Forwarded from BOOK | کتاب
برای امشب و منزلتش، متنى ندارم
حرفم حرف ساده ايست
امشب مرا ياد کن در هر
الغوث که ميگويى
شايد به حق يارب گفتنت
خلصنايت
براى من هم مستجاب شود
التماس دعا🙏
📚 @BooksCom
حرفم حرف ساده ايست
امشب مرا ياد کن در هر
الغوث که ميگويى
شايد به حق يارب گفتنت
خلصنايت
براى من هم مستجاب شود
التماس دعا🙏
📚 @BooksCom
مردها هیچگاه نمیگذارند درد و رنج در وجودشان باقی بماند. به محض آنکه چیزی سبب ناراحتیشان گردد، با خشم و رفتار خشونتآمیزشان، اعتراض و نارضایتیشان را نشان میدهند.
📕 کتاب:سی اثر
✍🏻 #کریستین_بوبن
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:سی اثر
✍🏻 #کریستین_بوبن
📚 @PDFsCom
❤1
Forwarded from BOOK | کتاب
حاجی تا صبح قرآﻥ به سر گرفت و گناهانش بخشیدﻩ شد!
اما کارگر خسته بعد ﺍز افطاﺭ خوابش برﺩ ﻭ گناهاﻥ ﺍمسالش به گناهاﻥ سال قبل افزودﻩ شد!
👤 حسین پناهی
📚 @BooksCom
اما کارگر خسته بعد ﺍز افطاﺭ خوابش برﺩ ﻭ گناهاﻥ ﺍمسالش به گناهاﻥ سال قبل افزودﻩ شد!
👤 حسین پناهی
📚 @BooksCom
ابوسعید ابوالخیر با پیری در حمام بود. پیر از گرمای دلکش و هوای خوش حمام فصلی تمام گفت. ابوسعید گفت: می دانی چرا این جایگاه خوش است؟ پیر گفت: چون شیخی مثل تو در این حمام است.
چون در این حمام شیخی چون تو هست
خوش شد و خوش گشت و خوش آمد نشست
شیخ گفت: من جواب بهتری دارم. پیر گفت: بگو که هرچه تو بگویی عین صواب است.
شیخ گفت: حمام از این جهت خوش است که از مال دنیا فقط یک سطل و یک پارچه بیشتر نداری که آن هم عاریت حمامی است...
مصیبت نامه عطار
📚 @PDFsCom
چون در این حمام شیخی چون تو هست
خوش شد و خوش گشت و خوش آمد نشست
شیخ گفت: من جواب بهتری دارم. پیر گفت: بگو که هرچه تو بگویی عین صواب است.
شیخ گفت: حمام از این جهت خوش است که از مال دنیا فقط یک سطل و یک پارچه بیشتر نداری که آن هم عاریت حمامی است...
مصیبت نامه عطار
📚 @PDFsCom
👍2
📎 #_یک_تکه_کتاب
نظام دینی که در حول محور این ایزد برکت و نعمت و نور و دوستی و جوانمردی و جنگاوری به وجود آمد، ایران اشکانی و اروپای مقارن آغاز دعوت مسیح را فرا گرفت و هر چند که بعد از چندین قرن ولایت در هر دوی این مناطق مجبور به عقب نشینی شد اما منشاء تاسیس نوعی نهضت اخلاقی (اومانیسم) شد که خفی یا جلی در شئون مختلف اجتماعی و فرهنگی و معنوی ایران تاثیر گذاشت و این نکته را بعضی از پژوهشهای معدود اخیر نمایان کرده است.
📕 کتاب : آیین میترا
✍ اثر : #مارتین_ورمازرن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8943
📚 @PDFsCom
نظام دینی که در حول محور این ایزد برکت و نعمت و نور و دوستی و جوانمردی و جنگاوری به وجود آمد، ایران اشکانی و اروپای مقارن آغاز دعوت مسیح را فرا گرفت و هر چند که بعد از چندین قرن ولایت در هر دوی این مناطق مجبور به عقب نشینی شد اما منشاء تاسیس نوعی نهضت اخلاقی (اومانیسم) شد که خفی یا جلی در شئون مختلف اجتماعی و فرهنگی و معنوی ایران تاثیر گذاشت و این نکته را بعضی از پژوهشهای معدود اخیر نمایان کرده است.
📕 کتاب : آیین میترا
✍ اثر : #مارتین_ورمازرن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8943
📚 @PDFsCom
هیچ فردی به تنهایی به هدفش نمیرسد. آدمهایی که به نظر همه چیز دارند، در طول سالها ذهنها و قلبهای صدها انسان دیگر را تسخیر کردهاند و به کمک آنها توانستهاند به بالای نردبان کاری یا اجتماعی که انتخاب کردهاند، برسند.
📕 کتاب:چگونه با هر جور آدمی ارتباط برقرار کنیم
✍🏻 اثر: #لیل_لوندز
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:چگونه با هر جور آدمی ارتباط برقرار کنیم
✍🏻 اثر: #لیل_لوندز
📚 @PDFsCom
❤2
من فکر میکنم آن چه موجب رنجش آدمها از یکدیگر میشود، این است که:
غالبا ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویهی دید ما نگاه کند!
📕 کتاب:طبل حلبی
✍🏻 #گونتر_گراس
📚 @PDFsCom
غالبا ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویهی دید ما نگاه کند!
📕 کتاب:طبل حلبی
✍🏻 #گونتر_گراس
📚 @PDFsCom
فقیری به ثروتمندی گفت: اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می کنی؟
ثروتمند گفت: تو را کفن می کنم و به گور می سپارم.
فقیر گفت: امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار...
این حکایت بسیاری از ماست که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمی دانیم ولی بعد از مردن، می خواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم!
📚 @PDFsCom
ثروتمند گفت: تو را کفن می کنم و به گور می سپارم.
فقیر گفت: امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار...
این حکایت بسیاری از ماست که تا زنده ایم قدر یکدیگر را نمی دانیم ولی بعد از مردن، می خواهیم برای یکدیگر سنگ تمام بگذاریم!
📚 @PDFsCom
بعد از دستگیری میرزا رضا خان کرمانی از اون پرسیدند:
چرا ناصرالدین شاه را کشتی؟اون پاسخ داد:مملکت را فساد و فقر گرفته بود و همه تقصیر از او بود چرا ک سررشته همه چیز به او ختم میشد. گفتند این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان اون مقصرند. او از این امور ناراست بی اطلاع بود. میرزا پاسخ داد:اگر از اوضاع مملکت اطلاع داشت حقش بود و اگر بی اطلاع بود،وای به حال مملکتی ک شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بی اطلاع باشد
📚 @PDFsCom
چرا ناصرالدین شاه را کشتی؟اون پاسخ داد:مملکت را فساد و فقر گرفته بود و همه تقصیر از او بود چرا ک سررشته همه چیز به او ختم میشد. گفتند این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان اون مقصرند. او از این امور ناراست بی اطلاع بود. میرزا پاسخ داد:اگر از اوضاع مملکت اطلاع داشت حقش بود و اگر بی اطلاع بود،وای به حال مملکتی ک شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بی اطلاع باشد
📚 @PDFsCom
ما خواستههایمان را از یارمان طلب میکنیم و کنارشان بسیار غیرمنطقی میشویم. چون باور داریم کسی که بخشهای مبهم وجود ما را درک میکند و حضورش بسیاری از غصههامان را از بین میبرد؛ باید بتواند هر چیز دیگر زندگیمان را هم درست کند.
#معرفی_کتاب
📕 سیر عشق
✍ #آلن_دوباتن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4328
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 سیر عشق
✍ #آلن_دوباتن
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4328
📚 @PDFsCom
👍1
به نظر میرسد كه تنبلی یكی از واقعیات بیچون و چرای زندگی است. انسانهای موفق كسانی هستند كه تنبلی را بخشی از طبیعت انسان قلمداد كرده و در پی راههای رویارویی با آن هستند.
📕 کتاب: روانشناسی تنبلی
✍🏻 اثر: #ادوین_سی_بلس
📚 @PDFsCom
📕 کتاب: روانشناسی تنبلی
✍🏻 اثر: #ادوین_سی_بلس
📚 @PDFsCom
❤1
پاسبانی دزدی را در خیابان شلاق میزد.
از بزرگى پرسیدند این چه حکایتی است؟
پاسخ داد: چیزی نیست؛
دزد روز دارد دزد شب را محاکمه میکند!
📚 @PDFsCom
از بزرگى پرسیدند این چه حکایتی است؟
پاسخ داد: چیزی نیست؛
دزد روز دارد دزد شب را محاکمه میکند!
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
اگر زنده مانده بود، می توانست توضیح بدهد. ولی حالا باید هری را همان جور که بوده به خاطر بیاوریم.
آدم ها همیشه چیزهای زیادی دارند که ازشان خبر نداریم؛ حتی آدم هایی که دوست شان داریم، چیزهای خوب، چیزهای بد ،باید ظرفیتش را داشته باشیم. هیچ وقت باورمان نمیشود که شاید آنقدر که بقیه به چشم ما مهماند ؛ما برایشان مهم نباشیم ...!
📕 کتاب : مرد سوم
✍ اثر : #گراهام_گرین
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8221
📚 @PDFsCom
اگر زنده مانده بود، می توانست توضیح بدهد. ولی حالا باید هری را همان جور که بوده به خاطر بیاوریم.
آدم ها همیشه چیزهای زیادی دارند که ازشان خبر نداریم؛ حتی آدم هایی که دوست شان داریم، چیزهای خوب، چیزهای بد ،باید ظرفیتش را داشته باشیم. هیچ وقت باورمان نمیشود که شاید آنقدر که بقیه به چشم ما مهماند ؛ما برایشان مهم نباشیم ...!
📕 کتاب : مرد سوم
✍ اثر : #گراهام_گرین
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8221
📚 @PDFsCom
من به کمال نرسیده ام بلکه قابلیت لذت بردن از نقایصم را به دست آورده ام. هیچ کس به کمال نمی رسد، زیرا زندگی ابدی است کمال بدست نمی آید زیرا زندگی جاریست و تا ابد ادامه می یابد.
نقصان، حقیقت زندگی است.
پس برای رها شدن از مسائل گوناگون، تنها راه حل آن است که زندگیتان را دقیقا به همین وضعی که در این لحظه هست قبول داشته باشید و از آن لذت ببرید، آنرا زندگی کنید و شاد باشید آنگاه خواهید دید که لحظه ی بعد شادتر خواهد شد، زیرا از لحظه ی کنونی زاده می شود. و این شادی به خاطر دست یابی به کمال نیست بلکه به خاطر این است که در لحظه زندگی می کنید.
📕 کتاب: راه کمال
✍🏻 اثر: #اشو
📚 @PDFsCom
نقصان، حقیقت زندگی است.
پس برای رها شدن از مسائل گوناگون، تنها راه حل آن است که زندگیتان را دقیقا به همین وضعی که در این لحظه هست قبول داشته باشید و از آن لذت ببرید، آنرا زندگی کنید و شاد باشید آنگاه خواهید دید که لحظه ی بعد شادتر خواهد شد، زیرا از لحظه ی کنونی زاده می شود. و این شادی به خاطر دست یابی به کمال نیست بلکه به خاطر این است که در لحظه زندگی می کنید.
📕 کتاب: راه کمال
✍🏻 اثر: #اشو
📚 @PDFsCom
❤1
Forwarded from نوستالژی
دلمان هوس کرده به قدر چند دقیقه به بازیهای کودکیمان برگردیم، به شادیهای بیمقدمه، ظرفهای مصنوعی، غذاها و شکلاتهای ساده و لبخندهای واقعی... همه چیز داشتیم انگار، حتی وقتی که هیچ چیز نداشتیم، دلمان خوش بود، حتی وقتی دلیلی برای دلخوشی نبود. زیر نور مورب آفتابِ پهن شده توی اتاق، بساط بازیمان را پهن میکردیم و بیمقدمه شروع میکردیم به حرف زدن بهجای تمام عروسکها، ما حتی جای تخممرغها و سماور و شکلاتها حرف میزدیم، شاد بودیم عزیزِمن، شاد! حالا ولی آدمها واقعیاند، ظرفها واقعیست، غذاها واقعیست و لبخندها مصنوعی...
اینروزها ما جای طبیعت و اشیا که هیچ، جای خودمان هم حرف نمیزنیم، بیحس شدهایم انگار...
باید وسیلهای بسازند که زمان را برگرداند عقبتر و ما چشمانمان را ببندیم، برگردیم و دقیقا وسط یکی از بازیهای بچگی متوقف شویم
@Nostalzhi
اینروزها ما جای طبیعت و اشیا که هیچ، جای خودمان هم حرف نمیزنیم، بیحس شدهایم انگار...
باید وسیلهای بسازند که زمان را برگرداند عقبتر و ما چشمانمان را ببندیم، برگردیم و دقیقا وسط یکی از بازیهای بچگی متوقف شویم
@Nostalzhi
مردهای کوچک یا بزرگ نمی توانند زیبایی حقیقی را تحسین کنند، فقط به نیازشان فکر می کنند.
📕 کتاب:روزی که رهایم کردی
✍🏻 اثر: #النا_فرانته
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:روزی که رهایم کردی
✍🏻 اثر: #النا_فرانته
📚 @PDFsCom
یک تحویلدار بانک تعریف میکرد:
روزی ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!
ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ!
ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟!
ﮔﻔﺘﻢ:فرقی نمیکنه! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ!
رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭنج دیدﻩ ای داشت،
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ... .
ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ:
ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ.
ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ...
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ!
ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ...
ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ
ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ!
بعضی وقتا میشه تیغ باشی اما نبُری
تبر باشی اما نشکنی👌
📚 @PDFsCom
روزی ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ آﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻭقت ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎﺭﻭ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺎﺭ!
ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭘﺴﺮ ﮐﯿﻢ!
ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭمم ﻫﻤﯿﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟!
ﮔﻔﺘﻢ:فرقی نمیکنه! ﺳﺎﯾﺘﻮ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮ ﺟﺎﻥ!
رفت، ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﻭﻣﺪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯼ کهنه ﻭ ﭼﻬﺮﻩ ﺭنج دیدﻩ ای داشت،
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺎﺷﻪ... .
ﺑﻠﻨﺪﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺗﺤﻮیلش ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻗﺒﺾ ﻭ ﭘﻮﻟﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﻔﺘﻢ:
ﭼﺸﻢ ﺗﻪ ﻗﺒﻀﻮ ﻣﻬﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ.
ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﮐﺸﻮ ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﮐﻨﻢ...
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻧﻪ ﺑﮕﯽ ﺑﻬﺶ!
ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻨﺪﯾﺪ...
ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﻣﻦ ﻣﯿﺎﻡ
ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﭽﻢ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﮐﺮﺩﯼ!
بعضی وقتا میشه تیغ باشی اما نبُری
تبر باشی اما نشکنی👌
📚 @PDFsCom
❤1👍1