۳ کتاب برای وقتی که دلت یه داستان متفاوت میخواد :
📕 مغازه خودکشی — ژان تولی
یک داستان سیاه، عجیب و طنزآلود درباره خانوادهای که کسبوکارشان با ناامیدی آدمها میچرخد؛ تا وقتی که یک عضو کاملاً متفاوت وارد خانواده میشود.
📗 مردی که دو پای چپ داشت — پی. جی. وودهاوس
مجموعهای از داستانهای کوتاه، شیرین و طنز که برای وقتی خوبه که دنبال یک کتاب سبک و سرگرمکنندهای.
📘 مهمانسرای دو دنیا — اریک امانوئل اشمیت
چند آدم در جایی مرموز بین زندگی و مرگ منتظرند تا بفهمند سرنوشتشان چه میشود؛ داستانی کوتاه و تأملبرانگیز درباره زندگی و فرصتی که شاید قدرش را نمیدانیم.
📥 دریافت کتابها
📚 @PDFsCom
📕 مغازه خودکشی — ژان تولی
یک داستان سیاه، عجیب و طنزآلود درباره خانوادهای که کسبوکارشان با ناامیدی آدمها میچرخد؛ تا وقتی که یک عضو کاملاً متفاوت وارد خانواده میشود.
📗 مردی که دو پای چپ داشت — پی. جی. وودهاوس
مجموعهای از داستانهای کوتاه، شیرین و طنز که برای وقتی خوبه که دنبال یک کتاب سبک و سرگرمکنندهای.
📘 مهمانسرای دو دنیا — اریک امانوئل اشمیت
چند آدم در جایی مرموز بین زندگی و مرگ منتظرند تا بفهمند سرنوشتشان چه میشود؛ داستانی کوتاه و تأملبرانگیز درباره زندگی و فرصتی که شاید قدرش را نمیدانیم.
📥 دریافت کتابها
📚 @PDFsCom
5❤132👍22👏6😢4👌3💔2
میگویند مردی ساعت قدیمی پدرش را برای قیمتگذاری به چند جا برد.
یک مغازهدار قیمت کمی پیشنهاد داد.
سمساری کمی بیشتر.
اما وقتی آن را نزد یک کلکسیونر برد، قیمت بسیار بالایی روی ساعت گذاشت.
ارزش ساعت عوض نشده بود؛
فقط آدمی که آن را میدید، عوض شده بود.
گاهی اگر جایی قدر تو را نمیدانند،
اولین نتیجه این نیست که «پس من ارزشی ندارم».
شاید فقط در جای اشتباهی ایستادهای.
هر چیزی را هرکسی نمیتواند ارزشگذاری کند.
📚 @PDFsCom
یک مغازهدار قیمت کمی پیشنهاد داد.
سمساری کمی بیشتر.
اما وقتی آن را نزد یک کلکسیونر برد، قیمت بسیار بالایی روی ساعت گذاشت.
ارزش ساعت عوض نشده بود؛
فقط آدمی که آن را میدید، عوض شده بود.
گاهی اگر جایی قدر تو را نمیدانند،
اولین نتیجه این نیست که «پس من ارزشی ندارم».
شاید فقط در جای اشتباهی ایستادهای.
هر چیزی را هرکسی نمیتواند ارزشگذاری کند.
📚 @PDFsCom
5❤299👏61👍29👌19😢6
• چراغها را من خاموش میکنم اثر زویا پیرزاد
داستان کلاریس، زنی ارمنی در آبادان دهه ۴۰؛ زنی که زندگیاش میان همسر، بچهها و کارهای تکراری خانه میگذرد، تا ورود همسایههای جدید باعث میشود بیشتر از قبل به خودش، خواستههایش و زندگیای که ساخته فکر کند. رمانی آرام و ظریف که اتفاقهای کاملاً معمولی را به احساساتی عمیق تبدیل میکند.
گاهی آنقدر سرگرم رسیدگی به زندگی دیگران میشویم که فراموش میکنیم خودمان هم بخشی از همین زندگی هستیم؛ با خواستههایی که مدتهاست جایی میان کارهای روزمره ساکت ماندهاند.📥 دریافت کتاب
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
6❤56👌14👍7😢1💔1
یه جا مولانا تو «دیوان شمس» میگه:
«تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید
تو یکی نهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز»
📚 @PDFsCom
«تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید
تو یکی نهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز»
📚 @PDFsCom
9👍123❤78💔6👏3👌1
۱. دوست بازیافته — فرد اولمن
دوستی دو نوجوان در آلمانِ روزهای قدرتگرفتن نازیها؛ قصهای کوتاه دربارهٔ نزدیکی و فاصله.
۲. شنل — نیکلای گوگول
کارمندی ساده که مدتها پسانداز میکند تا شنل تازهای بخرد؛ داستانی کوتاه و تلخ دربارهٔ فقر، آرزوهای کوچک و نیاز به دیدهشدن.
۳. مرگ ایوان ایلیچ — لئو تولستوی
مردی که روبهروی پایان زندگی، برای نخستینبار جدی به شیوهٔ زندگیکردنش نگاه میکند.
۴. شبهای روشن — فئودور داستایفسکی
چند شب قدمزدن، یک آشنایی و رؤیاهایی که از تنهایی جوانه میزنند.
۵. تونل — ارنستو ساباتو
روایتی تیره از زبان یک نقاش؛ دربارهٔ تنهایی، وسواس و نیاز به فهمیدهشدن.
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
12❤44👍7👌4👏3
پسر مرد ثروتمندی کنار مزار پدرش ایستاده بود و از سنگ گرانقیمت، نوشتههای رنگی و تزییناتش تعریف میکرد. بعد رو به پسر مرد فقیری گفت: «گور پدر تو چی دارد؟ چند آجر و یک مشت خاک!»
پسر جواب داد: «تا پدر تو بخواهد از زیر آن همه سنگ تکان بخورد، پدر من به بهشت رسیده!»
گاهی چیزی که به رخ دیگران میکشیم، فقط بارِ بیشتریست که با خودمان حمل میکنیم.
✍️ بازنویسی آزاد از گلستان سعدی، باب هفتم، حکایت ۱۸
📚 @PDFsCom
پسر جواب داد: «تا پدر تو بخواهد از زیر آن همه سنگ تکان بخورد، پدر من به بهشت رسیده!»
گاهی چیزی که به رخ دیگران میکشیم، فقط بارِ بیشتریست که با خودمان حمل میکنیم.
✍️ بازنویسی آزاد از گلستان سعدی، باب هفتم، حکایت ۱۸
📚 @PDFsCom
1❤143👍25👏18👌10
۳ کتاب برای وقتی که میخوای پشت ظاهرِ یک جامعه رو ببینی...
اگه برات جالبه که قدرت چطور روی زبان، فکر و زندگی روزمرهٔ آدمها اثر میذاره، این سه داستان هر کدوم از یک در وارد میشن؛ از مزرعهای کوچک تا شهری که داشتن کتاب توش خطرناکه.
📕 قلعه حیوانات — جورج اورول
حیوانات یک مزرعه برای زندگی بهتر دست به تغییر میزنن؛ داستانی کوتاه دربارهٔ آرمانها و وسوسهٔ قدرت.
📗 ۱۹۸۴ — جورج اورول
وینستون در جهانی زندگی میکنه که حتی خاطرهها هم از دست حکومت در امان نیستن؛ روایتی دربارهٔ نظارت، حقیقت و آزادی فکر.
📘 فارنهایت ۴۵۱ — ری بردبری
در شهری که آتشنشانها کتاب میسوزونن، یک آتشنشان کمکم به کاری که هر روز انجام میده شک میکنه.
📥 دریافت کتابها
📚 @PDFsCom
اگه برات جالبه که قدرت چطور روی زبان، فکر و زندگی روزمرهٔ آدمها اثر میذاره، این سه داستان هر کدوم از یک در وارد میشن؛ از مزرعهای کوچک تا شهری که داشتن کتاب توش خطرناکه.
📕 قلعه حیوانات — جورج اورول
حیوانات یک مزرعه برای زندگی بهتر دست به تغییر میزنن؛ داستانی کوتاه دربارهٔ آرمانها و وسوسهٔ قدرت.
📗 ۱۹۸۴ — جورج اورول
وینستون در جهانی زندگی میکنه که حتی خاطرهها هم از دست حکومت در امان نیستن؛ روایتی دربارهٔ نظارت، حقیقت و آزادی فکر.
📘 فارنهایت ۴۵۱ — ری بردبری
در شهری که آتشنشانها کتاب میسوزونن، یک آتشنشان کمکم به کاری که هر روز انجام میده شک میکنه.
📥 دریافت کتابها
📚 @PDFsCom
4❤37👍4👌1💔1
• پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی
سانتیاگو، ماهیگیر سالخوردهای در کوبا، مدتهاست دست خالی به ساحل برمیگردد. یک روز قایقش را دورتر از همیشه میبرد و با ماهی بزرگی روبهرو میشود؛ از همینجا، میان سکوت دریا و خستگی دستهایش، نبردی آغاز میشود که فقط برای صید کردن نیست. داستانی کوتاه و کمحرف دربارهٔ تنهایی، امید و آدمی که هنوز حاضر نیست دست از تلاش بکشد.
«انسان برای شکست آفریده نشده. انسان ممکن است نابود شود، اما شکست نمیخورد.»
📥 دریافت کتاب
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤17👍3