PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
561 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
Alefba va Jenayat -.pdf
3.5 MB
📕 کتاب:الفبا و جنایت
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی

📚 @PDFsCom
داستان شما آن چیزی است که هستید و خواهید بود.

موفق‌ترین انسان‌هایی که می‌شناسم، آموخته‌اند چطور دربرابر انتقادها و عیب‌جویی‌ها با تکیه بر کسانی که آن‌ها را باور دارند، به‌سوی اهدافشان پیش روند.

📕 شدن
#میشل_اوباما

📚 @PDFsCom
کرونا آمد تا به ما بیاموزد ...

چقدر دست دادن با دوستانمان لذت بخش بود و ما از آن بیخبر بودیم.

آمد و یادآور شد:چقدر دور همی هامون لذت بخش بود و بیخبر بودیم.

چقدر آزادانه و بدون ترس معاشرت کردن و گردش و رفت و آمد با مردم ارامش بهمون میداد و بیخبر بودیم.
چقدر....

کرونای ! حتما همانطور که آمدی خواهی رفت ولی درسهای بزرگی بهمون دادی که قدر داشته هایی که داشتیم رو از این به بعد بدونیم.

📚 @PDFsCom
1
این حکایت رو بخونید و ببینید براتون آشنا نیست؟!

"ابن هرمه" شاعر مدح سرای حجازی به نزد منصور، خلیفه عباسی آمد، منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد و پرسید؛ چیزی از من بخواه! ابن هرمه گفت: به کارگزارت در مدینه بنویس که هر گاه مرا مست گرفتند، مرا شلاق نزنند!

منصور گفت: باید حد جاری شود، را راهی نیست، چیز دیگری بخواه و اصرار کرد. اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند: هر گاه "ابن هرمه" را مست نزد تو آورند وی را هشتاد تازیانه بزنید و آورنده اش را صد تازیانه!!

از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها میرفت و کسی از ترس شلاق خوردن معترضش نمیشد!

این حکایت منو یاد نحوه برخورد با افشا کنندگان مفاسد اقتصادی میندازه...

📚 @PDFsCom
درست مثل شطرنج است، وقتی حرکتی را انجام می‌دهی و دستت را از روی مهره برمی‌داری، تازه می‌فهمی چه اشتباهی انجام دادی و حس ترسی بر تو غلبه می‌کند چون هنوز ابعاد و عواقب این اشتباه را نمی‌دانی

#معرفی_کتاب
📕 کتاب : بازمانده روز
اثر : #كازئو_ايشى_گورو

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8003

📚@PDFsCom
نمی‌توانی شیرینی زندگی را بچشی بی‌آنکه همزمان خشمی مطلق نسبت به بدی‌هایی که از هر سو آن را در بر گرفته است، احساس کنی.
این همان قانونی است که نقاشان از آن پیروی می‌کنند زمانی که سیاه را تقویت می‌کنند تا روشنایی‌هایشان واقعا بدرخشد.

📕 جشنی بر بلندی‌ها
✍🏻 #کریستین_بوبن

📚 @PDFsCom
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت...
آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد؛
بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند، اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو، تورا وزیر دادگستری میکنیم!

شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست!
اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و
عادلانه خودت رو محاکمه کنی.

📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
در عبور از این وادی‌ها بسیاری از مرغان از پای درمی‌آیند و از میان آن همه پرنده، فقط سی مرغ باقی می مانند که به جایگاه سیمرغ می‌رسند. درواقع «سیمرغ» همان سی مرغ هستند که پس از عبور از هفت وادی «سیمرغ» شده‌اند. 📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر 🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ…
در عبور از این وادی‌ها بسیاری از مرغان از پای درمی‌آیند و از میان آن همه پرنده، فقط سی مرغ باقی می مانند که به جایگاه سیمرغ می‌رسند. درواقع «سیمرغ» همان سی مرغ هستند که پس از عبور از هفت وادی «سیمرغ» شده‌اند.

📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :پانزدهم
( پایان )

📚 @PDFsCom
2
از سی مرغ تا سیمرغ-15جلد دوم
@PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :پانزدهم
( پایان)

📚 @PDFsCom
1
مهم ترین عامل تعیین کننده وضعیت شما،روحیه شماست که در هر لحظه چه احساسی دارید.روحیه مهم ترین عامل خلق پدیده هاست.

📕 کتاب:تکنولوژی فکر
✍🏻 اثر: #دکتر_علیرضا_آزمندیان

📚 @PDFsCom
1👍1
@PDFsCom تکنولوژی فکر.pdf
4.5 MB
📕 کتاب:تکنولوژی فکر
✍🏻 اثر: #دکتر_علیرضا_آزمندیان

📚 @PDFsCom
1👍1
هرگز فکر نکنید دیگران احمقند!!!

عتیقه‌فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه‌ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه‌ای افتاده و گربه در آن آب می‌خورد. دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب می‌شود و قیمت گرانی بر آن می‌نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند می‌خری؟ گفت: یک درهم.

رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه‌فروش داد و گفت: خیرش را ببینی.

عتیقه‌فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه‌اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته‌ام. کاسه فروشی نیست.

📚 @PDFsCom
👍3
📎 #_یک_تکه_کتاب

معمولا وقتی کتابی را نمی‌فهمیم، آن را بسیار هوشمندانه می‌پنداریم! به‌ هر حال، عقایدِ ژرف و عمیق را نمیتوان با زبان کودکان توضیح داد. با این وجود، مرتبط دانستنِ دشوار بودن و عمیق بودن را میتوان جلوه‌ای از انحراف در فضای ادبیات و نگارش دانست. انحرافی که در زندگی عاطفی با آن آشنایی داریم. یعنی وقتی که افرادِ مرموز و مبهم، ساده‌تر از افراد قابل اعتماد و روراست، می‌توانند ذهن انسان‌های ساده‌دل را به‌ احترام وادارند.

📕 کتاب : تسلی بخشی‌های فلسفه
اثر : #آلن_دوباتن

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/9795

📚 @PDFsCom
شعری از ایرج‌میرزا پشت یک اتوبوس شهری در پایتخت:
ای کاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود

رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود

📚 @PDFsCom
👍1
در هنگام معاشرت با مردم باید این نکته را به یاد داشته باشیم که سروکارمان با افرادی نیست که منطق سرشان می‌شود بلکه با افرادی سروکار داریم که دارای احساسات،موجوداتی هستند دارای تعصبات و عقاید بی‌دلیل و محرکشان غرور و خودبینی است

📕 کتاب:آئین دوست یابی
✍🏻 اثر: #دیل_کارنگی

📚 @PDFsCom
👍6👌31🙏1
والدينم اغلب به من و برادرهايم يادآورى ميكردند كه پولى ندارند تا برایمان به ارث بگذارند،
ولى الان فكر مى‌كنم كه آنها خاطرات ارزشمندشان را به ما منتقل كردند.

📕 کتاب:لالايى
✍🏻 اثر: #كيم_توى

📚 @PDFsCom
👍1
استادی با شاگردش از باغى ميگذشت ..

چشمشان به يک کفش کهنه افتاد.
شاگرد گفت گمان ميکنم اين کفشهاي کارگرى است که در اين باغ کار ميکند . بيا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببينيم و بعد کفشها را پس بدهيم و کمى شاد شويم ..!

استاد گفت چرا براى خنده خود او را ناراحت کنيم؛ بيا کارى که ميگويم انجام بده و عکس العملش را ببين!

مقدارى پول درون آن قرار بده ..

شاگرد هم پذيرفت و بعد از قرار دادن پول ، مخفى شدند.
کارگر براى تعويض لباس به وسائل خود مراجعه کرد و همينکه پا درون کفش گذاشت متوجه شيئى درون کفش شد و بعد از وارسى ، پول ها را ديد.
با گريه فرياد زد : خدايا شکرت !
خدايی که هيچ وقت بندگانت را فراموش نميکنى ..
ميدانى که همسر مريض و فرزندان گرسنه دارم و در این فکر بودم که امروز با دست خالى و با چه رويی به نزد آنها باز گردم و همينطور اشک ميريخت ..

استاد به شاگردش گفت: هميشه سعى کن براى خوشحاليت ببخشى نه بستانی ..


📚 @PDFsCom
👍31
صادق خلخالی در مصاحبه با هفته نامه پروین در سال ۱۳۸۱، خبرنگار به خلخالی : شما روزی بنا داشتید بیست نفر را با هم محاکمه کنید. جلوی صف آنها رفتید و گفتید یکی در میان از سمت راست، اولی اعدام شود و دومی حبس ابد برود. نفر آخر که حبس ابد گرفته بود، به امید اینکه شاید روزی آزاد شود، گویا خنده‌ای برلبانش نقش بست...

و شما تا خنده او را دیدید گفتید حال که این‌طور شد از آخر صف، یکی در میان، اولی اعدام شودوبعدی به حبس ابد رود.
خلخالی: آن خنده شیطانی بود. دقیقا آن صحنه را به یاد دارم. الان شما می‌آیید از دلیل و اثبات دلیل میگویید آن‌موقع این چیزها نبود اصلا. می‌گفتند فلانی ضد انقلاب است ما هم اعدامش می‌کردیم".

📚 @PDFsCom
معلم می‌گوید وقتش شده که خودمان را برای نخستین اعتراف و نخستین عشاء ربانی آماده کنیم، تمام سؤال و جواب‌های کتاب شرعیات را حفظ کنیم، کاتولیک‌های خوبی بشویم، خیر را از شر تشخیص بدهیم و اگر لازم شد جانمان را برای ایمانمان فدا کنیم. معلم می‌گوید مرگ در راه ایمان افتخار بزرگی است و پدر می‌گوید مرگ برای ایرلند افتخار بزرگی است و من مانده‌ام که آیا اصولاً کسی می‌خواهد ما زنده بمانیم؟

#معرفی_کتاب
📕 کتاب : اجاق_سرد_آنجلا
اثر : #فرانک_مک_کورت

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8020

📚@PDFsCom
هراکلیتوس به این موضوع اشاره داشت که جهان همیشه محل اضداد است. اگر هیچ وقت بیمار نمی شدیم نمی توانستیم مفهوم سلامتی را درک کنیم. اگر هیچ وقت گرسنه نمی شدیم نمی توانستیم از سیر شدن لذت ببریم. اگر هیچ وقت جنگ نبود ارزش صلح و آرامش را نمی دانستیم و اگر هیچ وقت زمستان نمی شد نمی توانستیم بهار را درک کنیم.
هراکلیتوس عقیده داشت خیر و شر در نظام هستی ضروری است. اگر تعامل دائمی اضداد وجود نداشته باشد جهان نابود خواهد شد.

📕 دنیای سوفی
✍🏻 #یوستین_گوردر

📚 @PDFsCom
👍2
رضاشاه در یکی از شب ها قبل از صرف شام، بنده را احضار و فرمودند: سلیمان مدتی است که شب ها از اول شب ، دیگر در خیابان های اطراف کاخ سر و صدای آمد و رفت به نظر نمی آید. و بعد از مدتی تامل فرمودند: توجه کن مثل این که پرنده پر نمی زند، چرا این طور شده؟

به عرض مبارکشان رساندم مدتی است شهربانی دستور داده از اول شب عبور وسایل نقلیه اطراف کاخ مخصوصا خیابان پهلوی ممنوع باشد، این است که بکلی خلوت شده و سر و صدا نیست. از شنیدن عرایض بنده بی اندازه ناراحت شدند و با پرخاش و ناراحتی فرمودند: پس همسایه ها و ساکنین این خیابان اگر اتومبیل دارند چه بکنند؟ و چرا آنقدر مردم را به زحمت می اندازند؟ این همه اشکال تراشی برای چیست؟

فورا به رئیس شهربانی تلفن کنید رفع اشکال و زحمت از مردم بنمایند. من این خیابان ها را برای گردش و حتی استراحت مردم تهیه کردم و خودم هم علاقه دارم بین مردم زندگی کنم.

📚منبع: خاطرات سلیمان بهبودی، صفحه ۳۷۰

📚 @PDFsCom
1👍1