PLACE / EXPERIENCE
81 subscribers
63 photos
14 videos
1 file
6 links
طراحی مکان‌های تجربه‌محور
Thematic Design, Storytelling & Experience Making
Download Telegram
قصه‌های ساخته‌نشده | ۰۲

همه چیز از یک سؤال شروع می‌شود.

نه از یک نقشه،
نه از یک بودجه،
نه حتی از یک زمین.

از کسی که جرئت می‌کند بپرسد:

«اگر جور دیگری بود، چه می‌شد؟»

بیشتر مکان‌هایی که هر روز از کنارشان عبور می‌کنیم، زمانی فقط یک سؤال بوده‌اند؛ سؤالی که شاید دیگران آن را جدی نگرفته‌اند.

ما اینجا برای پیدا کردن پاسخ‌ها جمع نشده‌ایم.

برای پیدا کردن سؤال‌هایی آمده‌ایم که هنوز کسی نپرسیده است.

شاید هر قصه ساخته‌نشده، سال‌ها منتظر یک نفر باشد؛کسی که آن را ببیند، روایتش کند و سرانجام به واقعیت تبدیلش کند.

شاید آن یک نفر، همین حالا در حال خواندن این متن باشد.

@placexperience
✍1👏1
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۲

مریم مهدوی

بعضی‌ها هنر را برای خلق اثر می‌شناسند؛
او هنر را راهی برای شناخت انسان می‌بیند.

باور دارد هر رنگ، هر خط و هر تصویری، می‌تواند چیزی را آشکار کند که گاهی کلمات از گفتنش ناتوان‌اند.

برای او، هنر فقط زیبا بودن نیست؛ فرصتی است برای دیدن، فهمیدن و دوباره کشف کردن خود و جهان اطراف.

در ماجرا، او کمک می‌کند آدم‌ها قبل از ساختن هر چیز، خودشان را بهتر بشناسند.

هر تجربه‌ای را مکان‌ها نمی‌سازند؛ آدم‌ها می‌سازند.

@placexperience
❤3
چه می‌شد اگر… | ۰۳

…مدرسه‌ای طراحی می‌کردیم که هیچ کلاس ثابتی نداشت؟

در ورودی مدرسه، خبری از راهروهای بلند و ردیف درهای یک‌شکل نبود.

به جای آن، میدان کوچکی قرار داشت؛ پر از میزهای چوبی، درخت، صدای آب و آدم‌هایی که دور یک مسئله جمع شده بودند.

کمی جلوتر، ساختمانی شیشه‌ای دیده می‌شد که از بیرون شبیه آزمایشگاه بود، اما داخلش عده‌ای مشغول ساخت یک بازی رومیزی بودند. آن‌طرف‌تر، بوی نان تازه از آشپزخانه‌ای می‌آمد که چند نفر در آن، هم آشپزی می‌کردند و هم درباره شیمی تخمیر یاد می‌گرفتند.

روی پشت‌بام، گلخانه‌ای بود که زیست‌شناسی را می‌شد با دست لمس کرد. در حیاط، کارگاهی قرار داشت که صدای چوب، فلز و چاپگر سه‌بعدی با هم آمیخته بود. حتی بخشی از شهر، خودِ مدرسه بود؛ موزه، بازار، پارک و کارخانه، کلاس‌هایی بودند که سقف نداشتند.

اینجا هیچ زنگی برای پایان درس به صدا درنمی‌آمد.

هر پروژه، دانش‌آموز را از یک فضا به فضای دیگر می‌برد؛ از گفت‌وگو به ساختن، از مشاهده به تجربه و از تجربه به خلق.

شاید هنوز کسانی بودند که راه را نشان می‌دادند، اما کمتر کسی پاسخ آماده داشت. مهم‌تر از پاسخ‌ها، طراحی موقعیت‌هایی بود که کنجکاوی را بیدار می‌کرد.

وقتی غروب از مدرسه بیرون می‌آمدی، چیزی را حفظ نکرده بودی.

چیزی را ساخته بودی.

شاید مدرسه آینده، ساختمانی پر از کلاس نباشد.

شاید شهری کوچک باشد که در آن، یادگیری بخشی از زندگی روزمره است.

@placexperience
یکی از تفاوت‌های PLACE / EXPERIENCE با بسیاری از دوره‌های آموزشی، داشتن یک مسیر از پیش طراحی‌شده است.

برای هر روز، هر جلسه و حتی هر ساعت این دوره برنامه داریم. پیش از هر نشست، منابع، موضوعات، تمرین‌ها و فهرست کارهایی که باید انجام دهید در اختیارتان قرار می‌گیرد؛ بنابراین از ابتدا می‌دانید قرار است در چه مسیری حرکت کنید و چرا.

این مسیر حاصل آزمون‌وخطای لحظه‌ای نیست؛ بر پایه تجربه‌های حرفه‌ای، پژوهش و آنچه امروز در معتبرترین الگوهای طراحی تجربه، استوری‌تلینگ، طراحی تماتیک و یادگیری در جهان شکل گرفته، تدوین شده است.

هدف ما فقط انتقال دانش نیست؛ می‌خواهیم قدم‌به‌قدم، با یک نقشه مشخص، تجربه خلق مکان‌های ماندگار را با هم تمرین کنیم.

یادگیری، وقتی مسیر داشته باشد، به تجربه تبدیل می‌شود.

@placexperience
قصه‌های ساخته‌نشده | ۰۳

بعضی ایده‌ها، هیچ‌وقت از بین نمی‌روند.

فقط سال‌ها در گوشه‌ای از ذهن ما منتظر می‌مانند.

گاهی با دیدن یک خیابان، گاهی وسط یک سفر، گاهی بعد از تمام شدن یک فیلم یا حتی در میان یک گفت‌وگوی کوتاه، دوباره سر بلند می‌کنند و آرام در گوشمان می‌گویند:

«اگر من را بسازی، دنیا کمی متفاوت‌تر می‌شود.»

بیشتر آدم‌ها از کنار این صدا عبور می‌کنند.

اما هر شهری، هر موزه، هر پارک و هر تجربه ماندگاری که امروز می‌شناسیم، روزی فقط همین یک زمزمه بوده است.

شاید تفاوت میان یک رؤیا و یک واقعیت، استعداد یا سرمایه نباشد.

شاید فقط شجاعت باشد؛ شجاعت جدی گرفتن قصه‌هایی که هنوز ساخته نشده‌اند.

@placexperience
👍1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از صدا تا خیال | ۰۲

قبلاً هر بار تلفن زنگ می‌خورد، ممکن بود صدای مادربزرگ باشد.

حالا دیگر آن صدا نیست.

نه احوال‌پرسی‌های آرامش، نه پرسیدن اینکه «کِی می‌آیی؟» و نه دعوتی که همیشه انگار برای همین امروز بود.

اما خانه هنوز مانده است؛ با حیاطی که عصرها نور روی دیوارش می‌نشست، با پنجره‌هایی که سال‌ها آمدن آدم‌ها را تماشا کرده‌اند و اتاق‌هایی که هنوز بوی خاطره می‌دهند.

قرار است این خانه به گالری تبدیل شود.

نه برای اینکه گذشته را پشت ویترین بگذاریم، بلکه برای اینکه زندگی دوباره در آن جریان پیدا کند؛ این‌بار میان اثرها، صداها، گفت‌وگوها و آدم‌هایی که برای دیدن و خیال‌کردن وارد می‌شوند.

شاید بعضی خانه‌ها بعد از رفتن آدم‌هایشان تمام نمی‌شوند.

شاید فقط منتظرند کسی صدای خاموش‌شان را به شکل تازه‌ای ادامه دهد

@placexperience
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۳

امیر کریمی

بعضی‌ها آینده را پیش‌بینی می‌کنند؛
او سال‌هاست تلاش می‌کند آن را زودتر از دیگران تجربه کند.

برای او، معماری فقط ساختن بنا نیست. باور دارد بخش مهمی از شهرهای آینده، پیش از آنکه با بتن و فولاد ساخته شوند، در جهان‌های دیجیتال، هویت‌های مجازی و ارتباطات آنلاین شکل می‌گیرند.

سال‌هاست تحولات فناوری‌های نوظهور را دنبال می‌کند؛ از اقتصاد دیجیتال و NFT گرفته تا همکاری و گفت‌وگو با هنرمندان و خالقان آثار از نقاط مختلف جهان. او آینده را نه یک مفهوم دور، بلکه بخشی از زندگی امروز می‌بیند.

در PLACE / EXPERIENCE، او کمک می‌کند یاد بگیریم چگونه فناوری را نه به‌عنوان یک ابزار، بلکه به‌عنوان بخشی از تجربه، روایت و خلق مکان‌های آینده ببینیم.

هر تجربه‌ای را مکان‌ها نمی‌سازند؛ آدم‌ها می‌سازند.

@placexperience
❤3
چه می‌شد اگر… | ۰۴

…یک بازی‌شاپ طراحی می‌کردیم که خودش یک رسانه و یک اقتصاد زنده بود؟

از بیرون، شبیه یک فروشگاه بازی به نظر می‌رسید.

اما همین که وارد می‌شدی، هیچ قفسه‌ای فقط برای فروش نبود. هر بازی، نقطه شروع یک تجربه بود؛ تجربه‌ای که می‌توانستی آن را امتحان کنی، درباره‌اش محتوا بسازی، با دیگران به اشتراک بگذاری و شکل تازه‌ای به آن بدهی.

روی یک میز، چند نفر مشغول یک بازی رومیزی بودند. چند قدم آن‌طرف‌تر، همان بازی روی دیوار ادامه پیدا می‌کرد؛ تصویرها حرکت می‌کردند و تصمیم‌های بازیکنان، مسیر داستان را تغییر می‌دادند.

در گوشه‌ای دیگر، شخصیت‌ها با واقعیت افزوده از روی کارت‌ها بیرون می‌آمدند. هم‌زمان، بازیکنانی از شهرهای دیگر از طریق نسخه دیجیتال وارد همان جهان می‌شدند؛ بعضی در فضای واقعی و بعضی پشت صفحه، اما همه در یک روایت مشترک.

اینجا، اقتصاد فقط از فروش جعبه‌های بازی شکل نمی‌گرفت.

عضویت ماهانه، اجاره میز و تجهیزات، برگزاری مسابقه، فروش نسخه‌های دیجیتال، تولید محتوای رسانه‌ای، پخش زنده، همکاری با برندها و عرضه محصولات محدود، هر کدام بخشی از چرخه درآمد بودند.

بازیکنان هم فقط مشتری نبودند. می‌توانستند بازی طراحی کنند، سناریو بسازند، مسابقه برگزار کنند، محتوای خود را منتشر کنند و از مشارکتشان سهم بگیرند.

هر بازی می‌توانست از یک محصول، به یک جامعه تبدیل شود؛ جامعه‌ای که تجربه می‌کرد، تولید می‌کرد، دیده می‌شد و ارزش اقتصادی می‌ساخت.

شاید بازی‌شاپ آینده، مکانی برای خریدن بازی نباشد.

شاید رسانه‌ای باشد که مخاطبش هم‌زمان بازیکن، سازنده و شریک اقتصاد آن است.

@placexperience
❤1
چرا هر کسب‌وکاری باید «مکان تجربه» را بشناسد؟

مهم نیست کافه دارید، گالری، فروشگاه، کلینیک، کارخانه، هتل یا یک استارتاپ.

اگر مخاطب دارید، در حال طراحی یک تجربه هستید؛ حتی اگر خودتان از آن خبر نداشته باشید.

امروز مزیت رقابتی فقط در محصول، قیمت یا تبلیغات خلاصه نمی‌شود. آنچه مخاطب را دوباره برمی‌گرداند، تجربه‌ای است که از حضور در کنار برند شما به دست می‌آورد.

«مکان تجربه» یعنی یاد بگیریم چگونه فضا، روایت، فناوری، رفتار، رسانه و مدل درآمدی را کنار هم قرار دهیم تا یک مراجعه ساده، به رابطه‌ای ماندگار تبدیل شود.

این دیگر فقط موضوع معماران یا طراحان داخلی نیست؛ دانشی است که هر مدیر، کارآفرین، صاحب برند و صاحب کسب‌وکار به آن نیاز خواهد داشت.

آینده، متعلق به کسب‌وکارهایی نیست که فقط بهتر می‌فروشند؛ متعلق به کسب‌وکارهایی است که بهتر تجربه طراحی می‌کنند.

@placexperience
👍1
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟| ۰۴

مزدا نوبری


بعضی‌ها فضاها را طراحی می‌کنند؛
او به دنبال کشف معنایی‌ست که در دل هر فضا، فرهنگ و تاریخ پنهان شده است

میان معماری، شعر و فرهنگ حرکت می‌کند و با نگاهی پژوهشگرانه به جهان نگاه می‌کند؛
نگاهی که کمک می‌کند فضا را فقط آن‌طور که دیده می‌شود نبینیم، بلکه آن را از دل تاریخ و تجربه آدم‌ها کشف کنیم.

شاید هر فضا، چیزی بیشتر از آن چیزی باشد که چشم می‌بیند؛
شاید باید کمی عمیق‌تر نگاه کرد.

هر مکان، داستانی برای کشف کردن دارد.

@placexperience
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از صدا تا خیال | اپیزود ۰۳

گاهی فکر می‌کنم دیوارها فقط برای جدا کردن فضاها ساخته نشده‌اند.

هر بار که از کنارشان عبور می‌کنیم،
هر مکث،
هر خنده،
هر گفت‌وگو،
و حتی هر سکوت،
ردی نامرئی بر آن‌ها باقی می‌گذارد.

شاید سایه‌ی ما همان لحظه از روی دیوار برداشته شود،
اما تجربه‌ای که در آن مکان شکل گرفته،
در حافظه‌ی فضا می‌ماند.

مکان‌ها فقط آنچه را دیده‌اند به خاطر نمی‌سپارند؛
آن‌ها احساسِ لحظه‌ها را نیز در خود نگه می‌دارند.

شاید به همین دلیل است که بعضی دیوارها،
سال‌ها بعد،
هنوز بوی یک دیدار،
یک امید،
یا یک رؤیای نیمه‌تمام را می‌دهند.

شاید هیچ سایه‌ای واقعاً از بین نمی‌رود؛
فقط از چشم ما پنهان می‌شود و در حافظه‌ی مکان ادامه پیدا می‌کند.

@placexperience
چه می‌شد اگر… | ۰۵

…مهدکودکی برای بزرگ‌ترها طراحی می‌کردیم؟

اولین چیزی که توجهت را جلب می‌کرد، نبودن کلاس‌ها بود.

به‌جای کلاس، قلمروهایی برای تجربه وجود داشت.

اتاق ساخت، اتاق نور، آزمایشگاه صدا، کارگاه آشپزی، فضای نجاری، باغ کاشت، استودیوی تصویر، کتابخانه لمس، اتاق سکوت و میدان بازی‌های گروهی.

هیچ مسیر ثابتی وجود نداشت.

هر مراجعه‌کننده با یک «پاسپورت تجربه» وارد می‌شد و خودش تصمیم می‌گرفت امروز کنجکاوی‌اش او را به کدام فضا ببرد.

هیچ‌کس نمی‌پرسید شغلت چیست.

مهم نبود مدیرعامل باشی یا برنامه‌نویس، پزشک باشی یا معلم؛ همه برای یک چیز آمده بودند؛ دوباره یاد گرفتن از راه بازی.

هر هفته فضا تغییر می‌کرد.

یک ماه تمام ساختمان به یک ایستگاه فضایی تبدیل می‌شد، ماه بعد به یک بندر قدیمی، بعد به یک جنگل خیالی یا شهری که قوانینش را خود شرکت‌کنندگان می‌نوشتند.

اما مدل اقتصادی آن هم با یک مهدکودک معمولی فرق داشت.

درآمد اصلی از فروش بلیت نبود.

عضویت سالانه، برنامه‌های سازمانی برای شرکت‌ها، کمپ‌های نوآوری، رویدادهای خانوادگی، فروش کیت‌های تجربه، همکاری با برندها، کافه، فروشگاه محصولات اختصاصی و حتی حق امتیاز سناریوهای قابل اجرا در شهرهای دیگر، اقتصاد این مجموعه را شکل می‌داد.

اینجا هزینه نمی‌کردی که فقط چند ساعت سرگرم شوی.

سرمایه‌گذاری می‌کردی تا دوباره خلاق فکر کنی.

شاید روزی برسد که مهم‌ترین مرکز یادگیری یک شهر، نه دانشگاه باشد و نه مدرسه.

بلکه جایی باشد که بزرگ‌ترها دوباره جرئت بازی کردن را یاد بگیرند.

@placexperience
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۵

شادی غفوریان


بعضی‌ها داستان‌ها را می‌خوانند؛
بعضی‌ها داستان می‌سازند تا دیگران بتوانند خودشان را در آن پیدا کنند.

بیش از دو دهه است که میان نویسندگی، نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی تئاتر حرکت می‌کند و با کلمه و صحنه، جهان‌هایی تازه می‌سازد.

هر داستان از یک جرقه کوچک شروع می‌شود؛
از یک تصویر، یک سؤال یا حتی یک خیال که هنوز نمی‌دانیم قرار است به کجا برسد.

شاید کافی‌ست یک‌بار جرئت کنیم خیالمان را جدی بگیریم.

@placexperience
❤2
قصه‌های ساخته‌نشده | ۰۳

جهانی که با تخم‌گذاری لاک‌پشت‌ها آغاز می‌شد…

هر سال، فقط برای چند شب، لاک‌پشت‌ها به ساحل بازمی‌گردند.

ما معمولاً این اتفاق را تماشا می‌کنیم؛ اما اگر به‌جای تماشا، آن را بهانه‌ای برای ساختن یک جهان می‌کردیم چه؟

نورها کم‌جان شوند تا مسیر لاک‌پشت‌ها برهم نخورد. مسیرهای پیاده‌روی فقط با نور ماه دیده شوند. اقامتگاه‌ها به‌جای نمایش، سکوت را تجربه کنند. برنامه‌ها از غروب آغاز شوند و با طلوع پایان بگیرند؛ درست در زمانی که طبیعت، روایت خودش را اجرا می‌کند.

اینجا، تخم‌گذاری لاک‌پشت‌ها فقط یک رویداد نبود؛ هسته یک اکوسیستم تجربه بود.

اقامت‌های شبانه، تورهای روایت‌محور، رصد ماه و آسمان، کارگاه‌های عکاسی شب، روایت‌های بومی، غذاهای محلی، محصولات الهام‌گرفته از چرخه زندگی لاک‌پشت‌ها و برنامه‌های آموزشی، همگی از یک اتفاق طبیعی متولد می‌شدند؛ بی‌آنکه آن را به نمایش یا مزاحمت تبدیل کنند.

در این جهان، ماه فقط یک منظره نبود.

شاید بعضی از مکان‌ها نیازی به ساختن یک داستان تازه نداشته باشند.

کافی است داستانی را که طبیعت هر سال تکرار می‌کند، ببینند و جهانی برای زیستن در دل آن بسازند.

@placexperience
Dark Happy Birthday
Moran Magal
از صدا تا خیال | اپیزود ۰۴

امروز برایم یک موسیقی فرستاد.
کنارش فقط یک جمله نوشته بود:

«حالم از تولدهای همیشگی بهم می‌خورد… فکری به حالش بکن.»

چند دقیقه موسیقی را گوش دادم.
به تولد فکر نکردم.

به این فکر کردم که چرا بیشتر جشن‌ها، قبل از شروع، تمام شده‌اند.

همان کیک.
همان شمع.
همان آهنگ.
همان عکس.
همان آرزو.

انگار فقط تاریخ عوض می‌شود.
شاید تولد، اصلاً جشنِ یک سال بیشتر زندگی کردن نباشد.

شاید هر آدم، هر سال باید وارد جهانی تازه شود؛ جهانی که فقط برای همان یک شب طراحی شده باشد.

جایی که روایت، نور، صدا، بو، بازی، آدم‌ها و حتی هدیه‌ها، همه از یک داستان مشترک متولد شوند.

آن‌وقت دیگر کسی برای فوت کردن شمع جمع نمی‌شود.

همه برای زندگی کردن یک قصه، دور هم می‌آیند.

شاید مشکل از تولدها نیست.

از این است که هنوز آن‌ها را طراحی نکرده‌ایم.

@placexperience
👍1
چه می‌شد اگر… | ۰۶

…هتلی طراحی می‌کردیم که هر اتاق، یک زندگیِ نزیسته بود؟

نه شماره‌ای روی درها بود، نه نامی از طبقات.

هر اتاق، آغاز یک امکان بود.

در یکی، مهمان وارد زندگی یک ستاره‌شناس می‌شد؛ با سقفی که شب را به اتاق می‌آورد، نامه‌هایی نیمه‌تمام روی میز و صدای آرام رصدخانه‌ای دور.

در اتاقی دیگر، زندگی یک نویسنده جریان داشت؛ دیوارها پر از جمله‌هایی که کامل نشده بودند، کشوهایی با یادداشت‌های پنهان و پنجره‌ای که رو به شهری خیالی باز می‌شد.

اتاقی هم بود برای زندگی‌ای که در آن هیچ‌وقت عجله‌ای وجود نداشت؛ بدون ساعت، بدون اعلان، بدون برنامه. فقط نور، سکوت و زمان.

مهمان پیش از ورود، اتاق انتخاب نمی‌کرد.

به چند سؤال پاسخ می‌داد:

کدام رؤیا را عقب انداخته‌ای؟
از کدام زندگی جا مانده‌ای؟
اگر یک شب فرصت داشتی آدم دیگری باشی، چه کسی می‌شدی؟

بعد، هتل برای او یک جهان می‌ساخت.

نور، صدا، بو، اشیا، لباس، غذا و حتی برخورد کارکنان، بخشی از همان روایت بودند. اقامت دیگر فقط خوابیدن در یک اتاق نبود؛ تمرین کوتاهِ زیستن در یک امکان دیگر بود.

اقتصاد هتل هم از فروش تخت شکل نمی‌گرفت.

مهمان برای انتخاب یک روایت، شخصی‌سازی تجربه، حضور در اجراهای شبانه، سفارش اشیای داستانی، ثبت نسخه تصویری سفر و بازگشت برای تجربه زندگی‌های دیگر هزینه می‌کرد. برندها، هنرمندان و نویسندگان نیز می‌توانستند جهان‌های تازه‌ای برای هتل خلق کنند.

شاید بعضی سفرها برای دیدن یک مکان نباشند.

شاید برای دیدن آدمی باشند که می‌توانستیم بشویم.

@placexperience
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۶

سروش دستمالچیان


بعضی‌ها هنر را در یک قاب می‌بینند؛
او سال‌هاست با نقاشی، طراحی و عکاسی، جهان‌های مختلف را دیده و تجربه کرده است.

از تحصیل طراحی صنعتی در ایران تا آکادمی هنرهای زیبای بررا در ایتالیا و سفرهای هنری به آمریکا و ژاپن، مسیرش را با تجربه‌های تازه و نگاه‌های متفاوت ساخته است.

حالا بعد از سال‌ها سفر و جست‌وجو، به ایران برگشته تا آنچه دیده و آموخته را در مسیر خلق و آموزش هنر به اشتراک بگذارد.

شاید برای متفاوت دیدن، گاهی باید از جایی که ایستاده‌ایم فاصله بگیریم.

@placexperience
🔥7💯5❤1
فردا، ترکیب تیم کامل می‌شود !

فردا آخرین روز مصاحبه‌هاست.

چند هفته است با آدم‌های مختلف حرف می‌زنیم؛ از معمار و طراح گرفته تا هنرمند، برنامه‌نویس، مدیر، دانشجو و کسانی که فقط یک ویژگی مشترک داشتند؛ کنجکاوی برای ساختن تجربه.

بعد از فردا، فهرست نهایی بسته می‌شود.

شاید شبیه اعلام فهرست تیم ملی باشد؛ نه به این خاطر که بقیه توانمند نیستند، بلکه چون هر تیم، ظرفیت مشخصی دارد و باید ترکیبی از نقش‌ها، نگاه‌ها و توانایی‌های متفاوت کنار هم قرار بگیرند.

ما به دنبال بهترین رزومه‌ها نبودیم.

به دنبال کسانی بودیم که بتوانند در یک جهان میان‌رشته‌ای، کنار هم چیزی را خلق کنند که هیچ‌کدام به‌تنهایی از پس آن برنمی‌آیند.

فردا، سوت آغاز یک تیم به صدا درمی‌آید.

تیمی که قرار نیست فقط یک دوره آموزشی را پشت سر بگذارد؛ قرار است اولین قدم‌هایش را برای ساختن مکان‌های تجربه‌محور بردارد.

از اینجا شروع می‌کنیم…اگر تمایل به تست دادن داری به @saraajco پیام بده !

@placexperience
❤5🔥2
چه کسانی اینجا را می‌سازند؟ | ۰۷

مصطفی مکارم


بعضی‌ها ایده‌ها را در ذهنشان نگه می‌دارند؛
بعضی‌ها کمک می‌کنند تا ایده‌ها جرئت کنند وارد دنیای واقعی شوند.

با سال‌ها تجربه در نوآوری، کارآفرینی و فضای استارتاپی، مسیرهای مختلفی را در دنیای کسب‌وکار تجربه کرده و امروز در کنار مشاوره توسعه فردی و شغلی، به رشد و همراهی تیم‌ها و استارتاپ‌ها کمک می‌کند.

گاهی برای شروع کردن، لازم نیست همه‌چیز را بلد باشیم؛ فقط باید جرئت برداشتن قدم اول را داشته باشیم.

شاید بهترین زمان برای شروع، همان زمانی باشد که هنوز کاملاً آماده نیستیم.

@placexperience
❤3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی یک جهان، فقط با دو نُت ساخته می‌شود.

می‌گویند وقتی جان ویلیامز موسیقی فیلم آرواره‌ها را برای اولین بار برای استیون اسپیلبرگ نواخت، او تصور کرد این فقط یک شوخی است.

دو نُت ساده.

نه ارکستری عظیم، نه ملودی پیچیده.

اما همان دو نُت، کاری کردند که کوسه، حتی وقتی دیده نمی‌شد، حضورش احساس شود.

گاهی بزرگ‌ترین ایده‌ها، پیچیده‌ترین نیستند.

آن‌ها فقط دقیق‌ترین‌اند.

در طراحی تجربه هم همیشه به فناوری بیشتر، بودجه بزرگ‌تر یا دکورهای پیچیده نیاز نیست.

گاهی یک صدا، یک نور، یک بو یا یک جزئیات کوچک، جهانی می‌سازد که سال‌ها در حافظه آدم‌ها باقی می‌ماند.

شاید شاهکار، از جایی شروع شود که دیگران فقط یک ایده ساده می‌بینند.

@placexperience
❤3
مکان تجربه چیست؟

سال‌ها تصور می‌کردیم طراحی یک مکان یعنی طراحی ساختمان، فضا یا کالبد آن.

بعدها فهمیدیم که روایت، نور، صدا، هویت بصری، فناوری، خدمات و بسیاری از عناصر دیگر نیز در کیفیت یک مکان نقش دارند.

اما امروز پرسش دیگری پیش روی ماست:

آنچه در ذهن انسان باقی می‌ماند، خودِ مکان است یا تجربه‌ای که در آن زندگی کرده است؟

«مکان تجربه» پاسخی به همین پرسش است.

مکان تجربه، صرفاً یک ساختمان زیبا، یک فضای کاربردی یا یک طراحی تماتیک نیست؛ بلکه مکانی است که آگاهانه برای خلق یک تجربه انسانی طراحی می‌شود.

در چنین نگاهی، معماری یکی از اجزای تجربه است، نه تمام آن.

رفتار انسان، احساس، روایت، فرهنگ، فناوری، اقتصاد، برند، هنر، خدمات و ده‌ها عنصر دیگر در کنار هم تجربه‌ای را شکل می‌دهند که باعث می‌شود یک مکان در ذهن انسان ماندگار شود.

به همین دلیل، طراحی مکان‌های تجربه‌محور دیگر یک فعالیت صرفاً معماری نیست؛ بلکه فرایندی میان‌رشته‌ای است که به همکاری طراحان، معماران، جامعه‌شناسان، هنرمندان، داستان‌نویسان، متخصصان فناوری، اقتصاد، برند، رسانه و بسیاری از حوزه‌های دیگر نیاز دارد.

در این نگاه، سؤال اصلی دیگر این نیست:

«چه چیزی باید بسازیم؟»

بلکه این است:

«چه تجربه‌ای می‌خواهیم برای انسان خلق کنیم؟»

شاید آینده طراحی مکان‌ها، از ساختن ساختمان‌های متفاوت آغاز نشود؛ از دیدن متفاوت انسان آغاز شود.

@placexperience
❤3👌3