میرود.
یک شب بعد از پایان توپ بازی و عزیمت همه به خانه صحنهای را دیدم که با تمام وجود دلم میخواست آن را ثبت کند تا دنیا بفهمد ماه زیباتر از همه معشوقههاست.
ماه کامل به رنگ خون از پس کوههای آن سوی دشت برآمده بود و دو تکه ابر تیره زیر بغلهایش را گرفته بودند و کمی پایینتر خودروهای عبوری از بزرگراه پایین کوه وارد دشت میشدند.
با خود گفتم کاش یک دوربین داشتم برای ثبت این لحظه؛ لحظهای که هرگز نه تکرار میشود و نه از خاطرم میرود.
🔥4