تاریخ را که بخوانی، فاجعه بعد از فاجعه میبینی، چیزهای وحشتناک، همهی لحظههایی که همه ممکن بود فکر کنن دنیا داره تموم میشه، همهی اون لحظهها موقت بودن. برای همیشه تموم شدن.
📕 ایستگاه یازده
✍🏻 #امیلی_سنت_جان_مندل
📚 @PDFsCom
📕 ایستگاه یازده
✍🏻 #امیلی_سنت_جان_مندل
📚 @PDFsCom
حالم را خوب میکنند کارمندانی که حوصله دارند و لیست مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت سر هم بلغور نمیکنند، صاف و پوست کنده حالیت میکنند باید چکار کنی...
خوشم می آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مریض زیرچشمی به او نگاه نمی اندازند. خوش و بش میکنند و صمیمانه از دردش میپرسند...
خوش خلقم میکنند راننده هایی که می ایستند و دست تکان میدهند تا تو از خیابان رد شوی...
با نشاطم میکنند آدم هایی که از شغل شان راضی اند و کارشان را مزخرف ترین شغل هستی نمی دانند...
هیجان زده ام می کنند آدم هایی که برایت کاری می کنند، بی آنکه از آنها خواسته باشی...
حس خوبی دارم وقتی رفیقی که کمتر همدیگر را می بینیم، راهش را دور می کند تا بیشتر با هم باشیم...
جانم در می رود برای مادری که وقتی می رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می خواهد، کتلت های سرخ شده را توی سس گوجه فرنگی غلت میدهد...
خوشم می آید از رفیق شفیقی که زنگ میزند و می گوید "برنامه محبوبت شروع شده" و سریع قطع میکند...
خوشم می آید از مسافرانی که در صندلی عقب تاکسی یه وری لم نمیدهند...
هنوز هیجان زده ام می کنند رفقایی که اول صبح اس ام اس میزنند "سلام خوبی؟"
خوشم می آید از آدم های خوش ذوقی که وقتی یک لباس نو می خرند، فردا صبح تن شان میکنند...
احترام میگذارم به غریبه هایی که در آسانسور را باز نگه می دارند تا تو برسی...
خوشم می آید از آدم هایی که برای زندگی، خوب هنرمندند...
وقتی حالت خوب باشه می تونی آدم بهتری بشی ...
📚 @PDFsCom
خوشم می آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مریض زیرچشمی به او نگاه نمی اندازند. خوش و بش میکنند و صمیمانه از دردش میپرسند...
خوش خلقم میکنند راننده هایی که می ایستند و دست تکان میدهند تا تو از خیابان رد شوی...
با نشاطم میکنند آدم هایی که از شغل شان راضی اند و کارشان را مزخرف ترین شغل هستی نمی دانند...
هیجان زده ام می کنند آدم هایی که برایت کاری می کنند، بی آنکه از آنها خواسته باشی...
حس خوبی دارم وقتی رفیقی که کمتر همدیگر را می بینیم، راهش را دور می کند تا بیشتر با هم باشیم...
جانم در می رود برای مادری که وقتی می رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می خواهد، کتلت های سرخ شده را توی سس گوجه فرنگی غلت میدهد...
خوشم می آید از رفیق شفیقی که زنگ میزند و می گوید "برنامه محبوبت شروع شده" و سریع قطع میکند...
خوشم می آید از مسافرانی که در صندلی عقب تاکسی یه وری لم نمیدهند...
هنوز هیجان زده ام می کنند رفقایی که اول صبح اس ام اس میزنند "سلام خوبی؟"
خوشم می آید از آدم های خوش ذوقی که وقتی یک لباس نو می خرند، فردا صبح تن شان میکنند...
احترام میگذارم به غریبه هایی که در آسانسور را باز نگه می دارند تا تو برسی...
خوشم می آید از آدم هایی که برای زندگی، خوب هنرمندند...
وقتی حالت خوب باشه می تونی آدم بهتری بشی ...
📚 @PDFsCom
👍9❤6
سالها قبل در سرزمینی دور، در نیمه شبی خلوت و در خانواده ای ثروتمند نوزادی به دنیا آمد. این کودک در همان گریه اول خود با ترسی عجیب چشم به جهان گشود که هیچکس غیر از مادرش این موضوع را نفهمید. اما بعدها مشخص شد که کودک کور به دنیا آمده است.
📕 نوازنده نابینا
✍🏻 #ولادیمیر_کارالنگو
📚 @PDFsCom
📕 نوازنده نابینا
✍🏻 #ولادیمیر_کارالنگو
📚 @PDFsCom
حسادت احساس وحشتناکی است.
به هیچ یک از رنج ها شبیه نیست
زیرا در آن هیچ گونه شادی
یا حتی غم واقعی وجود ندارد
فقط رنج می دهد و بس
نفرت انگیز است!
#جرج_اورول
📚 @PDFsCom
به هیچ یک از رنج ها شبیه نیست
زیرا در آن هیچ گونه شادی
یا حتی غم واقعی وجود ندارد
فقط رنج می دهد و بس
نفرت انگیز است!
#جرج_اورول
📚 @PDFsCom
👍5❤1
📎 #_یک_تکه_کتاب
یک هفته گذشت و من لباس خانه را که شبیه لباس مکانیک ها بود روز و شب در نیاوردم.
حمام نمیگرفتم ، ریش هایم را نمیتراشیدم
و دندان هایم را مسواک نمیزدم،
چون عشق خیلی دیر به من آموخت که
آدم خودش را برای کسی مرتب میکند،
برای کسی لباس میپوشد و برای کسی عطر میزند
و من هیچوقت کسی را نداشتم
📕 خاطرات روسپیان سودازده من
✍️🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/304
📚 @PDFsCom
یک هفته گذشت و من لباس خانه را که شبیه لباس مکانیک ها بود روز و شب در نیاوردم.
حمام نمیگرفتم ، ریش هایم را نمیتراشیدم
و دندان هایم را مسواک نمیزدم،
چون عشق خیلی دیر به من آموخت که
آدم خودش را برای کسی مرتب میکند،
برای کسی لباس میپوشد و برای کسی عطر میزند
و من هیچوقت کسی را نداشتم
📕 خاطرات روسپیان سودازده من
✍️🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/304
📚 @PDFsCom
در همان روز، در دومین نوبت نظافت و جاروکشی، یک کاغذ دریافت کرده ام. متاسفانه نمی توانم آن را بخوانم. چون با جوهر شب نما نوشته نشده است. شب زیر تنها سیگاری را که از دیروز برایم مانده و به هنگام بازرسی چون جای مطمئنی زیر تختخواب مخفی کرده بودم پیدایش نکردند، روشن می کنم و در حالیکه آتش آن را روی کاغذ می گیرم، در روشنایی آن نامه را می خوانم …
📕 پاپیون
✍🏻 #هتری_شاریر
📚 @PDFsCom
📕 پاپیون
✍🏻 #هتری_شاریر
📚 @PDFsCom
👍2
شازده کوچولو گفت:
اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست...
این که بتونی درباره خودت
قضاوت درستی داشته باشی و
عادلانه خودت رو محاکمه کنی...
📕 شازده کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست...
این که بتونی درباره خودت
قضاوت درستی داشته باشی و
عادلانه خودت رو محاکمه کنی...
📕 شازده کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
👍8❤2
در زمان یکی از شاهان، شایعه شد که شاه مرده.
شاه به عواملش دستور پیگیری داد که کسی که شایعه را درست کرده پیدا کنند.
پس از جستجو، به عامل شایعه پراکنی که یک پیرزن بود رسیدند.، و نزد پادشاه بردند.
پادشاه به پیرزن گفت، چرا شایعه مرگ من را درست کردی، در حالی که من زنده ام.
پیرزن گفت من از اوضاع مملکت به این نتیجه رسیدم که شما دارفانی را وداع گفته اید.
چون هرکسی هرکاری که بخواهد انجام میدهد، قاضی رشوه میگیرد و داروغه از همه باج خواهی میکند و به همه زور میگوید، کاسبها هم کم فروشی و گران فروشی میکنند،
هیچ دادخواهی هم پیدا نميشود،
هیچکس بفکر مردم نیست و مردم به حال خود رها شده اند، لاجرم فکر کردم شما در قید حیات نیستی!
📚 @PDFsCom
شاه به عواملش دستور پیگیری داد که کسی که شایعه را درست کرده پیدا کنند.
پس از جستجو، به عامل شایعه پراکنی که یک پیرزن بود رسیدند.، و نزد پادشاه بردند.
پادشاه به پیرزن گفت، چرا شایعه مرگ من را درست کردی، در حالی که من زنده ام.
پیرزن گفت من از اوضاع مملکت به این نتیجه رسیدم که شما دارفانی را وداع گفته اید.
چون هرکسی هرکاری که بخواهد انجام میدهد، قاضی رشوه میگیرد و داروغه از همه باج خواهی میکند و به همه زور میگوید، کاسبها هم کم فروشی و گران فروشی میکنند،
هیچ دادخواهی هم پیدا نميشود،
هیچکس بفکر مردم نیست و مردم به حال خود رها شده اند، لاجرم فکر کردم شما در قید حیات نیستی!
📚 @PDFsCom
👍9❤2
ما در هر روز با اتفاقات وحشتناکی روبرو و مطالعه میکنیم که داخل دنیا رخ داده است. مسائلی که ناشی از خشم و عصبانیت موجود در انسانها است. ممکن است شما گفته باشید که من قادر نمیباشم در این مورد کاری بکنم یا احتمالا بگویید که من چطور دنیا را تحت نفوذ خود در بیاورم.
📕 رهایی از دلبستگی
✍🏻 #کریشنا_مورتی
📚 @PDFsCom
📕 رهایی از دلبستگی
✍🏻 #کریشنا_مورتی
📚 @PDFsCom
👍1
زندگی هیچ چیز بزرگی ندارد؛
زندگی پر است از چیزهای کوچک
اما اگر تو بدانی که چطور
با این چیزهای کوچک خوش باشی،
آنها را به چیزهای بزرگ دگرگون خواهی کرد...
📚 @PDFsCom
زندگی پر است از چیزهای کوچک
اما اگر تو بدانی که چطور
با این چیزهای کوچک خوش باشی،
آنها را به چیزهای بزرگ دگرگون خواهی کرد...
📚 @PDFsCom
❤2
📎 #_یک_تکه_کتاب
از دلِ دریاییِ او، پرندگانِ آوازخوانِ بیشماری پَر میکشیدند و به جانبِ شمال و جنوب پرواز میکردند. او به سوی آسمان گام برمیداشت و در مسیرِ گامهایش گُلهای وحشی بر دامنهها میروییدند. اغلب میدیدمش که خم شده است، و ساقهی شکستهی علفی را نوازش میکند. در دلم صدایش را شنیدهام که میگوید: “ای ساقهی کوچکِ سبز! تو، با من و سپیدارهای لبنان، در ملکوتِ آسمانها خواهی بود.”
📕 مسیحا
✍️🏻 #جبران_خلیل_جبران
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/286
📚 @PDFsCom
از دلِ دریاییِ او، پرندگانِ آوازخوانِ بیشماری پَر میکشیدند و به جانبِ شمال و جنوب پرواز میکردند. او به سوی آسمان گام برمیداشت و در مسیرِ گامهایش گُلهای وحشی بر دامنهها میروییدند. اغلب میدیدمش که خم شده است، و ساقهی شکستهی علفی را نوازش میکند. در دلم صدایش را شنیدهام که میگوید: “ای ساقهی کوچکِ سبز! تو، با من و سپیدارهای لبنان، در ملکوتِ آسمانها خواهی بود.”
📕 مسیحا
✍️🏻 #جبران_خلیل_جبران
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/286
📚 @PDFsCom
دوست داشتن یعنی اولویت دادن یک نفر، ترجیح دادن. درست برعکس علم و آگاهیه، آدم کور می شه
📕 عشق لرزه
✍🏻 #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @PDFsCom
📕 عشق لرزه
✍🏻 #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @PDFsCom
👍1
عزیز من!
"زندگی بدون روزهای بد نمیشود"
بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم
اما روزهای بد، همچون برگ های پاییزی، باور کن که شتابان فرو میریزند
و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان میشکنند!
و درخت استوار و مقاوم برجای میماند.
عزیز من!
برگهای پاییزی بی شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند...
📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
"زندگی بدون روزهای بد نمیشود"
بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم
اما روزهای بد، همچون برگ های پاییزی، باور کن که شتابان فرو میریزند
و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان میشکنند!
و درخت استوار و مقاوم برجای میماند.
عزیز من!
برگهای پاییزی بی شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند...
📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
👍5
روزی ناصرالدین قاجار و همراهانش به باغ دوشان تپه رفتند، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت، نظر شاه را جلب کرد فوری کاغذ و قلم برداشت و شروع به نقاشی آن گل نمود.
تمام که شد،
آن را به درباریان نشان داد و پرسید چطور است؟
مستوفی الممالک پاسخ داد "قربان خیلی خوب است"
اقبال الدوله گفت "قربان حقیقتا عالی است"
و اعتمادالسلطنه نیز عرض کرد "قربان نظیر ندارد"
و بعد یکی دیگر گفت "این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است"
نوبت به ضیاالدوله که رسید گفت "حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل، بیشتر و فرحناکتر است”، همه حضار خندیدند!
بعد از آنکه خلوت شد،
شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت: وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموسها مملکت را اداره کنم!
📚 @PDFsCom
تمام که شد،
آن را به درباریان نشان داد و پرسید چطور است؟
مستوفی الممالک پاسخ داد "قربان خیلی خوب است"
اقبال الدوله گفت "قربان حقیقتا عالی است"
و اعتمادالسلطنه نیز عرض کرد "قربان نظیر ندارد"
و بعد یکی دیگر گفت "این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است"
نوبت به ضیاالدوله که رسید گفت "حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل، بیشتر و فرحناکتر است”، همه حضار خندیدند!
بعد از آنکه خلوت شد،
شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت: وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموسها مملکت را اداره کنم!
📚 @PDFsCom
👍5
در جزیرهای دورافتاده؛ ده غریبه که هیچ یک با دیگری آشنائی ندارد به دعوت میزبانی غایب در خانهای مجلل گرد میآیند. به زودی مهمانان با جسد میزبان "فیتس جرالد" روبهرو میشوند و آرام آرام در مییابند که هر یک در گذشته مرتکب گناهی شده است. حالا، با به قتل رسیدن تکتک مهمانان، مشخص میشود که آنان به جزیره آورده شدهاند تا مکافات جنایتهای خود را ببینند...
📕 و سپس هیچکس نبود
✍🏻 #آگاتا_کریستی
📚 @PDFsCom
📕 و سپس هیچکس نبود
✍🏻 #آگاتا_کریستی
📚 @PDFsCom