PDF | پی دی اف
291K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.67K links
Download Telegram
📎 #_یک_تکه_کتاب

‏مصیبت در لحظات اول کشنده نیست؛
‏ضربه آنچنان شدید است که نمی‌توانی ﺩﺭﺳﺖ درک کنی چه بر تو گذشته است.
‏اما زمان، زمان که می‌گذرد تازه می‌فهمی ﮐﻪ بر سرت چه آمده است.
‏زخم به جای التیام گسترش می‌یابد و همه روح و قلبت را در تسخیر خود می‌گیرد ...

📕 روزهای برمه
✍🏻 #جورج_اورول

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6916

📚 @PDFsCom
👍8
این را فهمیده‌ام که بیشتر ماهی‌ها، موقع پیری شکایت می‌کنند که زندگیشان را بی‌خودی تلف کرده‌اند.
دائم نفرین و ناله می‌کنند که زندگیشان را بی‌خودی تلف کرده‌اند.
دائم ناله و نفرین می‌کنند و از همه چیز شکایت دارند.
من می‌خواهم بدانم که، راستی راستی، زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طورِ دیگری هم توی دنیا می‌شود زندگی کرد؟

📕 ماهی سیاه کوچولو
✍🏻 #صمد_بهرنگی

📚 @PDFsCom
آدمها دروغ‌های کسل‌ کننده‌ای
درباره‌ی سیاست، خدا و عشق می‌گویند!
اگر بخواهی چیزی درباره‌ی
خود واقعی کسی بدانی
پاسخ این سوال کمکت می‌کند:
کتاب مورد علاقه‌ات چیست؟

📕 زندگی‌ داستانی
✍🏻 #گابریل_زوین

📚 @PDFsCom
👍3
یکبار از زنی موفق خواستم تا راز خود را با من در میان بگذارد. لبخندی زد و گفت:
موفقیت من زمانی آغاز شد که نبردهای کوچک را به جنگجویان کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که غیبتم را می کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.

دیگر به دنبال جنگیدن برای جلب توجه نبودم،
سعی نکردم انتظارات دیگران را برآورده کنم و همه را شاد و راضی نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم که درباره من اشتباه می کند.

آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
اهدافم
رویاهایم
ایده هایم و
سرنوشتم

روزی که جنگ های کوچک را متوقف کردم
روزی بود که مسیر موفقیتم آغاز شد.
هر نبردی ارزش زمان و روزهای زندگی ما را ندارد. نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.

📚 @PDFsCom
👍103
سلاخ‌خانه شماره پنج، اثر برجسته و مهمی از کورت ونه‌گات است که در آن به حادثه مهمی در طول جنگ جهانی دوم می‌پردازد.

یکی از موارد مهم در کتاب‌های ونه‌گات این است که او خودش همیشه از شخصیت‌های کتابش است. در کتاب سلاخ‌خانه شماره پنج نیز، این نویسنده آمریکایی از اتفاق مهمی صحبت می‌کند که خود از نزدیک شاهد آن بود.

📕 سلاخ خانه شماره پنج
✍🏻 #کورت_ونه_گات

📚 @PDFsCom
👍2
سلاخ خانه شماره پنج.pdf
2.9 MB
📕 سلاخ خانه شماره پنج
✍🏻 #کورت_ونه_گات

📚 @PDFsCom
👍2
ما انسان‌ها نمی‌دانیم چقدر بهم شبیه هستیم! سفیدها، سیاه‌ها، کاتولیک‌ها، پروتستان‌ها، زن‌ها، مردها...
اگر این تشابه زیاد را در خودمان می‌دیدیم، خیلی مشتاق بودیم که دراین جهان به خانواده بزرگ انسانی ملحق شویم و به اعضای این خانواده هم مثل اعضای خانواده خود اهمیت بدهیم!
ما همگی یک آغاز داریم، تولد و همگی یک پایان داریم، مرگ! پس چطور می‌توانیم با هم فرق داشته باشیم؟!

#میچ_آلبوم

📚 @PDFsCom
3👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب

کتاب برایم دنیای تازه ای است. حرفهای تازه و کارهای تازه. همچین جذب نوشته های کتاب میشوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند، حالی ام نمیشود. مثل آدم تشنه ای که به آب رسیده باشد هر جمله برایم شده است یک جرعه آب گوارا. آب خنک، صاف و زلال که به ام جان میدهد.

📕 همسایه ها
✍️🏻 #احمد_محمود

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/227

📚 @PDFsCom
👍2👎1
دست خالی به دنیا آمدم،
دست خالی از دنیا میروم،
و دست خالی شاهد کامل ترین زندگی بودم.

📕 پیام گم گشته
✍🏻 #مارلو_مورگان

📚 @PDFsCom
👍5
پیام گم گشته.pdf
2.4 MB
📕 پیام گم گشته
✍🏻 #مارلو_مورگان

📚 @PDFsCom
1👎1
ما باید نخستین قدم‌ها را به‌سوی انسان بی‌عیب برداریم. و نه قدم‌های بلند به‌سوی برشمردن عیوب همدیگر، به قصد آزردن، افسردن، کوباندن، له کردن و به گریه انداختن.

ما افعی نیستیم! با کیسه‌هایی از زهر ناب خالص! که اگر باشیم هم، باید آن کیسه‌ها را پیش از روز بزرگ ترک تنهایی، چون دندان‌های پوسیده و از ریشه به فساد آلوده و یکپارچه درد، به دور اندازیم.
عزیز من!
ما برای تکمیل هم آمده‌ایم
نه برای تعذیب و تعزیر هم.

📕 چهل نامه کوتاه به همسرم
✍🏻 #نادر_ابراهیمی

📚 @PDFsCom
👍1
انگار در خانواده رسم است
هر نسل یک آدم سرخوش و بیکاره
وجود داشته باشد. 

📕 گوسفندان سیاه
✍🏻 #هاینریش_بل

📚@PDFsCom
👍1
سرانجام روزی به حکمت همه
اتفاقات زندگیتان پی خواهید برد.

پس فعلا به سردرگمی ها بخندید
از میان اشک ها لبخند بزنید

و همواره به خودتان یادآوری کنید،
پشت هر حادثه ای دلیلی نهفته است...

📚 @PDFsCom
👍81
📎 #_یک_تکه_کتاب

باید کسانی را که دوست داریم آزاد بگذاریم تا از راه خودشان موهبتشان را بیابند.
نباید احساس کنیم که عشق به ما اجازه میدهد که سلطه جویانه آنها را به تملک خود در آوریم و یا از آنها انتقاد کنیم عشق راستین رها میکند. عشق راستین به بند نمیکشاند.
با رها کردن چیزی را از دست نمیدهیم. بلعکس با عمل رها کردن عشقی را به سوی خود می‌کشانیم که حق الهی ماست.

📕 دولت عشق
✍🏻 #کاترین_پاندر

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8268

📚 @PDFsCom
👍4
سرانجام یک روز می‌میریم و این از ما یک خوش شانس می سازد،
اغلب انسان‌ها هرگز نمی میرند
چون آنها هرگز به دنیا نمی آیند.

📕 ساعت ساز نابینا
✍🏻 #ریچارد_داوکینز

📚 @PDFsCom
👍31
لازم نیست دروغ بگیم
درست مثل بازی پوکر!
گفتن حقیقت بهترین روشه؛
بقیه فکر می کنن داری بلوف می زنی،
پس برنده تویی!

📕 از نفس افتاده
✍🏻 #ژان_پل_بلموندو

📚 @PDFsCom
👍42
مردی وارد خانه شد و دید همسرش گریه می کند. از او علت را جویا شد، همسرش گفت گنجشک‌هایی که بالای درخت هستند وقتی بی‌حجابم به من نگاه می کنند و شاید این امر معصیت باشد.
مرد بخاطر عفت و خداترسی همسرش پیشانیش را بوسید و تبری آورد و درخت را قطع کرد.
پس از یک هفته روزی زود از کارش برگشت و همسرش را در آغوش فاسقش آرمیده یافت!
شوهر زن فقط وسایل مورد نیازش را برداشت و از آن شهر گریخت...
به شهر دوری رسید که مردم آن شهر در جلوی کاخ پادشاه جمع شده بودند. وقتی از آنها علت را جویا شد، گفتند؛
از گنجینه پادشاه دزدی شده.
در این میان مردی که بر پنجه ی پا راه میرفت از آنجا عبور کرد. مرد پرسید او کیست؟
گفتند: این شیخ شهر است و برای اینکه خدای نکرده مورچه‌ای را زیر پا له نکند، روی پنجه ی پا راه می رود.
آن مرد گفت بخدا دزد را پیدا کردم مرا پیش پادشاه ببرید.
او به پادشاه گفت؛
شیخ همان کسی است که گنجینه تورا دزدیده است.
شیخ پس از بازجویی به دزدی اعتراف کرد
پادشاه از مرد پرسید:
چطور فهمیدی که او دزد است؟
مرد گفت: "تجربه به من آموخت وقتی در احتیاط افراط شود و در بیان فضیلت زیاده روی شود بدان که این سرپوشی است برای یک جرم".

📚 @PDFsCom
👍11
بعضی از صبح ها جوری از خواب بیدار می شیم که دقیقا یه حسی بهمون می گه امروز قراره یکی از اون روزهای سخت و تکراری باشه.یکی از اون روزهایی که از قبل می دونیم قراره به سختی تحملش کنیم ولی براساس یه قانون ننوشته از تخت بیرون می آییم و همون کارهایی رو میکنیم که ازمون انتظار میرود.

📕 به من بگو لیلی
✍🏻 #مهسا_زهیری

📚 @PDFsCom
👍2