زبان متوسطه 1 صادقی
3.8K subscribers
251 photos
715 videos
1.21K files
410 links
انواع مطالب زبان متوسطه اول. تاریخ راه اندازی کانال: ۱۰ آبان ۹۴
آی دی تماس با مدیر کانال جهت ارسال مطلب و درخواست تبلیغات علمی و آموزشی

@zasad
Download Telegram
#طرح #درس سالانه #نهم (بودجه بندی)
نمونه ای از #کار پوشه #هفتم انتشارات #خط #سفید ویژه دانش آموزان ضعیف👆
التماس دعای فراوان در روز عرفه و پیشاپیش عیدتون مبارک همکاران گرامی.

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
http://www.quranedu.ir/117

28 ساعت #ضمن #خدمت ویژه کارکنان دولت در لینک بالا👆
#طرح_درس #بودجه_بندی و #دفتر_کلاسی برای کتاب های پراسپکت ؛ کاری از جناب آقای بهارلوئی سرگروه اصفهان👆
Forwarded from P R O S P E C T.CH
grade9flash cards_2.pdf
8 MB
#فلش_کارت #نهم
کاری از دانش آموزان سرکار خانم #نصیری سرگروه ناحیه 4 استان قم
Forwarded from Freeze English Books
معلمان گرامی میتوانند با تماس با ناشر یک عدد کتاب به همراه سی دی و یک کتاب معلم هدیه بگیرند .
شماره تماس 02166475797
نحوه سفارش دوره‌ای و تک جلدی کتب‌ درسی:

مهلت سفارش کتب درسی و بسته های آموزشی تا دهه دوم اسفند ماه جاری ادامه دارد. کلیه معلمان و دانش آموزان مقاطع مختلف تخصیلی از جمله پیش دانشگاهی، ابتدایی و متوسطه برای ثبت سفارش دوره ای و تک جلدی و یا دوره‌ای کتاب‌های درسی و بسته آموزشی (ویژه معلمان و دانش آموزان) تا 20 اسفند ماه 1395 مهلت دارند تا از طریق ثبت نام در سامانه
www.irtextbook.ir

کتاب های مورد نیاز را انتخاب و سفارش را ثبت و پرداخت کنند. تمامی کتب سفارش شده از طریق شرکت پست به متقاضیان ارسال می‌شود./ایسنا

کانال زبان دهم👇

https://telegram.me/joinchat/AqK_2kFEa1onsoVT4rwz6Q
طرح_درس_سالانه_هفتم با سپاس از سرکار خانم کشاورز👆
چه زود دیر می شود!
در باز شد...
برپا !... بر جا !
درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم.
بابا نان داد ، ما سیر شدیم...
اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان...
و کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود
و چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند...
کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم
و در زندگی گم شدیم.
همه زیبایی ها رنگ باخت...!
و در زمانه ای که زمین درحال گرم شدن است قلب هایمان یخ زد!
نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته...
دیگر باران با ترانه نمی بارد!
و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم ،
زرد شدیم ، پژمردیم...
و خشکزار زندگیمان تشنه آب شد...
و سال هاست وقتی پشت سرمان را نگاه می کنیم،
جز رد پایی از خاطرات خوش بچگی نمی یابیم،
و در ذهنمان جز همهمه زنگ تفریح ، طنین صدایی نیست...!
و امروز چقدر دلتنگ "آن روزها" ییم
و هرگز نفهمیدیم ،
چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم...
پاکن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی،پیراهنش را می درید
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم!!!!


مهرتان مبارک 👏