PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
561 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
این رمان كه يكی از شاهكارهای داستان‌نويسی تاريخ ادبيات می‌باشد، روايت يك پروفسور آلمانی به نام اوتو لیدانبراک است که بر اين باور است، برخی دالان‌های دهانه آتشفشان‌ها به سمت مرکز زمین می‌روند. پروفسور برای اثبات اين مهم، به همراهی دوستش و برادرزاده‌‌اش پس از گردآوری تجهيزات لازم، از دهانه‌ی آتشفشانی در ایسلند پایین می‌روند ولی سرانجام در جنوب ایتالیا در استرومبولی دوباره به سطح زمین بازمی‌گردند.

📕 کتاب:سفر به مرکز زمین
✍🏻 اثر: #ژول_ورن

📚 @PDFsCom
@PDFsCom سفر به مرکز زمین
3.3 MB
📕 کتاب:سفر به مرکز زمین
✍🏻 اثر: #ژول_ورن

📚 @PDFsCom
به ياد نمى‌آورم چه كسى گفته «انسان در نخستين روزهاى حياتش حرف زدن ياد مى‌گيرد، اما در بقيه‌ى عمرش مؤسسات و دستگاه‌هاى حكومتى به او سكوت مى‌آموزند».

📕 کتاب:خاطرات تن
✍🏻 اثر: #احلام_مستغانمى

📚 @PDFsCom
پند چكاوك

مردی مرغ چکاوکی را به دام انداخت و خواست که او را بخورد . چکاوک که خود را اسیرمرد دید گفت ای بزرگوار تو در زندگی ات این همه مرغ و خروس و گاو و گوسفند خورده ای و از خوردن آن زبان بسته ها هرگز سیر نشده ای و از خوردن من هم سیر نخواهی شد. پس مرا آزاد کن تا به جای آن سه پند به تو بدهم که در زندگی ات به دردت بخورند و با به کار گیری آنها نیکبخت شوی.

اولین پند این است که هرگز سخن محال را باور نکن .
مرد که از شنیدن اولین پند خشنود شده بود چکاوک را رها کرد و چکاوک بر سر دیوار نشست و گفت پند دیگر اینکه هرگز بر گذشته غم نخور و بر آنچه از دست داده ای حسرت نخور.
سپس ادامه داد . اما در بدن من مرواریدی گرد و گرانبها وجود داشت به وزن 300 گرم که با آزاد کردن من بخت خود و سعادت فرزندانت را بر باد دادی زیرا مانند آن در عالم وجود ندارد.

مرد از شنیدن این سخن از حسرت و ناراحتی به خود پیچید و شیون کرد . چکاوک که حال او را دید گفت مگر نگفتم بر گذشته غم نخور و حسرت چیزی را که از دست دادی نخور ؟ و مگر نگفتم حرف محال را باور مکن من 100 گرم هم نیستم چگونه مرواریدی 300 گرمی در بدن من جا می گیرد؟
مرد که به خودش آمده بود، خوشحال شد که چکاوک دروغ گفته و پرسید خوب پند سومت چیست؟

چکاوک گفت: با آن دو پند چه کردی که سومی را به تو بدهم...؟
📚 @PDFsCom
نمیدونم ما کی قراره از این سایه شوم رها بشیم...این متن از سیاحت‌نامه ابراهیم بیگ ۱۲۰ سال قبله انگار که هیچ چیزی تغییر نکرده:

‏”ایران را دیدم دلم خون شد. همه جا ملک پریشان، ملت پریشان، تجارت پریشان، خیال پریشان، عقاید پریشان، شهر پریشان، شهریار پریشان، خدایا این چه پریشانی است؟!”

📚 @PDFsCom
اگر قرار نیست در حرفه خود بهترین باشید بهتر است آنرا رها کنید. یا تصمیم بگیر که نفر اول رشته خودت باشی.

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:شیب
✍🏻 اثر: #ست_گادین

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12744

📚 @PDFsCom
آدم‌ها که خدا میداند چرا چنین خمیره‌ای دارند، بسیار کمتر رنج می‌بُردند اگر که این‌قدر به خیال تن نمی‌سپردند و از تلخی‌های گذشته یاد نمی‌کردند، یا به‌ جای بی‌خیالی و پرداختن به اکنون، در حال‌وهوای خاطرات ناگوارِ گذشته غرق نمی‌شدند.

📕 رنج‌ های ورتر جوان
✍🏻 #یوهان_ولفگانگ_گوته

📚 @PDFsCom
1
شاه ارفاق تحصیلی را خیانت به مملکت میدانست! او چنين گفته بود كه:

"به عنوان فردی دلسوز ورئیس مملکت به دبیران و استادان دانشگاه میگویم به هیچکس نمره اضافه ندهند، به هیچ کسی ورقه قبولی بی جهت ندهند، این یک نوع خیانت به آینده مملکت است."

📚 @PDFsCom
👍4
منطقه قطبی برایش مناسب است .چیزی در انجاست که ذاتی ارامش بخش است .در سرمای پوشیده از یخ وصخره و دریا وآسمان بی مزاحمت های شهرها و بزرگراها و درختان و دیگر ویرانگرها که چشم انداز را درجنوب بهم می ریزد

📕 کتاب:تشک سنگی
✍🏻 اثر: #مارگارت_اتوود

📚 @PDFsCom
دکترها از معالجه او دست کشیده بودند و این تصویر لحظاتی قبل از مرگ پرفسور حسابی ثبت شده که نشان میدهد ایشان تا آخرین لحظه عمرش به دنبال کسب علم بود.

۱۲ شهریورماه سالروز درگذشت پروفسور محمود حسابی فیزیکدان معاصر
روحش شاد و یادش گرامی باد🌹

📚 @PDFsCom
در هنگام شیوع وبا در ایران برخی مردم را با روضه خوانی و سینه زنی و رفتن به مصلی سرگرم می کردند و بعنوان درمان خوردن تربت سیدالشهدا را تجویز مینمودند، اما به هنگام مصیبت در اعتقاد خودشان سستی پیدا میشد و زودتر از دیگران میدان را خالی میکردند...

در تهران برخی روحانیون ثروتمند قبل از همه فرار نمودند! اهل قم دیدند که وبا بکلی رفع شده بود، اما حاکم و آقای متولی از ترس جان به شهر نمی آمدند...

📚منبع: مقاله تاثیر اجتماعی و اقتصادی بیماری وبا در دوره قاجار از هما ناطق، ص۵۱

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

احساسات واقعاً به زندگي رنگ ميدهند. لحظهای دنیايي را كه هیچ احساسي در آن امکان وقوع نداشته باشد در نظر آوريد. هیچ لذتي در آن نميتواند وجود داشته باشد. هیچ احساسي اعم از شادی، سعادت، نیکي، مهرباني، عشق و هیچ احساس مثبت ديگری نخواهد بود. البته در اين سیارهی تخیلي هیچ احساس ناخوشايندی نیز وجود نخواهد داشت. نه تاسف، نه خشم، نه افسردگي و نه غم. زندگي در چنین سیارهای تنها به معني زنده بودن است.

📕 کتاب:ایموشن کد (رمز احساسات)
✍🏻 اثر: #بردلی_نلسون

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12590

📚 @PDFsCom
👍1
بیشتر ما انسانها تواناییهایی را که در خود می‌بینیم، ذاتی و خلل‌ناپذیر می‌شماریم؛ به‌گونه‌ای که حتی تصور از دست‌دادن احتمالی این تواناییها را نیز به دشواری به ذهن خود راه می‌دهیم و معمولاً به‌گونه‌ای پوشیده، خود را از افراد فاقد این تواناییها متمایز می‌دانیم.

📕 کتاب:داستان زندگی من
✍🏻 اثر: #هلن_کلر

📚 @PDFsCom
👍2
کتاب رمان داستان زندگی من.pdf
5.8 MB
📕 کتاب:داستان زندگی من
✍🏻 اثر: #هلن_کلر

📚 @PDFsCom
هر کسی که در دنیا آمده باشد و پاریس را ندیده باشد مثل این است که هیچ در دنیا از عدم به وجود نیامده است. می‌توان بهشت روی زمین گفت.

📕 کتاب:پاریس از دور نمایان شد
✍🏻 اثر: #علی_اکبر_شیروانی

📚 @PDFsCom
‏یکی از استادان دانشگاه در آفریقای جنوبی:

برای نابودی یک ملت نیازی به حمله‌ی نظامی و لشکرکشی نیست.
فقط کافی‌ست سطح و کیفیت آموزش را پائین آورد و به دانش‌آموزان اجازه‌ی تقلب داد.
مریض به دست پزشکی که تقلب می‌کند خواهد مرد.
خانه‌ها به دست مهندسی که موفق به تقلب شده ویران خواهد شد.
‏منابع مالی در دست حسابداری که موفق به تقلب شده، از دست خواهد رفت.
انسانیت به دست عالم دینی که موفق به تقلب شده می‌میرد.
عدالت به دست قاضی‌ای که موفق به تقلب شده ضایع می‌شود...

سقوط آموزش و پرورش = سقوط یک ملت

📚 @PDFsCom
3
شمر نمازش را می‌خواند،
روزه‌اش را هم می‌گرفت،
آشکارا هم فسق و فجور نمی‌کرد،
و شاید اهل رشوه و ربا هم نبود
معاویه و ابن‌زیاد و عمربن‌سعد هم همینطور!
یادمان باشد، ”کربلا” به رفتن نیست...
به شدن است!..
که اگر به رفتن بود!
شمر هم ”کربلایی” است!

📚 @PDFsCom
هکلبری‌فین یک پسر بچه معمولی بود، شاید از معمولی هم معمولی‌تر. حتی نزدیک بود در خانه "بیوه دوگلاس"، یک آدم حسابی شود. تا اینکه سر و کله باباش پیدا شد و بعد از اینکه چند سری کتک مفصل خورد و داخل یک کلبه زندانی شد، فهمید که باید کاری بکند. از بدشانسی‌ یا خوش‌شانسی‌اش جیم، برده سیاه، هم به همین نتیجه رسیده بود و در نتیجه ...

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:ماجراهای هاکلبری فین
✍🏻 اثر: #مارک_تواین

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12548

📚 @PDFsCom
👍1
بیشتر مردم به ترس‌ها و حماقت‌های‌شان زنجیر شده‌اند و جرئت ندارند بی‌طرفانه قضاوت کنند که مشکل زندگی‌شان چیست.
بیشتر آدم‌ها همین‌طور زندگی‌شان را بی‌هیچ رضایتی ادامه می‌دهند،
بدون آن‌که تلاش کنند تا بفهمند سرچشمه‌ی نارضایتی‌شان کجاست یا بخواهند تغییری در زندگی‌شان ایجاد کنند،
سرآخر می‌میرند...!


📕 برادران سیسترز
✍🏻 #پاتریک_دوویت

📚 @PDFsCom
روی باغچه‌ خودتان تمرکز کنید، متوجه زندگی خودتان باشید، می‌بینید به قدر کافی علف هرز وجود دارد که شما را مشغول کند. آن‌چه در طول زندگی‌تان رخ می‌دهد، مخصوصا اتفاقات مهم و ضربه‌های جدی سرنوشت و تقدیر، به این معنی نیست که شما فرد خوب یا بدی هستید. بنابر‌این غم و اندوه و بدبختی را با بی‌خیالی و آرامش بپذیرید. شانس مواجهه با موفقیت‌های باور نکردنی و مصیبت‌های جانکاه دقیقا به یک اندازه هستند.

📕 کتاب:هنر خوب زیستن
✍🏻 اثر: #رولف_دوبلی

📚 @PDFsCom
👍1👏1