PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
560 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
فکرشم نمیکنید این خانوم کی میتونه باشه!!

ایشون فاطمه خلخالی دختر صادق خلخالیه که دکتری علوم سیاسی داره! او در مصاحبه با مجله اندیشه پویا درباره پدرش گفته بود: پدرم توی خانه هم یکجورهایی انقلابی بود. یعنی ما حق نداشتیم دو دست لباس اضافه داشته باشیم!

خیلی وقت ها عصبانی می شدم که شما چه حقی دارید که اموال من را می بخشید. این اواخر اعتراض میکردم که همه جا را فساد اقتصادی گرفته آن وقت شما نگران همین یک جفت کفش من هستی؟ ما حق نداشتیم چیز زیادی بخواهیم. حق نداشتیم مدرسه خوب برویم.

پدرم به هیچ وجه آدم مهربانی نبود. به شدت سختگیر بود اما من از پدرم کتک نخوردم. در خانواده تنبیه بدنی اصلا نداشتیم، با این وجود من همیشه وقتی میخواستم کارنامه ام را به بابا نشان دهم شب تا صبح خوابم نمی برد. هیچ اهل مماشات نبود. من همیشه باید سختکوش می بودم و کار می کردم و لیاقتم را نشان می دادم، وقتی هم لیاقتم را نشان میدادم می گفت وظیفه ات بوده!

📚 @PDFsCom
👍21
📎 #_یک_تکه_کتاب

ماده‌ی اولیه میخواهد هر چیز ممکنی در زندگی شما وجود داشته باشد و شما همه‌ی چیزهایی که برای بهتر و پُر نعمت شدن زندگی میتوانید و میخواهید استفاده کنید را در اختیار داشته باشید.اگر شما این حقیقت را به خاطر بسپارید که میل شما برای داشتن ثروت با خواسته‌ی قدرت مطلق برای رسیدن به کمالِ بیشتر یکی است، ایمان‌تان استوارتر خواهد گردید.

📕 کتاب : علم ثروتمند شدن
اثر : #والاس_دی_واتلز

لینک وآدرس دانلود این کتاب👇
https://t.me/PDFsCom/2005

📚 @PDFsCom
Forwarded from BOOK | کتاب
همه‌روز روزه بودن، همه‌شب نماز كردن
همه‌ساله حج نمودن،سفر حجاز كردن

شب جمعه‌ها نخفتن به‌خدای راز گفتن
ز وجود بی‌نیازش، طلب نیاز كردن

به مساجد و معابد همه اعتكاف جستن
ز مناهی و ملاهی همه احتراز كردن

ز مدینه تا به كعبه، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک به وظیفه باز كردن

به‌خدا كه هیچ‌یک را ثمر آنقدر نباشد
كه به‌روی ناامیدی درِ بسته باز كردن...!

#شیخ_بهایی

📚 @BooksCom
هند را در تخت حوض به جای گذاشتیم که در به دست آوردن حماد امیدوار شده بود ولی بعضی سایه‌های شک و شبهه در میان امید به رسیدن حماد در می‌آمد و چون هوش و دقت نظری که او داشت به او می‌فهماند که در رضایت مادرش از حماد شبهه‌ای وجود دارد. اما سعدی می‌خواست خود را راضی کند و مساعدتی را که به هند وعده داده بود به جای آورد ولی در ضمیر خویش چیزی می‌دید که در جلو مقاصد دخترش در می‌آمد

📕 کتاب:دوشیزه شامی
✍🏻 اثر: #جرجی_زیدان

📚 @PDFsCom
1
دوشیزهٔ شامی.pdf
7.2 MB
📕 کتاب:دوشیزه شامی
✍🏻 اثر: #جرجی_زیدان

📚 @PDFsCom
پنجم سپتامبر، کمی بعد از نیمه‌شب، از قاصد مرگ با متیو تورز و روفوس امتریو تماس گرفته می‌شود تا خبر بدی به آن‌ها داده شود: آن‌ دو قرار است امروز بمیرند. متیو و روفوس با هم کاملاً غریبه‌اند اما به دلایل مختلف و متفاوتی هر دویشان در روز آخر زندگی‌شان به دنبال پیدا کردن دوست جدیدی هستند و این شروعی است برای یک پایان پر از ماجراجویی و هیجان.

📕 کتاب:هر دو در نهایت می میرند
✍🏻 اثر: #ادام_سیلورا

📚 @PDFsCom
من روزه ام!!!!
تمام سال را روزه ام.

ولی بجای دهان و شکم ، اندیشه ام را روزه ام.
فکر من حق ندارد به کسی بی حرمتی کند.
فکر من حق ندارد به کسی ناسزا بگوید.
فکر من حق ندارد به مال کسی دست درازی کند.
فکر من حق ندارد با زندگی کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی بهتان بزند.
فکر من حق ندارد به کسی جفا کند.

فکر من حق ندارد با دل کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی دروغ بگوید.
فکر من حق ندارد به یتیمی بی تفاوت باشد.
فکر من حق ندارد زورگو باشد.
فکر من حق ندارد بینوایی را ببیند و بی تفاوت از کنارش عبور کند.
فکر من ..................
آری من روزه ام ،
نه روزه نخوردن غذا ،
بلکه روزه انسان بودن،
روزه مردانه زیستن،
روزه جاودانه شدن.
آری من تمام سال را روزه ام.
تمام ساعتها را روزه ام.
تمام دقائق را روزه ام.

📚 @PDFsCom
معروف است که يک روز سفیر انگلستان در دهلی از مسیری در حال گذر بود که یک جوان هندی لگدی به گاوی زد
گاوی که در هندوستان مقدس است!

سفیر انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم می کند!
بقیه مردم حاضر که می بینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم می شمارد در جلوی گاو سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات می کنند .

همراه فرماندار با تعجب میپرسد:
چرا این کار را کردید؟!
فرماندار می گوید:
لگد این جوان آگاه می رفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بیندازد، ولی من نگذاشتم!

📚 @PDFsCom
با هیچ‌کس نباید بیش از اندازه گذشت یا محبت داشت…!

همان‌طور که دوستانمان را نه به علت رد کردن تقاضای قرضی که از ما خواسته‌اند، بلکه به علت اینکه به آنان قرض داده‌ایم، از دست می‌دهیم،
هیچ‌کس را به علت رفتار غرورآمیز و بی‌اعتنایی اندک از دست نمی‌دهیم، بلکه به این علت از دست می‌دهیم،
که رفتاری بیش از اندازه دوستانه و فروتنانه از ما دیده است…

📕 در باب حکمت زندگی
#آرتور_شوپنهاور

📚 @PDFsCom
هیچ وقت باورمان نمی‌شود که شاید آنقدر که بقیه به چشم ما مهم‌اند ؛ ما برایشان مهم نباشیم ...!

#معرفی_کتاب
📕 کتاب : مرد سوم
اثر : #گراهام_گرین

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8221

📚 @PDFsCom
بسیاری از گرفتاری‌های ما آدمها بر سرکلمات است! تعاریف ما از کلمات با هم تفاوت دارند. گاهی یک کلمه را به کار می‌بریم در حالیکه یک چیز دیگر را می‌خواهیم.

کلمه هم داروست و هم زهر! هم به فهم ما کمک می‌کند و هم مانع فهم ما می‌گردد! با دقت و احتیاط باید آن را به کار برد.

📕 یادداشت‌های یک روانپزشک
✍️ #دکتر_سر_گلزایی

📚 @PDFsCom
بخش مهم بیداری تو، شناختن خود خفته‌ی خویش است. شناختنِ همان نَفْسی که فکر می‌کند، حرف می‌زند، عمل می‌کند؛ شناختنِ افکار و باورهای شرطی‌شده؛

📕 کتاب:زمینی نو
✍🏻 اثر: #اکهارت_تول

📚 @PDFsCom
1👍1
@PDFsCom زمینی نو.pdf
22.1 MB
📕 کتاب:زمینی نو
✍🏻 اثر: #اکهارت_تول

📚 @PDFsCom
خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد.
اما از نظر من ، آدم هایی خوشبختند که عشق به موقع به سراغشون بیاد.

👤سیمین دانشور

امروز هشتم اردیبهشت ماه، زادروز بانو سیمین دانشور نویسنده‌ی سرشناس ادبیات معاصر است. سیمین دانشور، نخستین زن ایرانی بود که به صورت حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. وی نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران نیز بود.

روحش شاد و یادش جاودان🌹

📚 @PDFsCom
از تيمورلنگ سوال کردند كه چگونه امنيتی در كشور پهناور خود ايجاد نمودی؛ كه وقتی زنی با طبقی از جواهرات طول كشور را طی میكند؛ كسی به او تعرضی نکرده و جسارتی نمی ‌كند؟

در جواب جمله كوتاه ولی با تاملی میگويد :
در هر شهری که دزدی ديدم
گردن داروغه را زدم
چون یا دزد و داروغه هم دست بوده اند
یا داروغه در خواب ...

📚 منم تیمور جهان گشا

📚 @PDFsCom
کودک» درون همان بخش از وجود ماست که دوست دارد کودکی کند؛ درست مثل یک بچه سرزنده و با هیجان باشد. خلاقیت، شور و شوق، احساسات تند و تیز، قهر و آشتی، ترس، وحشت، عشق و تنفر همه و همه از کودک درون ما منشا می‌گیرد.

📕 کتاب:بازی ها
✍🏻 اثر: #اریک_برن

📚 @PDFsCom
عيب بزرگ مردها اين است كه از حساس بودن دل خودشان شرم دارند. اين هم از غرور است. اما غروري دروغين!

📕 آبلوموف
#ایوان_گنچارف

📚 @PDFsCom
مردی نابینا زیر درختی نشسته بود!
پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:
قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟
پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:
آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟
‌ سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌
احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟
هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.
مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:
به چه می خندی؟
نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود.
مرد دوم نخست وزیر او بود
و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید:
چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟
نابینا پاسخ داد:
فرق است میان آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد…
ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.

طرز رفتار هر کس نشانه شخصیت اوست...!

📚 @PDFsCom
راز موفقیت همسرداری ملانصرالدین

ملانصرالدین را گفتند : چگونه چهل بهار بدون مرافعه و جدال با عیال سر کردی ؟
او در پاسخ جماعت گفت : ما با هم عهدی بستیم و آن اینکه اگر من آتش خشمم زبانه کشید او برای انجام یک امری نیکو به جای جدل به مطبخ رود تا کشتی طوفان زده من به ساحل آرامش و سکون برسد ، و اگر رگ غضب او متورم شد، من به طویله روم و کمی ستوران را رسیدگی کنم و وارد بیت نشوم تا عیال خونش از جوش بیافتد !
و اینک من ، شکر خدا، چهل سال است که بیشتر عمر را در طویله زندگی می کنم...

📚 @PDFsCom
آن دوره‌ها که مردم به‌ شراباً طهور دسترسی پیدا می‌کردند و می‌خوردند و حافظ می‌شدند گذشت. حالا باید شراباً باروت قورت بدهند.

آن وقت‌ها که مردم لب جوی آب می‌نشستند و گذر عمر را می‌دیدند و دلی‌دلی می‌کردند و از تمام نعمت‌های دنیا، یک گلعذار بسشان بود گذشت. حالا باید کناره سیل‌گیر بایستند و عمر همچین از‌ روبه‌رو بیاید سیلی به صورتشان بزند که رَبّ و ربشان را یاد کنند.

📕 سووشون
✍🏻 #سیمین_دانشور
📚 @PDFsCom
👍1
میزان موفقیت یا شکست در بازاریابی تعیین‌کننده‌ی میزان موفقیت یا شکست در عرصه‌ی کسب‌وکار است.

📕 کتاب:بازاریابی
✍🏻 اثر: #برایان_تریسی

📚 @PDFsCom
1