کدام غذاهارا مغولان در ایران رواج دادند:
مغولان آثار تمدن چین را در ایران منتشر کردند و خوراکی های که از دوره ساسانی معمول بود، رفته رفته عقب نشست و به شکل غذاهای دهاتی درآمد.
زیرا مغولان می ترسیدند که طبیب و آشپز مسلمان ایشان را زهر دهند.
پس پزشکان و آشپزان ختایی با خود آورده و دستورهای پزشکی چینی رفته رفته شیوع پیدا کرد و مرکز آن هم دانشکده پزشکی چین بود که در تبریز احداث کردند و نیز انواع و اقسام نوشیدنی ها و آش و پلو و عرق و درسون و قمیز شرق دور از آن وقت مرسوم شد.
پلو که اکنون یکی از خوراک های اساسی ماست، خوردن آن در دوره قرون وسطی معمول نبود و از عهد مغولان معمول شد.
انواع و اقسام آش ها، پلوها، آش رشته، زعفران، باقلا پلو و ... به دستور آشپزان چینی در دربار ایلخانان تهیه می شد و خوردن برنج ابتدا از هرات عمومیت یافت.
زندگی مسلمانان در قرون وسطی
علی مظاهری
مترجم:مرتضی راوندی
📚 @PDFsCom
مغولان آثار تمدن چین را در ایران منتشر کردند و خوراکی های که از دوره ساسانی معمول بود، رفته رفته عقب نشست و به شکل غذاهای دهاتی درآمد.
زیرا مغولان می ترسیدند که طبیب و آشپز مسلمان ایشان را زهر دهند.
پس پزشکان و آشپزان ختایی با خود آورده و دستورهای پزشکی چینی رفته رفته شیوع پیدا کرد و مرکز آن هم دانشکده پزشکی چین بود که در تبریز احداث کردند و نیز انواع و اقسام نوشیدنی ها و آش و پلو و عرق و درسون و قمیز شرق دور از آن وقت مرسوم شد.
پلو که اکنون یکی از خوراک های اساسی ماست، خوردن آن در دوره قرون وسطی معمول نبود و از عهد مغولان معمول شد.
انواع و اقسام آش ها، پلوها، آش رشته، زعفران، باقلا پلو و ... به دستور آشپزان چینی در دربار ایلخانان تهیه می شد و خوردن برنج ابتدا از هرات عمومیت یافت.
زندگی مسلمانان در قرون وسطی
علی مظاهری
مترجم:مرتضی راوندی
📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب
اگر شما فکر می کنید که مردم شکاک اند، شما این دیدگاه را که در پس زمینه ذهنتان است به آنها انتقال می دهید و شک و تردیدی که شاید در شرایط معمولی در ذهن آنها نباشد، ایجاد می کنید. اگر انتظار داشته باشید که درست رد به سینه تان بزنند، قطعا با آن مواجه خواهید شد و اگر انتظار داشته باشید که تیم تان منفی شوند و از کار کناره گیری کنند، آنها در این زمینه هم شما را مأیوس نخواهند کرد.
از طرفی اگر باور داشته باشید که شما فرصت فوق العاده ای را به افراد پیشنهاد می کنید و فرد باید دیوانه باشد که آن را رد کند، بدون شک ثبت نام ها و پیشرفت های بیشتری را در تیمتان خواهید داشت. اگر افراد درک کنند که شما به آنها باور دارید، اعتماد به نفس کافی را خواهند یافت که کارهای بزرگی انجام دهند.
📕 کتاب:دایره اول
✍🏻 اثر: #رندی_گیج
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12218
📚 @PDFsCom
اگر شما فکر می کنید که مردم شکاک اند، شما این دیدگاه را که در پس زمینه ذهنتان است به آنها انتقال می دهید و شک و تردیدی که شاید در شرایط معمولی در ذهن آنها نباشد، ایجاد می کنید. اگر انتظار داشته باشید که درست رد به سینه تان بزنند، قطعا با آن مواجه خواهید شد و اگر انتظار داشته باشید که تیم تان منفی شوند و از کار کناره گیری کنند، آنها در این زمینه هم شما را مأیوس نخواهند کرد.
از طرفی اگر باور داشته باشید که شما فرصت فوق العاده ای را به افراد پیشنهاد می کنید و فرد باید دیوانه باشد که آن را رد کند، بدون شک ثبت نام ها و پیشرفت های بیشتری را در تیمتان خواهید داشت. اگر افراد درک کنند که شما به آنها باور دارید، اعتماد به نفس کافی را خواهند یافت که کارهای بزرگی انجام دهند.
📕 کتاب:دایره اول
✍🏻 اثر: #رندی_گیج
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12218
📚 @PDFsCom
همهی ما فکر میکنیم هنوز به اندازهی کافی وقت داریم تا با دیگران یکسری کار هارا انجام دهیم و به آنها چیزهایی که میخواهیم و باید، بگوییم. و بعد ناگهانی اتفاقی میافتد که باعث میشود بایستیم و به کلماتی مثل “اگر” و “ای کاش” فکر کنیم.
📕 مردی به نام اُوِه
✍🏻 #فردریک_بکمن
📚 @PDFsCom
📕 مردی به نام اُوِه
✍🏻 #فردریک_بکمن
📚 @PDFsCom
زندگی ما همین است:
دزدکی زندگی میکنیم، دزدکی یاد میگیریم، دزدکی کتاب میخوانیم، دزدکی دل میبازیم، دزدکی شعر مینویسیم و دزدکی میمیریم.
📕 کتاب: بیروت_75
✍🏻 اثر: #غاده_السمان
📚 @PDFsCom
دزدکی زندگی میکنیم، دزدکی یاد میگیریم، دزدکی کتاب میخوانیم، دزدکی دل میبازیم، دزدکی شعر مینویسیم و دزدکی میمیریم.
📕 کتاب: بیروت_75
✍🏻 اثر: #غاده_السمان
📚 @PDFsCom
کوه به کوه نمی رسه، اما آدم به آدم می رسه!!
در دامنه کوهی بلند، دو آبادی بود که یکی «بالاکوه» و دیگری «پایین کوه» نام داشت. چشمه ای پر آب از دل کوه می جوشید و از آبادی بالاکوه می گذشت و به آبادی پایین کوه می رسید.
این چشمه زمین های هر دو آبادی را سیراب می کرد. روزی ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمین های پایین کوه را صاحب شود.
پس به اهالی بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادی ماست، چرا باید آب را مجانی به پایین کوهی ها بدهیم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پایین کوه می بندیم.» یکی دو روز گذشت و مردم پایین کوه از فکر ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدایشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برایشان باز کند.
اما ارباب پیشنهاد کرد که یا رعیت او شوند یا بی آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت. این دو هرگز به هم نمی رسند. من ارباب هستم و شما رعیت!»
این پیشنهاد برای مردم پایین کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اینکه کدخدای پایین ده فکری به ذهنش رسید و به مردم گفت: بیل و کلنگ تان را بردارید تا چندین چاه حفر کنیم و قنات درست کنیم.
بعد از مدتی قنات آماده شد و آب را به سمت کشتزارهایشان روانه ساختند. زدن قنات باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
این خبر به گوش ارباب بالاکوه رسید و ناراحت شد اما چاره ای جز تسلیم شدن نداشت؛ به همین خاطر به سوی پایین کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با این کارتان چشمه ما را خشکاندید، اگر ممکن است سر قنات را به طرف ده ما برگردانید.»
کدخدا گفت:
«اولاً؛ آب از پایین به بالا نمیره، بعد هم گفتی کوه به کوه نمی رسه. تو درست گفتی کوه به کوه نمی رسه، اما آدم به آدم می رسه.»
📚 @PDFsCom
در دامنه کوهی بلند، دو آبادی بود که یکی «بالاکوه» و دیگری «پایین کوه» نام داشت. چشمه ای پر آب از دل کوه می جوشید و از آبادی بالاکوه می گذشت و به آبادی پایین کوه می رسید.
این چشمه زمین های هر دو آبادی را سیراب می کرد. روزی ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمین های پایین کوه را صاحب شود.
پس به اهالی بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادی ماست، چرا باید آب را مجانی به پایین کوهی ها بدهیم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پایین کوه می بندیم.» یکی دو روز گذشت و مردم پایین کوه از فکر ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدایشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برایشان باز کند.
اما ارباب پیشنهاد کرد که یا رعیت او شوند یا بی آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت. این دو هرگز به هم نمی رسند. من ارباب هستم و شما رعیت!»
این پیشنهاد برای مردم پایین کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اینکه کدخدای پایین ده فکری به ذهنش رسید و به مردم گفت: بیل و کلنگ تان را بردارید تا چندین چاه حفر کنیم و قنات درست کنیم.
بعد از مدتی قنات آماده شد و آب را به سمت کشتزارهایشان روانه ساختند. زدن قنات باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
این خبر به گوش ارباب بالاکوه رسید و ناراحت شد اما چاره ای جز تسلیم شدن نداشت؛ به همین خاطر به سوی پایین کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با این کارتان چشمه ما را خشکاندید، اگر ممکن است سر قنات را به طرف ده ما برگردانید.»
کدخدا گفت:
«اولاً؛ آب از پایین به بالا نمیره، بعد هم گفتی کوه به کوه نمی رسه. تو درست گفتی کوه به کوه نمی رسه، اما آدم به آدم می رسه.»
📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب
خلق کردن یک چیز همیشه برای انسان جالب بوده است،حالا شما به این فکر کنید که می توانید تمام اتفاقات زندگی خودتان را خلق کنید.ببینید چقدر شگفت انگیز است.آفرینش ،همچون جاده ای پر پیج و خم است که مناظر غیر منتظره ای را برای ما به ارمغان می آورد بعضی مواقع است که احساس شادی ،شور،نشاط،در وجود ما موج میزند.دلیل اش هم این است که شاید در زندگی پیشرفتی داشته ایم که انقدر خوشحال هستیم که به یک سطح بالاتر از زندگی دست پیدا کرده ایم
📕 کتاب:کمال ذهن
✍🏻 اثر: #جو_دیسپنزا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12976
📚 @PDFsCom
خلق کردن یک چیز همیشه برای انسان جالب بوده است،حالا شما به این فکر کنید که می توانید تمام اتفاقات زندگی خودتان را خلق کنید.ببینید چقدر شگفت انگیز است.آفرینش ،همچون جاده ای پر پیج و خم است که مناظر غیر منتظره ای را برای ما به ارمغان می آورد بعضی مواقع است که احساس شادی ،شور،نشاط،در وجود ما موج میزند.دلیل اش هم این است که شاید در زندگی پیشرفتی داشته ایم که انقدر خوشحال هستیم که به یک سطح بالاتر از زندگی دست پیدا کرده ایم
📕 کتاب:کمال ذهن
✍🏻 اثر: #جو_دیسپنزا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12976
📚 @PDFsCom
حکیمی را پرسیدند:
چندین درخت نامور که خدای عزوجلّ آفریده است و برومند، هیچ یک را «آزاد» نخواندهاند مگر «سرو» را که ثمرهای ندارد؛ در این چه حکمت است؟ گفت: هر درختی را ثمرهای معین است، که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید، و گاهی به عدم آن پژمرده شود. و سرو را هیچ از این نیست و همه وقت خوش است، و این است صفت آزادگان!»
گلستان سعدى
📚 @PDFsCom
چندین درخت نامور که خدای عزوجلّ آفریده است و برومند، هیچ یک را «آزاد» نخواندهاند مگر «سرو» را که ثمرهای ندارد؛ در این چه حکمت است؟ گفت: هر درختی را ثمرهای معین است، که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید، و گاهی به عدم آن پژمرده شود. و سرو را هیچ از این نیست و همه وقت خوش است، و این است صفت آزادگان!»
گلستان سعدى
📚 @PDFsCom
عاطفه و احساسات ما همیشه قویتر از منطق ماست و آنچه از دور یا نزدیک، گوشهای از عاطفه و احساس ما را جریحهدار سازد، عقل ما بیم دارد که آن را مورد بحث و تحقیق قرار دهد و واقع امر را روشن سازد ...
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : آیین کامیابی
✍ اثر : #دیل_کارنگی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9388
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : آیین کامیابی
✍ اثر : #دیل_کارنگی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9388
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
ذهن دوست دارد همه چیز را در تملک خود ببیند. ذهن ارزش خود را بر اساس داشتههایش میسنجد. در دنیای به شدت نفسانی ما، آنکه بیشتر دارد، لزوما آدمی بهتر نیز هست! 🎧 #کتاب_صوتی :زمینی نو 🖋اثر:#اکهارت_تول 🎙مترجم :مسیحا برزگر فصل : 6 📚 @PDFsCom
کنش بیدار سه کیفیت دارد، بسته به محیط و طبیعت فعالیت. این سه کیفیت عبارتند از: پذیرش، لذت و اشتیاق. اگر پذیرش، لذت یا اشتیاق هیچکدام در آنچه انجام میدهید، وجود نداشته باشند، شما از تطابق و هماهنگی با منظور کیهانی بیرون هستید و در حال تولید ناشادمانی هستید که شکلی از رنج است.
یک راه سادۀ توضیح نفس این است: یک رابطۀ کژ و ناسالم با لحظۀ حال.
🎧 #کتاب_صوتی :زمینی نو
🖋اثر: #اکهارت_تول
🎙مترجم :مسیحا برزگر
فصل : 7
📚 @PDFsCom
یک راه سادۀ توضیح نفس این است: یک رابطۀ کژ و ناسالم با لحظۀ حال.
🎧 #کتاب_صوتی :زمینی نو
🖋اثر: #اکهارت_تول
🎙مترجم :مسیحا برزگر
فصل : 7
📚 @PDFsCom
توی تصورات مردم من یک دانشپژوه، اندیش مند و صاحب قلم هستم؛ اما من هیچکدوم از اینا نیستم. انگشتان من در هنگام نوشتن با جوهر رنگی نمیشن بلکه پوشیده از خون میشن. من فکر میکنم که چیزی بیش از این نیستم: یک روح بیباک.
📕 کتاب:جوینده بی باک خدا روی خاک
✍🏻 اثر: #نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:جوینده بی باک خدا روی خاک
✍🏻 اثر: #نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
اگر چیزی را که احتیاج نداری نگه داری، آنچه را که احتیاج داری پیدا میکنی.
اولین افکار همیشه درست از آب در می آیند.
📕 کتاب:مرد تکثیر شده
✍🏻 اثر: #ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom
اولین افکار همیشه درست از آب در می آیند.
📕 کتاب:مرد تکثیر شده
✍🏻 اثر: #ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
وحشتناک ترین بعد قضیه این است که؛ آنان درهای کارخانه ها، اداره ها و دانشکده ها را به روی زنان باز میکنند، ولی همچنان عقیده دارند : "برای یک زن محترم، ازدواج بهترین کسب و کار است ! "...
بزرگترین اشتباه در زندگی، جدی گرفتن نفرت یک زن است. زنها حافظه بسیار عمیقی دارند. اما حس نفرت را خیلی زود فراموش میکنند.
📕 کتاب: جنس دوم
✍🏻 اثر: #سیمون_دوبووار
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/5112
📚 @PDFsCom
وحشتناک ترین بعد قضیه این است که؛ آنان درهای کارخانه ها، اداره ها و دانشکده ها را به روی زنان باز میکنند، ولی همچنان عقیده دارند : "برای یک زن محترم، ازدواج بهترین کسب و کار است ! "...
بزرگترین اشتباه در زندگی، جدی گرفتن نفرت یک زن است. زنها حافظه بسیار عمیقی دارند. اما حس نفرت را خیلی زود فراموش میکنند.
📕 کتاب: جنس دوم
✍🏻 اثر: #سیمون_دوبووار
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/5112
📚 @PDFsCom
جفت آدم، یک جایی توی دنیا، مشغول است. فقط باید پیدایش کنی.
جمعیت، زیاد است و جفتها، قروقاتی. پیدا کردنش، سخت است.
بابام همیشه جورابهای لنگهبهلنگه میپوشید. مادرم حیفش میآمد جورهابی را که لنگه نداشت، دور بیندازد.
فکر میکرد لنگهی دیگرش پیدا میشود. هیچوقت هم پیدا نمیشد.
📕 ماه کامل میشود
✍🏻 #فریبا_وفی
📚 @PDFsCom
جمعیت، زیاد است و جفتها، قروقاتی. پیدا کردنش، سخت است.
بابام همیشه جورابهای لنگهبهلنگه میپوشید. مادرم حیفش میآمد جورهابی را که لنگه نداشت، دور بیندازد.
فکر میکرد لنگهی دیگرش پیدا میشود. هیچوقت هم پیدا نمیشد.
📕 ماه کامل میشود
✍🏻 #فریبا_وفی
📚 @PDFsCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندان هالدِن؛ انسانیترین زندان جهان در نروژ...
زندان هالدن بهعنوان انسانیترین زندان جهان شناخته میشود. این زندان، با سایر زندانهای جهان تفاوت بسیاری دارد. زندان هالدن وسط جنگل قرار گرفته است، زیرا سازندگان قصد داشتند زندانی در دل طبیعت بسازند.
سلولها به امکاناتی مثل تختخواب، یخچال کوچک، قفسه کتاب، تلویزیون، میز و صندلی و سرویس بهداشتی اختصاصی شامل دوش، دستشویی و همچنین یک ظرفشویی مجهز هستند. همچنین در ساختمان این زندان فروشگاهی وجود دارد که زندانیان میتوانند وسایل موردنیاز خود را برای آشپزی از آنجا تهیه کنند.
از دیگر امکانات زندان مجهز و نوساز هالدن میتوان به استودیوی موسیقی، باغ، اتاق عبادت، باشگاه، دیواره صخرهنوردی، زمین فوتبال، کتابخانه، اتاق کامپیوتر و خانه دیدار با خانواده اشاره کرد.
خیلیها میگویند این زندان لوکس است و مجازات در آن بیمعنی میشود. عدهای هم میگویند انتقامجویی و مجازات سخت نتیجه خوبی ندارد و توانبخشی مهمتر است. حتی اعتقاد بر این است که داشتن مَسکَنِ مناسب و درآمد پایدار هنگام آزادی از زندان، باعث کاهش میزان بازگشت مجدد مجرم به کار خلاف میشود.
📚 @PDFsCom
زندان هالدن بهعنوان انسانیترین زندان جهان شناخته میشود. این زندان، با سایر زندانهای جهان تفاوت بسیاری دارد. زندان هالدن وسط جنگل قرار گرفته است، زیرا سازندگان قصد داشتند زندانی در دل طبیعت بسازند.
سلولها به امکاناتی مثل تختخواب، یخچال کوچک، قفسه کتاب، تلویزیون، میز و صندلی و سرویس بهداشتی اختصاصی شامل دوش، دستشویی و همچنین یک ظرفشویی مجهز هستند. همچنین در ساختمان این زندان فروشگاهی وجود دارد که زندانیان میتوانند وسایل موردنیاز خود را برای آشپزی از آنجا تهیه کنند.
از دیگر امکانات زندان مجهز و نوساز هالدن میتوان به استودیوی موسیقی، باغ، اتاق عبادت، باشگاه، دیواره صخرهنوردی، زمین فوتبال، کتابخانه، اتاق کامپیوتر و خانه دیدار با خانواده اشاره کرد.
خیلیها میگویند این زندان لوکس است و مجازات در آن بیمعنی میشود. عدهای هم میگویند انتقامجویی و مجازات سخت نتیجه خوبی ندارد و توانبخشی مهمتر است. حتی اعتقاد بر این است که داشتن مَسکَنِ مناسب و درآمد پایدار هنگام آزادی از زندان، باعث کاهش میزان بازگشت مجدد مجرم به کار خلاف میشود.
📚 @PDFsCom
👍2
حکایت کوزه عسل ملانصرالدین و قاضی
ملانصر الدین سندی داشت که باید قاضی شهر آن را تایید می کرد اما از بخت بد او قاضی هیچ کاری را بدون رشوه انجام نمی داد .
ملا هم آه در بساط نداشت که با قاضی شریک شود و کار تایید سند را به انجام برساند این بود که کوزه ای برداشت و آن را پر از خاک کرد و روی آن عسل ریخت بعد کوزه ی عسل و سند را برداشت و نزد قاضی رفت کوزه را پیشکش کرد و درخواستش را گفت
قاضی همین که در پوش کوزه را برداشت و عسل را دید بی فوت وقت سند را تایید کرد و هر دو شاد و خندان از هم خداحافطی کردند .
چند روز گذشت قاضی به حیله ی ملانصرالدین پی برد یکی از نزدیکان خود را به خانه ی ملا فرستاد و پیغام داد که در سند اشتباهی شده
ملا به فرستاده قاضی جواب داد از طرف من سلامی گرم به قاضی برسان و بگو اشتباه در سند نیست در کوزهی عسل است !
📚 @PDFsCom
ملانصر الدین سندی داشت که باید قاضی شهر آن را تایید می کرد اما از بخت بد او قاضی هیچ کاری را بدون رشوه انجام نمی داد .
ملا هم آه در بساط نداشت که با قاضی شریک شود و کار تایید سند را به انجام برساند این بود که کوزه ای برداشت و آن را پر از خاک کرد و روی آن عسل ریخت بعد کوزه ی عسل و سند را برداشت و نزد قاضی رفت کوزه را پیشکش کرد و درخواستش را گفت
قاضی همین که در پوش کوزه را برداشت و عسل را دید بی فوت وقت سند را تایید کرد و هر دو شاد و خندان از هم خداحافطی کردند .
چند روز گذشت قاضی به حیله ی ملانصرالدین پی برد یکی از نزدیکان خود را به خانه ی ملا فرستاد و پیغام داد که در سند اشتباهی شده
ملا به فرستاده قاضی جواب داد از طرف من سلامی گرم به قاضی برسان و بگو اشتباه در سند نیست در کوزهی عسل است !
📚 @PDFsCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماندن در "وضعیت خوب" یعنی اختیار زندگی خود را در دست داشتن، و اختیار زندگی را در دست داشتن یعنی اختیار دار وقت خود بودن.
بسیاری از ما تا روزی که اولین باد سرد خزان عمر بدنمان را به لرزه در نیاورَد، توجه زیادی به زمان نمیکنیم، چون تصور میکنیم که تا ابد زندهایم.
در دوران بهظاهر بیانتهای جوانی، ما وقت را میکشیم، روزها و هفتهها و سالها را پشت سر میگذاریم، بیآنکه درک کنیم وقت چه موهبت گرانبهایی است.
📕 ماندن در وضعیت آخر
✍🏻 #تامس_ای_هریس
📚 @PDFsCom
بسیاری از ما تا روزی که اولین باد سرد خزان عمر بدنمان را به لرزه در نیاورَد، توجه زیادی به زمان نمیکنیم، چون تصور میکنیم که تا ابد زندهایم.
در دوران بهظاهر بیانتهای جوانی، ما وقت را میکشیم، روزها و هفتهها و سالها را پشت سر میگذاریم، بیآنکه درک کنیم وقت چه موهبت گرانبهایی است.
📕 ماندن در وضعیت آخر
✍🏻 #تامس_ای_هریس
📚 @PDFsCom