PLACE / EXPERIENCE
81 subscribers
63 photos
14 videos
1 file
6 links
طراحی مکان‌های تجربه‌محور
Thematic Design, Storytelling & Experience Making
Download Telegram
چه می‌شد اگر… | ۰۵

…مهدکودکی برای بزرگ‌ترها طراحی می‌کردیم؟

اولین چیزی که توجهت را جلب می‌کرد، نبودن کلاس‌ها بود.

به‌جای کلاس، قلمروهایی برای تجربه وجود داشت.

اتاق ساخت، اتاق نور، آزمایشگاه صدا، کارگاه آشپزی، فضای نجاری، باغ کاشت، استودیوی تصویر، کتابخانه لمس، اتاق سکوت و میدان بازی‌های گروهی.

هیچ مسیر ثابتی وجود نداشت.

هر مراجعه‌کننده با یک «پاسپورت تجربه» وارد می‌شد و خودش تصمیم می‌گرفت امروز کنجکاوی‌اش او را به کدام فضا ببرد.

هیچ‌کس نمی‌پرسید شغلت چیست.

مهم نبود مدیرعامل باشی یا برنامه‌نویس، پزشک باشی یا معلم؛ همه برای یک چیز آمده بودند؛ دوباره یاد گرفتن از راه بازی.

هر هفته فضا تغییر می‌کرد.

یک ماه تمام ساختمان به یک ایستگاه فضایی تبدیل می‌شد، ماه بعد به یک بندر قدیمی، بعد به یک جنگل خیالی یا شهری که قوانینش را خود شرکت‌کنندگان می‌نوشتند.

اما مدل اقتصادی آن هم با یک مهدکودک معمولی فرق داشت.

درآمد اصلی از فروش بلیت نبود.

عضویت سالانه، برنامه‌های سازمانی برای شرکت‌ها، کمپ‌های نوآوری، رویدادهای خانوادگی، فروش کیت‌های تجربه، همکاری با برندها، کافه، فروشگاه محصولات اختصاصی و حتی حق امتیاز سناریوهای قابل اجرا در شهرهای دیگر، اقتصاد این مجموعه را شکل می‌داد.

اینجا هزینه نمی‌کردی که فقط چند ساعت سرگرم شوی.

سرمایه‌گذاری می‌کردی تا دوباره خلاق فکر کنی.

شاید روزی برسد که مهم‌ترین مرکز یادگیری یک شهر، نه دانشگاه باشد و نه مدرسه.

بلکه جایی باشد که بزرگ‌ترها دوباره جرئت بازی کردن را یاد بگیرند.

@placexperience
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۵

شادی غفوریان


بعضی‌ها داستان‌ها را می‌خوانند؛
بعضی‌ها داستان می‌سازند تا دیگران بتوانند خودشان را در آن پیدا کنند.

بیش از دو دهه است که میان نویسندگی، نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی تئاتر حرکت می‌کند و با کلمه و صحنه، جهان‌هایی تازه می‌سازد.

هر داستان از یک جرقه کوچک شروع می‌شود؛
از یک تصویر، یک سؤال یا حتی یک خیال که هنوز نمی‌دانیم قرار است به کجا برسد.

شاید کافی‌ست یک‌بار جرئت کنیم خیالمان را جدی بگیریم.

@placexperience
2
قصه‌های ساخته‌نشده | ۰۳

جهانی که با تخم‌گذاری لاک‌پشت‌ها آغاز می‌شد…

هر سال، فقط برای چند شب، لاک‌پشت‌ها به ساحل بازمی‌گردند.

ما معمولاً این اتفاق را تماشا می‌کنیم؛ اما اگر به‌جای تماشا، آن را بهانه‌ای برای ساختن یک جهان می‌کردیم چه؟

نورها کم‌جان شوند تا مسیر لاک‌پشت‌ها برهم نخورد. مسیرهای پیاده‌روی فقط با نور ماه دیده شوند. اقامتگاه‌ها به‌جای نمایش، سکوت را تجربه کنند. برنامه‌ها از غروب آغاز شوند و با طلوع پایان بگیرند؛ درست در زمانی که طبیعت، روایت خودش را اجرا می‌کند.

اینجا، تخم‌گذاری لاک‌پشت‌ها فقط یک رویداد نبود؛ هسته یک اکوسیستم تجربه بود.

اقامت‌های شبانه، تورهای روایت‌محور، رصد ماه و آسمان، کارگاه‌های عکاسی شب، روایت‌های بومی، غذاهای محلی، محصولات الهام‌گرفته از چرخه زندگی لاک‌پشت‌ها و برنامه‌های آموزشی، همگی از یک اتفاق طبیعی متولد می‌شدند؛ بی‌آنکه آن را به نمایش یا مزاحمت تبدیل کنند.

در این جهان، ماه فقط یک منظره نبود.

شاید بعضی از مکان‌ها نیازی به ساختن یک داستان تازه نداشته باشند.

کافی است داستانی را که طبیعت هر سال تکرار می‌کند، ببینند و جهانی برای زیستن در دل آن بسازند.

@placexperience
Dark Happy Birthday
Moran Magal
از صدا تا خیال | اپیزود ۰۴

امروز برایم یک موسیقی فرستاد.
کنارش فقط یک جمله نوشته بود:

«حالم از تولدهای همیشگی بهم می‌خورد… فکری به حالش بکن.»

چند دقیقه موسیقی را گوش دادم.
به تولد فکر نکردم.

به این فکر کردم که چرا بیشتر جشن‌ها، قبل از شروع، تمام شده‌اند.

همان کیک.
همان شمع.
همان آهنگ.
همان عکس.
همان آرزو.

انگار فقط تاریخ عوض می‌شود.
شاید تولد، اصلاً جشنِ یک سال بیشتر زندگی کردن نباشد.

شاید هر آدم، هر سال باید وارد جهانی تازه شود؛ جهانی که فقط برای همان یک شب طراحی شده باشد.

جایی که روایت، نور، صدا، بو، بازی، آدم‌ها و حتی هدیه‌ها، همه از یک داستان مشترک متولد شوند.

آن‌وقت دیگر کسی برای فوت کردن شمع جمع نمی‌شود.

همه برای زندگی کردن یک قصه، دور هم می‌آیند.

شاید مشکل از تولدها نیست.

از این است که هنوز آن‌ها را طراحی نکرده‌ایم.

@placexperience
👍1
چه می‌شد اگر… | ۰۶

…هتلی طراحی می‌کردیم که هر اتاق، یک زندگیِ نزیسته بود؟

نه شماره‌ای روی درها بود، نه نامی از طبقات.

هر اتاق، آغاز یک امکان بود.

در یکی، مهمان وارد زندگی یک ستاره‌شناس می‌شد؛ با سقفی که شب را به اتاق می‌آورد، نامه‌هایی نیمه‌تمام روی میز و صدای آرام رصدخانه‌ای دور.

در اتاقی دیگر، زندگی یک نویسنده جریان داشت؛ دیوارها پر از جمله‌هایی که کامل نشده بودند، کشوهایی با یادداشت‌های پنهان و پنجره‌ای که رو به شهری خیالی باز می‌شد.

اتاقی هم بود برای زندگی‌ای که در آن هیچ‌وقت عجله‌ای وجود نداشت؛ بدون ساعت، بدون اعلان، بدون برنامه. فقط نور، سکوت و زمان.

مهمان پیش از ورود، اتاق انتخاب نمی‌کرد.

به چند سؤال پاسخ می‌داد:

کدام رؤیا را عقب انداخته‌ای؟
از کدام زندگی جا مانده‌ای؟
اگر یک شب فرصت داشتی آدم دیگری باشی، چه کسی می‌شدی؟

بعد، هتل برای او یک جهان می‌ساخت.

نور، صدا، بو، اشیا، لباس، غذا و حتی برخورد کارکنان، بخشی از همان روایت بودند. اقامت دیگر فقط خوابیدن در یک اتاق نبود؛ تمرین کوتاهِ زیستن در یک امکان دیگر بود.

اقتصاد هتل هم از فروش تخت شکل نمی‌گرفت.

مهمان برای انتخاب یک روایت، شخصی‌سازی تجربه، حضور در اجراهای شبانه، سفارش اشیای داستانی، ثبت نسخه تصویری سفر و بازگشت برای تجربه زندگی‌های دیگر هزینه می‌کرد. برندها، هنرمندان و نویسندگان نیز می‌توانستند جهان‌های تازه‌ای برای هتل خلق کنند.

شاید بعضی سفرها برای دیدن یک مکان نباشند.

شاید برای دیدن آدمی باشند که می‌توانستیم بشویم.

@placexperience
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۶

سروش دستمالچیان


بعضی‌ها هنر را در یک قاب می‌بینند؛
او سال‌هاست با نقاشی، طراحی و عکاسی، جهان‌های مختلف را دیده و تجربه کرده است.

از تحصیل طراحی صنعتی در ایران تا آکادمی هنرهای زیبای بررا در ایتالیا و سفرهای هنری به آمریکا و ژاپن، مسیرش را با تجربه‌های تازه و نگاه‌های متفاوت ساخته است.

حالا بعد از سال‌ها سفر و جست‌وجو، به ایران برگشته تا آنچه دیده و آموخته را در مسیر خلق و آموزش هنر به اشتراک بگذارد.

شاید برای متفاوت دیدن، گاهی باید از جایی که ایستاده‌ایم فاصله بگیریم.

@placexperience
🔥7💯51
فردا، ترکیب تیم کامل می‌شود !

فردا آخرین روز مصاحبه‌هاست.

چند هفته است با آدم‌های مختلف حرف می‌زنیم؛ از معمار و طراح گرفته تا هنرمند، برنامه‌نویس، مدیر، دانشجو و کسانی که فقط یک ویژگی مشترک داشتند؛ کنجکاوی برای ساختن تجربه.

بعد از فردا، فهرست نهایی بسته می‌شود.

شاید شبیه اعلام فهرست تیم ملی باشد؛ نه به این خاطر که بقیه توانمند نیستند، بلکه چون هر تیم، ظرفیت مشخصی دارد و باید ترکیبی از نقش‌ها، نگاه‌ها و توانایی‌های متفاوت کنار هم قرار بگیرند.

ما به دنبال بهترین رزومه‌ها نبودیم.

به دنبال کسانی بودیم که بتوانند در یک جهان میان‌رشته‌ای، کنار هم چیزی را خلق کنند که هیچ‌کدام به‌تنهایی از پس آن برنمی‌آیند.

فردا، سوت آغاز یک تیم به صدا درمی‌آید.

تیمی که قرار نیست فقط یک دوره آموزشی را پشت سر بگذارد؛ قرار است اولین قدم‌هایش را برای ساختن مکان‌های تجربه‌محور بردارد.

از اینجا شروع می‌کنیم…اگر تمایل به تست دادن داری به @saraajco پیام بده !

@placexperience
5🔥2
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۷

مصطفی مکارم


بعضی‌ها ایده‌ها را در ذهنشان نگه می‌دارند؛
بعضی‌ها کمک می‌کنند تا ایده‌ها جرئت کنند وارد دنیای واقعی شوند.

با سال‌ها تجربه در نوآوری، کارآفرینی و فضای استارتاپی، مسیرهای مختلفی را در دنیای کسب‌وکار تجربه کرده و امروز در کنار مشاوره توسعه فردی و شغلی، به رشد و همراهی تیم‌ها و استارتاپ‌ها کمک می‌کند.

گاهی برای شروع کردن، لازم نیست همه‌چیز را بلد باشیم؛ فقط باید جرئت برداشتن قدم اول را داشته باشیم.

شاید بهترین زمان برای شروع، همان زمانی باشد که هنوز کاملاً آماده نیستیم.

@placexperience
3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی یک جهان، فقط با دو نُت ساخته می‌شود.

می‌گویند وقتی جان ویلیامز موسیقی فیلم آرواره‌ها را برای اولین بار برای استیون اسپیلبرگ نواخت، او تصور کرد این فقط یک شوخی است.

دو نُت ساده.

نه ارکستری عظیم، نه ملودی پیچیده.

اما همان دو نُت، کاری کردند که کوسه، حتی وقتی دیده نمی‌شد، حضورش احساس شود.

گاهی بزرگ‌ترین ایده‌ها، پیچیده‌ترین نیستند.

آن‌ها فقط دقیق‌ترین‌اند.

در طراحی تجربه هم همیشه به فناوری بیشتر، بودجه بزرگ‌تر یا دکورهای پیچیده نیاز نیست.

گاهی یک صدا، یک نور، یک بو یا یک جزئیات کوچک، جهانی می‌سازد که سال‌ها در حافظه آدم‌ها باقی می‌ماند.

شاید شاهکار، از جایی شروع شود که دیگران فقط یک ایده ساده می‌بینند.

@placexperience
3
مکان تجربه چیست؟

سال‌ها تصور می‌کردیم طراحی یک مکان یعنی طراحی ساختمان، فضا یا کالبد آن.

بعدها فهمیدیم که روایت، نور، صدا، هویت بصری، فناوری، خدمات و بسیاری از عناصر دیگر نیز در کیفیت یک مکان نقش دارند.

اما امروز پرسش دیگری پیش روی ماست:

آنچه در ذهن انسان باقی می‌ماند، خودِ مکان است یا تجربه‌ای که در آن زندگی کرده است؟

«مکان تجربه» پاسخی به همین پرسش است.

مکان تجربه، صرفاً یک ساختمان زیبا، یک فضای کاربردی یا یک طراحی تماتیک نیست؛ بلکه مکانی است که آگاهانه برای خلق یک تجربه انسانی طراحی می‌شود.

در چنین نگاهی، معماری یکی از اجزای تجربه است، نه تمام آن.

رفتار انسان، احساس، روایت، فرهنگ، فناوری، اقتصاد، برند، هنر، خدمات و ده‌ها عنصر دیگر در کنار هم تجربه‌ای را شکل می‌دهند که باعث می‌شود یک مکان در ذهن انسان ماندگار شود.

به همین دلیل، طراحی مکان‌های تجربه‌محور دیگر یک فعالیت صرفاً معماری نیست؛ بلکه فرایندی میان‌رشته‌ای است که به همکاری طراحان، معماران، جامعه‌شناسان، هنرمندان، داستان‌نویسان، متخصصان فناوری، اقتصاد، برند، رسانه و بسیاری از حوزه‌های دیگر نیاز دارد.

در این نگاه، سؤال اصلی دیگر این نیست:

«چه چیزی باید بسازیم؟»

بلکه این است:

«چه تجربه‌ای می‌خواهیم برای انسان خلق کنیم؟»

شاید آینده طراحی مکان‌ها، از ساختن ساختمان‌های متفاوت آغاز نشود؛ از دیدن متفاوت انسان آغاز شود.

@placexperience
3👌3
از فردا شروع می‌کنیم...

ثبت‌نام PLACE / EXPERIENCE به پایان رسید و از اینجا به بعد، این مسیر فقط با همراهی کسانی ادامه پیدا می‌کند که در این دوره ثبت‌نام کرده‌اند.

فردا ساعت ۹ صبح، اولین جلسه را در اتاق آبی جلسات کارخانه نوآوری آغاز می‌کنیم.

پیش از شروع، فایل‌های مربوط به دوره برای همه شرکت‌کنندگان ارسال شده است. لطفاً پیش از حضور، آن‌ها را با دقت مطالعه کنید تا با نگاه مشترک و آمادگی بیشتری وارد مسیر شویم.

این دوره از جایی شروع می‌شود که یاد بگیریم با «چشم‌های تازه» به مکان‌ها، آدم‌ها، رفتارها و اتفاق‌هایی که هر روز از کنارشان عبور می‌کنیم نگاه کنیم.
از ساعت ۹ تا ۱۳ کنار هم خواهیم بود؛ برای دیدن، گفت‌وگو کردن، کشف کردن و ساختن اولین قدم‌های این مسیر.

لطفاً دفترچه، خودکار یا مداد و هر چیزی که فکر می‌کنید برای ثبت ایده‌ها، مشاهده‌ها و بهتر دیدن به شما کمک می‌کند، همراه خودتان بیاورید.

قرار نیست فقط چیزی یاد بگیریم؛
قرار است تمرین کنیم چگونه چیزهایی را ببینیم که شاید همیشه جلوی چشم ما بوده‌اند اما کمتر دیده شده‌اند.
به اولین روز این تجربه خوش آمدید.

@placexperience
6
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۸

نجمه بهنام


بعضی‌ها پروژه‌ها را از روی ایده‌ها و برنامه‌ها می‌بینند؛او پیش از هر چیز، به آدم‌هایی نگاه می‌کند که قرار است آن‌ها را بسازندو زندگی کنند.

سال‌های بسیاری در حوزه کارآفرینی، به‌ویژه کارآفرینی زنان، فعالیت کرده و بخشی از تجربه خود را در حاشیه شهر و در کنار زنانی به دست آورده است که برای ساختن مسیرهای تازه تلاش می‌کنند.

با نگاهی دقیق، جامعه و رفتار انسان‌ها را مشاهده می‌کند و به نقش آدم‌ها در شکل‌گیری و پیش‌رفتن پروژه‌ها توجه ویژه‌ای دارد؛چراکه هر پروژه، پیش از آنکه با منابع و برنامه‌ها ساخته شود، با حضور، توانایی و همراهی انسان‌ها جان می‌گیرد.

شاید برای ساختن یک پروژه موفق، تنها داشتن یک ایده کافی نباشد؛
شاید باید آدم‌هایی را دید که آن ایده را به واقعیت تبدیل می‌کنند.

@placexperience
3👍1🤩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از صدا تا خیال | اپبزود ۵

اول صدای پرنده را شنیدم.

بعد پرده‌ای را که آرام با باد حرکت می‌کرد.

و بعد به این فکر کردم که چرا همین چند ثانیه، از بسیاری از فضاهایی که با هزینه‌های زیاد طراحی می‌کنیم، ماندگارتر است.

شاید تجربه، همیشه از چیزهای بزرگ شروع نمی‌شود.

گاهی از صدایی که دیده نمی‌شود، نوری که روی دیوار می‌نشیند یا پنجره‌ای که فقط چند لحظه، باد را به داخل دعوت می‌کند، آغاز می‌شود.

ما معمولاً ساختمان‌ها را طراحی می‌کنیم.

اما آنچه در خاطر آدم‌ها می‌ماند، اغلب همین لحظه‌های کوچک است.

شاید طراحی تجربه، یعنی بلد باشیم این لحظه‌ها را ببینیم؛ قبل از آنکه بخواهیم آن‌ها را بسازیم.

@placexperience
1
برای دیدن | ۰۱

نوشتن سی چیزی که تو را خوشحال می‌کند، کار سختی نیست.

اما از خودت بپرس:

چند مورد از این سی‌تا، آدم دیگری را هم خوشحال می‌کند؟
چند مورد، حال خانواده‌ات را بهتر می‌کند؟
چند مورد، دوستی را به گفت‌وگو دعوت می‌کند؟
چند مورد، شهر را کمی مهربان‌تر می‌کند؟

در طراحی تجربه، خوشحالی فقط یک احساس شخصی نیست.
گاهی یک نیمکت، یک سایه، یک بازی، یک لبخند یا یک بهانه برای کنار هم بودن، می‌تواند هم‌زمان ده‌ها نفر را خوشحال کند.

برای جلسه بعد، فهرستی از حداقل ۳۰ چیزی که می‌تواند حال آدم‌ها را بهتر کند بنویسید.

اگر از سی مورد بیشتر شد، خوشحال می‌شویم.شاید اولین قدم برای ساختن یک مکان خوب، این باشد که بدانیم چه چیزهایی زندگی را برای دیگران دوست‌داشتنی‌تر می‌کند.

@placexperience
4
طراحی برای تغییر
از شناخت جامعه تا خلق تجربه‌

چرا بعضی مکان‌ها و تجربه‌ها در ذهن ما باقی می‌مانند و بعضی دیگر فراموش می‌شوند؟پاسخ شاید در خودِ فضا نباشد؛ بلکه در شناخت انسان‌ها، رفتارها و نیازهای واقعی جامعه باشد.

در این نشست همراه با نجمه بهنام درباره‌ی طراحی اجتماعی گفت‌وگو می‌کنیم؛ درباره اینکه چگونه مشاهده، همدلی و مشارکت می‌توانند ما را از «طراحی برای مردم» به خلق با مردم برسانند.

این نشست بخشی از مسیر مکان تجربه است؛ جایی برای دیدن دوباره‌ی رابطه میان انسان، جامعه و مکان.

📅 یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
ساعت ۱۷:۰۰
📍 کارخانه نوآوری شهری مشهد

🎟 ثبت‌نام از طریق ایوند

ویژه اهالی مکان تجربه :
کد ثبت نام اهالی مکان تجربه به صورت اختصاصی ارسال شد . اگر میهمان برای جلسه داشتید به ما پیام بدهید .

🔗 لینک ثبت‌نام: از اینجا ثبت نام کنید


📲 @maajaraacom
📲 @placexperience
2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از صدا تا خیال | اپیزود ۶

اين رسمِ دنياست ، چه فايده از اين همه اعتراض به رسم دنيا ؟!

مقصر خود نهنگ هايند كه اعماق را ول مي كنند و به هرچه كم عمق ميل مي كنند، هر چه عمق كمتر،آزادي محدودتر و امكان رهايي دورتر، نزديك تر مرگ .

حتي اشتباه نهنگ ها در همراه شدن به مدّ آب ها مسئله نيست. تو بگو كي اسير جو نيست كه نهنگ ها نه ! مسئله وقتي است كه شرايط جزر مي شود چه گير كردنشان در جزر به اختيار جانشان را بگيرد چه بي اختيار نتيجه يكي است : «فردا صبح نهنگي براي هميشه مرده است.»

نهنگ ها بايد تصميم بگيرند و در جزرِ پيش آمد نمانند ، يك هفته اي است فكرم درگير نهنگ هاست ، نهنگ ها هي دارند كمتر مي شود تعدادشان، عوضش ماهي كوچك ها دارند زياد مي شود! شكوه درياها به وال هاست و شكوه زندگي به آدم هاي بزرگ ، آدم هايي كه تصميم مي گيرند و در جزر نمي مانند .

زياد شدن ماهي كوچك ها اكسيژن را كم مي كند ، سر مي چرخاني نوك دماغت به دم يكي ماهي كوچك مي خورد. همين الان من سرچرخاندم و همين شد، باز سر مي چرخانم همين مي شود !

@placexperience
2🔥1
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۹

علی حاتمی‌نژاد


بعضی‌ها داستان‌ها را می‌نویسند؛
بعضی‌ها به داستان‌ها جان می‌دهند تا روی صحنه زندگی کنند.

با سال‌ها تجربه در نویسندگی و کارگردانی تئاتر و تدریس نمایشنامه‌نویسی، میان کلمه، صحنه و روایت حرکت می‌کند و به دنبال راه‌هایی برای ساختن جهان‌هایی‌ست که متفاوت و خلاق باشند و مخاطب بتواند آن‌ها را زندگی کند.

هر داستان، پیش از آنکه دیده شود، باید جایی برای اتفاق افتادن داشته باشد.

شاید هر قصه‌ای، منتظر کسی‌ست که جرئت کند آن را روایت کند.

@placexperience
3
حالا، با یک علامتِ سؤالِ بزرگ به خانه برمی‌گردیم.

شاید مهم‌ترین دستاوردِ امشب، نه یک پاسخ، که یک پرسش بود؛ پرسشی که تا مدت‌ها رهایمان نخواهد کرد:

ما برای چه کسی طراحی می‌کنیم؟

برای خودمان؟
برای کارفرما؟
برای مخاطبی که هرگز واقعاً او را ندیده‌ایم؟
یا برای انسانی که زندگی‌اش قرار است با تصمیم‌های ما اندکی بهتر شود؟

نجمه بهنام، امشب این سؤال را در ذهنِ ما کاشت؛ سؤالی که حالا تنها سهمِ من نیست، بلکه در ذهنِ بیش از پنجاه نفر دیگر هم ریشه دوانده است؛ کسانی که کنار هم نشستیم، گفت‌وگو کردیم و شاید از این لحظه به بعد، هر خط، هر فضا و هر تجربه را با نگاهی متفاوت طراحی کنیم.

شاید آغازِ هر تغییر، نه در یافتنِ پاسخ‌ها، که در جرئتِ پرسیدنِ سؤال‌های درست باشد.

@placexperience
10👏1
یادگار بماند … | ۰۱

بعضی دورهمی‌ها برای گرفتنِ یک عکس نیستند؛
برای کاشتنِ یک سؤال‌اند.

«طراحی برای تغییر» برای ما فقط یک رویداد نبود؛ یادآوری این بود که طراحی، وقتی به زندگی آدم‌ها و آینده‌ی شهر گره می‌خورد، از مرزِ زیبایی عبور می‌کند و به مسئولیت تبدیل می‌شود.

این عکس‌ها فقط قاب‌هایی از یک روز نیستند؛
یادگارِ گفت‌وگوهایی‌اند که شاید سال‌ها بعد، اثرشان را در تصمیم‌ها، همکاری‌ها و تغییرهایی ببینیم که هنوز متولد نشده‌اند.

یادگار بماند؛
که تغییر، همیشه از یک ایده‌ی بزرگ آغاز نمی‌شود؛
گاهی از یک گفت‌وگوی صادقانه، یک پرسش درست و چند نفر که تصمیم می‌گیرند جهان اطرافشان را دوباره طراحی کنند.

با هم عکس ها را ورق می زنیم …

@placexperience
4