میزان شادمانی، کامیابی و احساس امنیت در شما بستگی به میزان هماهنگی و همفرکانسی تان با ارتعاش منبع یا همان نیروی عشق دارد.
📕 کتاب:جهان هستی هوایت را دارد
✍🏻 اثر: #گابریل_برن_آستین
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:جهان هستی هوایت را دارد
✍🏻 اثر: #گابریل_برن_آستین
📚 @PDFsCom
❤1
دکتر مرتضی شیخ پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت ، و هرکس هر چه میخواست در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان) اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه میکردند به جای پنج ریالی ، سر فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه انداختن سکه شنیده شود!
دختر دکتر نقل میکند :
روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است! با تعجب گفتن : پدر بازی تان گرفته است!؟ چرا سرنوشابه ها را می شویید؟!
پدر جوابی داد که اشکم را درآورد.. ایشان گفت : دخترم ،مردمی که مراجعه میکنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند.
این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم میریزم تا مردمی که مراجعه میکنند از این ها که تمیز است استفاده کنند!
آخر بعضیها خجالت میکشند که چیزی داخل صندوق نیندازند!
📚 @PDFsCom
دختر دکتر نقل میکند :
روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است! با تعجب گفتن : پدر بازی تان گرفته است!؟ چرا سرنوشابه ها را می شویید؟!
پدر جوابی داد که اشکم را درآورد.. ایشان گفت : دخترم ،مردمی که مراجعه میکنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند.
این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم میریزم تا مردمی که مراجعه میکنند از این ها که تمیز است استفاده کنند!
آخر بعضیها خجالت میکشند که چیزی داخل صندوق نیندازند!
📚 @PDFsCom
❤1👍1
اضطراب، همچنان که هر روانپزشک گرانقیمتی بهتان خواهد گفت، حاصل افسردگی است؛ اما افسردگی، همچنان که همان روانپزشک در جلسهی دوم و بعد دریافت حقویزیت بعدی آگاهتان خواهد کرد، حاصل اضطراب است. تمام بعدازظهر را در این چرخهی اضطراب که با افسردگی آمیخت، نشستم و زل زدم ...!
📕 کتاب:تابوتهای دستساز
✍🏻 اثر: #ترومن_کاپوتی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:تابوتهای دستساز
✍🏻 اثر: #ترومن_کاپوتی
📚 @PDFsCom
حالا میفهمم هیچچیز همان دم غمانگیز نیست، بلکه یاد و خاطرهاش غمانگیز است.
📕 کتاب:بروکلینی دیگر
✍🏻 اثر: #ژاکلین_وودسن
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:بروکلینی دیگر
✍🏻 اثر: #ژاکلین_وودسن
📚 @PDFsCom
👍1
حدود چهل سال پیش که در دانشگاه تهران تحصیل میکردم روزی امتحان تاریخ داشتیم ، استاد آمد و فقط یک سوال داد و از کلاس بیرون رفت.
"مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟"
از هر کدام از همکلاسی هایم پرسیدم نمیدانستند. تقلب هم آزاد بود چون مُراقب و مُمتِحنی حضور نداشت اما براستی هیچکس چیزی نمیدانست.
همگی دو ساعت نوشتیم از صفات برجسته این بانوی بزرگِ ایرانی: ازشجاعت او - از مهارت در شمشیر زنی، تیراندازی و اسب سواریِ او- از تقوا ، اخلاق و رفتارِ شایسته ی بانویی چون او ! خلاصه هرچه که در شأن و شخصیتِ مادرِِ سرداری چون یعقوب لیث صفاری به ذهنمان آمد نوشتیم !
استاد بعد از دو ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت . چند روز بعد
موقعِ اعلام نتایج امتحان تاریخ، در تابلو ، مقابل اسامی همه نوشته شده بود: مردود !!!
برای اعتراض به دفتر استاد رفتیم . استاد گفت کسی اعتراض دارد ؟ همه گفتیم آری.
گفت: خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟
پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟ گفت: "در هیچ کتاب و منبع و سندٍ تاریخی ، نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده است . پاسخ صحیح "نمیدانم بود ".
همه چند صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد:
" نمیدانم "
ملتی که فکر میکند ، همه چیز میداند، ناآگاه است. بِروَید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا فردا ، گرفتارِ نادانی خود خواهید شد".
📚 @PDFsCom
"مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟"
از هر کدام از همکلاسی هایم پرسیدم نمیدانستند. تقلب هم آزاد بود چون مُراقب و مُمتِحنی حضور نداشت اما براستی هیچکس چیزی نمیدانست.
همگی دو ساعت نوشتیم از صفات برجسته این بانوی بزرگِ ایرانی: ازشجاعت او - از مهارت در شمشیر زنی، تیراندازی و اسب سواریِ او- از تقوا ، اخلاق و رفتارِ شایسته ی بانویی چون او ! خلاصه هرچه که در شأن و شخصیتِ مادرِِ سرداری چون یعقوب لیث صفاری به ذهنمان آمد نوشتیم !
استاد بعد از دو ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت . چند روز بعد
موقعِ اعلام نتایج امتحان تاریخ، در تابلو ، مقابل اسامی همه نوشته شده بود: مردود !!!
برای اعتراض به دفتر استاد رفتیم . استاد گفت کسی اعتراض دارد ؟ همه گفتیم آری.
گفت: خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟
پرسیدیم پاسخ صحیح چه بود استاد؟ گفت: "در هیچ کتاب و منبع و سندٍ تاریخی ، نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده است . پاسخ صحیح "نمیدانم بود ".
همه چند صفحه نوشته بودید اما کسی شهامت نداشت بنویسد:
" نمیدانم "
ملتی که فکر میکند ، همه چیز میداند، ناآگاه است. بِروَید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا فردا ، گرفتارِ نادانی خود خواهید شد".
📚 @PDFsCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۸ مرداد سالروز درگذشت
#سیمین_بهبهانی…یادش گرامی 🌹
چو مجال تن شود طيچو بريزدم رگ و پي، تو همان «حکايت ني»شنوي ز استخوانم ...
📚 @PDFsCom
#سیمین_بهبهانی…یادش گرامی 🌹
چو مجال تن شود طيچو بريزدم رگ و پي، تو همان «حکايت ني»شنوي ز استخوانم ...
📚 @PDFsCom
حکمرانی خوب
در سال ۱۹۵۸ وقتی اصلاحیه قانون اساسی سوئیس در موضوع عدالت اجتماعی در حال بررسی بود، رییس مجلس قانون اساسی در رستورانی شاهد داستان زیر بود که مسیر بررسی را تغییر داد و امروز سوئیس بالاترین سطح عدالت اجتماعی را در دنیا برای ملت خود یدک میکشد
او میگوید؛ در میز مجاور من مردی يک ساندويچ برای دوتا پسر كوچيكش گرفت؛
گذاشت روی ميز،
به اولی گفت: "تو نصف كن!"
و به دومی گفت: "و تو انتخاب كن!"
مات و مبهوت نحوه ی تربيت وعدالت اين مرد شدم!!
يعنی اگه اولى يک وقت عمدا نامساوى نصف كند، دومى حق داشته باشد كه اول انتخاب كند!
فهمیدم "که قانون پدر است " دولت "پسر اول "و ملت "پسر دوم" و تا امروز این تجربه در همه ارکان سوئیس حاکم است.
📚 @PDFsCom
در سال ۱۹۵۸ وقتی اصلاحیه قانون اساسی سوئیس در موضوع عدالت اجتماعی در حال بررسی بود، رییس مجلس قانون اساسی در رستورانی شاهد داستان زیر بود که مسیر بررسی را تغییر داد و امروز سوئیس بالاترین سطح عدالت اجتماعی را در دنیا برای ملت خود یدک میکشد
او میگوید؛ در میز مجاور من مردی يک ساندويچ برای دوتا پسر كوچيكش گرفت؛
گذاشت روی ميز،
به اولی گفت: "تو نصف كن!"
و به دومی گفت: "و تو انتخاب كن!"
مات و مبهوت نحوه ی تربيت وعدالت اين مرد شدم!!
يعنی اگه اولى يک وقت عمدا نامساوى نصف كند، دومى حق داشته باشد كه اول انتخاب كند!
فهمیدم "که قانون پدر است " دولت "پسر اول "و ملت "پسر دوم" و تا امروز این تجربه در همه ارکان سوئیس حاکم است.
📚 @PDFsCom
❤1
PDF | پی دی اف
اگر مدام توجه و انرژی خود را به لحظه ی حال بازگردانید و به این توجه داشته باشید که چه زمانی در زمان حال حضور دارید و چه زمان نه، دیر یا زود بدنتان تسلیم خواهد شد. به همین منوال هرگاه متوجه شدید از لحظه ی حال خارج شده اید، باید دوباره به آن بازگردید تا پیوندهای…
بدن می خواهد واقعیت فیزیکی را با حواس خود تجربه کند تا احساسی در خود ایجاد نماید، اما هدف این است که واقعیتی را از ورای دنیای حواس ایجاد کنید که بدن در مقام ذهن آن را تعریف نکند، بلکه شما در مقام ذهن تعریف کننده ی آن باشید. بنابراین وقتی از برنامه آگاه می شوید، سعی می کنید بدنتان را در لحظه ی اکنون نگه دارید، اما بدن تلاش می کند که به گذشته ی آشنا بازگردد، زیرا می خواهد درگیر آینده ی قابل پیش بینی باشد. ولی دوباره باید سعی کنید آن را سر جایش بنشانید.
🎧 #کتاب_صوتی:ماورای طبیعی شدن
🖋اثر:جو دیسپنزا
قسمت : 12و13
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی:ماورای طبیعی شدن
🖋اثر:جو دیسپنزا
قسمت : 12و13
📚 @PDFsCom
گورستان انسانهای بیدهان در ایران !
گورستان عجیب یئری در شرق مشکینشهر در استان اردبیل قرار گرفته است.
۴۵۰ گور شناسایی شده که ابعاد کوچکترین آنها ۳ متر و بزرگترین آنها ۸ متر است. وجود سنگ قبرهایی با نقشهای یکنواخت از چهره انسانهایی که دهان ندارد، این گورستان را مخوفتر کرده است.
زنی تنها در میان آدم های بی دهان یئری
جالب اینکه در کنار آن همه مجسمه آدم های بی دهان مرد شکل، فقط و فقط یک زن ایستاده !
بله مجسمه یک زن ولی نه بدون دهان بلکه بر عکس سایر مجسمه ها، این زن تنها که مجسمه اش در بین آن همه مجسمه مرد قرار دارد دارای دهان است !
این محوطه تاریخی نخستین بار در سال ۱۹۷۸ پ.م مورد توجه هیئت محقق و باستان شناسی چارلز برنی قرار گرفت، چارلز برنی باور داشت که عمر برخی آثار شهر یئری تا هزاره سوم پ.م، و عصر آهن، سفال نارنجی، نخودی و خاکستری میرسد.
میراث فرهنگی استان اردبیل محوطه باستانی شهر یئری و آثار آن را در سال ۱۳۸۱ در فهرست آثار ملی کشور ثبت کرد.
📚 @PDFsCom
گورستان عجیب یئری در شرق مشکینشهر در استان اردبیل قرار گرفته است.
۴۵۰ گور شناسایی شده که ابعاد کوچکترین آنها ۳ متر و بزرگترین آنها ۸ متر است. وجود سنگ قبرهایی با نقشهای یکنواخت از چهره انسانهایی که دهان ندارد، این گورستان را مخوفتر کرده است.
زنی تنها در میان آدم های بی دهان یئری
جالب اینکه در کنار آن همه مجسمه آدم های بی دهان مرد شکل، فقط و فقط یک زن ایستاده !
بله مجسمه یک زن ولی نه بدون دهان بلکه بر عکس سایر مجسمه ها، این زن تنها که مجسمه اش در بین آن همه مجسمه مرد قرار دارد دارای دهان است !
این محوطه تاریخی نخستین بار در سال ۱۹۷۸ پ.م مورد توجه هیئت محقق و باستان شناسی چارلز برنی قرار گرفت، چارلز برنی باور داشت که عمر برخی آثار شهر یئری تا هزاره سوم پ.م، و عصر آهن، سفال نارنجی، نخودی و خاکستری میرسد.
میراث فرهنگی استان اردبیل محوطه باستانی شهر یئری و آثار آن را در سال ۱۳۸۱ در فهرست آثار ملی کشور ثبت کرد.
📚 @PDFsCom
👍3
📎 #_یک_تکه_کتاب
اگر نهنگ ها انسان بودند بین آنها نیز مذهب وجود می داشت . آنان یاد می دادند که ماهی کوچک ها تازه در شکم نهنگ ها زندگی واقعی را شروع می کنند . علاوه بر آن اگر نهنگ ها انسان می بودند به این موضوع پایان داده می شد که تمام ماهی کوچک ها مثل حالا با هم برابر هستند . بعضی از آنان صاحب مقام شده و به بقیه فرمان می دادند .حتی برخی از آنان که کمی بزرگتر بودند اجازه می داشتند کوچک ترها را بخورند.
📕 کتاب : داستانهای آقای کوینر
✍ اثر : #برتولت_برشت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/11015
📚 @PDFsCom
اگر نهنگ ها انسان بودند بین آنها نیز مذهب وجود می داشت . آنان یاد می دادند که ماهی کوچک ها تازه در شکم نهنگ ها زندگی واقعی را شروع می کنند . علاوه بر آن اگر نهنگ ها انسان می بودند به این موضوع پایان داده می شد که تمام ماهی کوچک ها مثل حالا با هم برابر هستند . بعضی از آنان صاحب مقام شده و به بقیه فرمان می دادند .حتی برخی از آنان که کمی بزرگتر بودند اجازه می داشتند کوچک ترها را بخورند.
📕 کتاب : داستانهای آقای کوینر
✍ اثر : #برتولت_برشت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/11015
📚 @PDFsCom
👍1
داستان این رمان حکایت زندگی رزا دختری دبیرستانی ، بسیار زیبا و از یک خانوادهی مایه دار را با ماجراهایی که برایش اتفاق میافتد روایت میکند …
📕 کتاب:تقاص
✍🏻 اثر: #هما_پوراصفهانی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:تقاص
✍🏻 اثر: #هما_پوراصفهانی
📚 @PDFsCom
و اصلا ما چه چیزی به فرزندانمان میدهیم، جز این قابلیت که مثل ما نشوند؟
دنیا چقدر وحشتناک میشد اگر همهی ما کپیهای دقیقی از یکدیگر میبودیم...
📕 کتاب:دیدن از سیزده منظر
✍🏻 اثر: #کالم_مک_کان
📚 @PDFsCom
دنیا چقدر وحشتناک میشد اگر همهی ما کپیهای دقیقی از یکدیگر میبودیم...
📕 کتاب:دیدن از سیزده منظر
✍🏻 اثر: #کالم_مک_کان
📚 @PDFsCom
سلطان به وزیر گفت ۳ سوال میکنم فردا اگرجواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.
سوال اول: خداچه میخورد؟
سوال دوم: خداچه می پوشد؟
سوال سوم: خداچه کارمیکند؟
وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.
غلامی فهمیده وزیرک داشت.وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگرجواب ندهم برکنارمیشوم. اینکه: خداچه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کارمیکند؟
غلام گفت هرسه را میدانم اما دوجواب را الان میگویم وسومی رافردا
اما خداچه میخورد؟ خداغم بندهایش رامیخورد
اینکه چه میپوشد؟ خداعیبهای بندهای خودرامی پوشد
اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم.
فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند. وزیر به دو سوال جواب داد. سلطان گفت درست است ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی وزیرگفت این غلام من انسان فهمیده ایست جوابها را او داد. گفت پس لباس وزارت را در بیاور و به این غلام بده غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد. بعد وزیر به غلام گفت جواب سوال سوم چه شد؟
غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار میکند! خدا در یک لحظه غلام را وزیر میکند و وزیر را غلام...
📚 @PDFsCom
سوال اول: خداچه میخورد؟
سوال دوم: خداچه می پوشد؟
سوال سوم: خداچه کارمیکند؟
وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.
غلامی فهمیده وزیرک داشت.وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگرجواب ندهم برکنارمیشوم. اینکه: خداچه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کارمیکند؟
غلام گفت هرسه را میدانم اما دوجواب را الان میگویم وسومی رافردا
اما خداچه میخورد؟ خداغم بندهایش رامیخورد
اینکه چه میپوشد؟ خداعیبهای بندهای خودرامی پوشد
اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم.
فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند. وزیر به دو سوال جواب داد. سلطان گفت درست است ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی وزیرگفت این غلام من انسان فهمیده ایست جوابها را او داد. گفت پس لباس وزارت را در بیاور و به این غلام بده غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد. بعد وزیر به غلام گفت جواب سوال سوم چه شد؟
غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار میکند! خدا در یک لحظه غلام را وزیر میکند و وزیر را غلام...
📚 @PDFsCom
از دفتر خاطرات آقا تختی
دم غروب بود و بارون میبارید، هوا کم کم داشت رو بتاریکی میرفت و داشتم از زورخونه بر میگشتم که یکهو چشمم افتاد به سبزی فروشی که بیشتر سبزی هاشو نفروخته بود و ناراحت بود ، رفتم طرفش یقه پالتو مو صاف کردم و سلام کردم و بهش دست دادم و کنارش ایستادم ، کمی بعد مردم به هوای دیدن من و امضا گرفتن از من می اومدن و به بهانه سبزی خریدن کنار من ایستادن ، ظرف یکساعت سبزی فروش تمام سبزی هایش رو فروخت و خوشحال بخانه رفت و من هم راضی ، خدیا شکرت که امشب پدری شرمنده خانواده اش نشد.
📚 @PDFsCom
دم غروب بود و بارون میبارید، هوا کم کم داشت رو بتاریکی میرفت و داشتم از زورخونه بر میگشتم که یکهو چشمم افتاد به سبزی فروشی که بیشتر سبزی هاشو نفروخته بود و ناراحت بود ، رفتم طرفش یقه پالتو مو صاف کردم و سلام کردم و بهش دست دادم و کنارش ایستادم ، کمی بعد مردم به هوای دیدن من و امضا گرفتن از من می اومدن و به بهانه سبزی خریدن کنار من ایستادن ، ظرف یکساعت سبزی فروش تمام سبزی هایش رو فروخت و خوشحال بخانه رفت و من هم راضی ، خدیا شکرت که امشب پدری شرمنده خانواده اش نشد.
📚 @PDFsCom
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی، بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند!
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:دستهای_آلوده
✍🏻 اثر: #ژان_پل_سارتر
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12018
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:دستهای_آلوده
✍🏻 اثر: #ژان_پل_سارتر
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/12018
📚 @PDFsCom
👍1