امروز رفته بودم موزه حیاط وحش عکاسی و یه چیزی دیدم که باعث شده کل روز ناراحت باشم و غصه بخورم؛ جدا از اون همه حیوون با عظمت مثل شیر که تاکسیدرمی شدن، رفتم آکواریوم و یه صحنه خیلی غم انگیز دیدم.
تو تمام آکواریومها از هر ماهی چند تا گذاشته بودن که تنها نباشن، چند آکواریوم هم فقط یه ماهی توشون بود، بعضیهاشونم که در حال تخم گذاری بودن رو تنها تو یه محفظه جداگونه گذاشته بودن که تولید مثلشون کامل بشه.
اون وسط یه آکواریوم دیدم که خالی بود؛ یکم که دقت کردم دیدم اسکلت ماهی کوچولوی داخلش اون جا مونده و هیچ کس حتی خبر نداره کی و چجوری تو تنهایی مرده.
از عصر تا الآن دلم برات کبابه ماهی کوچولو.
تو تمام آکواریومها از هر ماهی چند تا گذاشته بودن که تنها نباشن، چند آکواریوم هم فقط یه ماهی توشون بود، بعضیهاشونم که در حال تخم گذاری بودن رو تنها تو یه محفظه جداگونه گذاشته بودن که تولید مثلشون کامل بشه.
اون وسط یه آکواریوم دیدم که خالی بود؛ یکم که دقت کردم دیدم اسکلت ماهی کوچولوی داخلش اون جا مونده و هیچ کس حتی خبر نداره کی و چجوری تو تنهایی مرده.
از عصر تا الآن دلم برات کبابه ماهی کوچولو.
👍13🤯1
خیلی دوست دارم در مورد اومدن پاییز یه متن طولانی احساسی و قشنگ بنویسم اما خب تابستون، پاییز یا زمستون چه فرقی با هم دارن وقتی همهاش تو بگاییایم؟
👍15🔥1
Peter Shutter
Photo
#چالش؛
این متن+ عکسی که ریپلای زدم رو بفرستید چنلتون و آخرین عکسی که تابستون گرفتید رو برام مشخص کنید با هم ببینیم.
🔥4