من بخار شیشهها در زمستانم
که بر پنجرهی اتاقت اشک میشوم
من آن گل پژمردهی شکنندهام
که در میان خاطراتت خشک میشوم
من آن قطرهی شورانگیز اشکم
که به هنگام غم بر گونهات روان میشوم
من آن برگ خشکیده بر شاخهام
که به هنگام مرگ طعمهی خزان میشوم
منم آن موج سرگردان دریا
که جان به ساحل سنگی میدهم
منم آن انار تَرَک خوردهی باغ
که خبر از دلتنگی میدهم
منم آن کهن درخت بلوط
که بر روی تپهای بلند روییده است
منم آن رُز سیاه افسرده
که در میان خاطراتت خشکیده است
#تراوشات_ذهنم
که بر پنجرهی اتاقت اشک میشوم
من آن گل پژمردهی شکنندهام
که در میان خاطراتت خشک میشوم
من آن قطرهی شورانگیز اشکم
که به هنگام غم بر گونهات روان میشوم
من آن برگ خشکیده بر شاخهام
که به هنگام مرگ طعمهی خزان میشوم
منم آن موج سرگردان دریا
که جان به ساحل سنگی میدهم
منم آن انار تَرَک خوردهی باغ
که خبر از دلتنگی میدهم
منم آن کهن درخت بلوط
که بر روی تپهای بلند روییده است
منم آن رُز سیاه افسرده
که در میان خاطراتت خشکیده است
#تراوشات_ذهنم
🔥6
Forwarded from پیتر شاطر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM