PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
558 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
در زندگی انسان چیزی همانند بازی تاس وجود دارد: اگر تاس طوری نیفتد که تو لازمش داری، پس باید هنرت را در آنچه تصادف به تو عرضه می‌دارد، بهبود بخشی.

📕 هنر خوشبختی
✍🏻 #آرتور_شوپنهاور

📚 @PDFsCom
👍4510👌5
هرگز سازش نکنید.pdf
62.4 MB
کتاب، مخاطبین را وارد دنیای مذاکراتی حساس و پیچیده و البته وارد ذهن واس می کند و از مهارت هایی پرده برمی دارد که به او و همکارانش کمک کردند تا در مخاطره آمیزترین شرایط به موفقیت برسند و جان انسان ها را نجات دهند. واس در این راهنمای کاربردی و قابل فهم، از نه قاعده ی موثر در هنر مذاکره سخن می گوید؛ قواعدی که ما را قادر می سازند چه در زندگی شخصی و چه حرفه ای، بر دیگران تأثیرگذار باشیم و به هدف مطلوبمان برسیم.

📕 هرگز سازش نکنید
✍🏻 #کریس_واس

📚 @PDFsCom
👍6823👌3👏1🕊1
روباه گفت :
کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی !
اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب می‌شود و هرچه ساعت جلوتر برود، بیشتر احساس شادی و خوش بختی می‌کنم !
ساعت چهار که شد دلم بنا می‌کند شور زدن و نگران شدن، آن وقت است که قدر خوشبختی را می‌فهمم !
امّا اگر تو وقت و بی‌وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم ...؟!
هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد ...!

📕 شازده کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری

📚 @PDFsCom
158👍45👌5👎2
زمان، از هر قاضی‌ای بهتر قضاوت می‌کند. صبر و تحمل و شجاعت، تنها شاهدانی هستند که رشوه نمی‌گیرند.

📕 کبوترها و بازها
✍🏻 #گراتزیا_دلدا

📚 @PDFsCom
👍559👌2👏1
در من کوچه‌ای‌ست
که با تو در آن نگشته‌ام...

سفری‌ست
که با تو
هنوز نرفته‌ام...

روزها و شب‌هایی‌ست
که با تو به سر نکرده‌ام...

و عاشقانه‌هایی‌ست 
که با تو
هنوز
نگفته‌ام...

در من حرفایی‌ست که 
هنوز نفس می‌کشند...

آرزوهایی که هنوز به انجام نرسیده‌اند 
در من 
و در کعبه‌ی من‌،
سجده‌ای‌ست برای قامت تو 

در من پاره‌ای از تو می‌تپد
و این جان نیمه‌جانم از او زنده است

در من 
و در رگهای من 
خونی از احساس سبز تو جاری‌ست 
و شکوفه می‌زند هم‌چون گلی سرخ

در من...

در من
تو و حس تو 
هست هنوز و هنوز...

👤 #افشین_یداللهی

📚 @PDFsCom
94👍27😢3👌1
۱۲ روش برای دوسـت داشـتن خـودت


۱. اگه انجام کاری حس بدی بهت میده، انجامش نده.
۲. دقیقاً همون چیزی که منظورته رو بگو.
۳. سعی نکن برای دلخوشی بقیه زندگی کنی.
۴. به احساسات غریزه‌ات اعتماد داشته باش.
۵. هیچ‌وقت از خودت بد نگو.
۶. هیچ‌وقت دست از آرزوهات نکش.
۷. از «نه» گفتن ترس نداشته باش.
۸. از «بله» گفتن هم نترس.
۹. با خودت مهربون و منصف باش.
۱۰. چیزی که نمی‌تونی کنترل کنی رو کنار بذار.
۱۱. از قشقرق و انرژی منفی دور بمون.
۱۲. به خودت عشق و توجه نشون بده

📚 @PDFsCom
👍7032👎3👏3👌2
قلب خاطرات بد را کنار می‌زند و خاطرات خوش را جلوه می‌دهد و درست از تصدیق همین فریب است که می‌توانیم گذشته را تحمل کنیم.

📕 عشق سالهای وبا
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز

📚 @PDFsCom
👍324👎1👏1👌1
بیست داستان برگزیده.pdf
2.9 MB
بیست داستان برگزیده ، با موضوع اجتماعی، مجموعه داستان‌های کوتاه از ارنست همینگوی است. عنوان برخی از داستان‌ها عبارتند از: «ده سرخپوست»؛ «ملکه مادر»؛ «پدران و پسران»؛ «روشنایی دنیا»؛ «مسابقه تعقیب»؛ «پس از توفان»؛ «یک خواننده روزنامه می‌نویسد»؛ «تاریخ طبیعی مردگان» و «یک روز انتظار».

📕 بیست داستان برگزیده
✍️🏻 #ارنست_همینگوی

📚 @PDFsCom
👍2412👏1🙏1
بزرگترین درسی که از زندگی گرفتم

ترس و وحشت زیردریایی را در برگرفته بود.
من آن‌چنان ترسیده بودم که به سختی نفس می‌کشیدم. مرتبا به خود می‌گفتم این مرگ است! مرگ.

با وجود اینکه همه‌ی دستگاه‌های خنک کننده و بادبزن‌های برقی را از کار انداخته بودیم و دما به بیش از صد درجه فارنهایت رسیده بود، باز هم می‌لرزیدم و عرق سرد از سر و صورتم جاری بود و با همه‌ی تلاشی که می‌کردم قادر نبودم از به‌هم خوردن دندان‌هایم جلوگیری کنم.

من درچنین شرایطی بودم که یکباره حمله قطع شد گویا تمام ذخایر کشتی مین‌انداز تمام شده بود و ترجیح داده بود که حمله را متوقف کند و آنجا را ترک کند .

آن پانزده ساعت که مورد حمله قرار گرفته بودیم، برایم 15 ‏میلیون سال طول کشید.

تمام خاطرات گذشته و کارهایی را که ‏مرتکب شده بودم مقابل چشمانم مجسم می‌کردم . مثلا قبل از اینکه به ارتش ملحق شوم، کارمند بانک بودم و همیشه از حقوق کم، کار زیاد و پیشرفت‌های کوچک و محدود نگران بودم.

ناراحت از اینکه قادر نبودم بنا به سلیقه و میل خود زندگی کنم، چرا قادر به خریدن یک اتومبیل نبودم، چرا نمی‌توانستم برای زنم لباسی گران‌قیمت تهیه کنم؟ و بدتر از همه اخلاق بد و خشن رئیسم، وضع موجود را برایم طاقت‌فرسا کرده بود.

‏همه‌ی این ماجراها مثل فیلم از مقابل چشمانم می‌گذشت. به خاطر می‌آوردم که چطور شب‌ها خسته و عصبی به خانه می‌رفتم و به خاطر کوچک‌ترین مسئله‌ای با زنم بگومگو می‌کردم،
یا هر وقت روبروی آینه قرار می‌گرفتم، آن زخم کوچک روی صورتم که بر اثر تصادف با اتومبیل به جا مانده بود، چگونه باعث ناراحتی‌ام می‌شد و غمگینم می‌کرد.

‏قبل از این ماجرا همه‌ی این مسائل برایم بسیار پررنگ و با اهمیت بود، اما وقتی در اعماق اقیانوس با مرگ دست و پنجه نرم می‌کردم، به خودم قول دادم که اگر از این مهلکه جان سالم به دربردم و بار دیگر چشمم به خورشید و یا ماه و ستارگان افتاد، دیگر مجالی به نگرانی ندهم و هیچگاه نگران این‌گونه مسائل بی‌اهمیت نباشم . هرگز! هرگز! هرگز!

‏بله در آن پانزده ساعت پرمخاطره بسیار بیشتر از آن چهار سالی که در دانشگاه سیکاکیوز مشغول تحصیل بودم و کتاب‌های زیادی را مطالعه کرده بودم، درس زندگی را آموختم!

📕 آيين زندگی
✍🏻 #دیل_کارنگی

📚 @PDFsCom
👍10213👎2👌1🕊1
باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته‌ای تحویل بدهی٬
خواه با فرزندی خوب یا باغچه‌ای سرسبز؛
اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده‌تر نفس کشید، یعنی تو موفق شده‌ای ...

#گابریل_گارسیا_مارکز

📚 @PDFsCom
103👍28👌3
درباره اصطلاح «خیر» و «شر» باید گفت که این دو، معنی مثبتی ندارند. زیرا شیئی واحد ممکن است در عین حال هم بد و هم خوب و هم نه بد و نه خوب باشد. مثلأ موسیقی برای مبتلایان به مالیخولیا خوب است و برای سوگواران و عزاداران بد است و برای مردگان نه خوب است و نه بد.

📕 اخلاق
✍🏻 #باروخ_اسپینوزا

📚 @PDFsCom
👏42👍206👎1👌1
ما باید پدران‌مان را دوست بداریم
برایشان دمپایی مرغوب بخریم
و وقتی دیدیم به نقطه‌ای خیره مانده‌اند
برایشان یک استکان چای بریزیم

پدران
پدران
پدرانمان را
باید که دوست بداریم
قبل از آن‌که همه چیز
به خاطره مبدل گردد.

📕 کابوس‌های روسی
✍🏻 #حسین_پناهی

📚 @PDFsCom
👍9332😢11👎4👌1
اگر با زنی رابطه داشته باشید که مثل شما فکر می‌کند، یعنی همان‌طور فکر می‌کند که شما خوشتان می‌آید، شما با آن طرز فکر رابطه دارید، نه با آن زن. رابطهٔ پوست با پوست خیلی سطحی است، چیز دیگری جایگزینش می‌شود.

✍🏻 #اریک_امانوئل_اشمیت
📕 مادام پیلینسکا و راز شوپن

📚 @PDFsCom
👍5310👌3
چگونه دیگران را روانکاری کنیم.pdf
10.2 MB
با خواندن کتاب چگونه دیگران را روانکاوی کنیم دیگر فریب ظاهر سازی ها و افراد دروغگو را نخواهید خورد!
بعضی وقت ها، حدس می‌زنیم طرف مقابل‌مان دارد دروغ می گوید اما کاملاً مطمئن نیستیم. در تمام لحظاتی که او صحبت می‌کند به چشم هایش نگاه می‌کنیم، به جایی که نگاه می‌کند، به حرکت دست هایش، تن صدا و لرزش آن، کلماتی که انتخاب می‌کند تا حرفش را ثابت کند. به همه‌ی اینها دقت می‌کنیم ولی دقیقاً نمی‌توانیم ثابت کنیم او دارد حقیقتی را پنهان می‌کند. درک زبان بدن و تحلیل کلامی مهارتی است که نیاز به آموزش و تمرین و ممارست دارد.

📕 چگونه دیگران را روانکاری کنیم
✍🏻 #جاشوا_مور

📚 @PDFsCom
👍217🤩4👏2
7 نشونه که نشون میده شریک عاطفی مناسبت رو پیدا کردی:

🔹میتونی در کنارش آسیب پذیرترین نسخه خودت باشی و همچنان احساس امنیت کنی

🔸اهداف و ارزش هاتون همسو هستن

🔹بیشتر و بهتر از همه تشویق و حمایتت میکنه، بهت انگیزه میده و الهام بخشه

🔸هردو میدونید که رابطه نیازمندِ تلاشه و تعارض در همه روابط هست اما رابطه سالم با سازش همراه

🔹کنارش حسِ خونه بودن داری، بهت احساس راحتی و امنیت میده

🔸درباره آینده و برنامه هاش باهات حرف میزنه

🔹وقتی کنارشی انگار "شادی" یه تعریف جدید پیدا میکنه

📚 @PDFsCom
👍4312🤩7👏2😢2
برای انسان ها زمان هرگز دوباره تکرار نمی شود و هیچ گاه دوباره به آن صورت که یک وقتی بود بر نمی گردد و وقتی احساسات آدم تغییر کرد یا رو به زوال گذاشت دیگر هیچ معجزه ای نمی تواند کیفیت اولیه را به آن برگرداند.

📕 قهرمانان و گورها
✍🏻 #ارنستو_ساباتو

📚 @PDFsCom
👍508👌3🙏1
چطور می‌توانم به دیگران بقبولانم که فاصله ربطی به مسافت ندارد، که دلخوشی‌های کوچک بسیاری هستند که می‌توانند جهان پرتلاطم و آشفته مرا به جهان آرام و امن تو نزدیک کنند، که برای همنفس بودن نیازی به هم سقف بودن نیست. که عشق اگر اراده کنیم هیچ چیز دور از دسترسی نیست. که بر خلاف قصه‌های غم‌انگیز کتاب‌های کودکی‌مان، این‌بار زیر آسمان کبود یکی بود ... آن دیگری هم بود ...

📕 راس ساعت هیچ
✍🏻 #نیکی_فیروزکوهی

📚 @PDFsCom
👍4712👌1
روایت شده است، سال ها پیش، در اصفهان مسجدی بزرگ میساختند. چند روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام میدادند.

پیرزنی از آنجا رد میشد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه! کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید.

و مدام از پیرزن میپرسید: مادر، درست شد؟!!
مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: بله! درست شد!!! تشکر کرد و دعایی کرد و رفت...

کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن مناره را از معمار با تجربه پرسیدند؟!

معمار گفت: اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت میکرد و شایعه پا میگرفت، این مناره تا ابد کج میماند و دیگر نمیتوانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم... این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم !

📚 @PDFsCom
👍12015👌8👎2👏2
داشتنِ چیزی برای گفتن و نبودنِ کسی برای شنیدن، خیلی وحشتناک است. اوج بی‌کسی‌ست

📕 جنگجوی عشق
✍🏻#گلنن‌_دویل_ملتن

📚 @PDFsCom
👍88😢149👌3👎2
قانون شفا.pdf
1.5 MB
به شما نشان می‌دهد که چگونه می‌توانید با به جریان انداختن رشته‌ای از افکار اصلاحی، الگوی کلی زندگی خود را بهبود ببخشید. همچنین در این کتاب توضیح داده شده است که همه افراد می‌توانند از این قوانین و دستور‌العمل‌های شفابخشی کهن استفاده کنند.
این کتاب را به کسانی که می‌خواهند تغییرات بزرگ و بنیادین جسمی و روحی در درون خودشان ایجاد کنند پیشنهاد می‌کنیم.

📕 قانون شفا
✍🏻 #کاترین_پاندر

📚 @PDFsCom
👍33👏1🕊1
از زمانی که اینها آمده‌اند دیگر جوانمردی، مردی، مهر و راستی مُرد. دروغ رواج گرفت. دیو و دد چیره گشتند. کشتزارها ویران شدند، باغ‌ها خشکیدند. ببینید دیگر از همدان چه باقی مانده است یک تل خاک، خراب، ویران ...
هر زشتی و بدی که تا دیروز روا نبود، امروز به اسم رسم‌های گوناگون باب شده است.

📕 دیو...دیو
✍🏻 #بزرگ_علوی

📚 @PDFsCom
👍79🕊43🤩1👌1