تظاهر به دوست داشتن، سخت است. روزی شروع به دوست داشتن واقعی میکنید، و متوجه نمیشوید چه هنگام، تظاهر را متوقف کرده اید.
📕 کتاب : هرگز بال پرواز نخواستیم
✍ اثر : #ونسا_دیفن_باخ
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : هرگز بال پرواز نخواستیم
✍ اثر : #ونسا_دیفن_باخ
📚 @PDFsCom
👍1
«طنزِ تلخ»
حکیمی درجمع مریدانش نشسته بود ....
یکی از شاگردان از وی پرسید: استاد علم بهتراست یا ثروت؟ حکیم بیدرنگ شمشیری بیرون آورد و مانند جومونگ شاگرد بخت برگشته را به سه قسمت نامساوی تقسیم نمود و گفت: سالهاست که دیگر هیچ احمقی بین دوراهی علم و ثروت گیر نمیکند!!
مریدان دیگر درحالیکه انگشت حیرت به دندان گرفته و لرزش تمام وجودشان را فرا گرفته بود گفتند: ای حکیم ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم!!
حکیم گفت: در جوانی مرا دوستی بود که باهم به مکتب میرفتیم،دوستم ترک تحصیل کرد و من معلم مکتب شدم! حالا او پورشه دارد، من پوشه..! او اوراق مشارکت دارد و من اوراق امتحانی..!!
او عینک آفتابی، من عینک ته استکانی..!
او بیمهی زندگانی، من بیمه ی خدمات درمانی..! او سکه و ارز، من سکته و قرض..!
سخنان حکیم چون بدین جا رسید مریدان نعرهای جانسوز زدند و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتند!!
باشد که شما را پندی آموخته و به درد حکیم گرفتار نیایید..!
📚@PDFsCom
حکیمی درجمع مریدانش نشسته بود ....
یکی از شاگردان از وی پرسید: استاد علم بهتراست یا ثروت؟ حکیم بیدرنگ شمشیری بیرون آورد و مانند جومونگ شاگرد بخت برگشته را به سه قسمت نامساوی تقسیم نمود و گفت: سالهاست که دیگر هیچ احمقی بین دوراهی علم و ثروت گیر نمیکند!!
مریدان دیگر درحالیکه انگشت حیرت به دندان گرفته و لرزش تمام وجودشان را فرا گرفته بود گفتند: ای حکیم ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم!!
حکیم گفت: در جوانی مرا دوستی بود که باهم به مکتب میرفتیم،دوستم ترک تحصیل کرد و من معلم مکتب شدم! حالا او پورشه دارد، من پوشه..! او اوراق مشارکت دارد و من اوراق امتحانی..!!
او عینک آفتابی، من عینک ته استکانی..!
او بیمهی زندگانی، من بیمه ی خدمات درمانی..! او سکه و ارز، من سکته و قرض..!
سخنان حکیم چون بدین جا رسید مریدان نعرهای جانسوز زدند و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتند!!
باشد که شما را پندی آموخته و به درد حکیم گرفتار نیایید..!
📚@PDFsCom
👍1
تو از عشق توقع داری در حالی که این عشقه که از تو توقع داره. تو میخوای که عشق بهت ثابت کنه که وجود داره؟چه اشتباهی!این تویی که باید ثابت کنی اون وجود داره.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : خرده جنایت های زناشوهری
✍ اثر : #اریک_امانوئل_اشمیت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4828
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : خرده جنایت های زناشوهری
✍ اثر : #اریک_امانوئل_اشمیت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4828
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
در حقیقت زمانی که شما دنیای معنویت را بهطور صمیمانه و در خلوت خود درک کردید و شناختید به وضوح خواهید دید که تمامی مشکلات فقط توهماتی هستند که توسط ذهن ما به وجود آمدهاند زیرا ما خود را از خالقمان جدا میدانیم. من این خالق را خدا مینامم اما شما میتوانید…
در حقیقت زمانی که شما دنیای معنویت را بهطور صمیمانه و در خلوت خود درک کردید و شناختید به وضوح خواهید دید که تمامی مشکلات فقط توهماتی هستند که توسط ذهن ما به وجود آمدهاند زیرا ما خود را از خالقمان جدا میدانیم. من این خالق را خدا مینامم اما شما میتوانید هر طور که میل دارید نامی برای او انتخاب کنید.
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد
✍ اثر : #وین_دایر
قسمت ۲۰
📚@PDFsCom
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد
✍ اثر : #وین_دایر
قسمت ۲۰
📚@PDFsCom
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت است
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن ...
📕 کتاب : قصهی جزیره ناشناخته
✍ اثر : #ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن ...
📕 کتاب : قصهی جزیره ناشناخته
✍ اثر : #ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom
👍1
در کنار خانه پدرم یک خیابان با درختهای بلوط ، از کنار خندق شهر میگذشت. در طرف دیگر بقایایی از حصار یا برج و باروی شهر قرار داشت. قوها در آب شنا میکردند. برگهای زرد درخت بلوط روی زمین میریخت. کاغذی که روی آن مینوشتم، کاغذ بسیار نازکی بود که چهار لا کرده بودم...
📕 کتاب : در انبوه شهرها
✍ اثر : #برتولت_برشت
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : در انبوه شهرها
✍ اثر : #برتولت_برشت
📚 @PDFsCom
نمی توان کسی را مجبور به ماندن کرد.
اصلا چرا باید به کسی که تو را نمیخواهد چسبید؟
📕 یک بعلاوه یک
✍🏻 #جوجو_مویز
📚 @PDFsCom
اصلا چرا باید به کسی که تو را نمیخواهد چسبید؟
📕 یک بعلاوه یک
✍🏻 #جوجو_مویز
📚 @PDFsCom
👍1
زمانی که استالین فوت کرد خروشچف جانشین او در کنگره حزب کمونیست شروع به باز گویی جنایات استالین کرد. همه حاضرین تعجب کرده بودند که چگونه یک رهبر از رهبر پیشین اینچنین تند انتقاد میکند.
در حین سخنرانی که سالن مملو از جمعیت بود ناگهان فردی خطاب به خروشچف فریاد زد: پس تو آن زمان کجا بودی؟
سالن ساکت شد. خروشچف رو به جمعیت گفت: چه کسی این سوال را پرسید؟ هیچکس جواب نداد. دوباره گفت: کسی که این سوال را کرد بایستد، اما هیچ کس بلند نشد. خروشچف در حالی که لبخند بر لب داشت گفت: در آن زمان من جای تو نشسته بودم!
📚@PDFsCom
در حین سخنرانی که سالن مملو از جمعیت بود ناگهان فردی خطاب به خروشچف فریاد زد: پس تو آن زمان کجا بودی؟
سالن ساکت شد. خروشچف رو به جمعیت گفت: چه کسی این سوال را پرسید؟ هیچکس جواب نداد. دوباره گفت: کسی که این سوال را کرد بایستد، اما هیچ کس بلند نشد. خروشچف در حالی که لبخند بر لب داشت گفت: در آن زمان من جای تو نشسته بودم!
📚@PDFsCom
👍4
زندگی همچو طولانی نیست، تنها یک بار هم هست. من حق دارم؛ من وظیفه دارم که آن را به هدر ندهم و سرسری از آن نگذرم...
#معرفی_کتاب
📕 کتاب :جان شیفته
✍🏻 اثر: #رومن_رولان
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4743
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب :جان شیفته
✍🏻 اثر: #رومن_رولان
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4743
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
در حقیقت زمانی که شما دنیای معنویت را بهطور صمیمانه و در خلوت خود درک کردید و شناختید به وضوح خواهید دید که تمامی مشکلات فقط توهماتی هستند که توسط ذهن ما به وجود آمدهاند زیرا ما خود را از خالقمان جدا میدانیم. من این خالق را خدا مینامم اما شما میتوانید…
در حقیقت زمانی که شما دنیای معنویت را بهطور صمیمانه و در خلوت خود درک کردید و شناختید به وضوح خواهید دید که تمامی مشکلات فقط توهماتی هستند که توسط ذهن ما به وجود آمدهاند زیرا ما خود را از خالقمان جدا میدانیم. من این خالق را خدا مینامم اما شما میتوانید هر طور که میل دارید نامی برای او انتخاب کنید.
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد
✍ اثر : #وین_دایر
قسمت ۲۱
📚@PDFsCom
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد
✍ اثر : #وین_دایر
قسمت ۲۱
📚@PDFsCom
هیچ وقت باورمان نمیشود که شاید آنقدر که بقیه به چشم ما مهماند ؛ما برایشان مهم نباشیم ...!
📕 کتاب : مرد سوم
✍ اثر : #گراهام_گرین
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : مرد سوم
✍ اثر : #گراهام_گرین
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
نسیم بهاری بوی خوشی به همراه داشت. مالشی در دلم بود كه لذت بخش بود احساس می كردم همه را دوست دارم حتی فكر میكردم انیس خانوم را هم دوست داشتم، و بی اعتنایی آقا ناصر را هم تحمل میكردم، حق می دادم آخه فكر می كرد من هنوز بچه ام كم محلی میكرد، یواش یواش كه بزرگ شوم با من دوست میشود، شبها بعد از شام شب چره را میرویم خانه آنها، منهم زن بگیرم و بساطی جور كنم آنها هم می آیند پیش ما ، زن هایمان مثل خواهر می شوند ما هم مثل برادر، مادر هم كه عاشق بی قرار انیس خانوم است، زندگی او منتهای آرزویش است، اوستا هم با زنش به جمع ما می پیوندند به به چه میشود؟
📕 کتاب :شب سراب
✍️ اثر :#ناهید_پژواک
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4766
📚 @PDFsCom
نسیم بهاری بوی خوشی به همراه داشت. مالشی در دلم بود كه لذت بخش بود احساس می كردم همه را دوست دارم حتی فكر میكردم انیس خانوم را هم دوست داشتم، و بی اعتنایی آقا ناصر را هم تحمل میكردم، حق می دادم آخه فكر می كرد من هنوز بچه ام كم محلی میكرد، یواش یواش كه بزرگ شوم با من دوست میشود، شبها بعد از شام شب چره را میرویم خانه آنها، منهم زن بگیرم و بساطی جور كنم آنها هم می آیند پیش ما ، زن هایمان مثل خواهر می شوند ما هم مثل برادر، مادر هم كه عاشق بی قرار انیس خانوم است، زندگی او منتهای آرزویش است، اوستا هم با زنش به جمع ما می پیوندند به به چه میشود؟
📕 کتاب :شب سراب
✍️ اثر :#ناهید_پژواک
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4766
📚 @PDFsCom