خرت و پرت فیزیوتراپی ۱۴۰۲
533 subscribers
479 photos
75 videos
1.17K files
408 links
پین رو دریابید: t.me/PT402/4355

@ehsan_rhi, @SoheilaHesani, @MaaaaaamadMousavi, @AmirzBabaei

فیزیوتراپی ۱۴‌۰۲ علوم پزشکی اصفهان
Download Telegram
جزوه #فارسی_عمومی استاد ذوالفقاری

(با تشکر از خانم گیویان‌پور)
6
Image to PDF ۲۰۲۴۰۷۱۰ ۱۶.۳۰.۲۳.pdf
14.3 MB
جزوه #فارسی_عمومی استاد ذوالفقاری

(با تشکر از خانم پوربافرانی)
5
معنی کلمات #فارسی_عمومی استاد ذوالفقاری

(با تشکر از خانم موحد)



تذکرة الاولیا => عطار
مصیبت نامه => عطار
منطق الطیر => عطار
مخزن الاسرار => نظامی
خسرو و شیرین => نظامی
سیاست نامه => خواجه نظام الملک توسی
مرصاد العباد => نجم الدین رازی
فیه مافیه => مولوی
غزلیات => سعدی
قصاید => سعدی
مقدمه شاهنامه ابومنصوری => ابومنصور معمری
تاریخ بلعمی => ابوعلی بلعمی
سفرنامه => ناصر خسرو
نورالعلوم => ابوالحسن خرقانی
سوانح العشاق => احمد غزالی
کیمیای سعادت => محمد غزالی
قصاید => سنایی غزنوی
حدیقه الحقیقه => سنایی غزنوی




طیب : بوی خوش
نزهت:خرمی و سر سبزی
مشیب:پیری
نقیب:فرمانده
طبل زن:خاتمه دهنده جنگ
تندر:رعد و برق
خِیل:لشکر
مهیب:ترسناک
کئیب:اندوهگین؛ نالان
حصار:زندان
حصاری:زندانی
رقیب:نگهبان
دردمند:بیمار
نو به نو:تازه به تازه
قشیب:تازه و نو
حُله:پارچه مرغوب
رطیب:مرطوب بودن
لاله:نماد فصل بهار
خضیب:رنگ دادن
مجیب:جواب دهنده

جوی مولیان:رود در بخارا
آموی:دشت
پرنیان:پارچه حریر
خنگ:اسب سفید
میان:کمر

طراز:شهر معروف به زیبا رویان

مدحت:ستایش
شیر خدا:حضرت علی
کرار:بسیار حمله کننده
حیدر:حضرت علی

لختی:اندکی
مضمر:پنهان
کوکب:ستاره
لگن:شمعدان
تن:منظور موم
پیرهن:منظور فیتیله
(پیرهن در زیر تن پوشی و پوشد هر کسی...... پیرهن بر تن،تو تن پوشی همی بر پیرهن)
بیمار:خاموش شدن
شَمَن:بت پرست
ممتحن:آزار دیده

خیره سری:گستاخی
بری:پاک و بی گناه
نشاید:شایسته نیست
نیک اختر:ستاره نیکی
پری:زیبارو
سر بتابی:ترک کنی
بر:میوه
خنیاگری:اواز خوانی
شمشاد: استعاره از مو
لاله:استعاره از چهره
(صفت چند گویی به شمشاد و لاله)
عنبر:ماده خوشبو
بدگوهری:بدذاتی
زهد:پارسایی
خوکان:استعاره از انسان های پست یا پادشاه
(من آنم ک در پای خوکان نریزم)

سودا:عشق،سیاهی،سود
بازارشان:محل رفت و آمد
(بهشت جاودان بازارشان بی)
گلخن:تون حمام # گلشن
تشویش:نگرانی
یاویلنا:اشاره به عقاب اخرت
اندیش دیرم:میترسم
(مو از یاویلنا اندیش دیرم)
نسیم:عنایت خدا
کاکل:عالم وحدت
سنبل:نماد عالم کثرت
مرا ن سر ن سامان افریدند:کنایه از مال دنیا چیزی ندارم
پریشان:کسانی ک ب دنیا تعلق ندارند
(پریشانم پریشان افریدند)
قالو بلی:اشاره به عالم ذر
(مو از قالوا بلی تشویش دیرم)
عالم ذر:عالمی ک میگویند هنوز جسم انسان خلق نشده و فقط روح اوست، عالم الست

فسوس:مسخره، فریبنده
آزر:مجاز از بت تراش ها
نعیم:مجاز از بهشت
جحیم:مجاز از جهنم
طراز:نام منطقه ای در ترکمنستان
پردرایش:اواز مبهم، زوزه گرگ
دراج:پرنده از دسته کبک ها
غرچه:نامرد،پلید دست، دشمن پیامبر
مرد تازی:کنایه از پیامبر
(صد و اند ساله یکی مرد غرچه...... چرا شصت و سه زیست این مرد تازی)
ناکس تر:فرد فرومایه و پست تر

صعب:سخت
کبک:نماد ترسویی
دل:مجاز از جرئت
نماز بردی:کنایه از سجده و تعظیم کردن
دینار بر پراکندی:کنایه از گنج و ثروت را نثار کردن
موی:مجاز از زیبایی
برکندن:شکستن
منجنیق:دستگاهی ک اتش پرتاب میکند

مُستی:گله و شکایت
گساردن:می نوشیدن
فضل:دانش

دود:نشانه




شیخ صنعان

موی می بشکافت:کنایه از مهارت زیاد در کرامت یا امور معنوی
کرامات :بزرگواری ها
مقامات:واردات غیبی بر دل
فی الجمله:خلاصه
مقتدا:پیر و مراد
قدوه:رهبر
بر دوام:پیوسته
مُقام:اقامتگاه
حرم:مکه
اخرالامر:سرانجام
اوفتاد:پیش آمد
اقصا:دورترین
مرید:شاگرد
طوف کردن:گشتن
منظر:ایوان،تراس
بی زوال:بی غروب
برج جمال :خورشید
(بر سپهر حسن در برج جمال..... آفتابی بود اما بی زوال)
آبدار:باصفا
ترسا:مسیحی
برقع:روبند
برگرفتن:کنار زدن
آذر:آتش
نظر بر پیش کردن:نگاه خود را برداشتن از کسی یا چیزی
سر به سر:یکسره، همه
سودا:عشق، تجارت، سیاهی
وجه شبه کفر و زلف" سیاهی" است  ->  کفر ریخت از زلف بر ایمان او
جمله:همه
کبار:بزرگان، جمعِ کبیر
ناموس:اعتبار و شهرت
قال و مقال:حرف دیگران راجب فرد
دیو:شیطان، نفس اماره
راه زدن:منحرف کردن
خذلان:خفت و خواری
فارغ:بی نیاز
سالوس:ریاکاری
دل دو نیم:دل شکسته، ناراحت
تن زدن:تسلیم شدن
تیمار:رنج
قرب ماهی روز:نزدیک یک ماه
بی دلستان:عاشق، کنایه از شیخ
اعجمی ساختن:خود را به نادانی زدن
زبون:خوار و ضعیف
(شیخ گفتش چون زبونم دیده ای)
لاجرم:ناگزیر
خمر:شراب
دیر مغان:عبادتگاه زردشتیان
زنار :کمربند مسیحی
کابین:مهریه
شیخ آمد مرد او:شیخ شایسته او شد
چست:چابک
روی تافتن از یاران:روی برگرداندن از یاران
تر دامنان:پیمان شکنان
روی آن دید:صلاح دیدن
(لیک روی آن دید شیخ کارساز)
بی انتظار:بی درنگ
باز دادی:برمیگرداند
(باز دادی شیخ را بی انتظار)
تضرع:ناله و زاری
مشکبار:خوشبو
از جای جست:از جایش پرید
دستم گیر:یاری کن
از بهر خدای:تورا سوگند به خداوند
(رهنمای خلقی از بهر خدای)
گبرگی:بی دینی
خاک کسی بودن:مطیع کسی بودن
شخص:تن
(با دل پر درد و شخص ناتوان)
تشویر:شرمندگی
طاق گشتن:تموم شدن
دریای حقیقت :خدا
نمونه سوال #فارسی_عمومی استاد ذوالفقاری (استاد ارسال کردن) 👇