PDF | پی دی اف
عکس دخترا رو از کتاب ریاضی سوم دبستان حذف کردن. آفرین، حالا یکم دیگه تلاش کنید بزودی میتونید دخترا رو کلا از مدرسه هم حذف کنید. درود بهتون که نیازهای جامعه رو میفهمید ... 📚 @PDFsCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حالا تاریخها خواندهام از زنده به گور شدنِ دختران، داستانها شنیدهام از داسها، تصویرها دیدهام از تجاوزها اما...دختران زیادی دیدهام که دست روی زانوهایشان گذاشتهاند و بلند شدهاند.
متن و خوانش: باران نیکراه
📚 @PDFsCom
متن و خوانش: باران نیکراه
📚 @PDFsCom
پژوهش نشان داده مردانی که به خانهداری میپردازند از نظر آماری کمتر دچار افسردگی میشوند و برعکس در زنان احتمال افسردگی را بالا میبرد.خانهداری به مردها عموما حس خواستنیبودن، انصاف و همراهی خوشفکر میدهد که باری از دوش زنان برمیدارد.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:کرگدن
✍🏻 اثر: #اوژن_یونسکو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/13271
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:کرگدن
✍🏻 اثر: #اوژن_یونسکو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/13271
📚 @PDFsCom
در هر موقعیتی از خود بپرس، اکنون چه چیزی را میتوانم ببخشم؟
اکنون چگونه میتوانم خدمت کنم؟ لازم نیست چیزی داشته باشی تا ببخشی، فقط کافی ست بخشنده باشی
🎧 #کتاب_صوتی :زمینی نو
🖋اثر: #اکهارت_تول
🎙مترجم :مسیحا برزگر
فصل 1: شکوفاییِ آگاهیِ انسان
📚 @PDFsCom
اکنون چگونه میتوانم خدمت کنم؟ لازم نیست چیزی داشته باشی تا ببخشی، فقط کافی ست بخشنده باشی
🎧 #کتاب_صوتی :زمینی نو
🖋اثر: #اکهارت_تول
🎙مترجم :مسیحا برزگر
فصل 1: شکوفاییِ آگاهیِ انسان
📚 @PDFsCom
هر آفرینشی اعترافیه،هر دروغی یک درددل خصوصیه. اگر دیروز دستم انداخته باشید، ازتون به دل نمی گیرم،ازتون تشکر میکنم،برای این که وقتی قصه تون رو برایم نقل کردید یعنی این که من رو انتخاب کردید،یعنی این که به نظرتون اومد که قابلیت شنیدن رو دارم، شما سفره ی دل و رویاهاتون را برایم باز کردید.
📕 کتاب:اسباب خوشبختی
✍🏻 اثر: #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:اسباب خوشبختی
✍🏻 اثر: #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @PDFsCom
❤1
وقتی یکی از دانشجویان از "مارگارت مید" پرسید نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست؟ دانشجو انتظار داشت تا "مید" دربارهی سفال یا سنگ آسیاب حرف بزند، ولی "مید" گفت نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگِ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و دوباره جوش خورده. "مید" توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمروی حیوانی بشکند، شما میمیرید. نمیتوانید از خطر فرار کنید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن. هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد. استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهیست بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند. محل جراحت را بسته، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند. "مید" گفت: کمک به دیگری در عین دشواری، همانجاییست که تمدن آغاز میشود. ما وقتی در اوج شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری میرسانیم.
مارگارت مید استاد برجستهی انسانشناس آمریکاییست که در حوزهی تخصصش کتابهای مطرح و ماندگاری دارد.
📚 @PDFsCom
مارگارت مید استاد برجستهی انسانشناس آمریکاییست که در حوزهی تخصصش کتابهای مطرح و ماندگاری دارد.
📚 @PDFsCom
👍2
📎 #_یک_تکه_کتاب
عشق قاطعانه خود را از دوستی متمایز میکند. دوستی مستلزم تماس جسمانی یا انعکاس در لذت نیست. به همین دلیل است که دوستی دلبستگی اندیشمندانهتری است و فیلسوفانی که نسبت به شورِ شهوی ظنینند همواره آنرا ترجیح میدهند.
عشق با گذشت زمان، تمامیِ جوانب دوستی را در بر میگیرد. عشق به تمامیت هستی دیگری مربوط میشود و تسلیمِ بدن نمادِ جسمانی آن تمامیت است.
📕 کتاب : در ستایش عشق
✍️ اثر : #آلن_بدیو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/5477
📚 @PDFsCom
عشق قاطعانه خود را از دوستی متمایز میکند. دوستی مستلزم تماس جسمانی یا انعکاس در لذت نیست. به همین دلیل است که دوستی دلبستگی اندیشمندانهتری است و فیلسوفانی که نسبت به شورِ شهوی ظنینند همواره آنرا ترجیح میدهند.
عشق با گذشت زمان، تمامیِ جوانب دوستی را در بر میگیرد. عشق به تمامیت هستی دیگری مربوط میشود و تسلیمِ بدن نمادِ جسمانی آن تمامیت است.
📕 کتاب : در ستایش عشق
✍️ اثر : #آلن_بدیو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/5477
📚 @PDFsCom
❤1
آنچه آموختیم این بود که همه جزئی از یک کل واحد و عظیم جهانی هستیم، اگر خیال میکنیم که میتوانیم شخص دیگری یا موجود زندهی دیگری را بدون اینکه به خود صدمه وارد آوریم آزار دهیم، کاملا در اشتباهیم.
به جنگل، گل یا پرنده نگاه میکنم و میگویم: «این منم، این جزئی از من است.» ما به همه چیز متصلیم و اگر بکوشیم عشق و محبت خود را نثار آن وصلت کنیم؛ آدمهای خوشبختی خواهیم بود.
📕 جهان هولوگرافیک
✍🏻 #مایکل_تالبوت
📚 @PDFsCom
به جنگل، گل یا پرنده نگاه میکنم و میگویم: «این منم، این جزئی از من است.» ما به همه چیز متصلیم و اگر بکوشیم عشق و محبت خود را نثار آن وصلت کنیم؛ آدمهای خوشبختی خواهیم بود.
📕 جهان هولوگرافیک
✍🏻 #مایکل_تالبوت
📚 @PDFsCom
👍3
انسان بدون امید چیزی جز یک حشره نیست، موجودی بی فکر و بدون آینده.
و مَرد بدون آینده فقط می تواند
به عقب بازگردد.
📕 کتاب:زوال کلنل
✍🏻 اثر: #محمود_دولت_آبادی
📚 @PDFsCom
و مَرد بدون آینده فقط می تواند
به عقب بازگردد.
📕 کتاب:زوال کلنل
✍🏻 اثر: #محمود_دولت_آبادی
📚 @PDFsCom
هنگامی که کسی زیاد تنبلی کند و یا کج و معوج بنشیند و یا لم بدهد، به او می گویند: مگه تنبلخونه شاه عباسه؟
شاه عباس کبیریک روز گفت: خدا را شکر! همه اصناف در مملکت ایران به نوایی رسیده اند
و هیچ کس نیست که بدون درآمد باشد.
سپس خطاب به مشاوران خود گفت: همین طور است؟ همه سخن شاه را تایید کردند.
از نمایندگان اصناف پرسید،
آن ها هم بر حرف شاه صحه گذاشتند و از تلـاش های شاه در آبادانی مملکت تعریف کردند.
اما وزیر عرض کرد: قربانتان بشوم، فقط تنبل ها هستند که سرشان بی کلـاه مانده.
شاه بلـافاصله دستورداد تا تنبلخانه ای در اصفهان تاسیس شود و به امور تنبلها بپردازد.
بودجه ای نیز به این کار اختصاص داده شد.کلنگ تنبل خانه بر زمین زده شد
و تنبل خانه مجللی و باشکوهی تاسیس شد. تنبل ها از سرتاسر مملکت را در آن جای گرفتند
و زندگیشان از بودجه دولتی تامین شد. تعرفه بودجه تنبل خانه روز به روز بیشتر می شد،
شاه گفت: این همه پول برای تنبل خانه؟
عرض کردند: بله. تعداد تنبلها زیاد شده و هر روز هم بیشتر از دیروز می شود!
شاه به صورت سرزده و با لباس مبدل به صورت ناشناس از تنبلخانه بازدید کرد.
دید تنبلها از در و دیوار بالـا می روند و جای سوزن انداختن نیست.
شاه خودش را معرفی کرد. هرچه گفتند: شاه آمده، فایده ای نداشت،
آن قدر شلوغ بود که شاه هم نمی توانست داخل بشود.
شاه دریافت که بسیاری از این ها تنبل نیستند و خود را تنبل جا زده اند تا مواجب بگیرند.
شاه به کاخ خود رفت و مساله را به شور گذاشت.
مشاوران هریک طرحی ارایه دادند تا تنبل ها را از غیر تنبل ها تشخیص بدهند
ولی هیچ یکی از این طرح ها عملی نبود.سرانجام دلقک شاه گفت:
برای تشخیص تنبل های حقیقی از تنبل نماها همه را به حمامی ببرند
و منافذ حمام را ببندند و آتش حمام را به تدریج تند کنند،
تنبل نماها تاب حرارت را نمی آورند و از حمام بیرون می روند
و تنبلهای حقیقی در حمام می مانند.
شاه این تدبیر را پسندید و آن را به اجرا درآورد.
تنبل نماها یک به یک از حمام فرار کردند.
فقط دو نفر باقی ماندند که روی سنگ های سوزان کف حمام خوابیده بودند.
یکی ناله می کرد و می گفت: آخ سوختم، آخ سوختم.
دیگری حال ناله و فریاد هم نداشت گاهی با صدای ضعیف می گفت:
بگو رفیقم هم سوخت!
📚 @PDFsCom
شاه عباس کبیریک روز گفت: خدا را شکر! همه اصناف در مملکت ایران به نوایی رسیده اند
و هیچ کس نیست که بدون درآمد باشد.
سپس خطاب به مشاوران خود گفت: همین طور است؟ همه سخن شاه را تایید کردند.
از نمایندگان اصناف پرسید،
آن ها هم بر حرف شاه صحه گذاشتند و از تلـاش های شاه در آبادانی مملکت تعریف کردند.
اما وزیر عرض کرد: قربانتان بشوم، فقط تنبل ها هستند که سرشان بی کلـاه مانده.
شاه بلـافاصله دستورداد تا تنبلخانه ای در اصفهان تاسیس شود و به امور تنبلها بپردازد.
بودجه ای نیز به این کار اختصاص داده شد.کلنگ تنبل خانه بر زمین زده شد
و تنبل خانه مجللی و باشکوهی تاسیس شد. تنبل ها از سرتاسر مملکت را در آن جای گرفتند
و زندگیشان از بودجه دولتی تامین شد. تعرفه بودجه تنبل خانه روز به روز بیشتر می شد،
شاه گفت: این همه پول برای تنبل خانه؟
عرض کردند: بله. تعداد تنبلها زیاد شده و هر روز هم بیشتر از دیروز می شود!
شاه به صورت سرزده و با لباس مبدل به صورت ناشناس از تنبلخانه بازدید کرد.
دید تنبلها از در و دیوار بالـا می روند و جای سوزن انداختن نیست.
شاه خودش را معرفی کرد. هرچه گفتند: شاه آمده، فایده ای نداشت،
آن قدر شلوغ بود که شاه هم نمی توانست داخل بشود.
شاه دریافت که بسیاری از این ها تنبل نیستند و خود را تنبل جا زده اند تا مواجب بگیرند.
شاه به کاخ خود رفت و مساله را به شور گذاشت.
مشاوران هریک طرحی ارایه دادند تا تنبل ها را از غیر تنبل ها تشخیص بدهند
ولی هیچ یکی از این طرح ها عملی نبود.سرانجام دلقک شاه گفت:
برای تشخیص تنبل های حقیقی از تنبل نماها همه را به حمامی ببرند
و منافذ حمام را ببندند و آتش حمام را به تدریج تند کنند،
تنبل نماها تاب حرارت را نمی آورند و از حمام بیرون می روند
و تنبلهای حقیقی در حمام می مانند.
شاه این تدبیر را پسندید و آن را به اجرا درآورد.
تنبل نماها یک به یک از حمام فرار کردند.
فقط دو نفر باقی ماندند که روی سنگ های سوزان کف حمام خوابیده بودند.
یکی ناله می کرد و می گفت: آخ سوختم، آخ سوختم.
دیگری حال ناله و فریاد هم نداشت گاهی با صدای ضعیف می گفت:
بگو رفیقم هم سوخت!
📚 @PDFsCom
❤1🤩1
هزینه یک شب خوابیدن در کتابخانه
در روستایی کوچک در شمال منطقه ولز بریتانیا، کتابخانهای با نام گلادستون و با ویژگی منحصر به فرد و ویژهای وجود دارد که با ۲۶ اتاق برای استراحت پذیرای بازدیدکنندگان از سراسر جهان است
مسافران و جهانگردان در خلال بازدید خود از این کتابخانه میتوانند اتاقی را اجاره کرده و خوابی آرام را میان انبوهی از کتابهای گوناگون تجربه کنند.
اجاره یک شب اقامت در اتاقهای این کتابخانه از ۷۰ تا ۱۲۰ پوند، با توجه به اندازه اتاق، امکانات و فصول مختلف متغیر است.
📚 @PDFsCom
در روستایی کوچک در شمال منطقه ولز بریتانیا، کتابخانهای با نام گلادستون و با ویژگی منحصر به فرد و ویژهای وجود دارد که با ۲۶ اتاق برای استراحت پذیرای بازدیدکنندگان از سراسر جهان است
مسافران و جهانگردان در خلال بازدید خود از این کتابخانه میتوانند اتاقی را اجاره کرده و خوابی آرام را میان انبوهی از کتابهای گوناگون تجربه کنند.
اجاره یک شب اقامت در اتاقهای این کتابخانه از ۷۰ تا ۱۲۰ پوند، با توجه به اندازه اتاق، امکانات و فصول مختلف متغیر است.
📚 @PDFsCom
👍1
بدترین برده داران در قدیم آن هایی بودند که با برده گانشان مهربانی می کردند و در نتیجه نمی گذاشتند چهره هولناک برده داری بر کسانی که از این نظام رنج می کشند یا به آن می اندیشیدند آشکار شود.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : تصویر دوریان گری
✍ اثر : #اسکار_وایلد
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/13342
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : تصویر دوریان گری
✍ اثر : #اسکار_وایلد
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/13342
📚 @PDFsCom
👍2
برای نزدیک شدن به حق باید قلبی مثل مخمل داشت. هر انسانی به شکلی نرم شدن را فرا میگیرد. بعضیها حادثهای را پشت سر میگذراند، بعضیها مرضی کشنده را؛ بعضیها درد فراق میکشند، بعضیها درد از دست دادن مال.
همگی بلاهای ناگهانی را پشت سر میگذاریم، بلاهایی که فرصتی فراهم میآورند برای نرم کردن سختیهای قلب. بعضیهایمان حکمت این بلایا را درک میکنیم و نرم میشویم، بعضیهایمان اما افسوس که سختتر از پیش میشویم.
📕 ملت عشق
✍🏻#الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
همگی بلاهای ناگهانی را پشت سر میگذاریم، بلاهایی که فرصتی فراهم میآورند برای نرم کردن سختیهای قلب. بعضیهایمان حکمت این بلایا را درک میکنیم و نرم میشویم، بعضیهایمان اما افسوس که سختتر از پیش میشویم.
📕 ملت عشق
✍🏻#الیف_شافاک
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
در هر موقعیتی از خود بپرس، اکنون چه چیزی را میتوانم ببخشم؟ اکنون چگونه میتوانم خدمت کنم؟ لازم نیست چیزی داشته باشی تا ببخشی، فقط کافی ست بخشنده باشی 🎧 #کتاب_صوتی :زمینی نو 🖋اثر: #اکهارت_تول 🎙مترجم :مسیحا برزگر فصل 1: شکوفاییِ آگاهیِ انسان 📚 @PDFsCom
داشتن و بیشتر داشتن، یک وهم جمعیست، یک حماقتِ آمیخته به جنون. اگر نتوانی خود را از این وهم جمعی خلاص کنی، تا آخر عمر به دنبال داشتهها میگردی؛ بدون توجه به اینکه حقیقت خود را در چیزهایی که به دنبالشان میگردی، گم کردهای.
🎧 #کتاب_صوتی :زمینی نو
🖋اثر:#اکهارت_تول
🎙مترجم :مسیحا برزگر
فصل: 2
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی :زمینی نو
🖋اثر:#اکهارت_تول
🎙مترجم :مسیحا برزگر
فصل: 2
📚 @PDFsCom
❤1
نگرش حالتی ذهنی و درونی است، بنابراین تشحیص نادرست بودن آن به سادگی ممکن نیست؛ نگرش واقعیت هرکس را برملا میکند و تظاهر آن کارها و حرکات اوست. حتی اگر نتوان عیب خاصی روی رفتار کسی گذاشت در بسیاری مواقع میتوان نگرشی منفی را در او تشخیص داد.
📕 کتاب:مدیریت نگرش
✍🏻 اثر: #جان_مکسول
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:مدیریت نگرش
✍🏻 اثر: #جان_مکسول
📚 @PDFsCom
زن فقیری که با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد. مرد بیایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش میداد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشیاش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: «وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.»
وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و مشغول بردن خوراکیها به داخل خانه کوچکش شد. منشی از او پرسید: «نمیخواهی بدانی چه کسی این خوراکیها را فرستاده؟»
زن جواب داد: «نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان میبرد.»
📚 @PDFsCom
وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و مشغول بردن خوراکیها به داخل خانه کوچکش شد. منشی از او پرسید: «نمیخواهی بدانی چه کسی این خوراکیها را فرستاده؟»
زن جواب داد: «نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان میبرد.»
📚 @PDFsCom
👍2👏1
📎 #_یک_تکه_کتاب
سالیان درازی است که چنین آرامشی نداشتهام... وقتی از جادهای که گیاه بر آن میروید قدم به جنگل میگذارم قلبم بر اثر نوعی شادی که زمینی نیست به لرزه در میآید. نقطهای از ساحل شرقی دریای خزر را که زمانی در آن به سر میبردم به خاطر میآورم . قدم به جنگل گذاشتم ، به حدی که اشک به دیدگان آوردهام به هیجان آمدم ، مگر قبلا به آنجا آمده بودم ، ولی به طور حتم میباید در زمانی دیگر به چنین جایی آمده باشم، هرچه فکر میکنم یادم نمیآید و اکنون من اینجایم . سرشار از امید، اکنون دیگر بار از هیاهوی شهر گریختهام و....
📕 کتاب:زیر ستاره پاییزی
✍🏻 اثر: #کنوت_هامسون
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/11658
📚 @PDFsCom
سالیان درازی است که چنین آرامشی نداشتهام... وقتی از جادهای که گیاه بر آن میروید قدم به جنگل میگذارم قلبم بر اثر نوعی شادی که زمینی نیست به لرزه در میآید. نقطهای از ساحل شرقی دریای خزر را که زمانی در آن به سر میبردم به خاطر میآورم . قدم به جنگل گذاشتم ، به حدی که اشک به دیدگان آوردهام به هیجان آمدم ، مگر قبلا به آنجا آمده بودم ، ولی به طور حتم میباید در زمانی دیگر به چنین جایی آمده باشم، هرچه فکر میکنم یادم نمیآید و اکنون من اینجایم . سرشار از امید، اکنون دیگر بار از هیاهوی شهر گریختهام و....
📕 کتاب:زیر ستاره پاییزی
✍🏻 اثر: #کنوت_هامسون
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/11658
📚 @PDFsCom
مهمترین عاملی که در زندگی زناشویی موجب شادکامی و موفقیت یا آن را تباه می سازد ، تبادل کلمات یا همان گفت و گو است.
📕 کتاب:معجزه گفتگو
✍🏻 اثر: #سوزان_هیت_لر
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:معجزه گفتگو
✍🏻 اثر: #سوزان_هیت_لر
📚 @PDFsCom
👍1