حکایت گدایی کردن ملا نصرالدین!
ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي ميكرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست ميانداختند. دو سكه به او نشان ميدادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد ميآمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد.
تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست ميانداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت ميآيد و هم ديگر دستت نمياندازند.
ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نميدهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آنهايم. شما نميدانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آوردهام.
اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد
هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.
📚@PDFsCom
ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي ميكرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست ميانداختند. دو سكه به او نشان ميدادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد ميآمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب ميكرد.
تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست ميانداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت ميآيد و هم ديگر دستت نمياندازند.
ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نميدهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آنهايم. شما نميدانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آوردهام.
اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد
هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.
📚@PDFsCom
❤3👏1
در حقیقت زمانی که شما دنیای معنویت را بهطور صمیمانه و در خلوت خود درک کردید و شناختید به وضوح خواهید دید که تمامی مشکلات فقط توهماتی هستند که توسط ذهن ما به وجود آمدهاند زیرا ما خود را از خالقمان جدا میدانیم. من این خالق را خدا مینامم اما شما میتوانید هر طور که میل دارید نامی برای او انتخاب کنید.
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد
✍ اثر : #وین_دایر
مقدمه و قسمت 1
📚@PDFsCom
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد
✍ اثر : #وین_دایر
مقدمه و قسمت 1
📚@PDFsCom
#_یک_تکه_کتاب
عادت، بیرحمترین زهر زندگیست. زیرا آهسته وارد میشود، در سکوت، کمکم رشد میکند و از بیخبری ما سیراب میشود و وقتی کشف میکنیم که چطور مسموم ِ آن شدهایم، میبینیم که هر ذرهٔ بدنمان با آن عجین شده است، میبینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمیکند.
📕 کتاب: عادت می کنیم
✍️🏻 اثر: #زویا_پیرزاد
لینک وآدرس ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6900
📚 @PDFsCom
عادت، بیرحمترین زهر زندگیست. زیرا آهسته وارد میشود، در سکوت، کمکم رشد میکند و از بیخبری ما سیراب میشود و وقتی کشف میکنیم که چطور مسموم ِ آن شدهایم، میبینیم که هر ذرهٔ بدنمان با آن عجین شده است، میبینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ داروئی هم درمانش نمیکند.
📕 کتاب: عادت می کنیم
✍️🏻 اثر: #زویا_پیرزاد
لینک وآدرس ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6900
📚 @PDFsCom
درست همانطور که سازندگان میوههای مصنوعی ظرافت دانههای انگور را نادیده میگرفتند. مدتها بود که نسل ما هرچه را که تنها«قابلقبول» بود، می پذیرفت.
📕 کتاب : ماشین می ایستد
✍ اثر : #ای_ام_فورستر
📚@PDFsCom
📕 کتاب : ماشین می ایستد
✍ اثر : #ای_ام_فورستر
📚@PDFsCom
وقتی فکرش را بکنی نومیدکننده ست که چطور آدم ها هم مثل خانه ها بین هم دیوار کشیده اند.
📕 سفر به انتهای شب
✍🏻 #لویی_فردینان_سلین
📚@PDFsCom
📕 سفر به انتهای شب
✍🏻 #لویی_فردینان_سلین
📚@PDFsCom
❤1
زمانی به کوروش بزرگ گفتند: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمیداری وهمه رابه سربازانت می بخشی؟
کوروش گفت: اگر غنیمت های جنگی را نمیبخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟
عددی را با معیار آن زمان گفتند.
کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت: برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.
سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.
مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند.
وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند،از آنچه تخمین زده بودند بسیار بیشتر بود.
کوروش رو به آنان کرده و گفت: ثروت من اینجاست.
اگر آنها را پیش خود نگه میداشتم، همیشه باید نگران آنها میبودم .
زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد.
📚@PDFsCom
کوروش گفت: اگر غنیمت های جنگی را نمیبخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟
عددی را با معیار آن زمان گفتند.
کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت: برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.
سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.
مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند.
وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند،از آنچه تخمین زده بودند بسیار بیشتر بود.
کوروش رو به آنان کرده و گفت: ثروت من اینجاست.
اگر آنها را پیش خود نگه میداشتم، همیشه باید نگران آنها میبودم .
زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد.
📚@PDFsCom
❤3👍3
PDF | پی دی اف
در حقیقت زمانی که شما دنیای معنویت را بهطور صمیمانه و در خلوت خود درک کردید و شناختید به وضوح خواهید دید که تمامی مشکلات فقط توهماتی هستند که توسط ذهن ما به وجود آمدهاند زیرا ما خود را از خالقمان جدا میدانیم. من این خالق را خدا مینامم اما شما میتوانید…
در حقیقت زمانی که شما دنیای معنویت را بهطور صمیمانه و در خلوت خود درک کردید و شناختید به وضوح خواهید دید که تمامی مشکلات فقط توهماتی هستند که توسط ذهن ما به وجود آمدهاند زیرا ما خود را از خالقمان جدا میدانیم. من این خالق را خدا مینامم اما شما میتوانید هر طور که میل دارید نامی برای او انتخاب کنید.
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد
✍ اثر : #وین_دایر
قسمت ۲_۳
📚@PDFsCom
📕 کتاب : برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد
✍ اثر : #وین_دایر
قسمت ۲_۳
📚@PDFsCom
👍1
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست و به همین دلیل، این دفتر میتوانست بسی فربهتر از این باشد. لکن ؛خویش فربه مینماییم از پی قربان عید و تا در رسیدن نوبت آن قربانی، تقدیم این بضاعت فروتنانه موجه مینماید.
📕 کتاب : قمار عاشقانه
✍ اثر : #دکتر_عبدالکریم_سروش
📚@PDFsCom
📕 کتاب : قمار عاشقانه
✍ اثر : #دکتر_عبدالکریم_سروش
📚@PDFsCom
#_یک_تکه_کتاب
ما منتظریم. کلافهایم. نه اعتراض نکن، ما تا سر حد مرگ کلافهایم. نمیشه اینو انکارکرد. خُب یه تنوعی هم که پیدا میشه ما چکار میکنیم؟ میذاریم از دست بره. بیا، بیا مشغول شیم! (با گامهای بلند به سمت تپهی کوچک پیش میرود، میایستد.) تو یه لحظه همه چیز ناپدید میشه و ما یه بار دیگه تنها میشیم، میان هیچ و پوچ!
📕 کتاب : در انتظار گودو
✍🏻 اثر : #ساموئل_بکت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4539
📚 @PDFsCom
ما منتظریم. کلافهایم. نه اعتراض نکن، ما تا سر حد مرگ کلافهایم. نمیشه اینو انکارکرد. خُب یه تنوعی هم که پیدا میشه ما چکار میکنیم؟ میذاریم از دست بره. بیا، بیا مشغول شیم! (با گامهای بلند به سمت تپهی کوچک پیش میرود، میایستد.) تو یه لحظه همه چیز ناپدید میشه و ما یه بار دیگه تنها میشیم، میان هیچ و پوچ!
📕 کتاب : در انتظار گودو
✍🏻 اثر : #ساموئل_بکت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4539
📚 @PDFsCom
👍1
نوشته لموئل گالیور، نخست در نقش پزشک کشتی و سپس به عنوان ناخدا» داستانی تخیلی نوشته جاناتان سویفت به زبان انگلیسی است. این کتاب یکی از آثار ماندگار و کلاسیک ادبیات انگلیسی و همچنین اثری هزل بر طبیعت انسان و هجو داستانهای ماجراجویانه آن روزگار است.
📕 کتاب : سفرهای گالیور
✍ اثر : #جاناتان_سویفت
📚@PDFsCom
📕 کتاب : سفرهای گالیور
✍ اثر : #جاناتان_سویفت
📚@PDFsCom