وقتی در سال ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ بدلیل جنگ جهانی اول در ایران قحطی آمد احمد شاه دستور داد تمام آذوقه گندم و جو و حبوبات و قند و شکر و چای را در انبار احتکار کنند و به قیمت روز به مردم بفروشند آن هم در صف وقتی دلیل آن را پرسیدند گفت:
اگر این مردم را به صف و فقر و گرسنگی عادت ندهی خودت باید در صف رفتن از کشور منتظر باشی.
احمد شاه ۷ کرور معادل ۳/۵ میلیون تومان از بانک استقراضی روس و انگلیس قرض کرد و رفت... وقتی رجال کشور از او خواستند به کشور برگردد، گفته بود:
کلم فروشی در فرنگ شرافت دارد بر تخت طاوس کاخ گلستان
📚 @BooksCom
اگر این مردم را به صف و فقر و گرسنگی عادت ندهی خودت باید در صف رفتن از کشور منتظر باشی.
احمد شاه ۷ کرور معادل ۳/۵ میلیون تومان از بانک استقراضی روس و انگلیس قرض کرد و رفت... وقتی رجال کشور از او خواستند به کشور برگردد، گفته بود:
کلم فروشی در فرنگ شرافت دارد بر تخت طاوس کاخ گلستان
📚 @BooksCom
👎139👍56👏4
بچه که بودم وقتی کار اشتباهی میکردم مادرم می گفت: "اشکال نداره حالا چکار کنیم تا درست بشه؟" اما مادر دوستم به او میگفت: "خاک بر سرت یه کار درست نمیتونی انجام بدی"
امروز هر دو بزرگسال و بالغیم
وقتی اتفاق بدی میافته اولین فکری که به ذهنم میاد اینه که: "خب حالا چکار کنم؟" و با حداقل اضطراب و عصبانیت مشکل رو حل میکنم.
اما دوستم با مواجه شدن با اتفاقات بد عصبانی میشه و میگه: "خاک بر سر من که نمیتونم یه کار درست انجام بدم چرا من اینقدر بدبختم!"
حرفهای امروز ما
و احساسی که به فرزندمان میدهیم
تبدیل صدای درونی او خواهد شد.
مراقب باشیم چه پیامی برای همه عمر به فرزندانمان میدهیم.
📚 @PDFsCom
امروز هر دو بزرگسال و بالغیم
وقتی اتفاق بدی میافته اولین فکری که به ذهنم میاد اینه که: "خب حالا چکار کنم؟" و با حداقل اضطراب و عصبانیت مشکل رو حل میکنم.
اما دوستم با مواجه شدن با اتفاقات بد عصبانی میشه و میگه: "خاک بر سر من که نمیتونم یه کار درست انجام بدم چرا من اینقدر بدبختم!"
حرفهای امروز ما
و احساسی که به فرزندمان میدهیم
تبدیل صدای درونی او خواهد شد.
مراقب باشیم چه پیامی برای همه عمر به فرزندانمان میدهیم.
📚 @PDFsCom
👍277❤28👌19👏6
آنهایی که صد یا دویست سال دیگر پس از ما بیایند، ما را به خاطر این که این طور زندگیمان را احمقانه و این اندازه مبتذل گذراندهایم، نخواهند بخشید. شاید آنها وسیلهای برای خوشبختی بیابند ولی ما... من و تو فقط به یک امید زندهایم و آن اینکه وقتی برای همیشه در تابوتمان خوابیدیم، اشباحی شاید خوشایند به سراغمان بیایند.
📕 دایی وانیا
✍🏻 #آنتون_چخوف
📚 @PDFsCom
📕 دایی وانیا
✍🏻 #آنتون_چخوف
📚 @PDFsCom
👍96👎3👏2❤1
اگر بخواهی به هر چیزی که به تو گفته میشود واکنشی عاطفی نشان بدهی، به رنج بردن ادامه خواهی داد.
قدرت حقیقی در عقب رفتن و مشاهدهگر بودن است. قدرت در خودداری است. اگر اجازه بدهی کلماتِ دیگران تو را کنترل کند، هرچیز دیگری هم تو را زیر سلطه خواهد گرفت. نفس بکش و بگذار بگذرد...
#وارن_بافت
📚 @PDFsCom
قدرت حقیقی در عقب رفتن و مشاهدهگر بودن است. قدرت در خودداری است. اگر اجازه بدهی کلماتِ دیگران تو را کنترل کند، هرچیز دیگری هم تو را زیر سلطه خواهد گرفت. نفس بکش و بگذار بگذرد...
#وارن_بافت
📚 @PDFsCom
👍162❤18👏9👎5
زرتشت میگوید: بیهوده است مجادله بر سر اثبات دیانت یا بی دینی آدمها!
کسی که دروغ نمیگوید، کسی که مهربان است، کسی که از رنج دیگران اندوهگین میشود به مقصد رسیده است از هر راهی که رفته باشد...!
امروز زادروز زرتشت فیلسوف و پیامبر ایرانی است، نام زرتشت در رتبه ۹۳ در ليست تاثيرگذارترين شخصيت هاى تاريخ قرار دارد و آيين او امروزه حدود ۲۰۰ هزار پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد.
📚 @PDFsCom
کسی که دروغ نمیگوید، کسی که مهربان است، کسی که از رنج دیگران اندوهگین میشود به مقصد رسیده است از هر راهی که رفته باشد...!
امروز زادروز زرتشت فیلسوف و پیامبر ایرانی است، نام زرتشت در رتبه ۹۳ در ليست تاثيرگذارترين شخصيت هاى تاريخ قرار دارد و آيين او امروزه حدود ۲۰۰ هزار پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد.
📚 @PDFsCom
👍254❤49👏7👌7👎6
مردم ژاپن یک ضرب المثل بسیار جالب دارند که اساسِ توسعه کشورشان قرار گرفت:
بخاطر میخی، نعلی افتاد
بخاطر نعلی، اسبی افتاد
بخاطر اسبی، سواری افتاد
بخاطر سواری، جنگی شكست خورد
بخاطر شكستی، مملكتی نابود شد
و همه اینها بخاطر كسی بود كه میخ را خوب نكوبیده بود...
یادمان باشد هر كار ما، حتی کوچک، اثری بزرگ دارد كه شاید در همان لحظه، نبینیم...
📚 @PDFsCom
بخاطر میخی، نعلی افتاد
بخاطر نعلی، اسبی افتاد
بخاطر اسبی، سواری افتاد
بخاطر سواری، جنگی شكست خورد
بخاطر شكستی، مملكتی نابود شد
و همه اینها بخاطر كسی بود كه میخ را خوب نكوبیده بود...
یادمان باشد هر كار ما، حتی کوچک، اثری بزرگ دارد كه شاید در همان لحظه، نبینیم...
📚 @PDFsCom
👍314👌22❤21👏8🙏5
چه شد که کشوری کوچک مثل عمان تبدیل شد به “سوئیس خاورمیانه” و ایران و آمریکا برای صلح و مسائل پیچیده سیاسی و هسته ای، به عمان پناه میبردند؟
در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی چپگرایان کمونیست تحت حمایت شوروی در استان ظفار عمان علیه سلطان قابوس و با هدف سرنگونی او شورش کردند. اما این جنگ با کمک شاه ایران در سال ۱۹۷۵ به پایان رسید و با شکست کامل مخالفان روبرو شد.
سلطان قابوس که تازه شاه شده بود خواست هر سه جوان چریک را ببیند. از آنها سوال کرد: مگر شما عمانی نیستید، پس چرا راه جنگ را انتخاب کردهاید؟
گفتند: ما میخواهیم از یک زندگی بدوی و بیابانی به کشوری مدرن با قوانینی مدنی تبدیل شویم.
سلطان قابوس سه راه را پیشپایشان گذاشت:
۱- خروج از عمان و انصراف از شهروندی این کشور
۲- تخفیف حکم اعدام به زندان ابد در عمان
۳- دست از چریکبازی بردارید و هر کدام یک قسمت از همین مملکت را در دست بگیرید و آن را همان طور که گفتید بسازید.
هر سه نفر راه سوم را انتخاب کردند...
یکی شد وزیر امور خارجه، یکی وزیر اقتصاد و یکی وزیر آموزش پرورش.
📚 @PDFsCom
در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی چپگرایان کمونیست تحت حمایت شوروی در استان ظفار عمان علیه سلطان قابوس و با هدف سرنگونی او شورش کردند. اما این جنگ با کمک شاه ایران در سال ۱۹۷۵ به پایان رسید و با شکست کامل مخالفان روبرو شد.
سلطان قابوس که تازه شاه شده بود خواست هر سه جوان چریک را ببیند. از آنها سوال کرد: مگر شما عمانی نیستید، پس چرا راه جنگ را انتخاب کردهاید؟
گفتند: ما میخواهیم از یک زندگی بدوی و بیابانی به کشوری مدرن با قوانینی مدنی تبدیل شویم.
سلطان قابوس سه راه را پیشپایشان گذاشت:
۱- خروج از عمان و انصراف از شهروندی این کشور
۲- تخفیف حکم اعدام به زندان ابد در عمان
۳- دست از چریکبازی بردارید و هر کدام یک قسمت از همین مملکت را در دست بگیرید و آن را همان طور که گفتید بسازید.
هر سه نفر راه سوم را انتخاب کردند...
یکی شد وزیر امور خارجه، یکی وزیر اقتصاد و یکی وزیر آموزش پرورش.
📚 @PDFsCom
👍251👏20❤15🕊15👎4
تو انیمیشن «من نفرتانگیز ۳» گُرو برای دلداری دادن به اگنس کوچولو، بهش میگه زندگی بعضیوقتا همینه، تو دنبال تکشاخ میگردی ولی فقط یه بز نصیبت میشه!
و دقیقاهمینه...
یه وقتایی ما یه سری آدما رو فقط تو ذهنمون بزرگ میبینم! در صورتی که اون فقط یه تصویر ذهنی بوده
📚 @PDFsCom
و دقیقاهمینه...
یه وقتایی ما یه سری آدما رو فقط تو ذهنمون بزرگ میبینم! در صورتی که اون فقط یه تصویر ذهنی بوده
📚 @PDFsCom
👍138❤17👏9🙏3🤩2
حقیقت این است که زندگی طوری تنظیم شده است که هیچ چیز بی دلیل برایت اتفاق نمیافتد، بلکه همه چیز به دلیلی برایت رخ میدهد، برای بیداریات، برای رشدت، و برای جستجویت.
حتی اگر فراموش کنی و یا حتی آن را نبینی و یا گاهی ناامید شوی.
وقتی که هیچ مقصد تعیین شدهای وجود نداشته باشد، تو نمی توانی مقصد را گم کنی. پس حتی نمیتوانی مسیر را گم کنی و هیچ اتفاقی نمیتواند تو را از مسیر خارج کند.
مسیر تو همان چیزی است که اتفاق میافتد و آنچه که اتفاق میافتد مسیر توست. هیچ مسیر دیگری وجود ندارد.
در این مسیرِ غیر قابل شکست، همه چیز یک هدیه است و تو آن را زندگی مینامی. خنده، گریه، اندوه بزرگ، از دست دادنِ عظیم، درد، سردرگمی، آن زمانی که فکر میکنی از پسش برنمیآیی، حتی آن زمانی که قلبت میشکند.
زمانی که آن را فراموش میکنی یا نمیتوانی آن را ببینی و یا ایمانت را از دست می دهی.
اما حتی آن زمانی که ایمانت به زندگی را از دست میدهی نیز بخشی از زندگی است.
حتی آن صحنه ای که «چیزی اشتباه پیش میرود» هم به معنی اشتباه پیش رفتن نیست و تو همیشه دقیقا همان جایی قرار داری که باید باشی.
زندگی قابل اعتماد است حتی اگر «اعتماد»، میلیونها سال نوری از تو دورتر باشد.
و زندگی نمیتواند اشتباه پیش برود چرا که همه چیز، زندگی است و زندگی همه چیز است.
این را بفهم، با قلبت آن را درک کن و ببین که روشن ضمیری عمیقا ساده است. به سادگی نفس کشیدن.
و هستی، زیباتر از آن است که بتوانی تصور کنی.
#جف_فاستر
📚 @PDFsCom
حتی اگر فراموش کنی و یا حتی آن را نبینی و یا گاهی ناامید شوی.
وقتی که هیچ مقصد تعیین شدهای وجود نداشته باشد، تو نمی توانی مقصد را گم کنی. پس حتی نمیتوانی مسیر را گم کنی و هیچ اتفاقی نمیتواند تو را از مسیر خارج کند.
مسیر تو همان چیزی است که اتفاق میافتد و آنچه که اتفاق میافتد مسیر توست. هیچ مسیر دیگری وجود ندارد.
در این مسیرِ غیر قابل شکست، همه چیز یک هدیه است و تو آن را زندگی مینامی. خنده، گریه، اندوه بزرگ، از دست دادنِ عظیم، درد، سردرگمی، آن زمانی که فکر میکنی از پسش برنمیآیی، حتی آن زمانی که قلبت میشکند.
زمانی که آن را فراموش میکنی یا نمیتوانی آن را ببینی و یا ایمانت را از دست می دهی.
اما حتی آن زمانی که ایمانت به زندگی را از دست میدهی نیز بخشی از زندگی است.
حتی آن صحنه ای که «چیزی اشتباه پیش میرود» هم به معنی اشتباه پیش رفتن نیست و تو همیشه دقیقا همان جایی قرار داری که باید باشی.
زندگی قابل اعتماد است حتی اگر «اعتماد»، میلیونها سال نوری از تو دورتر باشد.
و زندگی نمیتواند اشتباه پیش برود چرا که همه چیز، زندگی است و زندگی همه چیز است.
این را بفهم، با قلبت آن را درک کن و ببین که روشن ضمیری عمیقا ساده است. به سادگی نفس کشیدن.
و هستی، زیباتر از آن است که بتوانی تصور کنی.
#جف_فاستر
📚 @PDFsCom
👍82❤26👏8👌8
فقر، همه جا سر میكشد ...
فقر، گرسنگی نیست ،عریانی هم نیست
فقر، چیزی را " نداشتن "است ولی آن چیز پول نیست. طلا و غذا نیست ....
فقر، همان گرد و خاكی است كه بر كتاب های فروش نرفته ی یك كتاب فروشی مینشیند ....
فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ....
فقر، كتیبهٔ سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر، پوست موزی است كه از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود ...
فقر، همه جا سر میكشد ...
فقر ،شب را بی غذا سر كردن نیست فقر ،روز را بی اندیشه سر كردن است
#دکترعلی_شریعتی
📚 @PDFsCom
فقر، گرسنگی نیست ،عریانی هم نیست
فقر، چیزی را " نداشتن "است ولی آن چیز پول نیست. طلا و غذا نیست ....
فقر، همان گرد و خاكی است كه بر كتاب های فروش نرفته ی یك كتاب فروشی مینشیند ....
فقر، تیغه های برنده ماشین بازیافت است كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ....
فقر، كتیبهٔ سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر، پوست موزی است كه از پنجره ی یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود ...
فقر، همه جا سر میكشد ...
فقر ،شب را بی غذا سر كردن نیست فقر ،روز را بی اندیشه سر كردن است
#دکترعلی_شریعتی
📚 @PDFsCom
👍162👏16👎11❤9🙏3👌1
📎 #_یک_تکه_کتاب
در جامعه ما، هیچ مسئلهای اساسیتر از گرفتاری اسفناک فرد در دنیای فراسازمان یافتهی امروز نیست. انسانِ نو بسیاری از آزادیهای خود ـ مثل آزادی سیاسی، آزادی مذهبی، آزادی اخلاقی و معنوی ـ را تسلیم نیروهای مقهورکنندهی جامعهی تودهگرا کرده است. "مقاومت در برابر تودهی سازمانیافته میتواند تنها تحتتأثیر شخصی قرار گیرد که در فردیتِ خود و در خودِ توده به یک اندازه سازمان یافته است"
📕 ضمیر پنهان
✍🏻 #کارل_گوستاو_یونگ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9739
📚 @PDFsCom
در جامعه ما، هیچ مسئلهای اساسیتر از گرفتاری اسفناک فرد در دنیای فراسازمان یافتهی امروز نیست. انسانِ نو بسیاری از آزادیهای خود ـ مثل آزادی سیاسی، آزادی مذهبی، آزادی اخلاقی و معنوی ـ را تسلیم نیروهای مقهورکنندهی جامعهی تودهگرا کرده است. "مقاومت در برابر تودهی سازمانیافته میتواند تنها تحتتأثیر شخصی قرار گیرد که در فردیتِ خود و در خودِ توده به یک اندازه سازمان یافته است"
📕 ضمیر پنهان
✍🏻 #کارل_گوستاو_یونگ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9739
📚 @PDFsCom
👍64👎1
در نامه ای به فرزند آینده ام
خواهم نوشت
در طول زندگی ات
اگر لااقل ده کتاب که بر خلاف عقیده ی توست نخواندی،
هرگز بر درستی عقایدِ خودت پافشاری نکن...
📚 @PDFsCom
خواهم نوشت
در طول زندگی ات
اگر لااقل ده کتاب که بر خلاف عقیده ی توست نخواندی،
هرگز بر درستی عقایدِ خودت پافشاری نکن...
📚 @PDFsCom
👏194👍51🤩1
اونی که میره پارتی و مهمونی، خراب نیست.
اونی که فیلم و کتاب معرفی میکنه، صرفاً اهل شوآف نیست.
اونی که نمیره دانشگاه، احمق نیست.
اونی که با دوست پسرش زندگی میکنه، بیخونواده نیست.
اون دختری که پشنهاد دوستی داده، هرزه نیست.
اونی که مهاجرت میکنه، وطن فروش نیست.
اتفاقاً اونی که حق انتخاب داشته و انتخاب کرده که کی و چی باشه خیلی بهتره از توییه که توی چارچوب بودی و حق انتخاب هیچی رو نداشتی و نشستی رو بقیه برچسب میزنی :)
📚 @PDFsCom
اونی که فیلم و کتاب معرفی میکنه، صرفاً اهل شوآف نیست.
اونی که نمیره دانشگاه، احمق نیست.
اونی که با دوست پسرش زندگی میکنه، بیخونواده نیست.
اون دختری که پشنهاد دوستی داده، هرزه نیست.
اونی که مهاجرت میکنه، وطن فروش نیست.
اتفاقاً اونی که حق انتخاب داشته و انتخاب کرده که کی و چی باشه خیلی بهتره از توییه که توی چارچوب بودی و حق انتخاب هیچی رو نداشتی و نشستی رو بقیه برچسب میزنی :)
📚 @PDFsCom
👍536👎45❤17🤩9🕊8👏4
خیلی قدیمترها، سر کسی را که میبریدند، روی گردن روغن داغ میریختند. اینگونه جلوی خونریزی گرفته میشد، خون در داخل بدن گردش داشت و قلب میتوانست خون را پمپاژ کند. شخص بی سر همینطوری میچرخید دور خودش، میچرخید و میرقصید! اسمش را گذاشته بودند رقص بسمل!
برای رقص بسمل سر لازم نبود! حال و روز این روزهایمان را که میبینم، به این فکر میکنم که انگار از بدو تولد، بجای ناف سرمان را بریدهاند! فقط دور خودمان میچرخیم، دور خودمان میگردیم، زندگی کردن ما کمتر از رقص بسمل ندارد، خوش به حال آنها، دیگر سرشان گیج نمیرفت...
✍🏻 چهل سالگی، ناهید طباطبایی
📚 @PDFsCom
برای رقص بسمل سر لازم نبود! حال و روز این روزهایمان را که میبینم، به این فکر میکنم که انگار از بدو تولد، بجای ناف سرمان را بریدهاند! فقط دور خودمان میچرخیم، دور خودمان میگردیم، زندگی کردن ما کمتر از رقص بسمل ندارد، خوش به حال آنها، دیگر سرشان گیج نمیرفت...
✍🏻 چهل سالگی، ناهید طباطبایی
📚 @PDFsCom
👍154👎13❤11👏6😢2
شاگرد: خیلی خب، اما وقتی به من گفتی "برو شراب بخر" گمان کردم میخواهی درستی اعتقادم را امتحان کنی. از کجا می دانستم امتحانم همین است؟ فکر کردم ایمانم را امتحان میکنی.
شمس تبریزی: آزمودن صحت ایمان دیگران وظیفه ی ما انسانها نیست. بنده نمی تواند ایمان بنده ای دیگر را بسنجد. مگر نمیدانی؟!
📕 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
شمس تبریزی: آزمودن صحت ایمان دیگران وظیفه ی ما انسانها نیست. بنده نمی تواند ایمان بنده ای دیگر را بسنجد. مگر نمیدانی؟!
📕 ملت عشق
✍🏻 #الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
👍106❤13👏7
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود
چوپانی این گله به گرگان بسپردند
این شیوه و این قاعدهها رسم کجا بود؟
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هرچیز در این خانهی بیبرگ و نوا بود..
گفتند چنینیم و چنانیم، دریغا!
اینها همه لالایی خواباندن ما بود!
ایکاش در دیزی ما باز نمیماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود...
#ایرج_میرزا
📚 @PDFsCom
هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود
چوپانی این گله به گرگان بسپردند
این شیوه و این قاعدهها رسم کجا بود؟
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!
خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هرچیز در این خانهی بیبرگ و نوا بود..
گفتند چنینیم و چنانیم، دریغا!
اینها همه لالایی خواباندن ما بود!
ایکاش در دیزی ما باز نمیماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود...
#ایرج_میرزا
📚 @PDFsCom
👍172👏18❤11👎6👌5
پدرم به من نصیحتی کرد که هنوز در ذهنم میچرخد !
گفت : هر وقت میخواهی از کسی ایرادی بگیری یادت باشد همه مردم دنیا شانس و بختی را که تو داشتی نداشتند !
📕 گتسبی بزرگ
✍🏻 #اسکات_فیتز_جرالد
📚 @PDFsCom
گفت : هر وقت میخواهی از کسی ایرادی بگیری یادت باشد همه مردم دنیا شانس و بختی را که تو داشتی نداشتند !
📕 گتسبی بزرگ
✍🏻 #اسکات_فیتز_جرالد
📚 @PDFsCom
👍139👏16❤6👎2🙏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای آزادی...
برای سفره های خالی....
برای پدران بیکار....
برای مادران بیماااار....
برای صداهای خفه شده در گلو....
برای اعدامی های صبح اول طلوع....
برای کارون و زاینده رود....
برای دریاچه ی اروميه و شاهرود....
برای آزادی ....
برای روزهای غم آلود تکراری....
برای شب های بیداری....
برای خون های ریخته شده....
براي حق های خورده شده....
برای نخبه های از دست رفته...
برای نخبه های در بند کرده...
آزادی...
برای جوانان نا امید...
برای کشته شدگان مثل مهسا،نیکا و نوید...
براي هزاران درد وطن....
براي هزاران ظلم به زن...
برای سکوت های اجباری...
براي همایش های تکراری...
برای شرمندگی یک پدر...
برای تن فروشی یک مادر...
برای آزادی....
برای گریه و خون های کف خیابان....
برا تبدیل شدن جنگل ها به بیابان....
برای رهایی از درد چشمان خیس...
برای رهایی از چنگ ابلیس...
برای ارشاد های اجباری....
برای مرگ های انفرادی....
برای درد خوزستان....
برای خون بلوچستان...
برای زن زندگی آزادی...
برای مرد میهن آبادی...
برای آزاااااادی ؛(
📚 @PDFsCom
برای سفره های خالی....
برای پدران بیکار....
برای مادران بیماااار....
برای صداهای خفه شده در گلو....
برای اعدامی های صبح اول طلوع....
برای کارون و زاینده رود....
برای دریاچه ی اروميه و شاهرود....
برای آزادی ....
برای روزهای غم آلود تکراری....
برای شب های بیداری....
برای خون های ریخته شده....
براي حق های خورده شده....
برای نخبه های از دست رفته...
برای نخبه های در بند کرده...
آزادی...
برای جوانان نا امید...
برای کشته شدگان مثل مهسا،نیکا و نوید...
براي هزاران درد وطن....
براي هزاران ظلم به زن...
برای سکوت های اجباری...
براي همایش های تکراری...
برای شرمندگی یک پدر...
برای تن فروشی یک مادر...
برای آزادی....
برای گریه و خون های کف خیابان....
برا تبدیل شدن جنگل ها به بیابان....
برای رهایی از درد چشمان خیس...
برای رهایی از چنگ ابلیس...
برای ارشاد های اجباری....
برای مرگ های انفرادی....
برای درد خوزستان....
برای خون بلوچستان...
برای زن زندگی آزادی...
برای مرد میهن آبادی...
برای آزاااااادی ؛(
📚 @PDFsCom
👍347❤60🕊44👎27👏7👌6😢1
روزى زنبوری و ماری با هم بحث میکردند. مار ميگفت: آدمها از ترسِ ظاهر ترسناک من میمیرند، نه بخاطر نيشم! مار برای اثبات حرفش، به چوپانى که زير درختى خوابيده بود؛ نزديک شد و به زنبور گفت: من چوپان را نيش مىزنم اما تو بالاى سرش سر و صدا کن!
مار چوپان را نيش زد و زنبور بالای سرش پرواز کرد.چوپان گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکيدن جاى نيش و تخليه زهر کرد و خوب شد. مار و زنبور نقشه ديگه اى کشيدند: اين بار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد!
چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! از ضمادی استفاده نکرد و چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد!
این داستان زندگی ماست...
خيلى از مشكلات هم همينگونه هستند؛ و آدمها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود ميشوند. همه چیز بر میگردد به برداشت ما از زندگى. مواظب تلقین های زندگیمان باشیم...
📚 @PDFsCom
مار چوپان را نيش زد و زنبور بالای سرش پرواز کرد.چوپان گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکيدن جاى نيش و تخليه زهر کرد و خوب شد. مار و زنبور نقشه ديگه اى کشيدند: اين بار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد!
چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! از ضمادی استفاده نکرد و چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد!
این داستان زندگی ماست...
خيلى از مشكلات هم همينگونه هستند؛ و آدمها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود ميشوند. همه چیز بر میگردد به برداشت ما از زندگى. مواظب تلقین های زندگیمان باشیم...
📚 @PDFsCom
👍165👌11❤9👎3👏2