اشعار با جوهر ترس نوشته میشوند، داستانها با خون، و تاریخ با جوهری نامرئی.
📕 کتاب:بازی فرشته
✍🏻 اثر: #کارلوس_روئیث_ثافون
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:بازی فرشته
✍🏻 اثر: #کارلوس_روئیث_ثافون
📚 @PDFsCom
دركلیسا...
جك از دوستش ماكس می پرسد: «فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»
ماكس میگه: «چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش میره و می پرسه « وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ
...
حالا امروزی تر:
کسی که نماز میخونه و روزه ميگيره ، میتونه اختلاس و دزدی کنه؟ نه!
کسی که اختلاس و دزدی میکنه، میتونه نماز بخونه؟ بله مطمئناً!
پس باید سوال رو درست پرسید!!!
📚 @PDFsCom
جك از دوستش ماكس می پرسد: «فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»
ماكس میگه: «چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش میره و می پرسه « وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ
...
حالا امروزی تر:
کسی که نماز میخونه و روزه ميگيره ، میتونه اختلاس و دزدی کنه؟ نه!
کسی که اختلاس و دزدی میکنه، میتونه نماز بخونه؟ بله مطمئناً!
پس باید سوال رو درست پرسید!!!
📚 @PDFsCom
👍3
فقیرترین دکتر جهان ! دکتر محمد مشالی دکتر مصری معروف به طبیب فقرا به لقاء الله پیوست او در سال 1967 با رتبه اول از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شد و مدت 50 سال است در شهر طنطا در مصر بیماران فقیر را رایگان معالجه میکند بلکه پول دوایشان را می پردازد و از آنهایی که متمکن هستند فقط 10 لیره مصری ویزیت میگیرد ..او اتومبیلی با تلفن همراه ندارد و هر روز پای پیاده از منزل تا مطبش میرود ، یکی از ثروتمندان خلیجی از قضیه این دکتر خبر آگاه شد و مبلغ 20/000 دلار و یک اتومبیل شیک به او هدیه نمود ولی پس از یکسال که برای دیدن او رفت فهمید که محمد تمام پول را بین فقرا توزیع نموده و اتومبیل را فروخته آزمایشگاهی تاسیس نموده تا آزمایشات فقرا را رایگان انجام دهد. وی می گوید وقتی از دانشکده فارغ التحصیل شدم فهمیدم پدرم هزینه علاج بیماری اش را خرج تحصیل من نموده پس با خدایم عهد بستم از بیماران فقیر یک قروش نگیرم ..دکتر محمد مشالی امروز دار دنیا را ترک کرد و به سرای باقی شتافت ...خداوند رحمتش کند همانگونه که به بنده های فقیرش ترحم مینمود.
📚 @PDFsCom
📚 @PDFsCom
دلم میخواد که کسی رو دوست داشته باشم و کسی هم باشه که من رو دوست داشته باشه ولی هیچ کس رو پیدا نمیکنم، اینه که خیلی دردناکه و وقتی کسی برات ارزش قائل نیست از داخل خودت دیوونه میشی و دلت میخواد فریاد بزنی، همه چیزو بشکنی و از پنجره خودتو به بیرون پرت کنی."
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : سی بل
✍ اثر : #فلورا_ریتا_شرایبر
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9470
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : سی بل
✍ اثر : #فلورا_ریتا_شرایبر
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9470
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
در یک روز عادی، یک انسان معمولی، حدود شصت هزار اندیشه از ذهن می گذراند. اما چیزی که مرا حیرت زده کرد این بود که ۹۵درصد این افکار، درست همان افکار روز پیششان است. در تاریکترین شرایط، نقطه ی روشن وجود دارد، به شرطی که شجاعتِ در پیِ آن بودن را داشته باشی! 🎧…
هر چیزی در عالم دوبار خلق میشود,یکبار در ذهنتان و بار دیگر در واقعیت. درزندگی هیچ اشتباهی وجود ندارد.در زندگی تنها درس هایی وجود دارند که باید از آنها بیاموزیم.چیزی به عنوان یک خاطره ی منفی و بد وجود ندارد
🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل :4و5
📚 @PDFsCom
🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل :4و5
📚 @PDFsCom
هنوز چیزهای دیگری هم مانده است؛ مناظر نفس گیری که در نزدیکی ملک ما بر فراز دره ها قابل رویت است و بعد از آنها سواحل بی نظیر اقیانوس آرام و امواج زیبای کف آلود. همه ی اینها زیباست و زندگی شما زندگی براستی زیباست.
📕 کتاب:ثروت و قانون جذب
✍🏻 اثر: #استر_و_جری_هیکس
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:ثروت و قانون جذب
✍🏻 اثر: #استر_و_جری_هیکس
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
زندگی دختر جوانی به نام آنی بدینگفلد پس از مرگ
پدرش که مردمشناس معروفی بوده با مشکل مواجه میشود. آنی از لحاظ مالی با تنگنای شدید روبرو شده. آقای بدینگفلد وکیل سابق نامه محبتآمیزی به آنی مینویسید و اعلام میکند که حاضر است به او مسکن مجانی بدهد، ولی آنی مایل نیست این پیشنهاد را قبول کند. در عوض او تصمیم دارد دور دنیا را بگردد و زندگی پرماجرایی در پیش گیرد.
دست تقدیر باعث میشود که وقتی آنی عازم ایستگاه مترو است مرد ریزنقشی را ببیند که ناگهان روی ریلها میافتد و دچار برقگرفتگی میشود. مردی با لباس قهوهای راهش را از میان جمعیت باز میکند و خودش را بالای سر قربانی میرساند و اعلام میکند که آن مرد فوت کرده. بعد با عجله دور میشود و تکه کاغذی از خود به جای میگذارد که روی آن نوشته.....
📕 کتاب:مردی با لباس قهوه ای
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/11701
📚 @PDFsCom
زندگی دختر جوانی به نام آنی بدینگفلد پس از مرگ
پدرش که مردمشناس معروفی بوده با مشکل مواجه میشود. آنی از لحاظ مالی با تنگنای شدید روبرو شده. آقای بدینگفلد وکیل سابق نامه محبتآمیزی به آنی مینویسید و اعلام میکند که حاضر است به او مسکن مجانی بدهد، ولی آنی مایل نیست این پیشنهاد را قبول کند. در عوض او تصمیم دارد دور دنیا را بگردد و زندگی پرماجرایی در پیش گیرد.
دست تقدیر باعث میشود که وقتی آنی عازم ایستگاه مترو است مرد ریزنقشی را ببیند که ناگهان روی ریلها میافتد و دچار برقگرفتگی میشود. مردی با لباس قهوهای راهش را از میان جمعیت باز میکند و خودش را بالای سر قربانی میرساند و اعلام میکند که آن مرد فوت کرده. بعد با عجله دور میشود و تکه کاغذی از خود به جای میگذارد که روی آن نوشته.....
📕 کتاب:مردی با لباس قهوه ای
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/11701
📚 @PDFsCom
سنان ابن انس مردي شجاع، شاعر و كمي ناقص عقل بود. بر اسب سوار شد و در مقابل خيمهي عمر بن سعد ايستاد و با صداي بلند سرود :
اِملأ رکابی فضهً او ذهباً
انی قتلتُ السیدَ المحجبا
ركابم را از طلا و نقره پر كن
زيرا من مردی را كشتم كه (مردم) قدرش را نمی دانستند
عمر بن سعد با چوبدستی او را زد و گفت: دیوانه ! اگر ابنزياد اين را بشنود، گردنت را خواهد زد.
📚 تاریخ طبری
👤 مقتل ابومخنف
📚 @PDFsCom
اِملأ رکابی فضهً او ذهباً
انی قتلتُ السیدَ المحجبا
ركابم را از طلا و نقره پر كن
زيرا من مردی را كشتم كه (مردم) قدرش را نمی دانستند
عمر بن سعد با چوبدستی او را زد و گفت: دیوانه ! اگر ابنزياد اين را بشنود، گردنت را خواهد زد.
📚 تاریخ طبری
👤 مقتل ابومخنف
📚 @PDFsCom
👍5
دوبروفسکی سرگذشت دردناک جوانی است به نام ولادیمیر دوبروفسکی، که روح نجیب و بلندهمتی دارد و سرنوشت وادارش میکند که زندگی راهزنان را پیش گیرد...
📕 کتاب:دوبروفسکی
✍🏻 اثر: #الکساندر_پوشکین
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:دوبروفسکی
✍🏻 اثر: #الکساندر_پوشکین
📚 @PDFsCom
دیوانگی را نمیشود از میان آدمها برداشت، مهم این است. اگر از کوچه و خیابان فراریاش دهی، از صومعه سر در میآورد. اگر از صومعه بیرونش بیندازی، توی مدرسه، یا سربازخانه، یا چه میدانم کجا پیدایش میشود.
این را از من داشته باش: دنیا بدون دیوانه نمیماند.
📕 کتاب:دانه زیر برف
✍🏻 اثر: #اینیاتسیو_سیلونه
📚 @PDFsCom
این را از من داشته باش: دنیا بدون دیوانه نمیماند.
📕 کتاب:دانه زیر برف
✍🏻 اثر: #اینیاتسیو_سیلونه
📚 @PDFsCom
❤1
شتر دیدى، ندیدى!
مردی در صحرا دنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر باهوشی برخورد و سراغ شتر را از او گرفت.
پسر گفت: شترت یک چشمش کور بود؟
مرد گفت: بله
پسر پرسید: آیا یک طرف بارش شیرینی و طرف دیگرش ترشی بود؟
مرد گفت: بله بگو ببینم شتر کجاست؟
پسر گفت: من شتری ندیدم!
مرد ناراحت شد، و فکر کرد که شاید پسرک بلایی سر شتر آورده پس او را نزد قاضی برد و ماجرا را برای او تعریف کرد.
قاضی از پسر پرسید: اگر تو شتر را ندیدی چطور همه مشخصاتش را می دانستی؟
پسرک گفت: روی خاک رد پای شتری را دیدم که فقط سبزه های یک طرف را خورده بود، فهمیدم که شاید یک چشمش کور بوده، بعد متوجه شدم که در یک طرف راه، مگس و در طرف دیگر، پشه بیشتر است چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است.
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت: درست است که تو بی گناهی، ولی زبانت باعث دردسرت شد پس از این به بعد شتر دیدی ندید
📚 @PDFsCom
مردی در صحرا دنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر باهوشی برخورد و سراغ شتر را از او گرفت.
پسر گفت: شترت یک چشمش کور بود؟
مرد گفت: بله
پسر پرسید: آیا یک طرف بارش شیرینی و طرف دیگرش ترشی بود؟
مرد گفت: بله بگو ببینم شتر کجاست؟
پسر گفت: من شتری ندیدم!
مرد ناراحت شد، و فکر کرد که شاید پسرک بلایی سر شتر آورده پس او را نزد قاضی برد و ماجرا را برای او تعریف کرد.
قاضی از پسر پرسید: اگر تو شتر را ندیدی چطور همه مشخصاتش را می دانستی؟
پسرک گفت: روی خاک رد پای شتری را دیدم که فقط سبزه های یک طرف را خورده بود، فهمیدم که شاید یک چشمش کور بوده، بعد متوجه شدم که در یک طرف راه، مگس و در طرف دیگر، پشه بیشتر است چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است.
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت: درست است که تو بی گناهی، ولی زبانت باعث دردسرت شد پس از این به بعد شتر دیدی ندید
📚 @PDFsCom
👍1
روزی پسری از خانواده نسبتا مرفه، متوجه شد مادرش از همسایه فقیر خود نمک خواست
متعجب به مادرش گفت که دیروز کیسه ای بزرگ نمک برایت خریدم، برای چه از همسایه نمک طلب می کنی؟
مادر گفت: پسرم، همسایه فقیر ما، همیشه از ما چیزهایی طلب میکند، دوست داشتم از آنها چیز ساده ای بخواهم که تهیه آن برای آنها سخت نباشد، درحالی که هیچ نیازی به آن ندارم، ولی دوست داشتم وانمود کنم که من نیز به آنها محتاجم، تا هر وقت چیزی از ما خواستند، طلبش برای آنها آسان باشد، و شرمنده نشوند...
"فرهنگی که باید با آب طلا نوشت"
📚 @PDFsCom
متعجب به مادرش گفت که دیروز کیسه ای بزرگ نمک برایت خریدم، برای چه از همسایه نمک طلب می کنی؟
مادر گفت: پسرم، همسایه فقیر ما، همیشه از ما چیزهایی طلب میکند، دوست داشتم از آنها چیز ساده ای بخواهم که تهیه آن برای آنها سخت نباشد، درحالی که هیچ نیازی به آن ندارم، ولی دوست داشتم وانمود کنم که من نیز به آنها محتاجم، تا هر وقت چیزی از ما خواستند، طلبش برای آنها آسان باشد، و شرمنده نشوند...
"فرهنگی که باید با آب طلا نوشت"
📚 @PDFsCom
👏3
میدانیم که نمیرسیم و میرویم، میدانیم همین سنگ که میکِشیمش بالاخره یک روزی لِه و لَوَردمان میکند اما باز میکِشیمش، حتی چرخ و دندههایش راروغن میزنیم ...
#معرفی_کتاب
📕 جبه خانه
✍️🏻 #هوشنگ_گلشیری
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/734
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 جبه خانه
✍️🏻 #هوشنگ_گلشیری
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/734
📚 @PDFsCom
محبوب من!
در مدرسه به ما الفبا را یاد نداده اند که با آن دکتر و مهندس و مانند اینها شویم.الفبا را یاد داده اند تا ما با هم حرف بزنیم و با حرف زدن با هم زلفی گره بزنیم و قربان صدقه ی هم برویم.ما در قطاری هستیم که نمی دانیم کجا می رود،کدام ایستگاه پیاده می شویم.به جای غصه خوردن بهتر است با هم برویم در بوفه ی قطار بنشینیم و با کسی که دوست داریم حرف بزنیم.
👤محمد صالح علاء
📚 @PDFsCom
در مدرسه به ما الفبا را یاد نداده اند که با آن دکتر و مهندس و مانند اینها شویم.الفبا را یاد داده اند تا ما با هم حرف بزنیم و با حرف زدن با هم زلفی گره بزنیم و قربان صدقه ی هم برویم.ما در قطاری هستیم که نمی دانیم کجا می رود،کدام ایستگاه پیاده می شویم.به جای غصه خوردن بهتر است با هم برویم در بوفه ی قطار بنشینیم و با کسی که دوست داریم حرف بزنیم.
👤محمد صالح علاء
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
هر چیزی در عالم دوبار خلق میشود,یکبار در ذهنتان و بار دیگر در واقعیت. درزندگی هیچ اشتباهی وجود ندارد.در زندگی تنها درس هایی وجود دارند که باید از آنها بیاموزیم.چیزی به عنوان یک خاطره ی منفی و بد وجود ندارد 🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت 🖋اثر:رابین اس شارما…
اگر مشکلی در زندگیتان پیش آمده,اگر شکست بزرگی خوردید,اگر تمام دنیا به شما پشت کرده بدبیاری آوردید,نگران نباشید,این یعنی تولد "منِ جدید" و فرصتی برای رشد.
🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل :6و7
📚 @PDFsCom
🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل :6و7
📚 @PDFsCom