مردی وارد خانه شد و دید همسرش گریه می کند. از او علت را جویا شد، همسرش گفت گنجشکهایی که بالای درخت هستند وقتی بیحجابم به من نگاه می کنند و شاید این امر معصیت باشد.
مرد بخاطر عفت و خداترسی همسرش پیشانیش را بوسید و تبری آورد و درخت را قطع کرد.
پس از یک هفته روزی زود از کارش برگشت و همسرش را در آغوش فاسقش آرمیده یافت!
شوهر زن فقط وسایل مورد نیازش را برداشت و از آن شهر گریخت...
به شهر دوری رسید که مردم آن شهر در جلوی کاخ پادشاه جمع شده بودند. وقتی از آنها علت را جویا شد، گفتند؛
از گنجینه پادشاه دزدی شده.
در این میان مردی که بر پنجه ی پا راه میرفت از آنجا عبور کرد. مرد پرسید او کیست؟
گفتند: این شیخ شهر است و برای اینکه خدای نکرده مورچهای را زیر پا له نکند، روی پنجه ی پا راه می رود.
آن مرد گفت بخدا دزد را پیدا کردم مرا پیش پادشاه ببرید.
او به پادشاه گفت؛
شیخ همان کسی است که گنجینه تورا دزدیده است.
شیخ پس از بازجویی به دزدی اعتراف کرد
پادشاه از مرد پرسید:
چطور فهمیدی که او دزد است؟
مرد گفت: "تجربه به من آموخت وقتی در احتیاط افراط شود و در بیان فضیلت زیاده روی شود بدان که این سرپوشی است برای یک جرم".
📚 @PDFsCom
مرد بخاطر عفت و خداترسی همسرش پیشانیش را بوسید و تبری آورد و درخت را قطع کرد.
پس از یک هفته روزی زود از کارش برگشت و همسرش را در آغوش فاسقش آرمیده یافت!
شوهر زن فقط وسایل مورد نیازش را برداشت و از آن شهر گریخت...
به شهر دوری رسید که مردم آن شهر در جلوی کاخ پادشاه جمع شده بودند. وقتی از آنها علت را جویا شد، گفتند؛
از گنجینه پادشاه دزدی شده.
در این میان مردی که بر پنجه ی پا راه میرفت از آنجا عبور کرد. مرد پرسید او کیست؟
گفتند: این شیخ شهر است و برای اینکه خدای نکرده مورچهای را زیر پا له نکند، روی پنجه ی پا راه می رود.
آن مرد گفت بخدا دزد را پیدا کردم مرا پیش پادشاه ببرید.
او به پادشاه گفت؛
شیخ همان کسی است که گنجینه تورا دزدیده است.
شیخ پس از بازجویی به دزدی اعتراف کرد
پادشاه از مرد پرسید:
چطور فهمیدی که او دزد است؟
مرد گفت: "تجربه به من آموخت وقتی در احتیاط افراط شود و در بیان فضیلت زیاده روی شود بدان که این سرپوشی است برای یک جرم".
📚 @PDFsCom
👍11
بعضی از صبح ها جوری از خواب بیدار می شیم که دقیقا یه حسی بهمون می گه امروز قراره یکی از اون روزهای سخت و تکراری باشه.یکی از اون روزهایی که از قبل می دونیم قراره به سختی تحملش کنیم ولی براساس یه قانون ننوشته از تخت بیرون می آییم و همون کارهایی رو میکنیم که ازمون انتظار میرود.
📕 به من بگو لیلی
✍🏻 #مهسا_زهیری
📚 @PDFsCom
📕 به من بگو لیلی
✍🏻 #مهسا_زهیری
📚 @PDFsCom
👍2
جهان را باید مثل کتابی ببینی،
مثل کتابی که در انتظار خوانندهاش است
هر روزش را باید جداگانه خواند
نه روی گذشته باید تمرکز کنی،
نه روی آینده
اصل این لحظه است
باید صفحه به صفحه پیش بروی...
#الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
مثل کتابی که در انتظار خوانندهاش است
هر روزش را باید جداگانه خواند
نه روی گذشته باید تمرکز کنی،
نه روی آینده
اصل این لحظه است
باید صفحه به صفحه پیش بروی...
#الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
❤1
📎 #_یک_تکه_کتاب
تلخ است، امّا شک ندارم بسیاری از زنان اهل هنر و ادب وطنم، در زندگی مشترک شان به جایی رسیده اند که مثل فروغ عزیزمان بنویسند :« پرویز من کجا و هنر کجا. من کی هنرمند بوده و ادّعای هنرمندی کرده ام. من کی از هنر خود حرف زدم. هنر من فقط فحش دادن است. مرده شور آن هنر را ببرند که بخواهد مرا از تو جدا کند . من هنر را بی وجود تو نمی خواهم. اصلا من که هنرمند نیستم. مگر هر کسی توانست یک قلم دست بگیرد و دو سه جمله ی فارسی بنویسد، هنرمند است. اگر من زن هنرمندی بودم بیش از همه چیز کاری می کردم که تو هیچ وقت از من نرنجی، هیچ وقت از دست من عصبانی نشوی ؛ من با هنر فرسنگ ها فاصله دارم. من غلط میکنم سر تو منت بگذارم و هنری را که ندارم به رخ تو بکشم. اگر من هنرمند باشم، بسی تو از من هنرمندتری .... »
📕 اولین تپش های عاشقانه قلبم
✍️🏻 #فروغ_فرخزاد
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/1349
📚 @PDFsCom
تلخ است، امّا شک ندارم بسیاری از زنان اهل هنر و ادب وطنم، در زندگی مشترک شان به جایی رسیده اند که مثل فروغ عزیزمان بنویسند :« پرویز من کجا و هنر کجا. من کی هنرمند بوده و ادّعای هنرمندی کرده ام. من کی از هنر خود حرف زدم. هنر من فقط فحش دادن است. مرده شور آن هنر را ببرند که بخواهد مرا از تو جدا کند . من هنر را بی وجود تو نمی خواهم. اصلا من که هنرمند نیستم. مگر هر کسی توانست یک قلم دست بگیرد و دو سه جمله ی فارسی بنویسد، هنرمند است. اگر من زن هنرمندی بودم بیش از همه چیز کاری می کردم که تو هیچ وقت از من نرنجی، هیچ وقت از دست من عصبانی نشوی ؛ من با هنر فرسنگ ها فاصله دارم. من غلط میکنم سر تو منت بگذارم و هنری را که ندارم به رخ تو بکشم. اگر من هنرمند باشم، بسی تو از من هنرمندتری .... »
📕 اولین تپش های عاشقانه قلبم
✍️🏻 #فروغ_فرخزاد
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/1349
📚 @PDFsCom
❤3👍2😢1🙏1
انسان در مقابل این همه تغییرات، دارای ظرفیت جسمی-روانی مشخص است. و زمانی که روند این تغییرات از این ظرفیت بالاتر برود؛ بالاجبار این ظرفیت فرو می ریزد و شوک آینده انسان را فرا میگیرد. و به علت این شوک، انسان از واکنش مناسب در مقابل این همه تغییرات عاجز میماند و دچار بیماری تغییر میشود.
📕 شوک آینده
✍🏻 #الوین_تافلر
📚 @PDFsCom
📕 شوک آینده
✍🏻 #الوین_تافلر
📚 @PDFsCom
👍1🔥1
مقصر دانستن دیگران همیشه
خیلی آسان است!
میتوانی تمام عمرت را به مقصر
دانستن دنیا بگذرانی
اما بِدان مسئولیت تمام
موفقیتها
یا شکستهایت فقط با خودت است...!
#پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
خیلی آسان است!
میتوانی تمام عمرت را به مقصر
دانستن دنیا بگذرانی
اما بِدان مسئولیت تمام
موفقیتها
یا شکستهایت فقط با خودت است...!
#پائولو_کوئیلو
📚 @PDFsCom
👍1
فرهنگ یعنی ...
- فرهنگ یعنی: عذرخواهی نشانهی ضعف نیست.
- فرهنگ یعنی: کینهها وبال گردن خودمان هستند.
- فرهنگ یعنی: لباس گرانقیمت نشانهی برتر بودن نیست.
- فرهنگ یعنی: به جای قدرت صدا، قدرتِ کلاممان را بالاتر ببریم
- فرهنگ یعنی: القاب ناپسند گذاشتن برای دوست، نشان صمیمیت نیست
- فرهنگ یعنی: هر کتاب یک تجربه است، تجربههایمان را به اشتراک بگذاریم
- فرهنگ یعنی: وجدان کاری داشته باشیم.
- فرهنگ یعنی: چشم و همچشمی را کنار بگذاریم.
- فرهنگ یعنی: تفاوت نسلها را درک کنیم
- فرهنگ یعنی: آزادی ما نباید مانع آزادی دیگران شود.
- فرهنگ یعنی: به دیگران زُل نزنیم!
- فرهنگ یعنی: برای دیگران دعا کنیم
- فرهنگ یعنی: به اندازه از دیگران سوال بپرسیم تا دروغ نشنویم
- فرهنگ یعنی: در دورهمیها کسی را سوژهی غیبت کردنمان قرار ندهیم
- فرهنگ یعنی: در جمع از کسی سوال شخصی نپرسیم
- فرهنگ یعنی: کتاب بخوانیم...!
📚 @PDFsCom
- فرهنگ یعنی: عذرخواهی نشانهی ضعف نیست.
- فرهنگ یعنی: کینهها وبال گردن خودمان هستند.
- فرهنگ یعنی: لباس گرانقیمت نشانهی برتر بودن نیست.
- فرهنگ یعنی: به جای قدرت صدا، قدرتِ کلاممان را بالاتر ببریم
- فرهنگ یعنی: القاب ناپسند گذاشتن برای دوست، نشان صمیمیت نیست
- فرهنگ یعنی: هر کتاب یک تجربه است، تجربههایمان را به اشتراک بگذاریم
- فرهنگ یعنی: وجدان کاری داشته باشیم.
- فرهنگ یعنی: چشم و همچشمی را کنار بگذاریم.
- فرهنگ یعنی: تفاوت نسلها را درک کنیم
- فرهنگ یعنی: آزادی ما نباید مانع آزادی دیگران شود.
- فرهنگ یعنی: به دیگران زُل نزنیم!
- فرهنگ یعنی: برای دیگران دعا کنیم
- فرهنگ یعنی: به اندازه از دیگران سوال بپرسیم تا دروغ نشنویم
- فرهنگ یعنی: در دورهمیها کسی را سوژهی غیبت کردنمان قرار ندهیم
- فرهنگ یعنی: در جمع از کسی سوال شخصی نپرسیم
- فرهنگ یعنی: کتاب بخوانیم...!
📚 @PDFsCom
👍6❤4
(نمیدانم چرا در سرزمین هزار مذهب هندوستان، معجزات و کرامات اولیاء خدا تا این اندازه شدید و مکرر به وقوع میپیوندد؟
در این کتاب از استادانی سخن گفته شده که پیامشان به دو چیز خلاصه میشود: «خود را بشناس، آنگاه همنشین خدا باش» )
📕 معبد سکوت
✍🏻 #برد_تی_اسپالدینگ
📚 @PDFsCom
در این کتاب از استادانی سخن گفته شده که پیامشان به دو چیز خلاصه میشود: «خود را بشناس، آنگاه همنشین خدا باش» )
📕 معبد سکوت
✍🏻 #برد_تی_اسپالدینگ
📚 @PDFsCom
👍2
📎 #_یک_تکه_کتاب
در بهشتى که به اندازهى معما و متغیر بودن زمین، واقعى است، قرار دارد. استخوانهاى دوست داشتنى، با دلبستگى چشمانى تیزبین و ظرافت طبع، زندگى خانوادگى خیالپردازانه، پریشانى مضحک دورهى بزرگسالى و رد دردناکى را که عشق و ناکامى در جهان ما به جا مىگذارند، کندوکاو میکند.
📕 استخوان های دوست داشتنی
✍🏻 #آلیس_سبالد
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7929
📚@PDFsCom
در بهشتى که به اندازهى معما و متغیر بودن زمین، واقعى است، قرار دارد. استخوانهاى دوست داشتنى، با دلبستگى چشمانى تیزبین و ظرافت طبع، زندگى خانوادگى خیالپردازانه، پریشانى مضحک دورهى بزرگسالى و رد دردناکى را که عشق و ناکامى در جهان ما به جا مىگذارند، کندوکاو میکند.
📕 استخوان های دوست داشتنی
✍🏻 #آلیس_سبالد
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7929
📚@PDFsCom
👍2
بعضی از صبح ها جوری از خواب بیدار می شیم که دقیقا یه حسی بهمون می گه امروز قراره یکی از اون روزهای سخت و تکراری باشه.یکی از اون روزهایی که از قبل می دونیم قراره به سختی تحملش کنیم ولی براساس یه قانون ننوشته از تخت بیرون می آییم و همون کارهایی رو میکنیم که ازمون انتظار میرود.
📕 به من بگو لیلی
✍🏻 #مهسا_زهیری
📚 @PDFsCom
📕 به من بگو لیلی
✍🏻 #مهسا_زهیری
📚 @PDFsCom
👍2
وقتی که به گذشتهام نگاه میکنم
میبینم بیشتر چیزهایی که نگرانشان بودم،
هرگز اتفاق نیفتادند.
من زمان و انرژی خیلی زیادی را
هدر دادم تا ناراحت باشم!
📕 چگونه با آرامش و بدون نگرانی زندگی کنیم
✍🏻 #جول_اوستین
📚 @PDFsCom
میبینم بیشتر چیزهایی که نگرانشان بودم،
هرگز اتفاق نیفتادند.
من زمان و انرژی خیلی زیادی را
هدر دادم تا ناراحت باشم!
📕 چگونه با آرامش و بدون نگرانی زندگی کنیم
✍🏻 #جول_اوستین
📚 @PDFsCom
👍5
خودباوری شاید بزرگترین اختلال هیجانی باشد که برای مرد و زن آشکار شده است. حتی بزرگتر از داشتن احساس تنفر نسبت به کسی، البته میدانیم که نفرت احساس خوشایندی نیست، هر چند از خودباوری اندکی بهتر است.
📕 افسانه خودباوری
✍🏻 #البرت_آلیس
📚 @PDFsCom
📕 افسانه خودباوری
✍🏻 #البرت_آلیس
📚 @PDFsCom
👍1
زندگی ِخوب زندگی شاد است
البته قصد من اين نيست بگویم
اگر شما خوب باشيد حتما شاد خواهيد بود
منظورم اين است
اگر شما شاد باشيد
قطعا خوب زندگی خواهيد كرد!
#برتراند_راسل
📚 @PDFsCom
البته قصد من اين نيست بگویم
اگر شما خوب باشيد حتما شاد خواهيد بود
منظورم اين است
اگر شما شاد باشيد
قطعا خوب زندگی خواهيد كرد!
#برتراند_راسل
📚 @PDFsCom
👍5❤2
📎 #_یک_تکه_کتاب
تكه های برف آهسته در هوا میچرخید . او بی درنگ راه افتاد ، در صورتیكه نمیدانست كجا میرود ؛ همین قدر میخواست كه از خانه اش ، از اینهمه پیش آمدهای ترسناك بگریزد و دور بشود از خیابانی سر در آورد كه سرد و سفید و غم انگیز بود جای چرخ درشكه میان آن تشكیل شیارهای پست و بلند داده بود . او آهسته گامهای بلند برمیداشت . اتومبیلی از پهلوی او گذشت و برفهای آبدار و گل خیابان را به سر و روی او پاشید . ایستاد لباسش را نگاه كرد غرق گل شده بود و مثل این بود كه او را تسلی داد در بین راه برخورد بیك پسر بچة كبریت فروش . او را صدا زد . یك كبریت خرید ، ولی به صورت او كه نگاه كرد دید چشمهای زاغ، لب كوچك و موی بور داشت . یاد بهرام افتاد ، تنش لرزید و راه خود را پیش گرفت . ناگهان جلوی
شیشه دكانی ایستاد . جلو رفت پیشانیش را به شیشه سرد چسبانید ، نزدیك بود كلاهش بیفتد . پشت شیشه اسباب بازی چیده بودند...
📕 گرداب
✍🏻 #صادق_هدایت
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/288
📚 @PDFsCom
تكه های برف آهسته در هوا میچرخید . او بی درنگ راه افتاد ، در صورتیكه نمیدانست كجا میرود ؛ همین قدر میخواست كه از خانه اش ، از اینهمه پیش آمدهای ترسناك بگریزد و دور بشود از خیابانی سر در آورد كه سرد و سفید و غم انگیز بود جای چرخ درشكه میان آن تشكیل شیارهای پست و بلند داده بود . او آهسته گامهای بلند برمیداشت . اتومبیلی از پهلوی او گذشت و برفهای آبدار و گل خیابان را به سر و روی او پاشید . ایستاد لباسش را نگاه كرد غرق گل شده بود و مثل این بود كه او را تسلی داد در بین راه برخورد بیك پسر بچة كبریت فروش . او را صدا زد . یك كبریت خرید ، ولی به صورت او كه نگاه كرد دید چشمهای زاغ، لب كوچك و موی بور داشت . یاد بهرام افتاد ، تنش لرزید و راه خود را پیش گرفت . ناگهان جلوی
شیشه دكانی ایستاد . جلو رفت پیشانیش را به شیشه سرد چسبانید ، نزدیك بود كلاهش بیفتد . پشت شیشه اسباب بازی چیده بودند...
📕 گرداب
✍🏻 #صادق_هدایت
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/288
📚 @PDFsCom
👍2
ذهن در طول شبانه روز بطور مستمر با نوسان در دو زمان ذهنی گذشته و آینده در صدد خلق فکر است و خود در این اندیشه سازیهایش حضور ندارد تنها نتایج این افکار خیالیش را در شکل ملالت ، افسردگی و کهنگی حس می کند و همین کیفیت اندیشه گری مداوم ذهن از فکری به فکر دیگر ، دقیق اندیشی را از ذهن سلب میکند و انتزاعی اندیشی را جایگزین میکند.
📕 ذهن نا آرام
✍🏻 #هادی_بیگدلی
📚 @PDFsCom
📕 ذهن نا آرام
✍🏻 #هادی_بیگدلی
📚 @PDFsCom
👏2👍1