دنیا پر از شگفتی ها و رازهاست. فکر می کنیم آدم های نزدیکمان را می شناسیم، اما زمان با خودش چیزهایی می آورد که می فهمیم کمتر از آنچه فکر می کردیم می دانیم؛ یعنی تقریبا هیچ. همیشه بخش بزرگتر حقیقت در سایه قرار دارد. حتی اگر بخش روشن بزرگتر شود باز هم برد با سایه هاست.
📕 قلبی به این سپیدی
✍🏻 #خابیر_ماریاس
📚@PDFsCom
📕 قلبی به این سپیدی
✍🏻 #خابیر_ماریاس
📚@PDFsCom
👍1
چگونه احساس خوشبختی کنیم؟
سالهاست که دانشمندان و پژوهشگران غربی در پی کشف چگونگی دستیابی به خوشبختی و حفظ آن هستند. بهتازگی یکی از پژوهشگران آلمانی ثابت کرده است که با بهکارگیری شگردهایی، میتوان خوشبختزندگی کردن را آموخت.
میشائلا بروهم ـ بادری، پژوهشگر نهاد آلمانی روانکاوی مثبت، معتقد است که خوشبختی آموختنی است. او به کسانی که دایم ناراضی هستند توصیه میکند، برای خود شرایطی فراهم آورند که احساس موفقیت به آنها دست دهد. مثلاً در محل کار خود وظایف بیشتری را بهعهده بگیرند، یا وان حمام را تمیز کنند، یا به گلدانهای باغچه برسند یا به فعالیتهای ورزشی بپردازند.
به گفتهی این پژوهشگر، رسیدن به هدف در مغز باعث ترشح مادهی دوپامین که به "هورمون خوشبختی" معروف شده میشود.
بهعبارت دیگر کسی که منفعل است و کاری انجام نمیدهد، فرصت تجربهی حس خوش خوشبختی را نیز از خود میگیرد. بروهم ـ بادری میگوید: «کسی که روی مبل مینشیند و تکان نمیخورد تلاش نمیکند که به موفقیت دست یابد و در نتیجه دوپامین هم در مغز ترشح نمیشود.»
کارول رایف، روانکاو آمریکایی، در این رابطه میگوید که تامین ۶ اصل بهطور کلی حس خوشبختی را در انسان برمیانگیزاند:
اعتماد به نفس
ارتباطات اجتماعی
استقلال
داشتن هدف در زندگی
شرکت در فعالیتهای سازنده
و تکامل فردی.
📚@PDFsCom
سالهاست که دانشمندان و پژوهشگران غربی در پی کشف چگونگی دستیابی به خوشبختی و حفظ آن هستند. بهتازگی یکی از پژوهشگران آلمانی ثابت کرده است که با بهکارگیری شگردهایی، میتوان خوشبختزندگی کردن را آموخت.
میشائلا بروهم ـ بادری، پژوهشگر نهاد آلمانی روانکاوی مثبت، معتقد است که خوشبختی آموختنی است. او به کسانی که دایم ناراضی هستند توصیه میکند، برای خود شرایطی فراهم آورند که احساس موفقیت به آنها دست دهد. مثلاً در محل کار خود وظایف بیشتری را بهعهده بگیرند، یا وان حمام را تمیز کنند، یا به گلدانهای باغچه برسند یا به فعالیتهای ورزشی بپردازند.
به گفتهی این پژوهشگر، رسیدن به هدف در مغز باعث ترشح مادهی دوپامین که به "هورمون خوشبختی" معروف شده میشود.
بهعبارت دیگر کسی که منفعل است و کاری انجام نمیدهد، فرصت تجربهی حس خوش خوشبختی را نیز از خود میگیرد. بروهم ـ بادری میگوید: «کسی که روی مبل مینشیند و تکان نمیخورد تلاش نمیکند که به موفقیت دست یابد و در نتیجه دوپامین هم در مغز ترشح نمیشود.»
کارول رایف، روانکاو آمریکایی، در این رابطه میگوید که تامین ۶ اصل بهطور کلی حس خوشبختی را در انسان برمیانگیزاند:
اعتماد به نفس
ارتباطات اجتماعی
استقلال
داشتن هدف در زندگی
شرکت در فعالیتهای سازنده
و تکامل فردی.
📚@PDFsCom
❤2👍1
ارزش عزت نفس صرفا در این نیست که به ما امکان میدهد احساس بهتری داشته باشیم، بلکه به ما فرصتی میدهد تا بهتر زندگی کنیم.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : روانشناسی عزت نفس
✍ اثر : #ناتانیل_براندن
لینک ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4482
📚@PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : روانشناسی عزت نفس
✍ اثر : #ناتانیل_براندن
لینک ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4482
📚@PDFsCom
🔥1
PDF | پی دی اف
بدون پشتکار هیچ موفقیتی حاصل نمیشود. افراد موفق به پشتکار ایمان دارند. هیچ موفقیت بزرگی بدون پشتکار به دست نمیآید. به زندگی افراد موفق بنگرید، آنها بهتر باهوش تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبودهاند بلکه پشتکار بیشتری داشتند 📕 کتاب : قدرت ایمان ✍ اثر :…
بدون پشتکار هیچ موفقیتی حاصل نمیشود. افراد موفق به پشتکار ایمان دارند. هیچ موفقیت بزرگی بدون پشتکار به دست نمیآید. به زندگی افراد موفق بنگرید، آنها بهتر باهوش تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبودهاند بلکه پشتکار بیشتری داشتند
📕 کتاب : قدرت ایمان
✍ اثر : #آنتونی_رابینز
قسمت ۱۰و ۱۱
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : قدرت ایمان
✍ اثر : #آنتونی_رابینز
قسمت ۱۰و ۱۱
📚 @PDFsCom
و چون آدمی از این حیات یعنی حیات جسمانی که شریعت به آن ناظر بود میمرد و مرگ پیش از مرگ او را حیات دیگر می بخشید
📕 کتاب : پله پله تا ملاقات خدا
✍ اثر : #دکتر_عبدالحسین_زرین_کوب
📚@PDFsCom
📕 کتاب : پله پله تا ملاقات خدا
✍ اثر : #دکتر_عبدالحسین_زرین_کوب
📚@PDFsCom
محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، شاعر ایرانی اهل تبریز بود که به زبانهای ترکی و فارسی شعر سروده است.
۲۷ شهریور، سالروز درگذشت ایشان را «روز شعر و ادب فارسی» نامگذاری کردهاند.
📚 @PDFsCom
۲۷ شهریور، سالروز درگذشت ایشان را «روز شعر و ادب فارسی» نامگذاری کردهاند.
📚 @PDFsCom
#_یک_تکه_کتاب
بدن کوتاه و پاهای ستبرش در لباس سربازی است. در سن هجده سالگی، لرمونتف برای اینکه از مادربزرگ و عشق مزاحم مادرانهاش فرار کند، سرباز شد. قلم را ـ که کلید روح شاعر است ـ با هفت تیرش ـ که کلید درهای دنیاست ـ معاوضه کرد. چون هنگامی که گلولهای را به سینه کسی شلیک میکنیم، انگار خودمان را داخل این سینه میکنیم؛ و سینه دیگری، دنیاست.یارومیل، از لحظهای که از آغوش مادرش دل کند، بیوقفه میدوید و صدای پاهایش چنان درهم میآمیخت که غرش توپ را در خاطر زنده میکرد
📕 کتاب: زندگی جای دیگری است
✍🏻 اثر : #میلان_کوندرا
لینک وآدرس ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4208
📚 @PDFsCom
بدن کوتاه و پاهای ستبرش در لباس سربازی است. در سن هجده سالگی، لرمونتف برای اینکه از مادربزرگ و عشق مزاحم مادرانهاش فرار کند، سرباز شد. قلم را ـ که کلید روح شاعر است ـ با هفت تیرش ـ که کلید درهای دنیاست ـ معاوضه کرد. چون هنگامی که گلولهای را به سینه کسی شلیک میکنیم، انگار خودمان را داخل این سینه میکنیم؛ و سینه دیگری، دنیاست.یارومیل، از لحظهای که از آغوش مادرش دل کند، بیوقفه میدوید و صدای پاهایش چنان درهم میآمیخت که غرش توپ را در خاطر زنده میکرد
📕 کتاب: زندگی جای دیگری است
✍🏻 اثر : #میلان_کوندرا
لینک وآدرس ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4208
📚 @PDFsCom
👍1
حدود هزار سال پیش، لیدی گودایوا همسر یکی از بزرگان و کارگزاران حکومتی انگلیس، در اعتراض به افزایش بی رویه ی مالیات برای مردم شهر خود، هر روز به سراغ همسرش میرفت و عاجزانه تقاضا میکرد که مالیاتها کاهش پیدا کند. همسر او که سیاست و تصمیم های سیاسی خود را بر خواسته ی همسر خود ترجیح میداد، به همسرش گفت: اگر یک روز، برهنه سوار اسب شوی و تمام شهر را از سمتی به سمت دیگر بروی، مالیاتها را کاهش خواهم داد!!
گودایوا اسبش را زین کرد. لباس هایش را بر زمین ریخت؛ در شهر گفتند: گودایوا در حمایت از مردم، برهنه در میان شهر میگردد!
تمام مردم، مغازه ها را بستند و به خانه ها رفتند. پرده ها را کشیدند و با چشمانی اشکبار، منتظر شدند این گردش شوم به پایان برسد.
گودایوا به خانه برگشت و مالیات ها کاهش یافت. مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است اسطوره ها، به تنهایی خلق نمیشوند. بلکه در بستری از فهم و شعور و حمایت اجتماعی
شکل میگیرند ...
📚@PDFsCom
گودایوا اسبش را زین کرد. لباس هایش را بر زمین ریخت؛ در شهر گفتند: گودایوا در حمایت از مردم، برهنه در میان شهر میگردد!
تمام مردم، مغازه ها را بستند و به خانه ها رفتند. پرده ها را کشیدند و با چشمانی اشکبار، منتظر شدند این گردش شوم به پایان برسد.
گودایوا به خانه برگشت و مالیات ها کاهش یافت. مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است اسطوره ها، به تنهایی خلق نمیشوند. بلکه در بستری از فهم و شعور و حمایت اجتماعی
شکل میگیرند ...
📚@PDFsCom
PDF | پی دی اف
بدون پشتکار هیچ موفقیتی حاصل نمیشود. افراد موفق به پشتکار ایمان دارند. هیچ موفقیت بزرگی بدون پشتکار به دست نمیآید. به زندگی افراد موفق بنگرید، آنها بهتر باهوش تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبودهاند بلکه پشتکار بیشتری داشتند 📕 کتاب : قدرت ایمان ✍ اثر :…
بدون پشتکار هیچ موفقیتی حاصل نمیشود. افراد موفق به پشتکار ایمان دارند. هیچ موفقیت بزرگی بدون پشتکار به دست نمیآید. به زندگی افراد موفق بنگرید، آنها بهتر باهوش تر، سریعتر و قویتر از دیگران نبودهاند بلکه پشتکار بیشتری داشتند
📕 کتاب : قدرت ایمان
✍ اثر : #آنتونی_رابینز
قسمت ۱۲ و ۱۳
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : قدرت ایمان
✍ اثر : #آنتونی_رابینز
قسمت ۱۲ و ۱۳
📚 @PDFsCom
#_یک_تکه_کتاب
داشتیم از جاده ی قدیم شمیران بالا می آمدیم. اتوبوس ها پر از شاگرد مدرسه بودند. بچه ها را میدیدم، با صورت های خسته، کمی غمگین، و پوشیده با جوهر و ماژیک و ماسیده های غذا هایی که خورده بودند. نمیدانم چرا رنگی از شیطنت بچگی در صورت این بچه ها ندیدم. آسفالت خیابان لیز و خیس بود. آفتابی ضعیف، مثل یک ته رنگ مشرف به موت، بالای دیوار ها جان می داد. تهران با تمام بناهای کوچک و بزرگش، با آسفالت و ماشین ها و آدم هایش، مثل حیوان کریه و ابلهی در زیر پای البرز به زمین کوبیده شده بود. درخت های خیابان ها، با شاخه های نیمه خیسشان، انگار نه به وسیله ی باران، بلکه به وسیله ی نوعی روغن مذاب، جسته گریخته، مرطوب شده بودند. باران بعد از ظهر نتوانسته بود غبار تن درختان را بشوید و تمیز کند. شاخه ها مثل پنجه های ارواح بی دردسر از تن درختها بیرون زده بود...
📕 کتاب : چاه به چاه
✍ اثر : #رضا_براهنی
لینک وآدرس ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4512
📚 @PDFsCom
داشتیم از جاده ی قدیم شمیران بالا می آمدیم. اتوبوس ها پر از شاگرد مدرسه بودند. بچه ها را میدیدم، با صورت های خسته، کمی غمگین، و پوشیده با جوهر و ماژیک و ماسیده های غذا هایی که خورده بودند. نمیدانم چرا رنگی از شیطنت بچگی در صورت این بچه ها ندیدم. آسفالت خیابان لیز و خیس بود. آفتابی ضعیف، مثل یک ته رنگ مشرف به موت، بالای دیوار ها جان می داد. تهران با تمام بناهای کوچک و بزرگش، با آسفالت و ماشین ها و آدم هایش، مثل حیوان کریه و ابلهی در زیر پای البرز به زمین کوبیده شده بود. درخت های خیابان ها، با شاخه های نیمه خیسشان، انگار نه به وسیله ی باران، بلکه به وسیله ی نوعی روغن مذاب، جسته گریخته، مرطوب شده بودند. باران بعد از ظهر نتوانسته بود غبار تن درختان را بشوید و تمیز کند. شاخه ها مثل پنجه های ارواح بی دردسر از تن درختها بیرون زده بود...
📕 کتاب : چاه به چاه
✍ اثر : #رضا_براهنی
لینک وآدرس ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4512
📚 @PDFsCom
❤1
یک روز نصیحتم کرد. «این قدر وقت صرف بچهها نکن. یک کمی هم کتاب بخوان.» گفتم: «این بچهها هر کدام یک کتاب هستند.» همهاش که کتاب خواندن نیست. گفتم مهم این است که خواندن و زندگی کردنت یکی باشد، نه این که یک جور فکر کنی و جور دیگر زندگی کنی ...
📕 کتاب : در راه ویلا
✍ اثر : #فریبا_وفی
📚@PDFsCom
📕 کتاب : در راه ویلا
✍ اثر : #فریبا_وفی
📚@PDFsCom