📎 #_یک_تکه_کتاب
آدم یکبار که بیشتر عمر نمی کند، یکبار هم بیشتر نمی میرد، خوب پس مرگ یکبار شیون هم یکبار.
جای آنکه بی حرف و بی صدا مثل خر زیر بار بترکیم؛ بگذار در حالی که داریم برای حق زندگیمان می جنگیم، بمیریم …
📕 کتاب : پا برهنه ها
✍ اثر : #زاهاريا_استانكو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9567
📚 @PDFsCom
آدم یکبار که بیشتر عمر نمی کند، یکبار هم بیشتر نمی میرد، خوب پس مرگ یکبار شیون هم یکبار.
جای آنکه بی حرف و بی صدا مثل خر زیر بار بترکیم؛ بگذار در حالی که داریم برای حق زندگیمان می جنگیم، بمیریم …
📕 کتاب : پا برهنه ها
✍ اثر : #زاهاريا_استانكو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9567
📚 @PDFsCom
Forwarded from BOOK | کتاب
تیغ بران گر بدستت داد چرخ روزگار
هرچه میخواهی ببر اما نبر نان کسی
برسرخوان کسی خوردی اگرنان کسی
مشکن درعوض شکر،نمکدان کسی
دردیاری که درآن نیست کسی یارکسی
کاش یا رب که نیافتدبه کسی کارکسی
📚 @BooksCom
هرچه میخواهی ببر اما نبر نان کسی
برسرخوان کسی خوردی اگرنان کسی
مشکن درعوض شکر،نمکدان کسی
دردیاری که درآن نیست کسی یارکسی
کاش یا رب که نیافتدبه کسی کارکسی
📚 @BooksCom
اگر کسی را دیدید که درک و فهمی فراتر از حد متعارف داشت، حتما از او بپرسید که چه کتابهایی میخواند ...
📚 @PDFsCom
📚 @PDFsCom
چگونه میتوان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی میکشد و روده های بچه هایش از نخوردن به پیچ و تاب در می آید؟
دیگر چیزی نمیتواند او را بترساند. او بدترین ترس ها را دیده است.
📕 کتاب:خوشه های خشم
✍🏻 #جان_اشتاین_بک
📚 @PDFsCom
دیگر چیزی نمیتواند او را بترساند. او بدترین ترس ها را دیده است.
📕 کتاب:خوشه های خشم
✍🏻 #جان_اشتاین_بک
📚 @PDFsCom
سياستمدارى تعريف ميكرد كه: از دختر یکی از دوستان پرسیدم که وقتی بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟ گفت که میخواد رئیس جمهور بشه. دوباره پرسیدم که اگه رئیس جمهور بشی اولین کاری که دوست داری انجام بدی چیه؟
جواب داد: به مردم گرسنه و بی خانمان کمک میکنه.
بهش گفتم: نمیتونی منتظر بمونی که وقتی رئیس جمهور شدی این کار رو انجام بدی، میتونی از فردا بیای خونه ی من و چمن ها رو بزنی، درخت ها رو وجین کنی و پارکینگ رو جارو کنی. اونوقت من به تو 50 دلار میدم و تو رو میبرم جاهایی که بچه های فقیر هستن و تو میتونی این پول رو بدی بهشون تا برای غذا و خونه ی جدید خرج کنن.
توی چشمام نگاه کرد و گفت:چرا همون بچه های فقیر رو نمیبری خونه ات تا این کارها رو انجام بدن و همون پول رو به خودشون بدی؟!
نگاهی بهش کردم و گفتم: به دنیای سیاست خوش اومدی!
📚 @PDFsCom
جواب داد: به مردم گرسنه و بی خانمان کمک میکنه.
بهش گفتم: نمیتونی منتظر بمونی که وقتی رئیس جمهور شدی این کار رو انجام بدی، میتونی از فردا بیای خونه ی من و چمن ها رو بزنی، درخت ها رو وجین کنی و پارکینگ رو جارو کنی. اونوقت من به تو 50 دلار میدم و تو رو میبرم جاهایی که بچه های فقیر هستن و تو میتونی این پول رو بدی بهشون تا برای غذا و خونه ی جدید خرج کنن.
توی چشمام نگاه کرد و گفت:چرا همون بچه های فقیر رو نمیبری خونه ات تا این کارها رو انجام بدن و همون پول رو به خودشون بدی؟!
نگاهی بهش کردم و گفتم: به دنیای سیاست خوش اومدی!
📚 @PDFsCom
در مقطع فوقلیسانس استادی داشتیم كه بسیار باسواد و البته بداخلاق بود.
یكی از دانشجویان که بسیار دیرفهم و در عینحال جوانی جاهطلب بود برای رسیدن به مقطع پایان نامه نیاز به یک نمره ارفاق از درس آن استاد داشت و استاد سالخوردۀ ما هم به هیچ وجه زیر بار آن نمیرفت...
من علیرغم میل باطنی به سراغ استاد رفتم و گفتم:
ایشان پسر خوبیست و فقیر است، پرداختن اجارۀ منزل در اینجا برایش دشوار است اگر میشود برای قبول شدن کمکش کنید.
آن روز استاد حرفی زد كه بعدها عمقش را فهمیدم.
ایشان فرمود: تركیب بیسوادی و جاهطلبی و فقر میتواند فاجعه به پا كند، شما از كجا میدانید كه این آدم در آینده به پست و مقام مهمی نرسد،
بگذار تو و من عامل این فاجعه نباشیم.
📚 @PDFsCom
یكی از دانشجویان که بسیار دیرفهم و در عینحال جوانی جاهطلب بود برای رسیدن به مقطع پایان نامه نیاز به یک نمره ارفاق از درس آن استاد داشت و استاد سالخوردۀ ما هم به هیچ وجه زیر بار آن نمیرفت...
من علیرغم میل باطنی به سراغ استاد رفتم و گفتم:
ایشان پسر خوبیست و فقیر است، پرداختن اجارۀ منزل در اینجا برایش دشوار است اگر میشود برای قبول شدن کمکش کنید.
آن روز استاد حرفی زد كه بعدها عمقش را فهمیدم.
ایشان فرمود: تركیب بیسوادی و جاهطلبی و فقر میتواند فاجعه به پا كند، شما از كجا میدانید كه این آدم در آینده به پست و مقام مهمی نرسد،
بگذار تو و من عامل این فاجعه نباشیم.
📚 @PDFsCom
👍1
احساسات وجود دارند و از دست هرگونه عیب جویی میگریزند. می توان خود را از کاری، یا از به زبان آوردن سخنی سرزنش کرد اما نمی توان خود را به سبب داشتن فلان یا بهمان احساس مورد سرزنش قرار داد، ولو به این دلیل ساده که هیچ نوع تسلطی بر آن نداریم.
📕 کتاب : هویت
✍ اثر : #میلان_کوندرا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9377
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : هویت
✍ اثر : #میلان_کوندرا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9377
📚 @PDFsCom
اغلب آدمها همیشه همینطورند
اگر کسی را پذیرفتند ،
همه عیوبش را حسن میبینند !
و کوچکترین انتقادی بر شخصِ
مورد پسند ایشان وارد نیست !
و اگر از کسی نفرت پیدا کردند ،
از همه خصلتهای نیکوی او
چشم پوشی میکنند !
و عیوب او را بزرگ مینمایانند .
در هیچ موردی حد وسط ندارند .
📕 روزهای برمه
✍🏻 #جرج_اورول
📚 @PDFsCom
اگر کسی را پذیرفتند ،
همه عیوبش را حسن میبینند !
و کوچکترین انتقادی بر شخصِ
مورد پسند ایشان وارد نیست !
و اگر از کسی نفرت پیدا کردند ،
از همه خصلتهای نیکوی او
چشم پوشی میکنند !
و عیوب او را بزرگ مینمایانند .
در هیچ موردی حد وسط ندارند .
📕 روزهای برمه
✍🏻 #جرج_اورول
📚 @PDFsCom
Forwarded from رنگو | Rango
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ۱۱۰ ثانیه آموزنده ترین و تاثیرگذارترین کلیپی است که هر انسان در زندگی شانس دیدنش را دارد! درسی که یک پروانه به ما می آموزد و در هیچ مدرسه و دانشگاه دیگری آموزش داده نمی شود! تا انتها تماشا کنید و قدردان مشکلات و موانع زندگی تان باشید!
@Topscom
@Topscom
رابرت لانگدون در یک بیمارستان در مکانی ناآشنا چشم باز میکند و متوجه میشود بخشی از حافظهاش را از دست داده است. او به دنبال یافتن اسراری که موجب شده در ایتالیا قرار بگیرد وارد داستانی پیچیده و هیجانی میشود. رابرت لانگدون به دنبال اتفاقات کتاب به شهرهای ونیز و استانبول نیز سفر میکند و خواننده را با جزئیات تاریخی روبهرو میکند.
📕 کتاب:دوزخ
✍🏻 اثر: #دن_براون
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:دوزخ
✍🏻 اثر: #دن_براون
📚 @PDFsCom
❤3
روباه در حادثهای دمش را از دست داد.
روباههای گله از او پرسیدند دمات چه شد؟ روباه دمبریده با حیلهگری گفت که خودم قطعاش کردم! همه با تعجب پرسیدند چرا؟ دم نداشتن بسیار بد است و اکنون زیباییت را از دست دادی. روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی میکنم! وقتی راه میروم فکر میکنم که دارم پرواز میکنم. یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد. چون درد شدیدی داشت و نمیتوانست تحمل کند، نزد روباه دمبریده رفت و گفت: تو که گفته بودی سبک شدهام و احساس راحتی میکنم. منکه بسیار درد دارم!
دمبریده گفت: صدایش را درنیاور!
اگر نه تمام روز روباههای دیگر به ما میخندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ والا تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت... همان بود که تعداد دمبریدهها آنقدر زیاد شد که بعداً به روباههای دمدار میخندیدند و این حکایتی بسیار آشناست...
وقتی در یک جامعه افراد مفسد، دزدها اختلاسگر ها و خلافکارها زیاد میشوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت میخندند.
گاهی هم آنها را دیوانه میدانند.
📚 @PDFsCom
روباههای گله از او پرسیدند دمات چه شد؟ روباه دمبریده با حیلهگری گفت که خودم قطعاش کردم! همه با تعجب پرسیدند چرا؟ دم نداشتن بسیار بد است و اکنون زیباییت را از دست دادی. روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.
احساس راحتی میکنم! وقتی راه میروم فکر میکنم که دارم پرواز میکنم. یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد. چون درد شدیدی داشت و نمیتوانست تحمل کند، نزد روباه دمبریده رفت و گفت: تو که گفته بودی سبک شدهام و احساس راحتی میکنم. منکه بسیار درد دارم!
دمبریده گفت: صدایش را درنیاور!
اگر نه تمام روز روباههای دیگر به ما میخندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ والا تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت... همان بود که تعداد دمبریدهها آنقدر زیاد شد که بعداً به روباههای دمدار میخندیدند و این حکایتی بسیار آشناست...
وقتی در یک جامعه افراد مفسد، دزدها اختلاسگر ها و خلافکارها زیاد میشوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت میخندند.
گاهی هم آنها را دیوانه میدانند.
📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب
ایزابل با پافشاری شوهرش راهی قصر شد.او که قبل از سفر به رابطه ی همسرش و باربارا مشکوک شده بود، حسدورزانه خود را می خورد و می پنداشت که کارلاین به وی خیانت می کند.از سویی از زبان تند و تلخ کورنی ، خواهر کارلاین رنج می برد. یک روز فرانسیس برای گفت و گو با کارلاین به منزل آن ها آمد.او از فرصت به دست آمده سودی ناجوان مردانه بُرد و آتش شک های ایزابل را شعله ورتر نمود. به او گفت که شوهرش خائن است. سپس ایزابل را فریفت و هردو از خانه گریختند
📕 کتاب : سقوط یک فرشته
✍ اثر : #هنری_وود
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9225
📚 @PDFsCom
ایزابل با پافشاری شوهرش راهی قصر شد.او که قبل از سفر به رابطه ی همسرش و باربارا مشکوک شده بود، حسدورزانه خود را می خورد و می پنداشت که کارلاین به وی خیانت می کند.از سویی از زبان تند و تلخ کورنی ، خواهر کارلاین رنج می برد. یک روز فرانسیس برای گفت و گو با کارلاین به منزل آن ها آمد.او از فرصت به دست آمده سودی ناجوان مردانه بُرد و آتش شک های ایزابل را شعله ورتر نمود. به او گفت که شوهرش خائن است. سپس ایزابل را فریفت و هردو از خانه گریختند
📕 کتاب : سقوط یک فرشته
✍ اثر : #هنری_وود
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9225
📚 @PDFsCom
اولیور، پسربچهٔ یتیمی که پس از فروخته شدن از طرف یتیمخانه به پیرمرد تابوتساز تصمیم میگیرد از شهر فرار کند و به لندن برود، در میانهٔ راه با پسری دزد مواجه میشود که برای پیرمردی یهودی در لندن کار میکند و اولیور را نزد او میبَرَد تا ناخواسته آموزش دزدی ببیند. سرانجام، بیگناه دستگیر میشود...
📕 کتاب:اولیور تویست
✍🏻 اثر: #چارلز_دیکنز
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:اولیور تویست
✍🏻 اثر: #چارلز_دیکنز
📚 @PDFsCom
❤2👍1
فراموشی، تنها شیوهی دفاعی است که برای ما انسانها باقی مانده است.
هر آنچه که به دست فراموشی سپرده شود دیگر نمیتواند به ما آسیبی برساند.
📕 کتاب:مرد بی زبان
✍🏻 #دیهگو_مارانی
📚 @PDFsCom
هر آنچه که به دست فراموشی سپرده شود دیگر نمیتواند به ما آسیبی برساند.
📕 کتاب:مرد بی زبان
✍🏻 #دیهگو_مارانی
📚 @PDFsCom
پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه میتوانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟
سرانجام یکی از نقاشان گفت که میتواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوقالعاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانهگیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.
📚 @PDFsCom
سرانجام یکی از نقاشان گفت که میتواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوقالعاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانهگیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.
📚 @PDFsCom
ﺍﺯ ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ می پرسند :
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ ؟
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ :
ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩش ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ...
""ترس از تغییر"" !
📚 @PDFsCom
ﭼﺮﺍ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻣﺘﻌﺼﺐ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺗﺶ ﺷﮏ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺭﺍﻫﺶ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﺪ ؟
ﺑﺮﺗﺮﺍﻧﺪ ﺭﺍﺳﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ :
ﭼﻮﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩش ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ...
""ترس از تغییر"" !
📚 @PDFsCom
فاجعهها از راه میرسند؛
ما میتوانيم دليل بروز آنها را كشف كنيم؛
يا ديگران را مقصر بدانيم؛
يا تصور كنيم كه اگر رخ نداده بودند،
چقدر زندگی ما متفاوت بود.
اما هيچكدام از آنها مهم نيستند،
آنها اتفاق افتادهاند، همين و بس.
اينجاست كه بايد ترسی را كه
در ما بر انگيختهاند؛
فراموش كنيم و به بازسازی بپردازيم...
📕 كوه پنجم
✍🏻 #پائولو_كوئيلو
📚 @PDFsCom
ما میتوانيم دليل بروز آنها را كشف كنيم؛
يا ديگران را مقصر بدانيم؛
يا تصور كنيم كه اگر رخ نداده بودند،
چقدر زندگی ما متفاوت بود.
اما هيچكدام از آنها مهم نيستند،
آنها اتفاق افتادهاند، همين و بس.
اينجاست كه بايد ترسی را كه
در ما بر انگيختهاند؛
فراموش كنيم و به بازسازی بپردازيم...
📕 كوه پنجم
✍🏻 #پائولو_كوئيلو
📚 @PDFsCom