روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب
میشود و او را نزد حاکم می برند
تا مجازات را تعیین کند .
حاکم برایش حکم مرگ صادر می کند
اما مقداری رافت به خرج می دهد
و به وی می گوید
اگر بتوانی ظرف سه سال ب
ه خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی
از مجازاتت درمی گذرم .
ملانصرالدین هم قبول می کند
و ماموران حاکم رهایش می کنند
عده ای به ملا می گویند مرد
حسابی آخر تو چگونه می توانی
به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟
ملانصرالدین می گوید :
ان شاءالله در این سه سال
یا حاکم می میرد یا خرم
همیشه امیدوار باشید شاید
چیزی به نفع شما تغییر کند
📚 @PDFsCom
میشود و او را نزد حاکم می برند
تا مجازات را تعیین کند .
حاکم برایش حکم مرگ صادر می کند
اما مقداری رافت به خرج می دهد
و به وی می گوید
اگر بتوانی ظرف سه سال ب
ه خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی
از مجازاتت درمی گذرم .
ملانصرالدین هم قبول می کند
و ماموران حاکم رهایش می کنند
عده ای به ملا می گویند مرد
حسابی آخر تو چگونه می توانی
به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟
ملانصرالدین می گوید :
ان شاءالله در این سه سال
یا حاکم می میرد یا خرم
همیشه امیدوار باشید شاید
چیزی به نفع شما تغییر کند
📚 @PDFsCom
👍3
پدرم همیشه می گفت زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پولدار و عاقل می کند. در خانه ساعت هشت چراغ ها خاموش بود و سپیده دم با بوی قهوه و بیکن و نیمرو از خواب بیدار میشدیم. پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد. عاقبت جوان مُرد و مُفلس!
فکر می کنم چندان عاقل هم نبود! من نصیحت او را گوش نکردم، دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم. حالا نمی گویم دنیا را فتح کرده ام اما ترافیک صبح ها را دیگر ندارم، از خیلی دردسرهای معمولی دورم و با آدم های جدید و بی نظیری آشنا شده ام، یکی از آنها خودم، کسی که پدرم هرگز او را نشناخت.
📕 آویزان از نخ
✍ #چارلز_بوکوفسکی
📚 @PDFsCom
فکر می کنم چندان عاقل هم نبود! من نصیحت او را گوش نکردم، دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم. حالا نمی گویم دنیا را فتح کرده ام اما ترافیک صبح ها را دیگر ندارم، از خیلی دردسرهای معمولی دورم و با آدم های جدید و بی نظیری آشنا شده ام، یکی از آنها خودم، کسی که پدرم هرگز او را نشناخت.
📕 آویزان از نخ
✍ #چارلز_بوکوفسکی
📚 @PDFsCom
دو مرد: یکی چینی و دیگری فرانسوی. مرض و شکست در تمام وجودشان رخنه کرده است. هر دو برای مردن به هنگ کنگ آمدهاند و در یکی از هتل های آن اقامت گزیدهاند، و روسپیهای کم سن و سال این روسپیخانه، خود را رد اختیار آن دو میگذارند. چینی و اروپایی با هم حرف میزنند و «گو» بازی میکنند…
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : مرگ کثیف
✍ اثر : #پی_یر_ژان_رمی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9033
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : مرگ کثیف
✍ اثر : #پی_یر_ژان_رمی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9033
📚 @PDFsCom
به امروز بنگر! زیرا زندگی همین است، همه زندگى در امروز است. همهٔ واقعیتهای وجودی تو در امروز نهفته است: موهبتِ رشد، شکوه اعمال و کردارهایت، و افتخار پیروزیهای تو.
دیروز رویایی بیش نیست و فردا یک توهم است. اگر امروز را خوب بگذرانی فردای تو شادیبخش میشود و فردای تو امیدبخش. بنابراین به امروز خود خوب بنگر و به سپیدهدم سلام کن!
📕 آیین زندگی
✍🏻#دیل_کارنگی
📚 @PDFsCom
دیروز رویایی بیش نیست و فردا یک توهم است. اگر امروز را خوب بگذرانی فردای تو شادیبخش میشود و فردای تو امیدبخش. بنابراین به امروز خود خوب بنگر و به سپیدهدم سلام کن!
📕 آیین زندگی
✍🏻#دیل_کارنگی
📚 @PDFsCom
فراموش نکنیم که انسانهایی که معمولاً ساکت هستند و در خودشان فرو میروند به یک صفت خوب هم شناخته میشوند: اهل تفکر بودن.
📕 کتاب:سکوت
✍🏻 اثر: #سوزان_کین
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:سکوت
✍🏻 اثر: #سوزان_کین
📚 @PDFsCom
❤1
دانشگاه بی دانشگاه...
گروهی از جوانان ایرانی به ناصرالدین شاه نامه نوشتند تا وی اجازه ساختن دانشگاه در ایران را بدهد. شاه قاجار چنین جواب داد: جوانان معقول بسیار غلط کردهاند که ایجاد دانشگاه میخواهند بکنند!
اگر چنین کاری بکنند پدرشان را آتش خواهم زد، حتی نویسنده این کاغذ در نظمیه باید مشخص شده و تنبیه سخت شود که دیگر از این فضولی ها نکند...
📚منبع: یادداشت اگر زنده میماند، غلامرضا امامی
📚 @PDFsCom
گروهی از جوانان ایرانی به ناصرالدین شاه نامه نوشتند تا وی اجازه ساختن دانشگاه در ایران را بدهد. شاه قاجار چنین جواب داد: جوانان معقول بسیار غلط کردهاند که ایجاد دانشگاه میخواهند بکنند!
اگر چنین کاری بکنند پدرشان را آتش خواهم زد، حتی نویسنده این کاغذ در نظمیه باید مشخص شده و تنبیه سخت شود که دیگر از این فضولی ها نکند...
📚منبع: یادداشت اگر زنده میماند، غلامرضا امامی
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
پس تمایل بر آن بود که تنبیه و مجازات به پنهان ترین بخش فرایند کیفری بدل شود و این امر چند نتیجه در پی داشت: تنبیه، عرصه ی دریافت حسی تقریبا روزمره را ترک کرد تا وارد عرصه ی آگاهی انتزاعی شود؛ اثرگذاری تنبیه، محصول حتمیت آن تلقی شد و نه شدت قابل دیدن بودن آن؛ آنچه باید از ارتکاب جرم جلوگیری کند نه نمایش نفرت انگیز مجازات در ملاءعام بلکه قطعی بودن تنبیه و مجازات است؛ ساز و کار عبرت دهنده ی تنبیه، چرخ دنده هایش را تغییر داد.
📕 کتاب : مراقبت و تنبیه
✍ اثر : #میشل_فوکو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4595
📚 @PDFsCom
پس تمایل بر آن بود که تنبیه و مجازات به پنهان ترین بخش فرایند کیفری بدل شود و این امر چند نتیجه در پی داشت: تنبیه، عرصه ی دریافت حسی تقریبا روزمره را ترک کرد تا وارد عرصه ی آگاهی انتزاعی شود؛ اثرگذاری تنبیه، محصول حتمیت آن تلقی شد و نه شدت قابل دیدن بودن آن؛ آنچه باید از ارتکاب جرم جلوگیری کند نه نمایش نفرت انگیز مجازات در ملاءعام بلکه قطعی بودن تنبیه و مجازات است؛ ساز و کار عبرت دهنده ی تنبیه، چرخ دنده هایش را تغییر داد.
📕 کتاب : مراقبت و تنبیه
✍ اثر : #میشل_فوکو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/4595
📚 @PDFsCom
👍1
Forwarded from BOOK | کتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از شیخ بهایی پرسیدند: بهترین مردمان چه کسانی هستند؟
گفت: آنان که بی دلیل مهربانی میکنند
بی دلیل مهربان باشیم ...
📚 @BooksCom
گفت: آنان که بی دلیل مهربانی میکنند
بی دلیل مهربان باشیم ...
📚 @BooksCom
👍2
هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی هم که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود.
📕 کتاب : ساعت شوم
✍ اثر : #گابریل_گارسیا_مارکز
📚@PDFsCom
📕 کتاب : ساعت شوم
✍ اثر : #گابریل_گارسیا_مارکز
📚@PDFsCom
❤1
+میلتون ، با وجود اینکه نابینا بود ، می نوشت
+بتهوون ، در حالی که ناشنوا بود آهنگ می ساخت
+هلن کلر ، در حالی که نابینا و ناشنوا بود سخنرانی می کرد!
+رنوار ، در حالی که دست هایش دچار عارضه رماتیسمی بود ، نقاشی می کرد
+مجسمه ساز مکزیکی بعد از قطع دست راستش ، ساخت مجسمه ای را که آغاز کرده بود با دست چپ به پایان رساند!
آدم ها علیرغم نابینایی ، ناشنوایی ، معلولیت ، پیری ، فقر ، کم سنی ، مشقت یا بی سوادی بر سختی ها غلبه می کنند ، از همه پیشی می گیرند ، کار را به اتمام می رسانند و موفق می شوند .
شما هم شک نکنید می توانید علیرغم سختی ها و مشکلات خود را به هدف برسانید.
📚 @PDFsCom
+بتهوون ، در حالی که ناشنوا بود آهنگ می ساخت
+هلن کلر ، در حالی که نابینا و ناشنوا بود سخنرانی می کرد!
+رنوار ، در حالی که دست هایش دچار عارضه رماتیسمی بود ، نقاشی می کرد
+مجسمه ساز مکزیکی بعد از قطع دست راستش ، ساخت مجسمه ای را که آغاز کرده بود با دست چپ به پایان رساند!
آدم ها علیرغم نابینایی ، ناشنوایی ، معلولیت ، پیری ، فقر ، کم سنی ، مشقت یا بی سوادی بر سختی ها غلبه می کنند ، از همه پیشی می گیرند ، کار را به اتمام می رسانند و موفق می شوند .
شما هم شک نکنید می توانید علیرغم سختی ها و مشکلات خود را به هدف برسانید.
📚 @PDFsCom
شازده کوچولو از گل پرسید :
آدما چرا تو رو نچیدن ؟
من گلای زیادی دیدم
که زیر دستو پا بودن !
گل جواب داد :
من ارزش خاری که عاشقانه
احاطم کرده رو میدونم . . .!
📕 کتاب: شازده کوچولو
✍🏻 اثر : #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
آدما چرا تو رو نچیدن ؟
من گلای زیادی دیدم
که زیر دستو پا بودن !
گل جواب داد :
من ارزش خاری که عاشقانه
احاطم کرده رو میدونم . . .!
📕 کتاب: شازده کوچولو
✍🏻 اثر : #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
🔥4
بالاخره در زندگی هر آدمی ؛
یک نفر پیدا میشود که بی مقدمه آمده ، مدتی مانده ، قدمی زده و بعد اما بیهوا غیبش زده و رفته ...!
آمدن و ماندن و رفتن آدمها مهم نیست ...
اینکه بعد از روزی روزگاری، در جمعی حرفی از تو به میان بیاید، آن شخص چگونه توصیفت میکند مهم است ...
اینکه بعد از گذشت چند سال، چه ذهنیتی از هم دارید مهم است ...
اینکه آن ذهنیت مثبت است یا منفی ...
اینکه تو را چطور آدمی شناخته، مهم است !
منطقی هستی و میشود روی دوستیات حساب کرد ؟
میگوید دوست خوبی بودی برایش یا مهمترین اشتباه زندگیاش شدی ...؟
اینکه خاطرات خوبی از تو دارد یا نه برعکس
اینکه رویایی شدی برای زندگیاش یا نه درسی شدی برای زندگی ...؟
به گمانم ذهنیتی که آدمها از خود برای هم به یادگار میگذارند، از همه چیز بیشتر اهمیت دارد ...
وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند ...!
#صمد_بهرنگی
📚 @PDFsCom
یک نفر پیدا میشود که بی مقدمه آمده ، مدتی مانده ، قدمی زده و بعد اما بیهوا غیبش زده و رفته ...!
آمدن و ماندن و رفتن آدمها مهم نیست ...
اینکه بعد از روزی روزگاری، در جمعی حرفی از تو به میان بیاید، آن شخص چگونه توصیفت میکند مهم است ...
اینکه بعد از گذشت چند سال، چه ذهنیتی از هم دارید مهم است ...
اینکه آن ذهنیت مثبت است یا منفی ...
اینکه تو را چطور آدمی شناخته، مهم است !
منطقی هستی و میشود روی دوستیات حساب کرد ؟
میگوید دوست خوبی بودی برایش یا مهمترین اشتباه زندگیاش شدی ...؟
اینکه خاطرات خوبی از تو دارد یا نه برعکس
اینکه رویایی شدی برای زندگیاش یا نه درسی شدی برای زندگی ...؟
به گمانم ذهنیتی که آدمها از خود برای هم به یادگار میگذارند، از همه چیز بیشتر اهمیت دارد ...
وگرنه همه آمدهاند که یک روز بروند ...!
#صمد_بهرنگی
📚 @PDFsCom
❤1
حکایت است که ملانصرالدین زنش را هر روز کتک میزد.
از او پرسیدند چرا او را بی دلیل میزنی؟
گفت: من که نمیتوانم برایش غذایی بیاورم، او را سفر ببرم، برایش لباسی بخرم یا وظیفهی همسری بهجا آورم.
پس او را میزنم که یادش نرود من شوهرش هستم...
حالا حکایت ماست...
📚 @PDFsCom
از او پرسیدند چرا او را بی دلیل میزنی؟
گفت: من که نمیتوانم برایش غذایی بیاورم، او را سفر ببرم، برایش لباسی بخرم یا وظیفهی همسری بهجا آورم.
پس او را میزنم که یادش نرود من شوهرش هستم...
حالا حکایت ماست...
📚 @PDFsCom
مقصد، کشف دروغ و دروغگو وهمچنین کشف دروغ از رفتار ظاهری افراد، کلام افراد، سیاق جملهها و عبارتهایشان، زبان بدنشان، پرسشهایشان، با روشهایی کاملا تجربی و آموختنی...
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : مهارت کشف دروغگو
✍ اثر : #دیوید_جی_لیبرمن
لینک ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3602
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : مهارت کشف دروغگو
✍ اثر : #دیوید_جی_لیبرمن
لینک ودانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/3602
📚 @PDFsCom
زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همهی کمبودهایی که این دنیا داره، زیباییهای خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمهی پر لیوان رو ببینیم.
📕 کتاب:مغازه_خودکشی
✍🏻 اثر: #ژان_تولی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:مغازه_خودکشی
✍🏻 اثر: #ژان_تولی
📚 @PDFsCom
❤1
هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند
همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت
یک لاک پشت حسود
او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم ، با احترام تمام، لاک پشت
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد!
سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی و حسادت می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود
📕 دنیای سوفی
✍ #یوستین_گاردر
📚 @PDFsCom
همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت
یک لاک پشت حسود
او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت :
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟
در انتظار پاسخ هستم ، با احترام تمام، لاک پشت
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد!
سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی و حسادت می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده ومانع پیشرفت وبلند پروازی ما شود
📕 دنیای سوفی
✍ #یوستین_گاردر
📚 @PDFsCom
👍1👏1
کسی که بخواهد بر کشوری فرمان براند، باید مقدار زیادی از انسانشناسی و جامعهشناسی و روانشناسی و حتی اخلاق اطلاع داشته باشد، زیرا فقط هنگامی به ایجاد آنچه میخواهد کامیاب خواهد شد که پی ببرد آدمیان واقعاً چگونه عمل میکنند و قوانین حاکم بر رفتار و کردارشان چیست. در غیر اینصورت، خطاهای وحشتناک مرتکب خواهد شد و بشر را به بدبختیهای بدتر از وضع پیشین خواهد کشانید.
📕 کتاب:آزادی و خیانت به آزادی
✍🏽 #آیزایا_برلین
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:آزادی و خیانت به آزادی
✍🏽 #آیزایا_برلین
📚 @PDFsCom
❤1
دستت را به من بده، ای تصویر شادمانۀ همه امیدها ! فردا از آن ماست. چرا که نباشد؟ این شایستگی را روح ما به ما میدهد. روح ما و معرفت ما.
من با یاری دستان تو همۀ سپیدهدمها را فتح خواهم کرد. زیرا که به عشق ایمان دارم. به تو فکر میکنم و وجود دوگانۀ خود را احساس میکنم. تو را دوست میدارم و پیروز میشوم. تو را در بر میگیرم، و این پیوندی است که میوهاش پیروزی است.
پیروزی به زندگی و بدی.
📕 مثل خون در رگهای من
✍ #احمد_شاملو
📚 @PDFsCom
من با یاری دستان تو همۀ سپیدهدمها را فتح خواهم کرد. زیرا که به عشق ایمان دارم. به تو فکر میکنم و وجود دوگانۀ خود را احساس میکنم. تو را دوست میدارم و پیروز میشوم. تو را در بر میگیرم، و این پیوندی است که میوهاش پیروزی است.
پیروزی به زندگی و بدی.
📕 مثل خون در رگهای من
✍ #احمد_شاملو
📚 @PDFsCom