"از خاطرات مخوف ودردناک هیتلر"
یک روز صبح سرد در سرمای شدید مونیخ آلمان من کودکی 8 ساله بودم. لباس هایم هم آنقدر گرم نبود که بتوانم تحمل کنم. خانه مان هم که یک اتاق کوچک بود من و خواهر و برادر و مادرم زندگی میکردیم.
من برادر بزرگتر بودم. مادرم از سرطان سینه رنج میبرد. تا اینکه آنروز صبح نفس کشیدنش کم شد. اشک در چشمانش جمع شد. نمیدانست با ما چه کند. سه کودک زیر 9 سال که نه پدر دارند نه فامیل. مادرشان هم که اکنون رو به مرگ است. دم گوشم به من چیزی گفت، او گفت که تو باید از برادرو خواهرت مراقبت کنی.
من که هشت سال بیشتر نداشتم قطره اشکم ریخت روی صورت مادرم. سریع بلند شدم تا پزشکی بیاورم. نزدیک ترین درمانگاه به خانه من درمانگاهی بود که پزشکانش یهودی بودند. رفتم التماسشان کردم.
میخندیدند و میگفتند به پدرت بگو بیاید تا یک پزشک با خود ببرد. آنقدر التماس کردم آنقدر گریه کردم که تمام صورتم قرمز بود اما هیچکس دلش برای من نسوخت.
چند دارو که نمیدانستم چیست از آن جا دزدیدم و دویدم. آن هاهم دنبال من دویدند. وقتی رسیدم به خانه برادرم و خواهرم گریه میکردند. دستانم لرزید و برادر کوچکم گفت مادر نفس نمیکشد آدلف!
شل شدم، دارو ها افتاد آرام آرام به سمتش رفتم. وقتی صورت نازنینش را لمس کردم آنقدر سرد شده بود که دیگر کار از کار گذشته بود.
یهودیان وارد خانه شدند و مرا به زندان کودکان بردند. آنقدر مرا زدند که دیگر خون بالا میاوردم. وقتی بعد چند روز آزاد شدم دیدم خواهرو برادر کوچکم نزد همسایه ما هستند. همسایه مادرم را خاک کرده بود. دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نداشتم. کارم شب و روز درس خواندن و گدایی کردن بود، چه زمستان چه بهار چه ...
وقتی رهبر آلمان شدم اولین جایی را که با خاک یکسان کردم همان درمانگاه مونیخ بود. سنشان بالا رفته بود و مرا نمیشناختند. اما هم اکنون من رهبر کشور آلمان بودم. التماسم میکردند، دستور دادم زمین را بکنند و هر 6 نفر را درون چاله با دست و پای بسته بیاندازند و چاله را پر کنند. تمنا میکردند و میگفتند ما زن و بچه داریم. آنقدر بالای چاله پر شده ماندم تا درون خاک نفسشان بریده شود و این شد شروع کشتار 120میلیون یهودی و....
آدلف هیتلر
خاطرات کودکی نبرد من 1941
با کودکان به مهربانی رفتارکنیم، آنان ازما الگو میگیرند اگرالگوی خوبی باشیم، جهانی در آرامش خواهیم داشت.
📚 @PDFsCom
یک روز صبح سرد در سرمای شدید مونیخ آلمان من کودکی 8 ساله بودم. لباس هایم هم آنقدر گرم نبود که بتوانم تحمل کنم. خانه مان هم که یک اتاق کوچک بود من و خواهر و برادر و مادرم زندگی میکردیم.
من برادر بزرگتر بودم. مادرم از سرطان سینه رنج میبرد. تا اینکه آنروز صبح نفس کشیدنش کم شد. اشک در چشمانش جمع شد. نمیدانست با ما چه کند. سه کودک زیر 9 سال که نه پدر دارند نه فامیل. مادرشان هم که اکنون رو به مرگ است. دم گوشم به من چیزی گفت، او گفت که تو باید از برادرو خواهرت مراقبت کنی.
من که هشت سال بیشتر نداشتم قطره اشکم ریخت روی صورت مادرم. سریع بلند شدم تا پزشکی بیاورم. نزدیک ترین درمانگاه به خانه من درمانگاهی بود که پزشکانش یهودی بودند. رفتم التماسشان کردم.
میخندیدند و میگفتند به پدرت بگو بیاید تا یک پزشک با خود ببرد. آنقدر التماس کردم آنقدر گریه کردم که تمام صورتم قرمز بود اما هیچکس دلش برای من نسوخت.
چند دارو که نمیدانستم چیست از آن جا دزدیدم و دویدم. آن هاهم دنبال من دویدند. وقتی رسیدم به خانه برادرم و خواهرم گریه میکردند. دستانم لرزید و برادر کوچکم گفت مادر نفس نمیکشد آدلف!
شل شدم، دارو ها افتاد آرام آرام به سمتش رفتم. وقتی صورت نازنینش را لمس کردم آنقدر سرد شده بود که دیگر کار از کار گذشته بود.
یهودیان وارد خانه شدند و مرا به زندان کودکان بردند. آنقدر مرا زدند که دیگر خون بالا میاوردم. وقتی بعد چند روز آزاد شدم دیدم خواهرو برادر کوچکم نزد همسایه ما هستند. همسایه مادرم را خاک کرده بود. دیگر هیچ چیز برای از دست دادن نداشتم. کارم شب و روز درس خواندن و گدایی کردن بود، چه زمستان چه بهار چه ...
وقتی رهبر آلمان شدم اولین جایی را که با خاک یکسان کردم همان درمانگاه مونیخ بود. سنشان بالا رفته بود و مرا نمیشناختند. اما هم اکنون من رهبر کشور آلمان بودم. التماسم میکردند، دستور دادم زمین را بکنند و هر 6 نفر را درون چاله با دست و پای بسته بیاندازند و چاله را پر کنند. تمنا میکردند و میگفتند ما زن و بچه داریم. آنقدر بالای چاله پر شده ماندم تا درون خاک نفسشان بریده شود و این شد شروع کشتار 120میلیون یهودی و....
آدلف هیتلر
خاطرات کودکی نبرد من 1941
با کودکان به مهربانی رفتارکنیم، آنان ازما الگو میگیرند اگرالگوی خوبی باشیم، جهانی در آرامش خواهیم داشت.
📚 @PDFsCom
👍528❤38👌33🕊22👎17👏3🙏1
دلم میسوزد وقتی میبینم توی شهرداری حقوق آنهایی که جدول حل میکنند ،بیشتر از آنهایی است که جدول تمیز میکنند!
سقف خانه ی ما سوراخ است، ولی در عوض مناره های مسجدِ خالی سر به فلک کشیده است... همسایه مان هر ساله مکه میرود، میگوید خدا طلبیده ...
خدایا، خسته نمیشوی از قیافه تکراریَش؟
دوستانت چه قیافه های خاصی دارند...
ریش،تسبیح،سجاده، با اسمت چه احترامی دارند... اگر دوست بی ریش و تسبیح قبول میکنی، ما هم هستیم. اینجا میگویند برو دعایت را به فلانی بگو پیش خدا آبرو دارد، شاید دعایت پذیرفته شود. خدایا نگو که پارتی بازی به عرش هم رسیده ...
من به این جماعت دیوانه کـافر شده ام فقط تو را میشناسم و بس ...
#حسین_پناهی
📚 @PDFsCom
سقف خانه ی ما سوراخ است، ولی در عوض مناره های مسجدِ خالی سر به فلک کشیده است... همسایه مان هر ساله مکه میرود، میگوید خدا طلبیده ...
خدایا، خسته نمیشوی از قیافه تکراریَش؟
دوستانت چه قیافه های خاصی دارند...
ریش،تسبیح،سجاده، با اسمت چه احترامی دارند... اگر دوست بی ریش و تسبیح قبول میکنی، ما هم هستیم. اینجا میگویند برو دعایت را به فلانی بگو پیش خدا آبرو دارد، شاید دعایت پذیرفته شود. خدایا نگو که پارتی بازی به عرش هم رسیده ...
من به این جماعت دیوانه کـافر شده ام فقط تو را میشناسم و بس ...
#حسین_پناهی
📚 @PDFsCom
👍274❤43👌15👎8👏5🙏4
این دوتا کتاب رو هر زنی باید بخونه که البته هر دوتاش به نویسندگی مارگارت اتوود بوده،
۱. سرگذشت ندیمه
۲. وصیتها
یکی از نیازهای اساسی هر زنی آشنایی با ماهیت همچین کتابها و روایتهاییه که چشم مخاطبش رو به واقعیتهای آموزنده و عبرتآموز باز میکنه...
📚 @PDFsCom
۱. سرگذشت ندیمه
۲. وصیتها
یکی از نیازهای اساسی هر زنی آشنایی با ماهیت همچین کتابها و روایتهاییه که چشم مخاطبش رو به واقعیتهای آموزنده و عبرتآموز باز میکنه...
📚 @PDFsCom
❤126👍41👌9🙏2👎1
اگر علم اشتباه کند، اشتباهش را خواهد پذیرفت
اما مذهبیون شما را خواهند کشت
تا ثابت کنند هرگز اشتباه نمیکنند.
📚 @PDFsCom
اما مذهبیون شما را خواهند کشت
تا ثابت کنند هرگز اشتباه نمیکنند.
📚 @PDFsCom
👍368👏26🕊21❤16👎5👌1
یک استادی داشتم که خیلی کلمهدان بود. خوب با کلمات بازی میکرد گاهی هم با ترکیب چند کلمه یک کلمه جدید میساخت.
امروز دیدم جایی یک متنی نوشته و کلمهای استفاده کرده که من را به فکر فرو برد. نوشته بود بس است این «نامردمی»ها که میکنید!
نامردمی عجب واژهایست. انگار هم نامرد را میرساند هم خلاف خواست مردم بودن را. عجب شاهکاری خلق کردی استاد.
نامردمی، نامردمی، نامردمی...
#مجید_میرزایی
📚 @PDFsCom
امروز دیدم جایی یک متنی نوشته و کلمهای استفاده کرده که من را به فکر فرو برد. نوشته بود بس است این «نامردمی»ها که میکنید!
نامردمی عجب واژهایست. انگار هم نامرد را میرساند هم خلاف خواست مردم بودن را. عجب شاهکاری خلق کردی استاد.
نامردمی، نامردمی، نامردمی...
#مجید_میرزایی
📚 @PDFsCom
👍289👏22❤12👌9👎5
این بار که از این دریای خروشان به سلامت عبور کردیم، اینبار که رگبار پایان گرفت و هوا صاف شد، همهتان را با عشق بغل میکنم.
من یک دنیا شوق و لبخند برای روزهای خوبمان کنار گذاشتهام و بغلبغل مهربانی و دلخوشی و هزار هزار بهانهی روشن برای خوشبختی در پستوی ذهنم پنهان کردهام و زمانش که رسید، برای همهمان از رهایی و شادی و عشق خواهمگفت.
چقدر مثل خانواده شدهایم اینروزها...
از کنار هرکسی که در خیابان عبور میکنم، انگار سالهاست میشناسمش. انگار باتمام این چشمها و چهرههای مهربان قراری دارم، انگار چیزی ما را به هم پیوند داده، آنقدر محکم که جدا شدنی نیستیم و فراموش نمیکنیم هرگز، که چقدر به هم نیاز داریم و نیاز داریم که حال همهمان خوب شود. انگار همه در نهایت اندوهی مشترک غوطهوریم و داریم با تمام توان و با هم به سمت نور پیش میرویم و مراقبیم که تاریکی و اندوه و خشم، ما را نبلعد و کمک میکنیم به هم که قوی بمانیم و طاقت بیاوریم و در دل تندباد روزگار نشکنیم؛ به شوقِ بهار و به شوق روزهای روشن و خوبی که در انتظار ماست...
طاقت بیاوریم، برای تمام رنجی که تا امروز کشیدیم و تاریکی و خشمی که پشت سر گذاشتیم و دلخوشیهای سادهای که نداشتیم.
طاقت بیاوریم، به حرمت تمام تلاشهای بیش از توان و زخمهای رسیده به استخوان.
طاقت بیاوریم چون آگاه نیستیم به اینکه آخرین پلهی این سیاهچاله کجاست و کجای این قصه، به رهایی و نور میرسیم...
طاقت بیاوریم.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
من یک دنیا شوق و لبخند برای روزهای خوبمان کنار گذاشتهام و بغلبغل مهربانی و دلخوشی و هزار هزار بهانهی روشن برای خوشبختی در پستوی ذهنم پنهان کردهام و زمانش که رسید، برای همهمان از رهایی و شادی و عشق خواهمگفت.
چقدر مثل خانواده شدهایم اینروزها...
از کنار هرکسی که در خیابان عبور میکنم، انگار سالهاست میشناسمش. انگار باتمام این چشمها و چهرههای مهربان قراری دارم، انگار چیزی ما را به هم پیوند داده، آنقدر محکم که جدا شدنی نیستیم و فراموش نمیکنیم هرگز، که چقدر به هم نیاز داریم و نیاز داریم که حال همهمان خوب شود. انگار همه در نهایت اندوهی مشترک غوطهوریم و داریم با تمام توان و با هم به سمت نور پیش میرویم و مراقبیم که تاریکی و اندوه و خشم، ما را نبلعد و کمک میکنیم به هم که قوی بمانیم و طاقت بیاوریم و در دل تندباد روزگار نشکنیم؛ به شوقِ بهار و به شوق روزهای روشن و خوبی که در انتظار ماست...
طاقت بیاوریم، برای تمام رنجی که تا امروز کشیدیم و تاریکی و خشمی که پشت سر گذاشتیم و دلخوشیهای سادهای که نداشتیم.
طاقت بیاوریم، به حرمت تمام تلاشهای بیش از توان و زخمهای رسیده به استخوان.
طاقت بیاوریم چون آگاه نیستیم به اینکه آخرین پلهی این سیاهچاله کجاست و کجای این قصه، به رهایی و نور میرسیم...
طاقت بیاوریم.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
🕊137👍54❤32🙏5👌3👎2🤩2👏1
شلیک به حقیقت
هنگامی که مدام به شما دروغ میگویند، نتیجه این نیست که شما این دروغها را باور میکنید؛ بلکه این است که دیگر هیچکس به هیچچیز باور ندارد.
مردمی که دیگر نتوانند چیزی را باور کنند، نمیتوانند نظری هم داشته باشند. اين مردم نه تنها از توانایی اقدام به کاری محرومند، بلکه از توانایی اندیشیدن و داوری کردن محروم میشوند
و با چنین مردمی، شما هرکاری بخواهید میتوانید بکنید.
✍🏻 #هانا_آرنت
👤 فيلسوف معاصر آلمانی
📚 @PDFsCom
هنگامی که مدام به شما دروغ میگویند، نتیجه این نیست که شما این دروغها را باور میکنید؛ بلکه این است که دیگر هیچکس به هیچچیز باور ندارد.
مردمی که دیگر نتوانند چیزی را باور کنند، نمیتوانند نظری هم داشته باشند. اين مردم نه تنها از توانایی اقدام به کاری محرومند، بلکه از توانایی اندیشیدن و داوری کردن محروم میشوند
و با چنین مردمی، شما هرکاری بخواهید میتوانید بکنید.
✍🏻 #هانا_آرنت
👤 فيلسوف معاصر آلمانی
📚 @PDFsCom
👍170❤9🕊8👎6👏6👌2
ولی دقت کردین هر اتفاقی که واسه مملکت میوفته تهش برنده پولدارهان!
تحریم میشیم یک شبه قیمت همه چیز میره بالا ارزش دارایی اینام میره بالاتر
و فاصله شون با مردم عادی بیشتر...
واردات ممنوع میشه به نفع اینا میشه آزاد میشه به نفع اینا میشه، طرح ترافیک و طرح ممنوعیت خروج کرونا و...میذارن شهر و خیابان و... خلوت تر میشه به نفع اینا میشه...
مدارس و کنکور و دانشگاه و...هم که میدونید...
و کلی موارد دیگه
الانم که این مورد!
رسما در دوران پول پول میاره، پول داشته باش همه چیز داری، 99 درصد مشکلات با پول حل میشه 1 درصد دیگه هم با پول بیشتر، پول بده سر سیبیل شاه نقاره بزن،
زندگی میکنیم!
📚 @PDFsCom
تحریم میشیم یک شبه قیمت همه چیز میره بالا ارزش دارایی اینام میره بالاتر
و فاصله شون با مردم عادی بیشتر...
واردات ممنوع میشه به نفع اینا میشه آزاد میشه به نفع اینا میشه، طرح ترافیک و طرح ممنوعیت خروج کرونا و...میذارن شهر و خیابان و... خلوت تر میشه به نفع اینا میشه...
مدارس و کنکور و دانشگاه و...هم که میدونید...
و کلی موارد دیگه
الانم که این مورد!
رسما در دوران پول پول میاره، پول داشته باش همه چیز داری، 99 درصد مشکلات با پول حل میشه 1 درصد دیگه هم با پول بیشتر، پول بده سر سیبیل شاه نقاره بزن،
زندگی میکنیم!
📚 @PDFsCom
👍215👌9❤6👎5
میلیونها ایرانی کتاب خواندن را رها کردهاند!
فقط سرانۀ زمان مطالعه نیست که در سالهای اخیر بیش از یک ساعت کاهش پیدا کرده، بلکه بررسی میزان افرادی که در ایران به مطالعۀ کتابهای غیردرسی میپردازند نشان میدهد که حدود چهار درصد از آنها (حدود سه میلیون نفر) این کار را کنار گذاشتهاند.
+عوضش میلیون ها ایرانی دارن دنبال دانش بنیانی که خوب وصل میشه، میگردن:)
📚 @PDFsCom
فقط سرانۀ زمان مطالعه نیست که در سالهای اخیر بیش از یک ساعت کاهش پیدا کرده، بلکه بررسی میزان افرادی که در ایران به مطالعۀ کتابهای غیردرسی میپردازند نشان میدهد که حدود چهار درصد از آنها (حدود سه میلیون نفر) این کار را کنار گذاشتهاند.
+عوضش میلیون ها ایرانی دارن دنبال دانش بنیانی که خوب وصل میشه، میگردن:)
📚 @PDFsCom
👍138👎9🕊3👏2🙏2👌2❤1🤩1
یه دیالوگی داره سریال "After Life" که میگه:
روزی فرا میرسه که شما در حال خوردن آخرین وعده غذایتان هستید،
برای آخرین بار گُلهایتان رو بو میکشید، عزیزی را بغل خواهید کرد و خبر ندارید که آخرین بار هست.
به همین دلیل باید هرچیزی رو با ذوق و شوق انجام بدی.
قدرِ سالهای ماندهِ عُمرت را بدان
چون تکرار نمیشن...
📚 @PDFsCom
روزی فرا میرسه که شما در حال خوردن آخرین وعده غذایتان هستید،
برای آخرین بار گُلهایتان رو بو میکشید، عزیزی را بغل خواهید کرد و خبر ندارید که آخرین بار هست.
به همین دلیل باید هرچیزی رو با ذوق و شوق انجام بدی.
قدرِ سالهای ماندهِ عُمرت را بدان
چون تکرار نمیشن...
📚 @PDFsCom
👍236❤54👌19👏15🕊14👎4
امنیت فقط به این نیست که
دشمنی مرزهای ما رو تهدید نکنه
امنیت یعنی جان و مال و آبرو و انسانیتِ ما
هر لحظه در امان باشه
در امان از فقر، در امان از ترس،
در امان از غم و در امان از ناامیدی
📕 سرگذشت آب وآتش
✍🏻 #بهار_برادران
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3187
📚 @PDFsCom
دشمنی مرزهای ما رو تهدید نکنه
امنیت یعنی جان و مال و آبرو و انسانیتِ ما
هر لحظه در امان باشه
در امان از فقر، در امان از ترس،
در امان از غم و در امان از ناامیدی
📕 سرگذشت آب وآتش
✍🏻 #بهار_برادران
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3187
📚 @PDFsCom
👍162👏7❤6👎2🙏1🕊1
زالاتان ابراهیموویچ :
چند روز پیش داشتم کتابی میخوندم، یه پاراگرافش خیلی برام جذاب بود: « اعتماد به نفس جذابترین ویژگی یک فرد است. اما چطور یک نفر میتواند عظمت را در وجود شما ببیند اگر قبلا خودتان آن را ندیده باشید؟ »
📚 @PDFsCom
چند روز پیش داشتم کتابی میخوندم، یه پاراگرافش خیلی برام جذاب بود: « اعتماد به نفس جذابترین ویژگی یک فرد است. اما چطور یک نفر میتواند عظمت را در وجود شما ببیند اگر قبلا خودتان آن را ندیده باشید؟ »
📚 @PDFsCom
👍316❤35🕊16👎6👏6🙏4
نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود.
آن نقاشی بطور باورنکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت.
نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.
شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند.
میخواست فریاد بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود، مرد به سرعت قلمویی را برداشت و دوید روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.
نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.
اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم
اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای ما را خراب میکند.
گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم
اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
خدای مهربان ما همیشه بهترین را برایمان می خواهد. به زور و اصرار چیزی را از او نخواهیم...
📚 @PDFsCom
آن نقاشی بطور باورنکردنی زیبا بود و میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بود که ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت.
نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.
شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند.
میخواست فریاد بزند، اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود، مرد به سرعت قلمویی را برداشت و دوید روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.
نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.
اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم
اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای ما را خراب میکند.
گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم
اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
خدای مهربان ما همیشه بهترین را برایمان می خواهد. به زور و اصرار چیزی را از او نخواهیم...
📚 @PDFsCom
👍191❤36👎26👏4
ببین! من و تو نباید دیکتاتور باشیم، نباید آدمهایی که همراستای اهداف ما نیستند، یا سکوت میکنند را مؤاخذه کنیم. میتوانیم از زندگیمان کنارشان بگذاریم، میتوانیم بعد از این دوستشان نداشتهباشیم، روی حضور و حمایتشان حساب نکنیم و حمایتمان را از آنها دریغ کنیم، اما اینکه دنبالشان بدویم و در پیِ چراییِ سکوت یا انفعالشان باشیم، نه تنها چیزی را حل نمیکند و انرژی بیهودهای از ما میگیرد، که ما را شبیهتر میکند به دشمنانی که از آنان و رفتارهاشان بیزار بودیم، آنان که سالها ما را شبیه به خودشان میخواستند و بابت این نخواستن، با تحقیر و اجبار، بازخواستمان میکردند و هرچه رنج بردیم، از همین تحمیلها بردیم!
ما میدانیم درستتر چیست و برایش میجنگیم، اما به هر قیمتی، هر همراهی و حمایتی را نخواهیمپذیرفت. قطعا همیشه حقیقت، طرفداران شایستهتری دارد و هرکس به میزان فهم خودش میفهمد و به قدر توان خودش در میدان میایستد و به قدر معذوریتها یا محدودیتها یا ترسهای خودش کنار میکشد و ما از همه چیز آگاه نیستیم!
بگذار هرکس -اگر تعهدی برای دفاع از حقوق ما نداشته و بابت آن منفعتی دریافت نکرده- خودش انتخاب کند با ما باشد یا علیه ما. که ما میفهمیم و به خاطر میسپاریم تا بعد از این، عاقلانهتر دوست بداریم و آگاهانهتر انتخاب کنیم.
ما مردم چونان زنجیرهای اساطیری و محکم، باهم و کنار همیم و به امید حمایت و نگاه هیچکس نخواهیمماند و اصلا آنقدرها زمان نداریم که از آدمهایی که تا پیش از این روی آنان حساب میکردیم بپرسیم: فلانی! تو دیگر چرا؟
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
ما میدانیم درستتر چیست و برایش میجنگیم، اما به هر قیمتی، هر همراهی و حمایتی را نخواهیمپذیرفت. قطعا همیشه حقیقت، طرفداران شایستهتری دارد و هرکس به میزان فهم خودش میفهمد و به قدر توان خودش در میدان میایستد و به قدر معذوریتها یا محدودیتها یا ترسهای خودش کنار میکشد و ما از همه چیز آگاه نیستیم!
بگذار هرکس -اگر تعهدی برای دفاع از حقوق ما نداشته و بابت آن منفعتی دریافت نکرده- خودش انتخاب کند با ما باشد یا علیه ما. که ما میفهمیم و به خاطر میسپاریم تا بعد از این، عاقلانهتر دوست بداریم و آگاهانهتر انتخاب کنیم.
ما مردم چونان زنجیرهای اساطیری و محکم، باهم و کنار همیم و به امید حمایت و نگاه هیچکس نخواهیمماند و اصلا آنقدرها زمان نداریم که از آدمهایی که تا پیش از این روی آنان حساب میکردیم بپرسیم: فلانی! تو دیگر چرا؟
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
👍159👎17❤13👏8👌4
📚 سلیقه ثروتمندترین انسانهای جهان برای کتاب خوانی
▫️جف بزوس، بنیانگذار شرکت آمازون - رمان "بازمانده روز"
▪️بیل گیتس، بنیانگذار شرکت ماکروسافت_رمان "ناطور دشت"
▫️استیو جابز، بنیانگذار شرکت اپل-کتاب "معضلات یک مخترع"
▪️تیم کوک، مدیر اجرایی شرکت اپل _کتاب "رقابت با زمان"
▫️مارک زاکربرگ، بنیانگذار شبکه اجتماعی فیس بوک_کتاب "زندگینامه یک فقیر"
▪️ایلیان ماسک، بنیانگذار دو شرکت تسلا و سبیس اکس_کتاب "بنجامین فرانکلین: زندگی آمریکایی"
▫️اندرا نیوری، رئیس اجرایی شرکت پپسی_کتاب "راهی به سوی شخصیت"
▪️ریچارد برانسون، بنیانگذار شرکت ویرجین_رمان "میدانم چرا پرنده محبوس آواز میخواند".
#معرفی_کتاب
📚 @PDFsCom
▫️جف بزوس، بنیانگذار شرکت آمازون - رمان "بازمانده روز"
▪️بیل گیتس، بنیانگذار شرکت ماکروسافت_رمان "ناطور دشت"
▫️استیو جابز، بنیانگذار شرکت اپل-کتاب "معضلات یک مخترع"
▪️تیم کوک، مدیر اجرایی شرکت اپل _کتاب "رقابت با زمان"
▫️مارک زاکربرگ، بنیانگذار شبکه اجتماعی فیس بوک_کتاب "زندگینامه یک فقیر"
▪️ایلیان ماسک، بنیانگذار دو شرکت تسلا و سبیس اکس_کتاب "بنجامین فرانکلین: زندگی آمریکایی"
▫️اندرا نیوری، رئیس اجرایی شرکت پپسی_کتاب "راهی به سوی شخصیت"
▪️ریچارد برانسون، بنیانگذار شرکت ویرجین_رمان "میدانم چرا پرنده محبوس آواز میخواند".
#معرفی_کتاب
📚 @PDFsCom
👍38👌28❤9🙏3👎1
دستانم را میتوانی ببندی ،
پاهایم را ...
دهانم را میتوانی ببندی
اما ذهنم را ،
هرگز ...!!!
یک روز
از ذهنِ من ،
از ذهنِ تو ،
از ذهنِ ما ،
هزاران پرستوی وحشی به آسمان خواهد پرید ...
📚 @PDFsCom
پاهایم را ...
دهانم را میتوانی ببندی
اما ذهنم را ،
هرگز ...!!!
یک روز
از ذهنِ من ،
از ذهنِ تو ،
از ذهنِ ما ،
هزاران پرستوی وحشی به آسمان خواهد پرید ...
📚 @PDFsCom
👍218🕊114❤13👏9👌6🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"این ویدیو سیاسی نیست!"
اما آیا واقعا ما بچه هامونو میفرستیم مدرسه که مدیر و معلم مدرسه به خودشون اجازه بدن با بچهای ما اینجوری حرف بزنن؟!
📚 @PDFsCom
اما آیا واقعا ما بچه هامونو میفرستیم مدرسه که مدیر و معلم مدرسه به خودشون اجازه بدن با بچهای ما اینجوری حرف بزنن؟!
📚 @PDFsCom
👎165🕊36👍21❤3👏2🤩1🙏1
دنیا پر است از دکترهای بیسواد
از دانشگاه رفتههای بیسواد
سیاسیون بیسواد
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد، بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد.
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور
نژادپرستی، حسادت و زبالههای دیگر است
بدان که هیچگاه چیزی را نیاموختهای
بدان که هنوز رشد نکردهای.
انسان در مورد چیزهای زیبا حرف می زند
اما زشت زندگی می کند.
این همان چیزی است که تاکنون بشریت بر خود روا داشته
است.
صداقت یعنی
دو جور زندگی نداشتن .
یعنی همان جوری زندگی کنیم که می گوییم.
📕 کودک نوین
✍🏻 #اشو
📚 @PDFsCom
از دانشگاه رفتههای بیسواد
سیاسیون بیسواد
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد، بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد.
اگر درونت پر از خشم، نفرت، خودخواهی و غرور
نژادپرستی، حسادت و زبالههای دیگر است
بدان که هیچگاه چیزی را نیاموختهای
بدان که هنوز رشد نکردهای.
انسان در مورد چیزهای زیبا حرف می زند
اما زشت زندگی می کند.
این همان چیزی است که تاکنون بشریت بر خود روا داشته
است.
صداقت یعنی
دو جور زندگی نداشتن .
یعنی همان جوری زندگی کنیم که می گوییم.
📕 کودک نوین
✍🏻 #اشو
📚 @PDFsCom
👍201👏16❤11👌11👎2🙏1