پسر مرد ثروتمندی کنار مزار پدرش ایستاده بود و از سنگ گرانقیمت، نوشتههای رنگی و تزییناتش تعریف میکرد. بعد رو به پسر مرد فقیری گفت: «گور پدر تو چی دارد؟ چند آجر و یک مشت خاک!»
پسر جواب داد: «تا پدر تو بخواهد از زیر آن همه سنگ تکان بخورد، پدر من به بهشت رسیده!»
گاهی چیزی که به رخ دیگران میکشیم، فقط بارِ بیشتریست که با خودمان حمل میکنیم.
✍️ بازنویسی آزاد از گلستان سعدی، باب هفتم، حکایت ۱۸
📚 @PDFsCom
پسر جواب داد: «تا پدر تو بخواهد از زیر آن همه سنگ تکان بخورد، پدر من به بهشت رسیده!»
گاهی چیزی که به رخ دیگران میکشیم، فقط بارِ بیشتریست که با خودمان حمل میکنیم.
✍️ بازنویسی آزاد از گلستان سعدی، باب هفتم، حکایت ۱۸
📚 @PDFsCom
1❤182👍38👏22👌18
۳ کتاب برای وقتی که میخوای پشت ظاهرِ یک جامعه رو ببینی...
اگه برات جالبه که قدرت چطور روی زبان، فکر و زندگی روزمرهٔ آدمها اثر میذاره، این سه داستان هر کدوم از یک در وارد میشن؛ از مزرعهای کوچک تا شهری که داشتن کتاب توش خطرناکه.
📕 قلعه حیوانات — جورج اورول
حیوانات یک مزرعه برای زندگی بهتر دست به تغییر میزنن؛ داستانی کوتاه دربارهٔ آرمانها و وسوسهٔ قدرت.
📗 ۱۹۸۴ — جورج اورول
وینستون در جهانی زندگی میکنه که حتی خاطرهها هم از دست حکومت در امان نیستن؛ روایتی دربارهٔ نظارت، حقیقت و آزادی فکر.
📘 فارنهایت ۴۵۱ — ری بردبری
در شهری که آتشنشانها کتاب میسوزونن، یک آتشنشان کمکم به کاری که هر روز انجام میده شک میکنه.
📥 دریافت کتابها
📚 @PDFsCom
اگه برات جالبه که قدرت چطور روی زبان، فکر و زندگی روزمرهٔ آدمها اثر میذاره، این سه داستان هر کدوم از یک در وارد میشن؛ از مزرعهای کوچک تا شهری که داشتن کتاب توش خطرناکه.
📕 قلعه حیوانات — جورج اورول
حیوانات یک مزرعه برای زندگی بهتر دست به تغییر میزنن؛ داستانی کوتاه دربارهٔ آرمانها و وسوسهٔ قدرت.
📗 ۱۹۸۴ — جورج اورول
وینستون در جهانی زندگی میکنه که حتی خاطرهها هم از دست حکومت در امان نیستن؛ روایتی دربارهٔ نظارت، حقیقت و آزادی فکر.
📘 فارنهایت ۴۵۱ — ری بردبری
در شهری که آتشنشانها کتاب میسوزونن، یک آتشنشان کمکم به کاری که هر روز انجام میده شک میکنه.
📥 دریافت کتابها
📚 @PDFsCom
4❤67👍6👌4💔3
• پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی
سانتیاگو، ماهیگیر سالخوردهای در کوبا، مدتهاست دست خالی به ساحل برمیگردد. یک روز قایقش را دورتر از همیشه میبرد و با ماهی بزرگی روبهرو میشود؛ از همینجا، میان سکوت دریا و خستگی دستهایش، نبردی آغاز میشود که فقط برای صید کردن نیست. داستانی کوتاه و کمحرف دربارهٔ تنهایی، امید و آدمی که هنوز حاضر نیست دست از تلاش بکشد.
«انسان برای شکست آفریده نشده. انسان ممکن است نابود شود، اما شکست نمیخورد.»
📥 دریافت کتاب
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
4❤92👍14👌5😢4
یه جا حافظ تو «دیوان غزلیات» میگه:
«آسایشِ دو گیتی تفسیرِ این دو حرف است
با دوستان مُرُوَّت با دشمنان مُدارا»
📚 @PDFsCom
«آسایشِ دو گیتی تفسیرِ این دو حرف است
با دوستان مُرُوَّت با دشمنان مُدارا»
📚 @PDFsCom
1❤105👍17👌11💔3
یه جا سعدی تو «مواعظ»، بخش مثنویات، میگه:
«جزای مردمی جز مردمی نیست
هر آن کاو حق نداند آدمی نیست
وگر دانی که بدخویی کند یار
تو خوی خوب خویش از دست مگذار»
📚 @PDFsCom
«جزای مردمی جز مردمی نیست
هر آن کاو حق نداند آدمی نیست
وگر دانی که بدخویی کند یار
تو خوی خوب خویش از دست مگذار»
📚 @PDFsCom
1❤105👌17👍7👏6
ده رمان که هرکدوم بخشی از قصه، فرهنگ و حال و هوای ایران رو روایت میکنن :
• سمفونی مردگان
• کلیدر
• سووشون
• چشمهایش
• بوف کور
• جای خالی سلوچ
• همسایهها
• شوهر آهو خانم
• چراغها را من خاموش میکنم
• دایی جان ناپلئون
📚 @PDFsCom
• سمفونی مردگان
• کلیدر
• سووشون
• چشمهایش
• بوف کور
• جای خالی سلوچ
• همسایهها
• شوهر آهو خانم
• چراغها را من خاموش میکنم
• دایی جان ناپلئون
📚 @PDFsCom
2❤60👏8👌6👍3
زمستان بود و پادشاه، همراه چند نفر از نزدیکانش، در شکارگاه از آبادی دور افتاده بود. شب که رسید، خانهٔ یک کشاورز را دیدند. پادشاه خواست آنجا بمانند، اما وزیر گفت پناه بردن به چنین خانهای در شأن او نیست.
کشاورز که خبردار شد، غذایی آماده کرد و پیش رفت. حرفش این بود: با آمدن شما، بزرگی پادشاه کم نمیشد؛ فقط این خانهٔ کوچک هم قدری اعتبار پیدا میکرد.
پادشاه از این پاسخ خوشش آمد و شب را در خانهٔ او ماند.
گاهی احترام گذاشتن به دیگری، چیزی از جایگاه ما کم نمیکنه؛ فقط جای زندگی رو برای یک نفر دیگه هم بازتر میکنه.
✍️ بازنویسی آزاد از گلستان سعدی، باب سوم، حکایت ۱۹
📚 @PDFsCom
کشاورز که خبردار شد، غذایی آماده کرد و پیش رفت. حرفش این بود: با آمدن شما، بزرگی پادشاه کم نمیشد؛ فقط این خانهٔ کوچک هم قدری اعتبار پیدا میکرد.
پادشاه از این پاسخ خوشش آمد و شب را در خانهٔ او ماند.
گاهی احترام گذاشتن به دیگری، چیزی از جایگاه ما کم نمیکنه؛ فقط جای زندگی رو برای یک نفر دیگه هم بازتر میکنه.
✍️ بازنویسی آزاد از گلستان سعدی، باب سوم، حکایت ۱۹
📚 @PDFsCom
1👍145❤97👏12👌9😢3
3 کتاب برای کسایی که رفتار آدمها براشون سؤال میسازه...
چرا یکی همهچیزش رو پای عزیزانش میذاره؟ چرا یک اتفاق برای چند نفر معنای متفاوتی داره؟ و چرا بعضی جوابهای ساده، وقتی دقیقتر نگاه میکنیم دیگه ساده نیستن؟ این سه کتاب، از سه مسیر متفاوت سراغ همین پیچیدگیها میرن:
📕 باباگوریو — انوره دو بالزاک
در یک پانسیون پاریسی، عشق بیاندازهٔ یک پدر به دخترانش کنار بلندپروازی جوانی قرار میگیره که میخواد راهش رو به طبقات بالای جامعه باز کنه.
📗 موجها — ویرجینیا وولف
زندگی شش شخصیت رو از میان صداهای درونیشون دنبال میکنی؛ روایتی شاعرانه و متفاوت که برای خوندنش باید آهستهتر پیش رفت.
📘 داستانهای آقای کوینر — برتولت برشت
حکایتهای کوتاهی که با یک موقعیت ساده شروع میشن و نگاهت به رفتار، قضاوت و رابطهٔ آدمها رو به پرسش میکشن.
📥 دریافت کتابها
📚 @PDFsCom
چرا یکی همهچیزش رو پای عزیزانش میذاره؟ چرا یک اتفاق برای چند نفر معنای متفاوتی داره؟ و چرا بعضی جوابهای ساده، وقتی دقیقتر نگاه میکنیم دیگه ساده نیستن؟ این سه کتاب، از سه مسیر متفاوت سراغ همین پیچیدگیها میرن:
📕 باباگوریو — انوره دو بالزاک
در یک پانسیون پاریسی، عشق بیاندازهٔ یک پدر به دخترانش کنار بلندپروازی جوانی قرار میگیره که میخواد راهش رو به طبقات بالای جامعه باز کنه.
📗 موجها — ویرجینیا وولف
زندگی شش شخصیت رو از میان صداهای درونیشون دنبال میکنی؛ روایتی شاعرانه و متفاوت که برای خوندنش باید آهستهتر پیش رفت.
📘 داستانهای آقای کوینر — برتولت برشت
حکایتهای کوتاهی که با یک موقعیت ساده شروع میشن و نگاهت به رفتار، قضاوت و رابطهٔ آدمها رو به پرسش میکشن.
📥 دریافت کتابها
📚 @PDFsCom
1❤87👍17👌6👏3😢2
یه جا حافظ تو «دیوان غزلیات» میگه:
«بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
دست بهکاری زنم که غصّه سرآید»
📚 @PDFsCom
«بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
دست بهکاری زنم که غصّه سرآید»
📚 @PDFsCom
2❤65👍11👏7
۱. قمارباز — فئودور داستایفسکی
۲. نخستین عشق — ایوان تورگنیف
۳. چرا عاشق میشویم؟ — هلن فیشر
۴. خلاقیت و حل مسئله — برایان تریسی
۵. جادوی فکر بزرگ — دیوید جی. شوارتز
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3❤31👍9👌5
• بلندیهای بادگیر اثر امیلی برونته
هیتکلیف، پسر بیسرپناهی که وارد خانهٔ خانوادهٔ ارنشا میشه، با کاترین بزرگ میشه؛ اما برای همهٔ اعضای خانواده به یک اندازه پذیرفته نیست. میان دلبستگی این دو، فاصلههای اجتماعی و زخمهایی که بهسادگی فراموش نمیشن، داستانی شکل میگیره که از یک رابطه فراتر میره و زندگی دو خانواده رو به هم گره میزنه. اینجا خبری از یک عاشقانهٔ آرام نیست؛ با آدمهایی روبهرو میشی که دوست داشتن، غرور و رنج رو با خودشون حمل میکنن.
«روحِ ما از هرچه ساخته شده باشد، روحِ او و من از یک جنس است.»
📥 دریافت کتاب
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤31👍31👌5