💯🇮🇷🏔🌤 پاکل، ﮼‌‌سرزمین‌مادری
2.32K subscribers
14.5K photos
4.85K videos
170 files
912 links
اولین کانال رسمی دهکده‌ی ییلاقی پاکل


مسئولیت انتشار کلیه ی اظهارنظرها و مطالب ارائه شده به عهده‌ی نگارنده می‌باشد.


اینستاگرام
instagram.com/Pakal.village
و یا
اینترنت Pakal.ir
ببینید.

ارتباط با ادمین: @masoudhi
Download Telegram
وطن پرستی یعنی از کشورت در همه حال حمایت کنی
ولی از حکومت تنها زمانی حمایت کنی که شایستهٔ آن است

👤 مارک تواین
👍274👎2
به فرض آخر اسفند هم بهار بیاید
بهار با گل زردی سر قرار بیاید

به فرض سر بزند آسمان به پنجره‌هامان
انار خسته‌ی کنج حیاط بار بیاید

صدای بال پرستو در آستانه بپیچد
پرنده از سفری دور از انتظار بیاید

در ایستگاه غم‌انگیز روزها بنشینیم
که آن مسافر گم‌گشته با قطار بیاید

و خانه پر شود از عطر سیب و سبزه و سنجد
که باز سفره‌ی گلدوزی‌ام به کار بیاید

به فرض، این‌همه یک‌باره اتفاق بیفتد
چگونه با غم مردم، دلم کنار بیاید؟
17😢4
سخت است، فهماندن چیزی به کسی که نفعش در نفهمی است.
👍182
موتورسیکلت هوندا 125CDI فروشی پنج دنده مدل 86 برگه اوراق
قیمت 28 ملیون 
09186992414
موقعیت اراک
همه انسان ها به طور یکسان محکومند که روزی بمیرند
اما
ایستاده مردن، بهتر از زانو زده زیستن است.

👤 آلبر کامو
👍151
Forwarded from خرم حدادي
بیشتر نگرانی‌ها و اضطراب‌های ما
مربوط به نظر دیگران است
باید بی‌خیال نظر دیگران بشی تا آرامش بگیری
🌷🌼🌷🌼🌷

🌺🧚‍♀️نیایش صبحگاهی

✔️🌱🎏 سلام اول هفته تون🌷👻
🎏💗✔️ سرشاراز🌷
✔️🌱🎏 موقعیتهای عالی🌷
🎏💗✔️ امیدوارم هفته تون
✔️🌱🎏 پرازفرصتهای نو❤️
🎏💗✔️ موفقیتهای پی درپی🌷
✔️🌱🎏 وعشق وبرکت درتمام مراحل
🎏💗✔️ زندگیتون باشه🌷


♥️روزتونیک♥️
👍6
ای خاک،
دهانت را آهسته‌تر باز کن؛
ستاره‌ای را بلعیده‌ای
که هنوز در قلبِ یک نفر
نور می‌ریزد...
😢123👍3
‏پارسال این موقع چیکار می‌کردیم؟ احتمالاً از گرونی‌ غر می‌زدیم؛ در حالیکه طلا گرمی ۷ تومن بود. منتظر عید بودیم. شاید اندک امیدی داشتیم. شب‌ها می‌تونستیم بخوابیم. روزها با اندکی بی‌ میلی سر کار می‌رفتیم و فکر می‌کردیم دیگه بدتر از این نمی‌شه.
از پارسال انگار هزار سال گذشته...
👍201
#انا_لله_وانا_الیه_راجعون

مطلع شدیم متاسفانه آقای مراد حیدری فرزند مرحوم محمد حسن به رحمت ایزدی پیوست.
عرض تسلیت خدمت خانواده‌های محترم حیدری، باقری و سایر بستگان.
مراسم تشییع پیکر آن مرحوم روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۴/۱۲/۰۳ از ساعت ۱۱:۰۰ صبح از مقابل سالن تطهیر بهشت زهرا (س) به سمت قطعه ۳۲۳ برگزار خواهدشد.
ضمنا مراسم یادبودی در همان روز از ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۶:۳۰ در سالن اجتماعات شادکام، واقع در فلکه سوم تهرانپارس، ابتدای خیابان ۱۹۶ غربی، نبش خیابان طاهری منعقد می‌گردد.

#روحش_شاد_و_قرین_رحمت_الهی
9
Forwarded from .
┄┅❁═✧❁هوالباقی❁✧═┅┄

●۩۩یاد میکنیم از آنها که وقتشان ومکانشان از ما جداست🥺 ●۩۩یاد میکنیم از آنها که دلتنگشان میشویم😭

همان روزی که دل میگیرد و
اشک در چشمان جاری…
روزی که دل، دلتنگ میشود
برای عزیزانی که در کنار ما نیستند
“روحشان شاد و یادشان گرامی”
🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀

◾️یاد شان کنیم با ختم ▪️
▪️《♡ سوره قدر☆》

💐شاخه گلی به زیبایی فاتحه وصلوات نثارروحش🕯🕊

🌹مرحوم حسین نورمحمدی🌹

🍃🕊روح پاکشان با انبیاء و اولیاء الهی محشوروقرین رحمت الهی باشند🤲

🕊🍃انشاءالله این ختم سبب دستگیری آخرت تان وگشایش در امور دنیوی تان گرددوروح رفتگان حاضرین به سبب این ختم شادو نورانیت ووسعت خانه ابدی شان گردد🙏🙏

🌹اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلِیَّڪَ الفَرَج🤲🌹
4
دیکتاتوری تمام‌عیار به دنبال این نیست که مردم را به یک عقیده خاص معتقد کند، بلکه هدفش این است که توانایی تشخیص حقیقت از دروغ را در آن‌ها نابود کند.

👤 هانا آرنت
10👍8
اگر کسی خصوصیتی را در حد کمال داشته باشد به فکرش خطور نمی‌کند که آن را به معرض نمایش بگذارد.

نعلی که صدا می‌کند حتما یک میخ کم دارد.»
👍19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مناجات نامه مرحوم سیدجواد ذبیحی که در سال‌های دور هنگام سحر در ماه مبارک رمضان از رادیو پخش می‌شد.

امیدوارم توفیق بندگی و مهمانی خدا را داشته باشیم.
👍11👎64
🌺حکایت

کدام لاستیک پنچر شد؟:

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.

بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرویمان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم ، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم و ... »

استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند.

آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه ۵ نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند ، سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال ۹۵ امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»!!!!
3👍3💯2
می‌گویند رقص، آخرین زبانی است که غم با آن سخن می‌گوید. زبانی که نه از حنجره می‌گذرد و نه از منطق، بلکه از جایی عمیق‌تر می‌آید. از شکستِ روح، از جایی که معنا فرو می‌ریزد‌ و عقل، دیگر توانِ داوری ندارد.
غم، تا وقتی قابلِ فهم است، گریه می‌کند، تا وقتی امیدی هرچند واهی باقیست، فریاد می‌زند.
اما آنگاه که جهان ضربه‌ای می‌زند که هیچ «چرا»یی تابِ حملش را ندارد، غم، زبانِ بدن را به عاریت می‌گیرد. و بدن، بی‌آنکه بداند چرا، به حرکت درمی‌آید.
نام این حرکت را رقص گذاشته‌اند. اما این رقص، نه جشن است، نه شادمانی. تشنجِ روحیست در برابر حقیقتی که بیش از اندازه سنگین است.
و وای و هزار وای از آن‌گاه که مادر بر جسدِ فرزندش برقصد.

اینجا، مرگ فقط جان نگرفته است، نظمِ هستی را به سخره گرفته.
اینجا، زمان خطا کرده، تقدیر از مسیرش لغزیده
و جهان کاری را کرده که حتی خدا نیز در برابرش سکوت می‌کند.
مادر، محورِ آفرینش است، او آغاز است، نه پایان.
او باید بدرقه‌کننده باشد، نه سوگوارِ مقصد.
و وقتی این نسبت واژگون می‌شود، وقتی آغاز
پایان را در آغوش می‌گیرد، هستی دچار لکنت می‌شود.
مادر می‌رقصد…
نه چون اندوهش سبک است، بلکه چون سنگین‌تر از آن است که بتواند بر زمین بایستد.
او می‌چرخد‌ چون اگر ثابت بماند، حقیقت، استخوان‌هایش را خُرد خواهد کرد.
او می‌رقصد تا مرز میان عقل و جنون، اندکی عقب بنشیند.
این رقص، ذکرِ ناگفته‌ایست در برابر خدایی که پاسخی ندارد.
نه اعتراض است، نه تسلیم. حالتی میان این دو،
حالتی که عُرَفا آن را «حیرت» نامیده‌اند. حیرتی که نه ایمان را انکار می‌کند و نه رنج را توجیه.
حیرتی که فقط می‌گوید:
«من نمی‌فهمم…
اما هنوز زنده‌ام.»

در این رقص، مادر نه با مرگ می‌جنگد‌ و نه با خدا. او فقط می‌کوشد، فرونپاشد. رقص او، آخرین تلاشِ روح است برای آن‌که کاملاً متلاشی نشود. و شاید‌در ژرف‌ترین لایهٔ این فاجعه، حقیقتی تلخ نهفته باشد:
انسان، وقتی به نهایتِ درد می‌رسد، دیگر سخن نمی‌گوید، بلکه به نماد بدل می‌شود. و مادری که بر جسدِ فرزندش می‌رقصد، تلخ‌ترین نمادِ تاریخِ بشر است. نمادِ ناتوانی عقل در برابر تقدیر و ناتوانی زبان در برابر اندوه.
این‌جا، غم، دیگر نمی‌گرید. می‌چرخد‌ و جهان، تماشا می‌کند و چیزی برای گفتن ندارد.😔
21😢8
معنی “هم وطن” بودن رو زمانی فهمیدیم که فقط کافی بود بشنویم
“فرزند ایران و جان فدای میهن”
و بی اختیار اشک بریزیم
👍20
#هشدار
اخیرا یک بدافزار با پسوند apk. و با نامی که pdf  در آن به کار رفته (برای فریب شما، که فکر کنید این فایل pdf است) از سوی یک هکر تلگرام، در حال انتشار است. این فایل بدافزار (به ظاهر pdf) معمولا همراه با یک پیام متنی فریبنده ارسال می‌شود.
به هیچ عنوان سعی نکنید آن را باز کنید. اگر هم به اشتباه اجرا کردید، حتما در مراحل نصب، گزینه‌های {انصراف، لغو، خیر،no،exit،...} را انتخاب کنید.
به هیچ عنوان گزینه‌های {نصب،اجرا،run،install} را انتخاب نکنید، چون با نصب این بدافزار، هکر می‌تواند به دوربین، میکروفون، مخاطبین، حسابهای کاربری شما در گوگل، تلگرام، واتسآپ، اینستاگرام و تمامی اطلاعات تلفن همراه شما دسترسی پیدا کند.
مراقب باشید.
👍10
یاد پدرم افتادم که می گفت: نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن.
هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن.
آدم ها عقیده ات را که می پرسند، نظرت را نمی خواهند، می خواهند با عقیده ی خودشان موافقت کنی.
بحث کردن با آدم ها بی فایده است.
👍201