در آمریکا، آرایشگری زندگی می کرد که سالها بچه دار نمی شد. او نذر کرد که اگر بچه دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!
روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد.
فرداى آن روز همه دوستان و آشنايان مهندس، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می زدند که پس این مردک چرا مغازه اش را باز نمی کند...
📚 @PDFsCom
روز اول یک شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان کار، هنگامی که قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم یک گل فروش به او مراجعه کرد و هنگامی که خواست حساب کند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز کند، یک دسته گل بزرگ و یک کارت تبریک و تشکر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم یک مهندس ایرانی به او مراجعه کرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع کرد.
فرداى آن روز همه دوستان و آشنايان مهندس، دم در سلمانی صف کشیده بودند و غر می زدند که پس این مردک چرا مغازه اش را باز نمی کند...
📚 @PDFsCom
🤩1
ایشون فیدل کاسترو در حال بازدید از مدرسه پسرشه که در نیویورک مشغول تحصیل بوده
پسر کاسترو در حالی در نیویورک تحصیل میکرد که پدرش مشغول رهبری مبارزه با آمریکا بود.
آشنا نیست براتون این وضعیت؟
📚 @PDFsCom
پسر کاسترو در حالی در نیویورک تحصیل میکرد که پدرش مشغول رهبری مبارزه با آمریکا بود.
آشنا نیست براتون این وضعیت؟
📚 @PDFsCom
👎1👌1
اکثر ما معتقدیم با نبخشیدن دیگران باید آنها را تنبیه کنیم. انجام این کار یعنی «اگر شما را نبخشم، رنج خواهید کشید» در حالی که اینطور نیست و این خود شما هستید که رنج خواهید برد. این شما هستید که در دلتان یک عقده ایجاد شده و بیخواب میشوید.
📕 راز شاد زیستن
✍ #اندرو_متیوس
📚 @PDFsCom
📕 راز شاد زیستن
✍ #اندرو_متیوس
📚 @PDFsCom
چنین کنند بزرگان بیشک شاهکار ترجمه یک اثر طنز به زبان فارسی و متنی آنچنان لطیف و روان و نمکین است که حتی اگر چنان که برخی مدعیاند- و دریابندری رد میکند- چنین کتابی یا شخصی بهنام «ویل کاپی» وجود نداشته باشد، باز هم به ارزش آن لطمهای وارد نمیشود.
📕 کتاب:چنین کنند بزرگان
✍🏻 اثر: #ویل_کاپی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:چنین کنند بزرگان
✍🏻 اثر: #ویل_کاپی
📚 @PDFsCom
❤2
قدر زر زرگر شناسد قدرِ گوهر گوهری
مردمِ مهربان و طبیعتدوستِ شهرستانِ چرام از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد سالهاست که پرستارِ تنِ خمیده و رنجورِ تک درختِ بلوطی هستند که در کنارِ جادهای روییده و زندگی میکند؛ به درخت که نگاه میکنی مثل این است که به پاسِ مهربانیِ این مردم که قطعش نکردهاند خم شده و از آنها تشکر میکند و مردم نیز با سنگ یا پایههای چوبی درخت را حمایت میکنند تا زیر فشارِ خمیدگی نشکند و نگه داشته شود.
خوش به حالِ درختِ بلوط که کنارِ این مردمِ طبیعتدوست زندگی میکند.
ای کاش یادمان باشد اگر طبیعت در خدمتِ ماست ما نیز مدیونِ طبیعت هستیم👌😊
📚 @PDFsCom
مردمِ مهربان و طبیعتدوستِ شهرستانِ چرام از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد سالهاست که پرستارِ تنِ خمیده و رنجورِ تک درختِ بلوطی هستند که در کنارِ جادهای روییده و زندگی میکند؛ به درخت که نگاه میکنی مثل این است که به پاسِ مهربانیِ این مردم که قطعش نکردهاند خم شده و از آنها تشکر میکند و مردم نیز با سنگ یا پایههای چوبی درخت را حمایت میکنند تا زیر فشارِ خمیدگی نشکند و نگه داشته شود.
خوش به حالِ درختِ بلوط که کنارِ این مردمِ طبیعتدوست زندگی میکند.
ای کاش یادمان باشد اگر طبیعت در خدمتِ ماست ما نیز مدیونِ طبیعت هستیم👌😊
📚 @PDFsCom
👍2❤1
📎 #_یک_تکه_کتاب
قطار راه آهن از روی تپه ای گذشت و از سرپیچی که در آنجا بود عبور کرد و ناپدید گشت . نیک روی مقداری پارچه کتابی که در پشت ماشین باری بود دراز کشیده و مشغول استراحت کردن بود . راننده ماشین باری از آن پیاده شد و نیک را صدا زد . آنجا شهری به چشم نمیخورد و تنها چیزی که در آنجا وجود داشت ریلهای راه آهن و علفهایی بود که سوخته بودند . در آنجا قبلا سیزده سالن بزرگ گاوداری قرار داشتند و برای خودش شهری بود ولی نیک هیچ سالنی را نمیدید . هتل شهر فرو ریخته بود و ویرانههای آن بر جا مانده بودند …
📕 کتاب : رودخانه بزرگ
✍ اثر : #ارنست_همینگوی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8329
📚 @PDFsCom
قطار راه آهن از روی تپه ای گذشت و از سرپیچی که در آنجا بود عبور کرد و ناپدید گشت . نیک روی مقداری پارچه کتابی که در پشت ماشین باری بود دراز کشیده و مشغول استراحت کردن بود . راننده ماشین باری از آن پیاده شد و نیک را صدا زد . آنجا شهری به چشم نمیخورد و تنها چیزی که در آنجا وجود داشت ریلهای راه آهن و علفهایی بود که سوخته بودند . در آنجا قبلا سیزده سالن بزرگ گاوداری قرار داشتند و برای خودش شهری بود ولی نیک هیچ سالنی را نمیدید . هتل شهر فرو ریخته بود و ویرانههای آن بر جا مانده بودند …
📕 کتاب : رودخانه بزرگ
✍ اثر : #ارنست_همینگوی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8329
📚 @PDFsCom
به بعضی چیزها نمی شود فکر نکرد، حتی اگر آدم آن چیزها را فراموش کند، خودشان را تحمیل می کنند، برای همین چیزهاست که باید گریه کرد، گریه کردن هم ارادی نیست، گاهی حتی گریه باعث میشود که انسان موقعیتش را درک کند که تنها شده و هیچ کس با او نیست
📕 کتاب:اسفار کاتبان
✍🏻 اثر: #ابوتراب_خسروی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:اسفار کاتبان
✍🏻 اثر: #ابوتراب_خسروی
📚 @PDFsCom
❤1
صداهایی که ما میشنویم به اینجا که میرسد جذب این توده لیز میشود و ما آن را فراموش میکنیم، در حالی که همیشه توی کله ماست.
اینجا پر از اعتقادات فراموش شده است،
جای دفن شدن اسم کسانی که دوستشان داشتهایم، بیآنکه بتوانم به یادآوریم که آنها چه کسانی بودهاند.
هزاران سلول اینجاست که کارشان فقط خاکسپاریست، خاکسپاری رویاهای ما...
📕 کتاب:یوزپلنگانی که با من دویدهاند
✍🏻 اثر: #بیژن_نجدی
📚 @PDFsCom
اینجا پر از اعتقادات فراموش شده است،
جای دفن شدن اسم کسانی که دوستشان داشتهایم، بیآنکه بتوانم به یادآوریم که آنها چه کسانی بودهاند.
هزاران سلول اینجاست که کارشان فقط خاکسپاریست، خاکسپاری رویاهای ما...
📕 کتاب:یوزپلنگانی که با من دویدهاند
✍🏻 اثر: #بیژن_نجدی
📚 @PDFsCom
❤1
این حکایت این روزهای ماست...
روزي چرچيل، روزولت و استالين برای خوردن شام با هم نشسته بودند. در کنار ميز، يکي از سگهاي چرچيل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه ميکرد، چرچيل خطاب به همرهانش گفت: «چطوري ميشه از اين سسِ خردل تند به اين سگ داد؟»
روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت بريد، سس خردل را داخل گوشت ماليد و جلوی سگ انداخت ... سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اينکه به خردل رسيد، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف نظر کرد.
بعد نوبت به استالين رسيد. استالين گفت هيچ کاری با زبون خوش پيش نميره و مقداري از خردل را باانگشتهايش گرفت و به طرف سگ رفت و با يک دستش گردن سگ را محکم گرفت و با دست ديگرش خردل را بهزور داخل دهان سگ كرد. سگ با ضرب و زور خودش را از دست استالين رهانيد و خردل را تف کرد.
در اين ميان که چرچيل به هر دوي آنها ميخنديد بلند شد و با چهار انگشت اش مقداري از خردل را به مقعد سگ ماليد، سگ که زوزه کشان به خودش می پيچيد شروع به ليسيدن خردل کرد!
چرچيل گفت: «حالا ديديد که چطور میتوان زور را بدون زور زدن به مردم اعمال کرد؟
📚 @PDFsCom
روزي چرچيل، روزولت و استالين برای خوردن شام با هم نشسته بودند. در کنار ميز، يکي از سگهاي چرچيل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه ميکرد، چرچيل خطاب به همرهانش گفت: «چطوري ميشه از اين سسِ خردل تند به اين سگ داد؟»
روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت بريد، سس خردل را داخل گوشت ماليد و جلوی سگ انداخت ... سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اينکه به خردل رسيد، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف نظر کرد.
بعد نوبت به استالين رسيد. استالين گفت هيچ کاری با زبون خوش پيش نميره و مقداري از خردل را باانگشتهايش گرفت و به طرف سگ رفت و با يک دستش گردن سگ را محکم گرفت و با دست ديگرش خردل را بهزور داخل دهان سگ كرد. سگ با ضرب و زور خودش را از دست استالين رهانيد و خردل را تف کرد.
در اين ميان که چرچيل به هر دوي آنها ميخنديد بلند شد و با چهار انگشت اش مقداري از خردل را به مقعد سگ ماليد، سگ که زوزه کشان به خودش می پيچيد شروع به ليسيدن خردل کرد!
چرچيل گفت: «حالا ديديد که چطور میتوان زور را بدون زور زدن به مردم اعمال کرد؟
📚 @PDFsCom
👍2
خوشبختی مکان و شرایط نیست !
احساسی است که باید آن را بلد شد .
شبیهِ غم ، شادی ، خشم و تمامِ احساس هایِ دیگر ...
برایِ غمگین نبودن ، باید بخواهی که غمگین نباشی ،
و برای خوشبخت بودن هم ، باید بخواهی که خوشبخت باشی ...
گاهی قدم بزن ، کتاب بخوان و موسیقیِ مورد علاقه ات را گوش کن .
خوشبختی ، اتفاقی نیست که بیفتد ، یک حسِ نابِ درونی است ،باید آن را ایجاد کرد !
👤الهی قمشه ای
📚 @PDFsCom
احساسی است که باید آن را بلد شد .
شبیهِ غم ، شادی ، خشم و تمامِ احساس هایِ دیگر ...
برایِ غمگین نبودن ، باید بخواهی که غمگین نباشی ،
و برای خوشبخت بودن هم ، باید بخواهی که خوشبخت باشی ...
گاهی قدم بزن ، کتاب بخوان و موسیقیِ مورد علاقه ات را گوش کن .
خوشبختی ، اتفاقی نیست که بیفتد ، یک حسِ نابِ درونی است ،باید آن را ایجاد کرد !
👤الهی قمشه ای
📚 @PDFsCom
ما در هر روز با اتفاقات وحشتناکی روبرو و مطالعه میکنیم که داخل دنیا رخ داده است. مسائلی که ناشی از خشم و عصبانیت موجود در انسانها است. ممکن است شما گفته باشید که من قادر نمیباشم در این مورد کاری بکنم یا احتمالا بگویید که من چطور دنیا را تحت نفوذ خود در بیاورم.
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : رهایی از دلبستگی
✍ اثر : #کریشنا_مورتی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8637
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : رهایی از دلبستگی
✍ اثر : #کریشنا_مورتی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8637
📚 @PDFsCom
تا زمانی كه انسان اسیر است زندگی برایش معنای عمیقی دارد.
هیچ چیز همچون بردگی و اسارت به زندگی معنا نمی دهد. چون در آن هنگام انسان برای آزادی در پیکار بزرگی است. اما هیچ چیز هم مانند آزادی معنای زندگی را به مخاطره نمی اندازد. در آزادی است كه انسان شیدایی و سرگشتگی و آرزوی خودش را به خاطر معنی از دست می دهد.
گویا انسان آزاد باید انسانی تهی از معنی باشد. اما عظمت انسانی آن نیست که در بردگی معنا را جستجو کند. بلکه باید در آزادی دنبالش را بگیرد.
📕آخرین انار دنیا
✍🏻#بختیار_علی
📚 @PDFsCom
هیچ چیز همچون بردگی و اسارت به زندگی معنا نمی دهد. چون در آن هنگام انسان برای آزادی در پیکار بزرگی است. اما هیچ چیز هم مانند آزادی معنای زندگی را به مخاطره نمی اندازد. در آزادی است كه انسان شیدایی و سرگشتگی و آرزوی خودش را به خاطر معنی از دست می دهد.
گویا انسان آزاد باید انسانی تهی از معنی باشد. اما عظمت انسانی آن نیست که در بردگی معنا را جستجو کند. بلکه باید در آزادی دنبالش را بگیرد.
📕آخرین انار دنیا
✍🏻#بختیار_علی
📚 @PDFsCom
Forwarded from هیچ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیبایی میتونه انسان رو آنچنان مست بکنه که تمام غم های عالم رو فراموش بکنه !
بقول سعدی : " جمله غم های جهان هیچ اثر می نکند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم "
#الهی_قمشه_ای
صفحه اینستاگرام ما رو دنبال کنید👇
Instagram.com/Hich6o
@Hich6o
بقول سعدی : " جمله غم های جهان هیچ اثر می نکند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم "
#الهی_قمشه_ای
صفحه اینستاگرام ما رو دنبال کنید👇
Instagram.com/Hich6o
@Hich6o
"جنگل واژگون" داستان دختری است به نام "کورین فون نورد هوفن".
داستان با خاطراتی از 11 سالگی کورین و شرح ماجرای جشن تولد او آغاز می شود. سلینجر به طرز ماهرانه ای، 19 سال از زندگی کورین را در چند صفحه تعریف می کند.
جنگل واژگون" جزء داستانهایی است که سلینجر اجازه چاپ آن را به کسی نداده است.
📕 کتاب:جنگل واژگون
✍🏻 اثر: #جی_دی_سلینجر
📚 @PDFsCom
داستان با خاطراتی از 11 سالگی کورین و شرح ماجرای جشن تولد او آغاز می شود. سلینجر به طرز ماهرانه ای، 19 سال از زندگی کورین را در چند صفحه تعریف می کند.
جنگل واژگون" جزء داستانهایی است که سلینجر اجازه چاپ آن را به کسی نداده است.
📕 کتاب:جنگل واژگون
✍🏻 اثر: #جی_دی_سلینجر
📚 @PDFsCom
❤1
تاریخ صفویان از آنچه که برای ما در مدرسه تعریف کرده اند زمین تا آسمان متفاوت است! شاه عباس صفوی در دربار خود جلادانی به نام چگیـن داشت. کار آنها این بود که به امر شـاه بر سر محکـوم ریخته و با دندان تکهای از بدن او را زنده زنده زنده میخوردند. آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که افراد به اصطلاح مجرم را ربوده، بینی و گوش ایشان را به دندان قطع نموده و میخوردند!
📚 به نقل از کتاب روضه الصفویه تالیف میرزابیگ جنابادی،
📚 @PDFsCom
📚 به نقل از کتاب روضه الصفویه تالیف میرزابیگ جنابادی،
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
شما هرگز نباید فکر کنید که او خودکشی کرده. او خیلی بشاش و سرزنده بود. او… آه خدای من… پر از شور و نشاط جوانی بود! وقتی امروز بعد از ظهر با اتومبیلش از سرازیری تپه پایین می آمد درست مثل یک… یک… اوه نمی توانم وصفش کنم!
ولی همه به خوبی می دانستند که ورا چه می خواهد بگوید. آنتونی مارستون در اوج جوانی و برازندگی مثل یک موجود فناناپذیر بود. اما حالا بر روی زمین افتاده و در هم شکسته بود. دکتر آرمسترانگ گفت:
آیا جز خودکشی دلیل دیگری برای مرگ او به نظرتان نمی رسد؟
همه به آرامی سرشان را تکان دادند. هیچ دلیل دیگری برای مرگ آنتونی وجود نداشت، زیرا فقط مشروب او آلوده شده بود و همه شاهد بودند که او خودش ویسکی و سودا را در لیوانش ریخت، پس نتیجتا خودش سیانید را در مشروبش ریخته است ولی با این همه چرا جوانی مثل مارستون باید مرتکب خودکشی شود؟
📕 کتاب : وسپس هیچکس نبود
✍ اثر : #آگاتا_کریستی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8666
📚 @PDFsCom
شما هرگز نباید فکر کنید که او خودکشی کرده. او خیلی بشاش و سرزنده بود. او… آه خدای من… پر از شور و نشاط جوانی بود! وقتی امروز بعد از ظهر با اتومبیلش از سرازیری تپه پایین می آمد درست مثل یک… یک… اوه نمی توانم وصفش کنم!
ولی همه به خوبی می دانستند که ورا چه می خواهد بگوید. آنتونی مارستون در اوج جوانی و برازندگی مثل یک موجود فناناپذیر بود. اما حالا بر روی زمین افتاده و در هم شکسته بود. دکتر آرمسترانگ گفت:
آیا جز خودکشی دلیل دیگری برای مرگ او به نظرتان نمی رسد؟
همه به آرامی سرشان را تکان دادند. هیچ دلیل دیگری برای مرگ آنتونی وجود نداشت، زیرا فقط مشروب او آلوده شده بود و همه شاهد بودند که او خودش ویسکی و سودا را در لیوانش ریخت، پس نتیجتا خودش سیانید را در مشروبش ریخته است ولی با این همه چرا جوانی مثل مارستون باید مرتکب خودکشی شود؟
📕 کتاب : وسپس هیچکس نبود
✍ اثر : #آگاتا_کریستی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8666
📚 @PDFsCom
👍1