PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
560 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
‍ قبرستان جن ها در سیستان !

قبرستانی خاموش و مرموز در جنوب شرقی ترین نقطه ایران، استان سیستان و بلوچستان، شهر چابهار، روستای تیس. روستایی باستانی با قدمتی حداقل ۲۳۰۰ ساله كه در آن اعتقادات و باورهای مردم بلوچ با راز آمیزی و سكوت ژرفناك طبیعت آن و آثار باستانی بر جای مانده پیوند خورده است و گورستان جن كه بلوچ ها به آن «جن سنط» می‌گویند یكی از این رازهاست. قبرها در كنار هم بر روی سطحی صخره ای حفر شده اند. حفر این گورها بر سطح سنگی حیرت و پرسش بازدیدكنندگان را بر می انگیزد. چه كسانی این گورهارا حفر كرده اند؟ چرا سطح سنگی را برای حفر انتخاب كرده‌اند؟ این گورها با چه وسیله ای حفر شده است؟ در پاسخ به این پرسش ها مانند این گورستان جز سكوت و خاموشی چیزی نمی شنویم. شاید به دلیل حفظ مردگان و در گذشتگان از گزند جانوران و خورندگان زیر زمینی اجساد، رنج كندن سنگ را بر خود هموار می كردند و گورها را اینچنین می ساختند. شاید برای احترام به مردگان بوده و شاید هم باور مردم محلی درست باشد كه «این گورها متعلق به جن هاست. آنها مردگان خود را در حصار این سنگ ها دفن كرده اند، شب كه می رسد، جنها بر سر گور از دست رفتگان خود حاضر می شوند و به مویه و مرثیه سرایی مشغول می گردند. هر كس كه شبانگاه گذرش بر این گورستان بیفتد، مورد نفرین جن ها قرار می گیرد و با عذابی سخت بعد از چند روز می میرد.»

بشر امروزی با وسایل ابتدایی به دشواری توانایی حفر این گورها را بر روی سطح سخت سنگی دارد. شاید به همین دلیل است كه مردم محلی حفر این گورها را به نیرویی مافوق بشر نسبت می دهند.این گورستان بر تپه ای كم ارتفاع مشرف بر روستای تیس و در پای كوه پیل بند قرار گرفته است. در كنار این گورستان كه به قبرستان شماره یك تیس مشهور است، قبرستان امروزی مردم روستا قرار دارد. اما گورهای این گورستان بر سطح خاكی نرم حفر می شوند. مردم روستا اگرچه درگذشتگان خود را در این گورستان به خاك می سپارند اما مراقبند كه شب گذرشان به گورستان جن ها نیفتد!
📚 @PDFsCom
👍2
دکتر شریعتی می گوید در حادثه کربلا با سه‌ نمونه شخصیت روبرو می‌شویم :

اول : حسین (ع)
حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شود تا آخر می‌‌ایستد ! خودش و فرزندانش شهید می‌شوند. هزینه انتخابش را می‌‌دهد و به چیزی که نمی‌خواهد تن‌ نمی‌‌دهد. از آب می‌گذرد، از آبرو نه‌ !

دوم: یزید
همه را تسلیم می‌خواهد. مخالف را تحمل نمی‌‌کند. سرِ حرفش می‌‌ایستد. نوه‌ پیغمبر را سر می‌‌ٔبرد. بی‌ آبرویی را به جان میخرد تا به چیزی که می‌‌خواهد برسد

سوم: عمرِ سعد
به روایتِ تاریخ تا روز ٨ محرّم در تردید است. هم خدا را می‌خواهد هم خرما، هم دنیا را می‌خواهد هم اخرت. هم می‌خواهد حسین (ع)را راضی‌ کند هم یزید را ، هم اماراتِ ری را می‌خواهد،هم احترامِ مردم را ، نه‌ حاضر است از قدرت بگذرد ، نه‌ از خوشنامی، هم آب می‌خواهد هم آبرو ، دستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی‌ است که به هیچکدام از چیزهایی که می‌خواهد نمی‌‌رسد نه سهمی از قدرت می‌‌برد نه‌ از خوشنامی

ما آدمهایِ معمولی‌ راستش نه جرات و ارادهِ حسین (ع) شدن را داریم، نه قدرت و ابزارِ یزید شدن را اما در درونِ همه ما یک عمرِ سعد هست !

من بیش از همه از عمر سعد شدن میترسم...

📚 @PDFsCom
👍5
تنها با بذله‌گویی می‌تواند احساساتش را بیان کند. می‌فهمم که نمی‌تواند، جسارت آن را ندارد تا مرا به‌جای پدرش دوست بدارد، مرا برگزیند و با من زندگی کند. اغلب ، از اینکه می‌بیند آن‌قدرها هم عاشق نیست تا بتواند بر هراس غلبه کند، می‌گرید.

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:عاشق
✍🏻 اثر: #مارگریت_دوراس

لینک دانلود این کتاب 👇

https://t.me/PDFsCom/12384

📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
کتاب راهبی که فراری‌اش را فروخت، سعی دارد دریچه‌ای از بعد برتر وجودمان را برایمان بشکافد، دریچه‌ای که در 24 ساعت شبانه روز یا حتی شاید در همه‌ی عمر، لحظه‌ای هم به آن توجه نداشته باشیم، غافل از اینکه فقط اوست که می‌ماند.این داستان الهام‌بخش آرام آرام پاسخ بزرگ‌ترین…
در یک روز عادی، یک انسان معمولی، حدود شصت هزار اندیشه از ذهن می گذراند. اما چیزی که مرا حیرت زده کرد این بود که ۹۵درصد این افکار، درست همان افکار روز پیششان است.
در تاریک‌ترین شرایط، نقطه ی روشن وجود دارد، به شرطی که شجاعتِ در پیِ آن بودن را داشته باشی!

🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل :3

📚 @PDFsCom
راهبی که فراری‌اش را فروخت_رابیــن شـارمــا
@PDFsCom
🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل 3 : دگرگونی معجزه‌آسای جولیان منتل

📚 @PDFsCom
اجازه نده آتش درونت ذره‌ ذره در مردابِ ناامید کنندهٔ زمزمه‌ هایی که به تو می ‌گویند "هنوز نه" یا "اصلاً ممکن نیست" خاموش شود. اجازه نده قهرمان درونت به خاطر سرخوردگی از زندگی ‌ای که سزاوارش بودی و هرگز به آن نرسیدی، تباه شود.

📕 کتاب:باشگاه پنج صبحی ها
✍🏻 اثر: #رابین_شارما

📚 @PDFsCom
👍32
اگر گفتید اولین کسی که قمه زنی کرد چه کسی بود!؟
باور نمی کنید اگر بگویم اولین نفر سفیر فخیمه انگلیس بود که در سال ۱۲۹۶ در باغ سفارت انگلیس قمه زد و این جهل را هم، همانند بسیاری دیگر از خرافه و گمراهی به خورد ملت مسلمان داد و خدا می داند چقدر بابت این حق خدمت پاداش گرفت و امکانات نصیب خود کرد! این هم عکس این سفیر قمه زن ￵انگلیس که چندی پیش٬ اسناد سوخته سالهای دور MI6 را منتشر کرد! در یکی از گزارشات این اسناد٬ در ارتباط با سنجش حماقت مردم٬ مربوط به سال ۱۳۲۸ آمده که خزینه ای در شوش بوده که بسیار آبی کثیف و متعفن داشته است! ماموری انگلیسی از MI6، خود را به کوری می زند و در حضور مردم٬ از آب گندیده خزینه می خورد و به چشم هایش می مالد و ادعا می کند که شفا پیدا کرده است! بعد از آن واقعه٬ مردم برای تبرّک٬ به خزینه هجوم می آورند و با نوشیدن آب آلوده و مالیدن آن بر سر و صورت خود٬ از آن شفا طلب می کنند! در انتهای این سند آمده است که حماقت مردم هنوز به حدی هست که تا سالهای سال می شود٬ آنها را بازی داد و سوارشان شد!

📚 @PDFsCom
👍41
📎 #_یک_تکه_کتاب

در دنیا هیچ‌چیز ناراحت‌کننده تر از نگرانِ استطاعتِ مالی بودن نیست. من از آن‌هایی که پول را حقیر می‌شمرند خیلی بدم می‌آید. این‌ها یا ریاکارند یا احمق. پول مثل حس ششم می‌ماند که اگر نباشد، آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند. این را هم می‌شنوی که می‌گویند فقر بهترین انگیزه‌ی هنرمند است، این‌ها نیشِ فقر را هرگز در جان و تنشان حس نکرده‌اند، این‌ها نمی‌دانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می‌آورد، تو را به ذلت و حقارتی بی‌پایان می‌اندازد. بالِ تو را از جای می‌کند و روحت را مثل سرطان می‌خورد.

📕 کتاب : قلب زن
✍️ اثر : #سامرست_موام

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3992

📚 @PDFsCom
👏1
کتاب الکی خوش ها یکی از کتاب های معروف طنزنویس معروف خسرو شاهانی می باشد، طنزنویسی که به عزیز نسین ایران شهرت داشت. خسرو شاهانی کتاب هایش را شیرین می نوشت اما تلخ و صریح سخن می گفت! در هر تعریفی و خاطره شاهانی، حتی در جدی ترین آنها، نکته ای از طنز نهفته بود.

📕 کتاب:الکی خوش ها
✍🏻 اثر: #خسرو_شاهانی

📚 @PDFsCom
@PDFsCom الکی خوش ها
2.9 MB
📕 کتاب:الکی خوش ها
✍🏻 اثر: #خسرو_شاهانی

📚 @PDFsCom
👍1
اشعار با جوهر ترس نوشته می‌شوند، داستان‌ها با خون، و تاریخ با جوهری نامرئی.

📕 کتاب:بازی فرشته
✍🏻 اثر: #کارلوس_روئیث_ثافون

📚 @PDFsCom
دركلیسا...

جك از دوستش ماكس می پرسد: «فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»
ماكس میگه: «چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش میره و می پرسه « وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ‌
...
حالا امروزی تر:
کسی که نماز میخونه و روزه ميگيره ، میتونه اختلاس و دزدی کنه؟ نه!
کسی که اختلاس و دزدی میکنه، میتونه نماز بخونه؟ بله مطمئناً!
پس باید سوال رو درست پرسید!!!
📚 @PDFsCom
👍3
فقیرترین دکتر جهان ! دکتر محمد مشالی دکتر مصری معروف به طبیب فقرا به لقاء الله پیوست او در سال 1967 با رتبه اول از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شد و مدت 50 سال است در شهر طنطا در مصر بیماران فقیر را رایگان معالجه میکند بلکه پول دوایشان را می پردازد و از آنهایی که متمکن هستند فقط 10 لیره مصری ویزیت میگیرد ..او اتومبیلی با تلفن همراه ندارد و هر روز پای پیاده از منزل تا مطبش میرود ، یکی از ثروتمندان خلیجی از قضیه این دکتر خبر آگاه شد و مبلغ 20/000 دلار و یک اتومبیل شیک به او هدیه نمود ولی پس از یکسال که برای دیدن او رفت فهمید که محمد تمام پول را بین فقرا توزیع نموده و اتومبیل را فروخته آزمایشگاهی تاسیس نموده تا آزمایشات فقرا را رایگان انجام دهد. وی می گوید وقتی از دانشکده فارغ التحصیل شدم فهمیدم پدرم هزینه علاج بیماری اش را خرج تحصیل من نموده پس با خدایم عهد بستم از بیماران فقیر یک قروش نگیرم ..دکتر محمد مشالی امروز دار دنیا را ترک کرد و به سرای باقی شتافت ...خداوند رحمتش کند همانگونه که به بنده های فقیرش ترحم مینمود.

📚 @PDFsCom
دلم میخواد که کسی رو دوست داشته باشم و کسی هم باشه که من رو دوست داشته باشه ولی هیچ کس رو پیدا نمیکنم، اینه که خیلی دردناکه و وقتی کسی برات ارزش قائل نیست از داخل خودت دیوونه میشی و دلت میخواد فریاد بزنی، همه چیزو بشکنی و از پنجره خودتو به بیرون پرت کنی."

#معرفی_کتاب
📕 کتاب : سی بل
اثر : #فلورا_ریتا_شرایبر

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9470

📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
در یک روز عادی، یک انسان معمولی، حدود شصت هزار اندیشه از ذهن می گذراند. اما چیزی که مرا حیرت زده کرد این بود که ۹۵درصد این افکار، درست همان افکار روز پیششان است. در تاریک‌ترین شرایط، نقطه ی روشن وجود دارد، به شرطی که شجاعتِ در پیِ آن بودن را داشته باشی! 🎧
هر چیزی در عالم دوبار خلق میشود,یکبار در ذهنتان و بار دیگر در واقعیت. درزندگی هیچ اشتباهی وجود ندارد.در زندگی تنها درس هایی وجود دارند که باید از آنها بیاموزیم.چیزی به عنوان یک خاطره ی منفی و بد وجود ندارد

🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل :4و5

📚 @PDFsCom
راهبی که فراری‌اش را فروخت_رابیــن شـارمــا
@PDFsCom
🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل 4:ملاقاتی جادویی باخردمندان
سیوانا


📚 @PDFsCom
راهبی که فراری‌اش را فروخت_رابیــن شـارمــا
@PDFsCom
🎧 #راهبی_که_فراری_اش_را_فروخت
🖋اثر:رابین اس شارما
فصل 5 : دانشجوی معنوی خردمندان

📚 @PDFsCom
هنوز چیزهای دیگری هم مانده است؛ مناظر نفس گیری که در نزدیکی ملک ما بر فراز دره ها قابل رویت است و بعد از آنها سواحل بی نظیر اقیانوس آرام و امواج زیبای کف آلود. همه ی اینها زیباست و زندگی شما زندگی براستی زیباست.

📕 کتاب:ثروت و قانون جذب
✍🏻 اثر: #استر_و_جری_هیکس

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

زندگی دختر جوانی به نام آنی بدینگ‌فلد پس از مرگ
پدرش که مردم‌شناس معروفی بوده با مشکل مواجه می‌شود. آنی از لحاظ مالی با تنگنای شدید روبرو شده. آقای بدینگ‌فلد وکیل سابق نامه محبت‌آمیزی به آنی می‌نویسید و اعلام می‌کند که حاضر است به او مسکن مجانی بدهد، ولی آنی مایل نیست این پیشنهاد را قبول کند. در عوض او تصمیم دارد دور دنیا را بگردد و زندگی پرماجرایی در پیش گیرد.
دست تقدیر باعث می‌شود که وقتی آنی عازم ایستگاه مترو است مرد ریزنقشی را ببیند که ناگهان روی ریلها می‌افتد و دچار برق‌گرفتگی می‌شود. مردی با لباس قهوه‌ای راهش را از میان جمعیت باز می‌کند و خودش را بالای سر قربانی می‌رساند و اعلام می‌کند که آن مرد فوت کرده. بعد با عجله دور می‌شود و تکه کاغذی از خود به جای می‌گذارد که روی آن نوشته.....

📕 کتاب:مردی با لباس قهوه ای
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/11701

📚 @PDFsCom
سنان ابن انس مردي شجاع، شاعر و كمي ناقص عقل بود. بر اسب سوار شد و در مقابل خيمه‌ي عمر بن سعد ايستاد و با صداي بلند سرود :

اِملأ رکابی فضهً او ذهباً
انی قتلتُ السیدَ المحجبا

ركابم را از طلا و نقره پر كن
زيرا من مردی را كشتم كه (مردم) قدرش را نمی دانستند

عمر بن سعد با چوبدستی او را زد و گفت: دیوانه ! اگر ابن‌زياد اين را بشنود، گردنت را خواهد زد.

📚 تاریخ طبری
👤 مقتل ابومخنف

📚 @PDFsCom
👍5
دوبروفسکی سرگذشت دردناک جوانی است به نام ولادیمیر دوبروفسکی، که روح نجیب و بلندهمتی دارد و سرنوشت وادارش می‌کند که زندگی راهزنان را پیش گیرد...

📕 کتاب:دوبروفسکی
✍🏻 اثر: #الکساندر_پوشکین

📚 @PDFsCom