PDF | پی دی اف
276K subscribers
10.3K photos
558 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
کتاب در مورد پسری از خانواده ای ثروتمند است و سیری روان شناسانه که او طی میکند تا به یک رئیس تبدیل شود...

📕 کتاب : کودکی یک رئیس
اثر : #ژان_پل_سارتر

📚 @PDFsCom
کودکی یک رئیس-سارتر.pdf
1.3 MB
📕 کتاب : کودکی یک رئیس
اثر : #ژان_پل_سارتر

📚 @PDFsCom
برای مدت طولانی از كسی متنفر نباشيد
چون تنفر تبديل به نقطه ضعفتان میشود
ياد بگيريد فرد مورد نظر را از دايره توجه تان خارج کنید

👤زيگموند فرويد
#سخن

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

دون ژوان به جهنم می‌رود، چون دستش به خون پدر آنا آغشته شده و از طرفی آدمی بی‌بندوبار بوده که مدام زنان را فریب می‌داده است. اکنون سال‌هاست که دون ژوان در جهنم است و آنا که پنجاه سال بعد از دنیا می‌رود، در جهنم دون ژوان را ملاقات می‌کند، اما پیر شده و دون ژوان ابتدا او را نمی‌شناسد. آنا خود را زنی پاکدامن می‌داند که در زمان حیاتش مدام در حال توبه کردن به درگاه خداوند بود، بنابراین از دیدن خودش در جهنم متعجب می‌شود و پیوسته درصدد است که به بهشت برود.

📕 دون ژوان
✍️🏻 #میلان_کوندرا

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/230

📚 @PDFsCom
شرم‌ آوره که آدم از بدبختی مردم
خنده‌ش بگیره.

📕 کتاب : فونتامارا
اثر : #اینیاتسیو_سیلونه

📚 @PDFsCom
فونتامارا.pdf
1.6 MB
📕 کتاب : فونتامارا
اثر : #اینیاتسیو_سیلونه


📚 @PDFsCom
یک دلیل ساده برای گرایش
آدم ها به "بیشعوری" این است
که با بیشعوری زودتر میتوان
به هدف و منظور رسید ...!

📕 بیشعوری
✍🏻 #خاویر_کرمنت

📚 @PDFsCom
خیلی ها که عاشق کشورشان هستند دوست دارند فرصتی خاص پیش بیاید و نشان دهند که تا چه اندازه حاضرند برای سرزمین مادری شان با تمام وجود قدم بردارند.

من به شما پیشنهاد می کنم منتظر رخ دادن هیچ اتفاق بزرگی نباشید. خاموش کردن یک لامپ اضافه، بستن شیر آبی که چکه می کند، بوق نزدن در جایی که نیاز نیست، خاموش کردن تلویزیون وقتی نگاهش نمی کنید ، نریختن آشغال در طبیعت و کنار جاده ها و ... هر کدام از این ها گامی کوچک اما موثر است. فقط تصور کنید هر روز هر ایرانی یک گام کوچک و هوشمندانه بردارد آن وقت روزی 80 میلیون کار خوب خواهیم داشت.
هشتاد میلیون قدم برای سرزمین مان ایران.

📚 @PDFsCom
۴ چيز را هرگز فراموش نكن

به همه نمیتوانى کمک كنى
همه چيز را نمیتوانى عوض كنى
همه تو را دوست نخواهند داشت
همه را نمیتوانى راضى نگه دارى

پس آنطور كه خودت دوست دارى زندگى كن!

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌️‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌📚 @PDFsCom
من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که:
غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند!

#معرفی_کتاب
📕 طبل حلبی
✍️🏻 #گونتر_گراس

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/220

📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
این جهانِ بزرگ را باید مثل کتابی باز ببینی. مثل کتابی که در انتظار خواننده اش است. هر روزش را باید جداگانه خواند. نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده. اصل این لحظه است. باید صفحه به صفحه پیش بروی. 🎧 کتاب صوتی: #بعد_از_عشق اثر: #الیف_شاکاف 🎙 راوی:…
این جهانِ بزرگ را باید مثل کتابی باز ببینی. مثل کتابی که در انتظار خواننده اش است. هر روزش را باید جداگانه خواند. نه روی گذشته باید تمرکز کنی، نه روی آینده. اصل این لحظه است. باید صفحه به صفحه پیش بروی.

🎧 کتاب صوتی: #بعد_از_عشق
اثر: #الیف_شاکاف
🎙 راوی: مریم راعی
📋 قسمت: هفتم

📚 @PDFsCom
بعد از عشق-قسمت هفتم
@PDFsCom
🎧 کتاب صوتی: #بعد_از_عشق
اثر: #الیف_شاکاف
🎙 راوی: مریم راعی
📋 قسمت: هفتم

📚 @PDFsCom
اتفاقی ناگوار ممکن است خیلی برایمان سودمند باشد اگر ما به روش‌هایی به آن نزدیک شویم که بتوانیم رشد یابیم.

📕 کتاب : قدرت درون ماست
اثر : #لوئیس_ال_هی


📚 @PDFsCom
ghodrat-daroon.pdf
1.6 MB
📕 کتاب : قدرت درون ماست
اثر : #لوئیس_ال_هی


📚 @PDFsCom
وقتی میمیرید نمی فهمید که مرده ای تحملش فقط برای دیگران سخت است بی شعور بودن هم مشابه همین وضعیت است!

👤فیلیپ گلوک
#سخن

📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب

باید کسانی را که دوست داریم آزاد بگذاریم تا از راه خودشان موهبتشان را بیابند.
نباید احساس کنیم که عشق به ما اجازه میدهد که سلطه جویانه آنها را به تملک خود در آوریم و یا از آنها انتقاد کنیم عشق راستین رها میکند. عشق راستین به بند نمیکشاند.
با رها کردن چیزی را از دست نمیدهیم. بلعکس با عمل رها کردن عشقی را به سوی خود می‌کشانیم که حق الهی ماست.

📕 دولت عشق
✍🏻 #کاترین_پاندر

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8267

📚 @PDFsCom
رضا دكتري است كه از طرف معشوقش زخم خورده براي همين تصميم مي گيرد قيد همه چيز را بزند و راهي دهي دور دست به نام تاتار شود . رضا بعد از رسيدن به ده متوجه مي شود كه تاتار دو دهكده است تاتار خندان و تاتار گريان و محل زندگي رضا ده تاتار خندان است . داستان زندگي رضا با دهاتي ها ، اخت شدنش با روستا ...

📕 کتاب : تاتار خندان
اثر : #غلامحسین_ساعدی

📚 @PDFsCom
نه، آدم در کشور خودش راحت‌تر است. اینجا دست کم می‌تواند دیگران را عامل همه‌ی ناراحتی‌هایش بشمارد و خودش را تبرئه کند ...

📕 جنایت و مکافات
✍🏻 #داستایوفسکی

📚 @PDFsCom
پدرم هرگز ما را کتک نزد و همواره تنبیه خلاقه‌اي در کف داشت. مثلاً اگر فحش بد مي‌داديم، باید می‌رفتیم و دهان‌مان را سه بار زير شير آشپزخانه مي‌شستيم و اگر فحش خوب می‌دادیم، یک بار. من روزهای پرفحش کودکی‌ام را یادم است که هر چند دقیقه یک بار بالای روشویی توالت ایستاده‌ام و دارم آب می‌گردانم توی دهانم. هم‌زمان، نبردهای مرگباری را هم یادم است که بین خواهران و برادرانم به راه می‌افتاد و میادینی که کم از رینگ خونین نداشت. تنبیه پدرم در این مورد، بستن طرفین دعوا به همدیگر بود. البته سفت نمي‌بست اما شل هم نمی‌بست. طنابِ زردي داشت كه از بالاي كمد مي‌آورد و دو طرف متنفر از هم را به هم مي‌بست. زجر این تنبیه به این صورت است که شما حالاتي از آزار رواني تدریجی و مدام را تجربه می‌کنید چون طناب‌پیچ شده‌اید دقيقا به كسي كه چند ثانيه پيش با او كتك‌كاري كرده‌ايد. یک بار هم که در خانه فوتبال بازی می‌کردم و پنجره را با ضربه‌ای كات‌دار، خاکشیر کردم، پدرم چیزی نگفت. نگاهش کردم که آرام و با طمأنینه قندشکن را از داخل کابینت آشپزخانه برمی‌دارد و می‌رود به اتاق. داخل پذیرایی ایستادم و چند دقیقه بعد صدای ضربه‌هایی را شنیدم که از اتاق می‌آمد. آهسته سمت اتاق رفتم و پدرم را دیدم که مشغول شکستن قلّک‌م است. اسکناس‌های قلّکی را که یک سال برای جمع آوری پول‌هایش دندان روی جگر گذاشته بودم، می‌شمرد. وقتی آن‌ها را گرفته بود و دسته می‌کرد، پوزخند به لب داشت. فردا هم شیشه‌بُر آورد و همان پول‌ها را هزینه‌ي ساخت و ساز شیشه‌ي پنجره کرد.
تنبیه والدینِ دیگر در چنین مواردی، سیلی و چَک‌های افسری بود اما پدرم در مقابل این سنّت ایستاد و دست به ابداعات بدیع زد. خاطرم هست در ایام سیزده یا چهارده سالگی یک باری که کیف پولش را گذاشته بود روی طاقچه، دستم لغزید و دویست تومانی کش رفتم. اما فردای آن روز در کمال ناباوری دیدم که برخی وسائل کیف مدرسه‌ام نیست. پدرم در اقدامی مشابه، از غفلتم استفاده کرده بود و دقیقا مثل خودم به اموالم دست‌بُرد زده بود. البته تمام اين‌ها به خاطر هيبتي بود كه در آن سال‌ها از «بزرگ تر» در ذهن مان می‌ساختند و به خاطر احترامي كه ناخواسته در چشم‌مان داشتند. در عوض، ديروز وقتي به بچه‌ام گوشزد كردم نبايد دوستان مدرسه‌اش را به القاب زشت بخواند، چیزی نگفت. سرش توی تَبلِت بود و مشغول بازی‌های خونبار. با لحن محکم‌تری گفتم: «هیچ خوشم نمیاد پسرم از این حرف ها بزنه!» اما دیدم همان القاب را دارد حواله می‌دهد به یکی از شخصیت‌های بازی. باخته بود و از دست آدمکش‌های رایانه دمق بود. رفتم بالای سرش ایستادم و گفتم: «اگه یه بار دیگه حرف زشت بزنی، باید بری دهنت رو آب بکشی!» سرش را از روی تبلت بلند کرد و با تعجب گفت: «هان؟!» نگاهم می‌کرد. حرفم را دوباره تکرار کردم و دیدمش که تبلت را رها کرده روی مبل. روی پا می‌زد و بلند بلند قهقهه می‌زد. در نفس نفس زدن‌های بین خنده‌هایش گفت:

«یعنی این حرفت صد تا لایک داشت بابا!»

📚 @PDFsCom
رمان «صد سال تنهایی» اثر گابریل گارسیا مارکز برای اولین بار به سریال تلویزیونی تبدیل می‌شود.

نت‌فلیکس حق اقتباس از این رمان معروف نویسنده‌ی کلمبیایی و برنده‌ی نوبل ادبیات را خریداری کرده است و قرار است سریالی بر اساس آن بسازد.

این سریال به زبان اسپانیایی و به تهیه‌کنندگی دو پسر مارکز ساخته خواهد شد.

این نخستین اقتباس از این اثر معروف ادبی خواهد بود.

📚 @PDFsCom