"چه كشكى چه پشمى"
چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. در حال مستاصل شد. از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.
قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.
گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم.
قدری پایین تر آمد.
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟ آنها را خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی کمی پایین تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یک غلطی کردیم، غلط زیادی که جریمه ندارد...
📚 @PDFsCom
چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. در حال مستاصل شد. از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت:
ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.
قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.
گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم.
قدری پایین تر آمد.
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟ آنها را خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.
وقتی کمی پایین تر آمد گفت: بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یک غلطی کردیم، غلط زیادی که جریمه ندارد...
📚 @PDFsCom
👍2
هیچ چیز احمقانهتر از این نیست که آدم بخواهد توى تلفن به یک نفر بگوید دوستت دارم و طرف بگوید چى گفتى؟ صدا نمیاد!
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : ثریا در اغما
✍ اثر : #اسماعیل_فصیح
https://t.me/PDFsCom/8336
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : ثریا در اغما
✍ اثر : #اسماعیل_فصیح
https://t.me/PDFsCom/8336
📚 @PDFsCom
❤1
PDF | پی دی اف
همهی ما میدانیم که ممکن است کسی ضریب هوش علمی بالایی داشته باشد و در کلاس درس یک نابغه باشد، اما در دنیای واقعی توانایی کسب پول زیاد را نداشته باشد. از نظر من، پدر بیپولم، معلمی بزرگ و مردی سختکوش بود، او ضریب هوش علمی بالایی داشت، اما ضریب هوش مالی او…
همهی ما میدانیم که ممکن است کسی ضریب هوش علمی بالایی داشته باشد و در کلاس درس یک نابغه باشد، اما در دنیای واقعی توانایی کسب پول زیاد را نداشته باشد. از نظر من، پدر بیپولم، معلمی بزرگ و مردی سختکوش بود، او ضریب هوش علمی بالایی داشت، اما ضریب هوش مالی او پایین بود. او در دنیای علمی عملکرد خیلی خوبی داشت، اما در جهان کسب و کار ضعیف بود.
🎧 کتاب صوتی: ضریب_هوش_اقتصادی
✍ اثر: #رابرت_کیوساکی
📋 قسمت: ۱۹_۲۰_۲۱
📚 @PDFsCom
🎧 کتاب صوتی: ضریب_هوش_اقتصادی
✍ اثر: #رابرت_کیوساکی
📋 قسمت: ۱۹_۲۰_۲۱
📚 @PDFsCom
❤1
گاهی برای نابودی يک کشور اصلا نیازی
به جنگ نیست!
تنها کافیست جای افراد آگاه و برجسته آن
کشور را با تعدادى سياستمدار نادان و احمق عوض کنید!
👤 چرچيل
📚 @PDFsCom
به جنگ نیست!
تنها کافیست جای افراد آگاه و برجسته آن
کشور را با تعدادى سياستمدار نادان و احمق عوض کنید!
👤 چرچيل
📚 @PDFsCom
❤1👍1
Forwarded from حقایق باستان ™️
سیاستمدارها به جنگ نمیروند تعدادشان کم است و طول عمرهای بلندی دارند!
و سربازها، سربازها، داستانهای کوتاه غم انگیزند!
@Ancient_fact ™️
و سربازها، سربازها، داستانهای کوتاه غم انگیزند!
@Ancient_fact ™️
👍1
اگر به من بگویند:" از امروز بیست سال از زندگی تو باقی است، حالا در مدتی که برایت باقی مانده دوست داری چه کار کنی؟" فوری جواب خواهم داد:" دو ساعت از شبانه روز را کار و فعالیت می کنم و باقی 22 ساعت را دوست دارم رویا ببینم، به شرط آن که بعدا بتوانم رویاهایم را به یاد بیاورم، زیرا با یادآوری است که رویا جان می گیرد."
📕 با آخرین نفس هایم
✍🏻 #لوییس_بونویل
📚 @PDFsCom
📕 با آخرین نفس هایم
✍🏻 #لوییس_بونویل
📚 @PDFsCom
Forwarded from BOOK | کتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر می خواهید یک بار برای همیشه دلیل ترس ترامپ و آمریکا از ایران را بفهمید، این ۱۱۰ ثانیه صحبتهای افشاگرانه این سرباز آمریکایی که در جنگ ایران و عراق حضور داشته و در عراق و خلیج فارس هم جنگیده، در پخش زنده شبکه تلوزیونی آمریکا را گوش کنید! او میهمان یکی از شبکه های تلوزیونی آمریکا بود که با این صحبتهای جنجالی اش مجری و دیگر میهمانان را شوکه کرد و ترامپ و کل جمعیت آمریکا را از عواقب جنگ با ایران آگاه تر کرد! این دیگر تجربیات شخصی یک سرباز کارکشته آمریکایی است و چاپلوسی و تملق نیست! توصیه می کنم اگر ذره ای به این میهن تعصب دارید در تمام گروهها به عشق ایران به اشتراک بگذارید!👌
📚 @BooksCom
📚 @BooksCom
👎4👍1
صاحب دلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت .
نمازگزاران همه او را شناختند؛ پس از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید.
صاحب دل پذیرفت که جماعت را پندی دهد…
نماز جماعت تمام شد، چشم ها همه به سوى او بود.
مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود،
آن گاه خطاب به جماعت گفت :
مردم! هرکس از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!
کسى برنخاست !
گفت : حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد!
باز کسى برنخاست !!!
گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید!
📚 @PDFsCom
نمازگزاران همه او را شناختند؛ پس از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید.
صاحب دل پذیرفت که جماعت را پندی دهد…
نماز جماعت تمام شد، چشم ها همه به سوى او بود.
مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود،
آن گاه خطاب به جماعت گفت :
مردم! هرکس از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!
کسى برنخاست !
گفت : حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد!
باز کسى برنخاست !!!
گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید!
📚 @PDFsCom
خوگرفتن با مکانهاى بیگانه کیفیت غریبى دارد، تلاش براى تغییر عادتى که هدفى جز خودش ندارد و آدم هنوز به انجامش نرسانده، یا اندکى پس از آن، باید بگذارد و به وضعیت پیشین بازگردد.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : کوه جادو
✍ اثر : #توماس_مان
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8318
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : کوه جادو
✍ اثر : #توماس_مان
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8318
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
همهی ما میدانیم که ممکن است کسی ضریب هوش علمی بالایی داشته باشد و در کلاس درس یک نابغه باشد، اما در دنیای واقعی توانایی کسب پول زیاد را نداشته باشد. از نظر من، پدر بیپولم، معلمی بزرگ و مردی سختکوش بود، او ضریب هوش علمی بالایی داشت، اما ضریب هوش مالی او…
همهی ما میدانیم که ممکن است کسی ضریب هوش علمی بالایی داشته باشد و در کلاس درس یک نابغه باشد، اما در دنیای واقعی توانایی کسب پول زیاد را نداشته باشد. از نظر من، پدر بیپولم، معلمی بزرگ و مردی سختکوش بود، او ضریب هوش علمی بالایی داشت، اما ضریب هوش مالی او پایین بود. او در دنیای علمی عملکرد خیلی خوبی داشت، اما در جهان کسب و کار ضعیف بود.
🎧 کتاب صوتی: ضریب_هوش_اقتصادی
✍ اثر: #رابرت_کیوساکی
📋 قسمت: ۲۲_۲۳_۲۴
📚 @PDFsCom
🎧 کتاب صوتی: ضریب_هوش_اقتصادی
✍ اثر: #رابرت_کیوساکی
📋 قسمت: ۲۲_۲۳_۲۴
📚 @PDFsCom
مسخ بیشتر از هر چیزی به از خواب بیدار شدن و با محیط و اطرافیان خود متفاوت شدن است.
داستان کسی که بعد از دیدن این تفاوت ها از سوی اطرافیان طرد شده و به مرور فراموش میشود ...
📕 کتاب : مسخ
✍ اثر : #فرانتس_کافکا
📚 @PDFsCom
داستان کسی که بعد از دیدن این تفاوت ها از سوی اطرافیان طرد شده و به مرور فراموش میشود ...
📕 کتاب : مسخ
✍ اثر : #فرانتس_کافکا
📚 @PDFsCom
از بچگی فکر میکردم مگر آدمها مجبورند با هم بجنگند و حالا میبینم بله . گاهی مجبورند ...
چون آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند.
میان گلولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمیمیرند.
آنها در خانههای گرمشان نشستهاند. سیگار میکشند و دستور میدهند ... کاش اسلحهام را به سمت رئیسانی میگرفتم که در خانههای گرمشان نشستهاند. بچههایشان در استخر شنا میکنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا میکنند. راحتتر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند.
👤 آندره مالرو
✍نویسنده و سیاستمدار فرانسوی
📚 @PDFsCom
چون آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند.
میان گلولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمیمیرند.
آنها در خانههای گرمشان نشستهاند. سیگار میکشند و دستور میدهند ... کاش اسلحهام را به سمت رئیسانی میگرفتم که در خانههای گرمشان نشستهاند. بچههایشان در استخر شنا میکنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا میکنند. راحتتر از نوشتن یک سلام.
جنگ را شرورترین افراد برمی انگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند.
👤 آندره مالرو
✍نویسنده و سیاستمدار فرانسوی
📚 @PDFsCom
❤2👍2