◾️درويشی تنگدست، به در خانه توانگری رفت و گفت:
شنيدهام مالی در راه خدا نذر کردهای که به درويشان دهی، من نيز درويشم.
خواجه گفت:
من نذر کوران کردهام، تو کور نيستی.
پس درويش تاملی کرد و گفت:
ای خواجه، کور حقيقی منم که درگاه خدای کريم را گذاشته، به در خانه چون تو، گدائی آمدهام.
اين را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته، از دنبال وی شتافت و هر چه کوشيد که چيزی به وی دهد، قبول نکرد…
📕 مناجات نامه
✍️🏻 #خواجه_عبدالله_انصاری
لینک این کتاب👇
t.me/PDFsCom/473
📚 @PDFsCom
شنيدهام مالی در راه خدا نذر کردهای که به درويشان دهی، من نيز درويشم.
خواجه گفت:
من نذر کوران کردهام، تو کور نيستی.
پس درويش تاملی کرد و گفت:
ای خواجه، کور حقيقی منم که درگاه خدای کريم را گذاشته، به در خانه چون تو، گدائی آمدهام.
اين را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته، از دنبال وی شتافت و هر چه کوشيد که چيزی به وی دهد، قبول نکرد…
📕 مناجات نامه
✍️🏻 #خواجه_عبدالله_انصاری
لینک این کتاب👇
t.me/PDFsCom/473
📚 @PDFsCom
👍4👏1
◾️داستان "عروسک پشت پرده" در مورد پسری خجالتی، افسرده و همیشه غمگین به نام «مهرداد» است که برای تحصیل، به فرانسه رفته است.
خانواده او مذهبی هستند و آنقدر او را نسبت به ارتباط با نامحرم ترساندهاند، که او جرأت ندارد حتی در فرانسه، به دختر یا زنی نزدیک شود. از طرفی خانوادهاش دخترعمویش، «درخشنده» را به نامزدی او درآورده اند تا زمانی که به ایران بازگشت، با او ازدواج کند تا اینکه...
داستان "عروسک پشت پرده" نوشته “صادق هدایت” است. این داستان جذاب را بشکل صوتی، در فایل زیر بشنوید.
📚 @PDFsCom
خانواده او مذهبی هستند و آنقدر او را نسبت به ارتباط با نامحرم ترساندهاند، که او جرأت ندارد حتی در فرانسه، به دختر یا زنی نزدیک شود. از طرفی خانوادهاش دخترعمویش، «درخشنده» را به نامزدی او درآورده اند تا زمانی که به ایران بازگشت، با او ازدواج کند تا اینکه...
داستان "عروسک پشت پرده" نوشته “صادق هدایت” است. این داستان جذاب را بشکل صوتی، در فایل زیر بشنوید.
📚 @PDFsCom
👍1
◾️داستان "برگه معافیت" از جایی آغاز می شود که مهندس ریموند استیفانی، که مدتهاست سالهای جوانی را پشت سر گذاشته است، جهت استخدام در یکی از شرکتهای معتبر و زنجیره ای آمریکایی، پذیرفته می شود.
اما شرکت مذکور، پایان خدمت استیفانی را، شرط استخدام اعلام می کند. استیفانی، پرسان پرسان به پادگان محل خدمتش مراجعه می نماید، اما انگار خیلی چیزها عوض شده است...
داستان "برگه معافیت" نوشته نویسنده نامدار آمریکایی، "دونالد بارتلمی" است. این داستان جذاب را بشکل صوتی، در فایل زیر بشنوید.
📚 @PDFsCom
اما شرکت مذکور، پایان خدمت استیفانی را، شرط استخدام اعلام می کند. استیفانی، پرسان پرسان به پادگان محل خدمتش مراجعه می نماید، اما انگار خیلی چیزها عوض شده است...
داستان "برگه معافیت" نوشته نویسنده نامدار آمریکایی، "دونالد بارتلمی" است. این داستان جذاب را بشکل صوتی، در فایل زیر بشنوید.
📚 @PDFsCom
👍4