جلادِ آل شیطان،
با آن عمامه تا چند،
دعوی کنی امامت!
اجدادِ طاهرینت
خونِ جوان مکیدند،
با تیغ و بیحجامت
جوشیده خونِ خلقی،
بر مؤمنانِ بیدین
این شرط و این علامت!
با قاتلان مَردُم
نه جای صلح باقی؛
نه حرفی از ندامت!
و اما شش ماه از ۱۸/۱۹ دی گذشت...
با آن عمامه تا چند،
دعوی کنی امامت!
اجدادِ طاهرینت
خونِ جوان مکیدند،
با تیغ و بیحجامت
جوشیده خونِ خلقی،
بر مؤمنانِ بیدین
این شرط و این علامت!
با قاتلان مَردُم
نه جای صلح باقی؛
نه حرفی از ندامت!
و اما شش ماه از ۱۸/۱۹ دی گذشت...
زندهیاد بهرام بیضایی
و اما رسیدم به22 دو عددِ رند کنار هم.
نمیدانم این سال چه چیزی برایم کنار گذاشته، فقط امیدوارم وقتی سال بعد، دوباره در شبی مثل امشب به عقب نگاه میکنم، لبخندم از سرِ رضایت باشد، نه از سرِ حسرت.
نمیدانم این سال چه چیزی برایم کنار گذاشته، فقط امیدوارم وقتی سال بعد، دوباره در شبی مثل امشب به عقب نگاه میکنم، لبخندم از سرِ رضایت باشد، نه از سرِ حسرت.
آشپزی میکنم، سعی میکنم همیشه خونه رو مرتب نگهدارم، به گلها آب میدم، سرکار میرم، درس میخونم؛ سعی میکنم اینکه اینروزها مامان نیست خونه رو شبیه وقتایی که مامان هست نگهدارم، تقریبا هرروز گزارش کارارو میدم بهش، از هیچکدوم گله و غری ندارم؛ ولی تو تمامی این مراحل یه لایه غبار غم خوابیده رو قلبم که یهو سرکار یا موقع پهن کردن لباسها یقم رو میگیره و اونقدر عمیق میشه که هیچ سلاحی دربرابرش جز اشک ندارم.
Vaghti To Gerye Mikoni
Ebi
برای سهشنبه، «احتمالا» آخرین روز کاری تو این مجموعه.