الیزابت فوگلر بازیگری است که ناگهان تصمیم میگیرد سکوت اختیار کند تا ظاهراً دیگر مجبور نباشد در زندگی «نقش» بازی کند و دروغ بگوید.آلما پرستار که مأمور مراقبت روانی او در ویلائی ساحلی شده، ظاهراً زنی متفاوت و امیدوار به زندگی است. دو زن آرامآرام به هم چنان نزدیک میشوند که انگار میخواهند در روح یکدیگر رسوخ کنند...
📕 کتاب : پرسونا
✍ اثر : #اینگمار_برگمان
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : پرسونا
✍ اثر : #اینگمار_برگمان
📚 @PDFsCom
سونیا: من زشتم.
یلنا: تو موهای قشنگی داری.
سونیا: نه! اینطور نیست. وقتی که زنی زیبا نباشد به او میگویند: «چه چشمان زیبایی داری و یا موهایت قشنگ است....
📕 کتاب : دایی وانیا
✍ اثر : #آنتوان_چخوف
📚 @PDFsCom
یلنا: تو موهای قشنگی داری.
سونیا: نه! اینطور نیست. وقتی که زنی زیبا نباشد به او میگویند: «چه چشمان زیبایی داری و یا موهایت قشنگ است....
📕 کتاب : دایی وانیا
✍ اثر : #آنتوان_چخوف
📚 @PDFsCom
❤1
نقل میکنند که روزی سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند.
سلطان فرمود: در این کله پاچه اندرزها نهفته است.
سپس لقمه نانی برداشت و یک راست، مغز کله را تناول نمود، سپس گفت:
اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از مغز تهی کنید.
سپس زبان کله پاچه را نوش جان و فرمود:
اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید، زبان جامعه را کوتاه و ساکت کنید.
سپس چشم ها و بناگوش کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:
برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.
وزير اعظم عرض کرد:
پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟
ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبيل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشاره ای به پاچه انداختند و فرمودند:
شما پاچه را بخورید و پاچه خواری را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند ...
📚 @PDFsCom
سلطان فرمود: در این کله پاچه اندرزها نهفته است.
سپس لقمه نانی برداشت و یک راست، مغز کله را تناول نمود، سپس گفت:
اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از مغز تهی کنید.
سپس زبان کله پاچه را نوش جان و فرمود:
اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید، زبان جامعه را کوتاه و ساکت کنید.
سپس چشم ها و بناگوش کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:
برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.
وزير اعظم عرض کرد:
پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟
ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبيل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشاره ای به پاچه انداختند و فرمودند:
شما پاچه را بخورید و پاچه خواری را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند ...
📚 @PDFsCom
👍2
PDF | پی دی اف
قاعده اول شمس : کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار میبریم ، همچون آینه ای است که خود را در آن میبینیم . هنگامی که نام خدا را میشنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید ،به این معناست که تو نیز بیش تر مواقع در ترس و شرم به سر میبری .اما اگر هنگامی…
قاعده دوم شمس :
پیمودن راه حق کار دل است ،نه کار عقل ... راهنمایت همیشه دلت باشد ،نه سری که بالای شانه هایت است. از کسانی باش که به نفس خود آگاهند ،نه از کسانی که نفس خود را نادیده میگیرند.
📕 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
پیمودن راه حق کار دل است ،نه کار عقل ... راهنمایت همیشه دلت باشد ،نه سری که بالای شانه هایت است. از کسانی باش که به نفس خود آگاهند ،نه از کسانی که نفس خود را نادیده میگیرند.
📕 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
باور كن كه چيزي به نام رنج عظيم، تاسف عظيم و ياخاطره ی عظيم وجود ندارد. همه چيز فراموش ميشود، حتي يك عشق بزرگ. اين همان چيزي ست كه زندگي را تاسف بار و در عين حال شگفت انگيز كرده است!
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : خوشبخت مردن
✍ اثر : #آلبر_کامو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/450
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : خوشبخت مردن
✍ اثر : #آلبر_کامو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/450
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
این جهانِ بزرگ را باید مثل کتابی باز ببینی. مثل کتابی که در انتظار خواننده اش است. هر روزش را باید جداگانه خواند. نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده. اصل این لحظه است. باید صفحه به صفحه پیش بروی. 🎧 کتاب صوتی: #بعد_از_عشق ✍ اثر: #الیف_شافاک 🎙 راوی:…
این جهانِ بزرگ را باید مثل کتابی باز ببینی. مثل کتابی که در انتظار خواننده اش است. هر روزش را باید جداگانه خواند. نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده. اصل این لحظه است. باید صفحه به صفحه پیش بروی.
🎧 کتاب صوتی: #بعد_از_عشق
✍ اثر: #الیف_شافاک
🎙 راوی: مریم راعی
📋 قسمت: بیست و چهارم
📚 @PDFsCom
🎧 کتاب صوتی: #بعد_از_عشق
✍ اثر: #الیف_شافاک
🎙 راوی: مریم راعی
📋 قسمت: بیست و چهارم
📚 @PDFsCom
داوری نکنید، تا بر شما داوری نشود
و حکم نکنید تا بر شما حکم نشود
چه بسیار انسانهایی که با سرزنش دیگران بیماری را به سوی خود کشانیدهاند.
📕 چهار اثر
✍🏻 #فلورانس_اسکاول_شین
📚 @PDFsCom
و حکم نکنید تا بر شما حکم نشود
چه بسیار انسانهایی که با سرزنش دیگران بیماری را به سوی خود کشانیدهاند.
📕 چهار اثر
✍🏻 #فلورانس_اسکاول_شین
📚 @PDFsCom
باید کار درست را
به دلیل درست بودنش
انجام بدهید
نه برای اینکه
راهی است به بهشت...!
👤 #برتراند_راسل
📚 @PDFsCom
به دلیل درست بودنش
انجام بدهید
نه برای اینکه
راهی است به بهشت...!
👤 #برتراند_راسل
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
هر آنچه وجود دارد، هستی اش حتماً دلیلی دارد. خرده های نان روی میز ما هستند، نه برای آنکه یادآوری از طعم نان امروز صبح باشند؛ آنجا هستند، چون ما خواسته ایم باشند؛ آنها را پاک نکرده ایم. همه چیز دلیلی دارد. حتّی خردترین جزئیات کلیدی، دارای دلیلی هستند.
📕 کتاب : فراسوی ذهنم
✍ اثر : #ریچارد_باخ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/559
📚 @PDFsCom
هر آنچه وجود دارد، هستی اش حتماً دلیلی دارد. خرده های نان روی میز ما هستند، نه برای آنکه یادآوری از طعم نان امروز صبح باشند؛ آنجا هستند، چون ما خواسته ایم باشند؛ آنها را پاک نکرده ایم. همه چیز دلیلی دارد. حتّی خردترین جزئیات کلیدی، دارای دلیلی هستند.
📕 کتاب : فراسوی ذهنم
✍ اثر : #ریچارد_باخ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/559
📚 @PDFsCom
حیوانات مزرعه همیشه باید کار میکردند. نه شیر ِگاو ها به گوساله هایشان میرسید و نه تخم مرغ ها منجر به تولد یک جوجه!
همه ی دست رنج حیوانات متعلق به آقای"جونز"، صاحب بی رحم مزرعه بود.
غذای حیوانات مزرعه اندک و در حد بخور و نمیر بود. تا جان داشتند از ترس چوب و ترکه کار میکردند.وقتی حیوانی از کار افتاده میشد، یا کشته میشد و یا در دوردست رها...
دراین مزرعه زاغی بود که رابطه خوبی با آقای جونز داشت. او برای حیوانات مزرعه از دنیایی دیگر حرف میزد. میگفت ما حیوانات وقتی بمیریم به سرزمین "شیر وعسل" میرویم. آنجا دیگر نیازی به کار کردن نیست.
میگفت سرزمین شیر و عسل آن بالاهاس، بالای ابرها! حتی ادعا میکرد در یکی از پروازهایش آنجا را به چشم خود دیده است. بسیاری از حیوانات مزرعه حرف اورا باور میکردند...
📕 قلعه حیوانات
✍ #جرج_اورول
📚 @PDFsCom
همه ی دست رنج حیوانات متعلق به آقای"جونز"، صاحب بی رحم مزرعه بود.
غذای حیوانات مزرعه اندک و در حد بخور و نمیر بود. تا جان داشتند از ترس چوب و ترکه کار میکردند.وقتی حیوانی از کار افتاده میشد، یا کشته میشد و یا در دوردست رها...
دراین مزرعه زاغی بود که رابطه خوبی با آقای جونز داشت. او برای حیوانات مزرعه از دنیایی دیگر حرف میزد. میگفت ما حیوانات وقتی بمیریم به سرزمین "شیر وعسل" میرویم. آنجا دیگر نیازی به کار کردن نیست.
میگفت سرزمین شیر و عسل آن بالاهاس، بالای ابرها! حتی ادعا میکرد در یکی از پروازهایش آنجا را به چشم خود دیده است. بسیاری از حیوانات مزرعه حرف اورا باور میکردند...
📕 قلعه حیوانات
✍ #جرج_اورول
📚 @PDFsCom
❤1
می دانست که پس از او دیگر نخواهم توانست هیچ کس دیگری را دوست بدارم. از این رو ترتیبی داد که دیگر راه بازگشتی وجود نداشته باشد و سدی بزرگ بین ما گذاشت.
📕 مرد داستان فروش
✍🏻 #یوستین_گاردر
📚 @PDFsCom
📕 مرد داستان فروش
✍🏻 #یوستین_گاردر
📚 @PDFsCom
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻞ ﺍﺳﺖ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﺴﺎﺏ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺟﯿﺒﯽ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﺩﺍﺭﺩ ،ﺑﻠﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻭ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭘﻮﻝ ﺍﺭﺝ ﻣﯽﻧﻬﺪ
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺤﻞّ ﮐﺎﺭ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ؛ ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﻤﻘﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﭼﻮﻥ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺭﺍ ﻧﯿﮏ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ! ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺩﻋﻮﺍﯾﯽ، ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﻮﺯﺵ ﺑﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ...
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻨﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻧﺪ، ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﺳﺒﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ!
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﻫﻤﮥ ﻣﺎ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺟﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺷﺪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺁﻭﺭﺩ. ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﻩﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺍﺯ ﭘﯽ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺬﺷﺖ... ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﺗﻤﺎﺳﯽ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻋﮑﺲﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ از ما ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ: "ﺍﯾﻨﻬﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﻨﺪ در کنار شما؟" ﻭ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﺷﮑﯽ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺯﺩ... ﺯﯾﺮﺍ ﺳﺨﻨﯽ ﺑﺲ ﻣﺆﺛّﺮ ﻗﻠﺐ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﺘﺄﺛّﺮ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ؛ ﭘﺲ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﮔﻔﺖ:"ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﺎﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩﺍﻡ"...
📚 @PDFsCom
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺤﻞّ ﮐﺎﺭ، ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮﻧﺪ؛ ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﻤﻘﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﭼﻮﻥ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺭﺍ ﻧﯿﮏ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ! ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﻨﮓ ﻭ ﺩﻋﻮﺍﯾﯽ، ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﻮﺯﺵ ﺑﺎﺯ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻠّﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺷﻤﺎ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ؛ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ...
ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻨﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻧﺪ، ﻧﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﺳﺒﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻬﺮ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ!
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﻫﻤﮥ ﻣﺎ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺟﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺷﺪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺁﻭﺭﺩ. ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﻣﺎﻩﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺍﺯ ﭘﯽ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺬﺷﺖ... ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﺗﻤﺎﺳﯽ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻋﮑﺲﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ از ما ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ: "ﺍﯾﻨﻬﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﻨﺪ در کنار شما؟" ﻭ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﺷﮑﯽ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺯﺩ... ﺯﯾﺮﺍ ﺳﺨﻨﯽ ﺑﺲ ﻣﺆﺛّﺮ ﻗﻠﺐ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﺘﺄﺛّﺮ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ؛ ﭘﺲ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﮔﻔﺖ:"ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺴﺎﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩﺍﻡ"...
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
قاعده دوم شمس : پیمودن راه حق کار دل است ،نه کار عقل ... راهنمایت همیشه دلت باشد ،نه سری که بالای شانه هایت است. از کسانی باش که به نفس خود آگاهند ،نه از کسانی که نفس خود را نادیده میگیرند. 📕 ملت عشق ✍🏻 #الیف_شافاک 📚 @PDFsCom
قاعده سوم شمس :
قرآن را می توان در چهار سطح خواند. سطح اول معنای ظاهری است. بعدی معنای باطنی است. سومی بطنِ بطن است. سطح چهارم چنان عمیق است که در وصف نمی گنجد.
📕 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
قرآن را می توان در چهار سطح خواند. سطح اول معنای ظاهری است. بعدی معنای باطنی است. سومی بطنِ بطن است. سطح چهارم چنان عمیق است که در وصف نمی گنجد.
📕 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
این جهانِ بزرگ را باید مثل کتابی باز ببینی. مثل کتابی که در انتظار خواننده اش است. هر روزش را باید جداگانه خواند. نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده. اصل این لحظه است. باید صفحه به صفحه پیش بروی. 🎧 کتاب صوتی: #بعد_از_عشق ✍ اثر: #الیف_شافاک 🎙 راوی:…
این جهانِ بزرگ را باید مثل کتابی باز ببینی. مثل کتابی که در انتظار خواننده اش است. هر روزش را باید جداگانه خواند. نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده. اصل این لحظه است. باید صفحه به صفحه پیش بروی.
🎧 کتاب صوتی: #بعد_از_عشق
✍ اثر: #الیف_شافاک
🎙 راوی: مریم راعی
📋 قسمت: بیست و پنجم
📚 @PDFsCom
🎧 کتاب صوتی: #بعد_از_عشق
✍ اثر: #الیف_شافاک
🎙 راوی: مریم راعی
📋 قسمت: بیست و پنجم
📚 @PDFsCom
این کتاب با باورهای رایج ایرانیان در دو زمینهی ادبیات و مذهب سازگاری ندارد. اینست که بسیاری سخنانش را نمیتوانند برتابند. لیکن اگر با اندیشه و خرد آزاد بخوانند ، هیچ سخنی بیدلیل گفته نشده و سراسر خردپذیر میباشد. ما ایرانیان اگر به بدآموزیها بیاعتنا نبودیم کارمان به چنین خواری و بدبختی نمیکشید.
📕 کتاب : دولت به ما پاسخ دهد
✍ اثر : #احمد_کسروی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : دولت به ما پاسخ دهد
✍ اثر : #احمد_کسروی
📚 @PDFsCom
👍3
📎 #_یک_تکه_کتاب
هرچه میدانم میگویم عزیزم. کلوین مدتی در حالت عصبی به سر میبرد. او پیش من آمد و گفت که کابوسهای مختلفی میبیند. او میگفت که این رؤیاها همیشه مثل هم هستند و به یک جا ختم میشوند، خفه کردن هلن. سعی کردم که به ریشهی مشکل بپردازم. حتما این اوهام حاصل درگیریهای دوران کودکیاش بوده است. پدر و مادرش حتما زوج خوشبختی نبودند. خوب، به تمامش نمیپردازم. برای یک پزشک جالب خواهد بود. به کلوین پیشنهاد کردم که با یک روانپزشک متخصص مشورت کند، اما او توجهی نکرد، فکر می کرد که تمام این حرفها بیهوده است. فکر میکردم که او و هلن زندگی خوبی ندارند. اما او هرگز راجع به آن حرفی نمی زد و من هم دوست نداشتم که از آنها سؤال کنم.
📕 کتاب : جنایت خفته
✍ اثر : #آگاتا_کریستی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/464
📚 @PDFsCom
هرچه میدانم میگویم عزیزم. کلوین مدتی در حالت عصبی به سر میبرد. او پیش من آمد و گفت که کابوسهای مختلفی میبیند. او میگفت که این رؤیاها همیشه مثل هم هستند و به یک جا ختم میشوند، خفه کردن هلن. سعی کردم که به ریشهی مشکل بپردازم. حتما این اوهام حاصل درگیریهای دوران کودکیاش بوده است. پدر و مادرش حتما زوج خوشبختی نبودند. خوب، به تمامش نمیپردازم. برای یک پزشک جالب خواهد بود. به کلوین پیشنهاد کردم که با یک روانپزشک متخصص مشورت کند، اما او توجهی نکرد، فکر می کرد که تمام این حرفها بیهوده است. فکر میکردم که او و هلن زندگی خوبی ندارند. اما او هرگز راجع به آن حرفی نمی زد و من هم دوست نداشتم که از آنها سؤال کنم.
📕 کتاب : جنایت خفته
✍ اثر : #آگاتا_کریستی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/464
📚 @PDFsCom