ارزش یک چیز، گاه در بهرهای نیست که از به دست آوردنش برمیآید، بلکه ارزشِ آن در گروِ بهایی است که برای به دست آوردنش پرداخت میشود؛ یعنی به اندازهٔ هزینهای که کردهایم.
📕 غروب بتها
✍🏻 #فریدریش_نیچه
📚 @PDFsCom
📕 غروب بتها
✍🏻 #فریدریش_نیچه
📚 @PDFsCom
👍48❤4👎2👌2🕊1
جام بلور، تنها يک بار می شکند.
میتوان شکسته اش را، تکه هايش را نگه داشت،
اما یاد، انسان را بیمار می کند...
📕 یک عاشقانهی آرام
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
میتوان شکسته اش را، تکه هايش را نگه داشت،
اما یاد، انسان را بیمار می کند...
📕 یک عاشقانهی آرام
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
👍29❤6👌1
یاد او.pdf
34.1 MB
ماجرای یک مادر جوان را روایت میکند که روزی پس از گذراندن ۵ سال زندان برای یک اشتباه غمانگیز به شهر بازمیگردد؛ شهری که همه چیز در آن بههم ریخته است. او امیدوار است که دوباره دختر ۴سالهاش را ببیند، اما این فقط یک نفر است که این زن جوان را میپذیرد. او «لجر» نام دارد؛ صاحب بار محله.
این دو شخصیت داستانی باوجود فشاری که زیر آن هستند، با هم ارتباط برقرار میکنند. هر چه عشق میان آنها افزایش پیدا میکند، مخاطرات نیز افزایش مییابند.
📕 یادبودهای او
✍🏻 #کالین_هوور
📚 @PDFsCom
این دو شخصیت داستانی باوجود فشاری که زیر آن هستند، با هم ارتباط برقرار میکنند. هر چه عشق میان آنها افزایش پیدا میکند، مخاطرات نیز افزایش مییابند.
📕 یادبودهای او
✍🏻 #کالین_هوور
📚 @PDFsCom
👍34👏2❤1🤩1
وقتی کسی را میکُشی، حتما چیزهایی از او در تو باقی میماند. یک تصویر، یک بو، یک نَفَس… یک آه، یک نفرین، یک صدا… من به این میگویم «نفرینِ مقتول» این نفرین به بدنت میچسبد، میماند و بعد شروع میکند به کندن، گویی که تنت را سوراخ میکند و فرو میرود، تا اینکه به اعماق قلبت راه پیدا کند.
آنجا منزل میکند و دوباره در تو زندگی مییابد. وارد رویاهایت میشود، خوابهایت را زخمی و تکهتکه میکند. روزها را به هر نحوی میگذرانی ولی شب که تنها میشوی، توی رختخوابت عرقی سرد بر تنت مینشیند. هر مقتولی در قاتلش به زندگی ادامه میدهد. از زمانی که قابیل هابیل را کشته، هیچ قاتلی نتوانسته از بار امانت مقتولش رها شود.
📕 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
آنجا منزل میکند و دوباره در تو زندگی مییابد. وارد رویاهایت میشود، خوابهایت را زخمی و تکهتکه میکند. روزها را به هر نحوی میگذرانی ولی شب که تنها میشوی، توی رختخوابت عرقی سرد بر تنت مینشیند. هر مقتولی در قاتلش به زندگی ادامه میدهد. از زمانی که قابیل هابیل را کشته، هیچ قاتلی نتوانسته از بار امانت مقتولش رها شود.
📕 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
👍63❤8👏2👌2
هفت پند مولانا :
۱. شب باش در پوشیدن خطای دیگری
۲. زمین باش در فروتنی
۳. خورشید باش در مهربانی
۴. در زندگی خودت باش، همانگونه که هستی
۵. رود باش در سخاوت به دیگران
۶. دریا باش در صبر و بردباری
۷. همچون مرده باش در هنگام خشم
📚 @PDFsCom
۱. شب باش در پوشیدن خطای دیگری
۲. زمین باش در فروتنی
۳. خورشید باش در مهربانی
۴. در زندگی خودت باش، همانگونه که هستی
۵. رود باش در سخاوت به دیگران
۶. دریا باش در صبر و بردباری
۷. همچون مرده باش در هنگام خشم
📚 @PDFsCom
❤95👍23👏9👌3🙏1
"من نمیتوانم سکوت کنم" این جملهٔ معروفی است از لئو تولستوی، داستاننویس سرشناس روسیه، که در واکنش به مظالم حکومت تزاری بیان کرده بود. همیشه قطرهای وجود دارد که محتویات لیوان را سرریز میکند.
📕 امید علیه امید
✍🏻 #نادژدا_ماتدلشتام
📚 @PDFsCom
📕 امید علیه امید
✍🏻 #نادژدا_ماتدلشتام
📚 @PDFsCom
👍44🕊7🙏2👌2
برقرای «ارتباط با برترها» در همۀ زمینهها را به نوعی عادت تبدیل کنید.
همیشه با کسانی معاشرت داشته باشید که بانفوذتر ، تحصیلکردهتر و حتی موفقتر هستند. این اشخاص، در مقایسه با کسانی که با شما همسطح هستند، چیز بیشتری برای به اشتراکگذاری دارند.
این عادت با تمایل شما به تغییر، به چالش کشیدن سنتها، رشد و انجام کارهایی مرتبط است که دیگران تصورش را هم نمیتوانند بکنند.
📕 قاعده ده برابر
✍🏻 #ارنت_کاردون
📚 @PDFsCom
همیشه با کسانی معاشرت داشته باشید که بانفوذتر ، تحصیلکردهتر و حتی موفقتر هستند. این اشخاص، در مقایسه با کسانی که با شما همسطح هستند، چیز بیشتری برای به اشتراکگذاری دارند.
این عادت با تمایل شما به تغییر، به چالش کشیدن سنتها، رشد و انجام کارهایی مرتبط است که دیگران تصورش را هم نمیتوانند بکنند.
📕 قاعده ده برابر
✍🏻 #ارنت_کاردون
📚 @PDFsCom
👍55❤9👏3👌1
جنگ که در بگیرد، خیلیها مجبورند سرباز بشوند. سلاح به دست میگیرند و میروند جبهه و ناچار میشوند سربازهای طرف دیگر را بکشند. هرچه بیشتر بتوانند.
هیچکس عین خیالش نیست که دوست داری دیگران را بکشی یا نه. کاری است که ناچاری بکنی وگرنه خودت کشته میشوی. جانی واکر با انگشت به سینهی ناکاتا اشاره کرد. گفت: "بنگ! تاریخ انسان در یک کلمه."
📕 کافکا در کرانه
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
📚 @PDFsCom
هیچکس عین خیالش نیست که دوست داری دیگران را بکشی یا نه. کاری است که ناچاری بکنی وگرنه خودت کشته میشوی. جانی واکر با انگشت به سینهی ناکاتا اشاره کرد. گفت: "بنگ! تاریخ انسان در یک کلمه."
📕 کافکا در کرانه
✍🏻 #هاروکی_موراکامی
📚 @PDFsCom
😢48👍15🕊5👌4❤2👏2
در زندگی انسان چیزی همانند بازی تاس وجود دارد: اگر تاس طوری نیفتد که تو لازمش داری، پس باید هنرت را در آنچه تصادف به تو عرضه میدارد، بهبود بخشی.
📕 هنر خوشبختی
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور
📚 @PDFsCom
📕 هنر خوشبختی
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور
📚 @PDFsCom
👍45❤10👌5
هرگز سازش نکنید.pdf
62.4 MB
کتاب، مخاطبین را وارد دنیای مذاکراتی حساس و پیچیده و البته وارد ذهن واس می کند و از مهارت هایی پرده برمی دارد که به او و همکارانش کمک کردند تا در مخاطره آمیزترین شرایط به موفقیت برسند و جان انسان ها را نجات دهند. واس در این راهنمای کاربردی و قابل فهم، از نه قاعده ی موثر در هنر مذاکره سخن می گوید؛ قواعدی که ما را قادر می سازند چه در زندگی شخصی و چه حرفه ای، بر دیگران تأثیرگذار باشیم و به هدف مطلوبمان برسیم.
📕 هرگز سازش نکنید
✍🏻 #کریس_واس
📚 @PDFsCom
📕 هرگز سازش نکنید
✍🏻 #کریس_واس
📚 @PDFsCom
👍68❤23👌3👏1🕊1
روباه گفت :
کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی !
اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب میشود و هرچه ساعت جلوتر برود، بیشتر احساس شادی و خوش بختی میکنم !
ساعت چهار که شد دلم بنا میکند شور زدن و نگران شدن، آن وقت است که قدر خوشبختی را میفهمم !
امّا اگر تو وقت و بیوقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم ...؟!
هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد ...!
📕 شازده کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی !
اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب میشود و هرچه ساعت جلوتر برود، بیشتر احساس شادی و خوش بختی میکنم !
ساعت چهار که شد دلم بنا میکند شور زدن و نگران شدن، آن وقت است که قدر خوشبختی را میفهمم !
امّا اگر تو وقت و بیوقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم ...؟!
هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد ...!
📕 شازده کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
❤158👍45👌5👎2
زمان، از هر قاضیای بهتر قضاوت میکند. صبر و تحمل و شجاعت، تنها شاهدانی هستند که رشوه نمیگیرند.
📕 کبوترها و بازها
✍🏻 #گراتزیا_دلدا
📚 @PDFsCom
📕 کبوترها و بازها
✍🏻 #گراتزیا_دلدا
📚 @PDFsCom
👍55❤9👌2👏1
در من کوچهایست
که با تو در آن نگشتهام...
سفریست
که با تو
هنوز نرفتهام...
روزها و شبهاییست
که با تو به سر نکردهام...
و عاشقانههاییست
که با تو
هنوز
نگفتهام...
در من حرفاییست که
هنوز نفس میکشند...
آرزوهایی که هنوز به انجام نرسیدهاند
در من
و در کعبهی من،
سجدهایست برای قامت تو
در من پارهای از تو میتپد
و این جان نیمهجانم از او زنده است
در من
و در رگهای من
خونی از احساس سبز تو جاریست
و شکوفه میزند همچون گلی سرخ
در من...
در من
تو و حس تو
هست هنوز و هنوز...
👤 #افشین_یداللهی
📚 @PDFsCom
که با تو در آن نگشتهام...
سفریست
که با تو
هنوز نرفتهام...
روزها و شبهاییست
که با تو به سر نکردهام...
و عاشقانههاییست
که با تو
هنوز
نگفتهام...
در من حرفاییست که
هنوز نفس میکشند...
آرزوهایی که هنوز به انجام نرسیدهاند
در من
و در کعبهی من،
سجدهایست برای قامت تو
در من پارهای از تو میتپد
و این جان نیمهجانم از او زنده است
در من
و در رگهای من
خونی از احساس سبز تو جاریست
و شکوفه میزند همچون گلی سرخ
در من...
در من
تو و حس تو
هست هنوز و هنوز...
👤 #افشین_یداللهی
📚 @PDFsCom
❤94👍27😢3👌1
۱۲ روش برای دوسـت داشـتن خـودت
۱. اگه انجام کاری حس بدی بهت میده، انجامش نده.
۲. دقیقاً همون چیزی که منظورته رو بگو.
۳. سعی نکن برای دلخوشی بقیه زندگی کنی.
۴. به احساسات غریزهات اعتماد داشته باش.
۵. هیچوقت از خودت بد نگو.
۶. هیچوقت دست از آرزوهات نکش.
۷. از «نه» گفتن ترس نداشته باش.
۸. از «بله» گفتن هم نترس.
۹. با خودت مهربون و منصف باش.
۱۰. چیزی که نمیتونی کنترل کنی رو کنار بذار.
۱۱. از قشقرق و انرژی منفی دور بمون.
۱۲. به خودت عشق و توجه نشون بده
📚 @PDFsCom
۱. اگه انجام کاری حس بدی بهت میده، انجامش نده.
۲. دقیقاً همون چیزی که منظورته رو بگو.
۳. سعی نکن برای دلخوشی بقیه زندگی کنی.
۴. به احساسات غریزهات اعتماد داشته باش.
۵. هیچوقت از خودت بد نگو.
۶. هیچوقت دست از آرزوهات نکش.
۷. از «نه» گفتن ترس نداشته باش.
۸. از «بله» گفتن هم نترس.
۹. با خودت مهربون و منصف باش.
۱۰. چیزی که نمیتونی کنترل کنی رو کنار بذار.
۱۱. از قشقرق و انرژی منفی دور بمون.
۱۲. به خودت عشق و توجه نشون بده
📚 @PDFsCom
👍70❤32👎3👏3👌2
قلب خاطرات بد را کنار میزند و خاطرات خوش را جلوه میدهد و درست از تصدیق همین فریب است که میتوانیم گذشته را تحمل کنیم.
📕 عشق سالهای وبا
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @PDFsCom
📕 عشق سالهای وبا
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @PDFsCom
👍32❤4👎1👏1👌1
بیست داستان برگزیده.pdf
2.9 MB
بیست داستان برگزیده ، با موضوع اجتماعی، مجموعه داستانهای کوتاه از ارنست همینگوی است. عنوان برخی از داستانها عبارتند از: «ده سرخپوست»؛ «ملکه مادر»؛ «پدران و پسران»؛ «روشنایی دنیا»؛ «مسابقه تعقیب»؛ «پس از توفان»؛ «یک خواننده روزنامه مینویسد»؛ «تاریخ طبیعی مردگان» و «یک روز انتظار».
📕 بیست داستان برگزیده
✍️🏻 #ارنست_همینگوی
📚 @PDFsCom
📕 بیست داستان برگزیده
✍️🏻 #ارنست_همینگوی
📚 @PDFsCom
👍24❤12👏1🙏1
بزرگترین درسی که از زندگی گرفتم
ترس و وحشت زیردریایی را در برگرفته بود.
من آنچنان ترسیده بودم که به سختی نفس میکشیدم. مرتبا به خود میگفتم این مرگ است! مرگ.
با وجود اینکه همهی دستگاههای خنک کننده و بادبزنهای برقی را از کار انداخته بودیم و دما به بیش از صد درجه فارنهایت رسیده بود، باز هم میلرزیدم و عرق سرد از سر و صورتم جاری بود و با همهی تلاشی که میکردم قادر نبودم از بههم خوردن دندانهایم جلوگیری کنم.
من درچنین شرایطی بودم که یکباره حمله قطع شد گویا تمام ذخایر کشتی مینانداز تمام شده بود و ترجیح داده بود که حمله را متوقف کند و آنجا را ترک کند .
آن پانزده ساعت که مورد حمله قرار گرفته بودیم، برایم 15 میلیون سال طول کشید.
تمام خاطرات گذشته و کارهایی را که مرتکب شده بودم مقابل چشمانم مجسم میکردم . مثلا قبل از اینکه به ارتش ملحق شوم، کارمند بانک بودم و همیشه از حقوق کم، کار زیاد و پیشرفتهای کوچک و محدود نگران بودم.
ناراحت از اینکه قادر نبودم بنا به سلیقه و میل خود زندگی کنم، چرا قادر به خریدن یک اتومبیل نبودم، چرا نمیتوانستم برای زنم لباسی گرانقیمت تهیه کنم؟ و بدتر از همه اخلاق بد و خشن رئیسم، وضع موجود را برایم طاقتفرسا کرده بود.
همهی این ماجراها مثل فیلم از مقابل چشمانم میگذشت. به خاطر میآوردم که چطور شبها خسته و عصبی به خانه میرفتم و به خاطر کوچکترین مسئلهای با زنم بگومگو میکردم،
یا هر وقت روبروی آینه قرار میگرفتم، آن زخم کوچک روی صورتم که بر اثر تصادف با اتومبیل به جا مانده بود، چگونه باعث ناراحتیام میشد و غمگینم میکرد.
قبل از این ماجرا همهی این مسائل برایم بسیار پررنگ و با اهمیت بود، اما وقتی در اعماق اقیانوس با مرگ دست و پنجه نرم میکردم، به خودم قول دادم که اگر از این مهلکه جان سالم به دربردم و بار دیگر چشمم به خورشید و یا ماه و ستارگان افتاد، دیگر مجالی به نگرانی ندهم و هیچگاه نگران اینگونه مسائل بیاهمیت نباشم . هرگز! هرگز! هرگز!
بله در آن پانزده ساعت پرمخاطره بسیار بیشتر از آن چهار سالی که در دانشگاه سیکاکیوز مشغول تحصیل بودم و کتابهای زیادی را مطالعه کرده بودم، درس زندگی را آموختم!
📕 آيين زندگی
✍🏻 #دیل_کارنگی
📚 @PDFsCom
ترس و وحشت زیردریایی را در برگرفته بود.
من آنچنان ترسیده بودم که به سختی نفس میکشیدم. مرتبا به خود میگفتم این مرگ است! مرگ.
با وجود اینکه همهی دستگاههای خنک کننده و بادبزنهای برقی را از کار انداخته بودیم و دما به بیش از صد درجه فارنهایت رسیده بود، باز هم میلرزیدم و عرق سرد از سر و صورتم جاری بود و با همهی تلاشی که میکردم قادر نبودم از بههم خوردن دندانهایم جلوگیری کنم.
من درچنین شرایطی بودم که یکباره حمله قطع شد گویا تمام ذخایر کشتی مینانداز تمام شده بود و ترجیح داده بود که حمله را متوقف کند و آنجا را ترک کند .
آن پانزده ساعت که مورد حمله قرار گرفته بودیم، برایم 15 میلیون سال طول کشید.
تمام خاطرات گذشته و کارهایی را که مرتکب شده بودم مقابل چشمانم مجسم میکردم . مثلا قبل از اینکه به ارتش ملحق شوم، کارمند بانک بودم و همیشه از حقوق کم، کار زیاد و پیشرفتهای کوچک و محدود نگران بودم.
ناراحت از اینکه قادر نبودم بنا به سلیقه و میل خود زندگی کنم، چرا قادر به خریدن یک اتومبیل نبودم، چرا نمیتوانستم برای زنم لباسی گرانقیمت تهیه کنم؟ و بدتر از همه اخلاق بد و خشن رئیسم، وضع موجود را برایم طاقتفرسا کرده بود.
همهی این ماجراها مثل فیلم از مقابل چشمانم میگذشت. به خاطر میآوردم که چطور شبها خسته و عصبی به خانه میرفتم و به خاطر کوچکترین مسئلهای با زنم بگومگو میکردم،
یا هر وقت روبروی آینه قرار میگرفتم، آن زخم کوچک روی صورتم که بر اثر تصادف با اتومبیل به جا مانده بود، چگونه باعث ناراحتیام میشد و غمگینم میکرد.
قبل از این ماجرا همهی این مسائل برایم بسیار پررنگ و با اهمیت بود، اما وقتی در اعماق اقیانوس با مرگ دست و پنجه نرم میکردم، به خودم قول دادم که اگر از این مهلکه جان سالم به دربردم و بار دیگر چشمم به خورشید و یا ماه و ستارگان افتاد، دیگر مجالی به نگرانی ندهم و هیچگاه نگران اینگونه مسائل بیاهمیت نباشم . هرگز! هرگز! هرگز!
بله در آن پانزده ساعت پرمخاطره بسیار بیشتر از آن چهار سالی که در دانشگاه سیکاکیوز مشغول تحصیل بودم و کتابهای زیادی را مطالعه کرده بودم، درس زندگی را آموختم!
📕 آيين زندگی
✍🏻 #دیل_کارنگی
📚 @PDFsCom
👍102❤13👎2👌1🕊1
باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفتهای تحویل بدهی٬
خواه با فرزندی خوب یا باغچهای سرسبز؛
اگر فقط یک نفر با بودن تو سادهتر نفس کشید، یعنی تو موفق شدهای ...
#گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @PDFsCom
خواه با فرزندی خوب یا باغچهای سرسبز؛
اگر فقط یک نفر با بودن تو سادهتر نفس کشید، یعنی تو موفق شدهای ...
#گابریل_گارسیا_مارکز
📚 @PDFsCom
❤103👍28👌3
درباره اصطلاح «خیر» و «شر» باید گفت که این دو، معنی مثبتی ندارند. زیرا شیئی واحد ممکن است در عین حال هم بد و هم خوب و هم نه بد و نه خوب باشد. مثلأ موسیقی برای مبتلایان به مالیخولیا خوب است و برای سوگواران و عزاداران بد است و برای مردگان نه خوب است و نه بد.
📕 اخلاق
✍🏻 #باروخ_اسپینوزا
📚 @PDFsCom
📕 اخلاق
✍🏻 #باروخ_اسپینوزا
📚 @PDFsCom
👏42👍20❤6👎1👌1
ما باید پدرانمان را دوست بداریم
برایشان دمپایی مرغوب بخریم
و وقتی دیدیم به نقطهای خیره ماندهاند
برایشان یک استکان چای بریزیم
پدران
پدران
پدرانمان را
باید که دوست بداریم
قبل از آنکه همه چیز
به خاطره مبدل گردد.
📕 کابوسهای روسی
✍🏻 #حسین_پناهی
📚 @PDFsCom
برایشان دمپایی مرغوب بخریم
و وقتی دیدیم به نقطهای خیره ماندهاند
برایشان یک استکان چای بریزیم
پدران
پدران
پدرانمان را
باید که دوست بداریم
قبل از آنکه همه چیز
به خاطره مبدل گردد.
📕 کابوسهای روسی
✍🏻 #حسین_پناهی
📚 @PDFsCom
👍93❤32😢11👎4👌1