PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
561 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
راهبی که فراری اش را فروخت _رابین اس.شارما
@PDFsCom
🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل 11:با ارزش‌ترین دارایی

📚 @PDFsCom
1
قصه ی ما به سر رسید...

📚 @PDFsCom
1👎1
کوبیدن بر طبل جنگ، تمامِ نفرت‌پراکنی‌ها، جیغ‌ودادها و دروغ‌ها درباره‌ی اهمیت جنگ، از طرف کسانی صادر می‌شوند که خودشان بیرون از میدان جنگ خواهند ماند.

📕 کتاب:درود بر کاتالونیا
✍🏻 اثر: #جورج_اورول

📚 @PDFsCom
جورج اورول - درود بر کاتالونیا.pdf
6.5 MB
📕 کتاب:درود بر کاتالونیا
✍🏻 اثر: #جورج_اورول

📚 @PDFsCom
میگویند روزی رضا شاه پهلوی در راه سعد آباد پیر مرد پیاده ای را دید و سوار اتومبیل خودش کرد و به مقصدش که تجریش بود رساند .

هنگامی که پیر مرد از اتومبیل پیاده شد ، رضا شاه صد تومان هم به او انعام داد ،
پیر مرد به رضا شاه گفت : قربانت بشوم من صد تومان شما را نمی خواهم

فقط امر بفرمایید تنها فرزندم را که به خدمت نظام برده اند معاف کنند که بدون کمک او چرخ زندگی مان لنگ مانده است!

رضا شاه گفت : پدر جان ؛ این صد تومان را ببر به آن پدر سوخته ها رشوه بده حتما پسرت را معاف میکنند!

📚 @PDFsCom
👍51
📎 #_یک_تکه_کتاب

در مدرسه گناه و غم مثل پوشیدن لباس‌هایی بودند که هنوز بعد از شستن خیس هستند. هر جا می‌رفتم احساس خیسی و سرما داشتم. در کلاس تاریخ در صندلی اول ردیف چهارم می‌نشستم. یاد می‌گرفتم که اندروجکسون را درخت گردوی پیر می‌نامیدند. برایم روشن بود که "دانستن" بالاخره یک روز من را ثروتمند خواهد کرد روزی که مادر و بیرجو فقیر هستند.»

📕 کتاب : زندگی خانوادگی
اثر : #آخیل_شرما

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3518

📚 @PDFsCom
یکی از ارزشمندترین کتب مرجع زبان فارسی است. در واژه‌نامه زبان پاک ریشه ایرانی پراستفاده‌ترین کلمات غیر ایرانی که در زبان فارسی استفاده می‌شود را خواهیم شناخت.

📕 کتاب:زبان پاک
✍🏻 اثر: #احمد_کسروی

📚 @PDFsCom
@PDFsCom زبان پاک
493.5 KB
📕 کتاب:زبان پاک
✍🏻 اثر: #احمد_کسروی

📚 @PDFsCom
بوی شکلات داغ اطرافش را پر میکند، همان بویی که سالهاست اتاقش را عطر آگین کرده همان بویی که سالهاست همراه عطرهایش شده… باز هم پکی دیگر و باز اسیر لذت میشود… در این لذت کسی را سهمیم نمیکند مگر کسی که لذت...

📕 کتاب:سیگار شکلاتی
✍🏻 اثر: #هما_پور_اصفهانی

📚 @PDFsCom
درویشی بود که در کوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند:

"هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"

اتفاقاً زنی این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: من پدر این درویش را در می‌آورم که هر روز مزاحم آسایش ما میشود.

زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانه‌اش و به همسایه‌ها گفت: من به این درویش ثابت می‌کنم که هرچه کنی به خود نمی‌کنی.

کمی دورتر پسری که در کوچه بازی میکرد نزد درویش آمد و گفت: من بازی کرده و خسته و گرسنه‌ام کمی نان به من بده.

درویش هم همان فتیر شیرین را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور فرزندم ! پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: درویش! این چه بود که سوختم؟ درویش فوری رفت و زن را خبر کرد.

زن دوان‌دوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور که توی سرش می‌زد و شیون می‌کرد، گفت: پسرم را با فتیر زهر آلودم مسموم کردم .

آنچه را که امروز به اختیار می‌کاریم فردا به اجبار درو می‌کنیم.
پس در حد اختیار، در نحوه‌ی افکار و کردار و گفتارمون بیشتر تامل کنیم!
📚 @PDFsCom
👍2
ملا نصرالدین را گفتند: فلان کس فتوای جهاد و جنگ داده نمی‌آیی؟

ملا گفت: اگر خودش جهاد کرد، من هم می‌آیم! او میخواهد من بمیرم، تا زمینم را صاحب شود...

📚 @PDFsCom
انسان‌ می‌تواند تبسم کند درحالی که به بدترین شکل در حال خیانت به شما هست!
حیوانات تبسم نمی‌کنند ولی هم را می‌درند، کدام منصفانه‌تر است؟

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:حیوان اندیشمند
✍🏻 اثر: #روبر_مرل

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12812

📚 @PDFsCom
این را فهمیده‌ام که بیشتر ماهی‌ها، موقع پیری شکایت می‌کنند که زندگیشان را بی‌خودی تلف کرده‌اند.
دائم نفرین و ناله می‌کنند که زندگیشان را بی‌خودی تلف کرده‌اند.
دائم ناله و نفرین می‌کنند و از همه چیز شکایت دارند.
من می‌خواهم بدانم که، راستی راستی، زندگی یعنی اینکه تو یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا اینکه طورِ دیگری هم توی دنیا می‌شود زندگی کرد؟

📕 ماهی سیاه کوچولو
✍🏻 صمد بهرنگی

📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
پیروزی های کوچک پیروزی های بزرگ را به ارمغان می آورند باید از اهداف کوچک شروع کنی تا به اهداف بزرگ برسی. 🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت 🖋اثر:رابین اس شارما فصل :10و11 📚 @PDFsCom
زندگی برایم شمعی با عمری کوتاه نیست، مشعلی با شکوه است که برای آن لحظه بخصوص باید نگهش دارم و میخواهم قبل از اینکه آن را به دست آیندگان بسپارم تا جایی که امکان دارد به درخشندگی روشن نگهش دارم.

🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل :12و13

📚 @PDFsCom
راهبی که فراری اش را فروخت _رابین اس.شارما
@PDFsCom
🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل 13:راز جاودان یک عمر شادی

(پایان)
📚 @PDFsCom
1
میدانست که پسرک تا نزدیک شکوفه های درخت پرتقال بالا رفته و محصول سال آینده‌ی پاییز از گوشت بدن او ساخته میشود.نه، قادر نبود آنرا بخورد...میدانست که در زیر تمام درخت های پرتقال جهان، پسری دفن شده که میوه های پرتقال را با شیره استخوان های خویش شیرین میکند.

📕 کتاب:زنی که هر روز راس ساعت ۶صبح می آمد
✍🏻 اثر: #گابریل_گارسیا_مارکز

📚 @PDFsCom
زنی_که_هرروز_رأس_ساعت_۶_صبح_می‌آمد.pdf
3.4 MB
📕 کتاب:زنی که هر روز راس ساعت ۶صبح می آمد
✍🏻 اثر: #گابریل_گارسیا_مارکز

📚 @PDFsCom
جهودی و ترسایی و مسلمانی رفیق بودند در راه؛ زر یافتند، حلوا ساختند. گفتند: بیگاه است، فردا بخوریم و این اندک است، آن کس خورَد که خواب نیکو دیده باشد.
غرض تا مسلمان را ندهند !
مسلمان نیم شب برخاست. خواب کجا؟ عاشق محروم و خواب؟!... برخاست، جمله حلوا را بخورد. عیسوی گفت: عیسی فرود آمد مرا برکشید. جهود گفت: موسی در تماشای بهشت بُرد مرا، عیسای تو در آسمان چهارم بود. عجایبِ آن چه باشد در مقابله عجایب بهشت؟
مسلمان گفت: محمد آمد، گفت: ای بیچاره، یکی را عیسی برد به آسمان چهارم، و آن دگر را موسی به بهشت برد، تو محروم بیچاره، باری برخیز و این حلوا بخور! آنگه برخاستم و حلوا را بخوردم.

گفتند: والله خواب آن بود که تو دیدی، آنِ ما همه خیال بود و باطل...

شمس تبریزی

📚 @PDFsCom