PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
561 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
PDF | پی دی اف
در عبور از این وادی‌ها بسیاری از مرغان از پای درمی‌آیند و از میان آن همه پرنده، فقط سی مرغ باقی می مانند که به جایگاه سیمرغ می‌رسند. درواقع «سیمرغ» همان سی مرغ هستند که پس از عبور از هفت وادی «سیمرغ» شده‌اند. 📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر 🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ…
در عبور از این وادی‌ها بسیاری از مرغان از پای درمی‌آیند و از میان آن همه پرنده، فقط سی مرغ باقی می مانند که به جایگاه سیمرغ می‌رسند. درواقع «سیمرغ» همان سی مرغ هستند که پس از عبور از هفت وادی «سیمرغ» شده‌اند.

📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :هشتم
( جلد :دوم )

📚 @PDFsCom
2
از سی مرغ تا سیمرغ_8 جلد دوم
@PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :هشتم
( جلد :دوم )

📚 @PDFsCom
2
چرا کسب‌وکارها زمین می‌خورند و چگونه می‌توان آنها را احیاء کرد؟ این کتاب با وجود بحران‌های اقتصادی، رفتن اقتصاد به سمت بخش خصوصی و بسیاری از شرایطی که در قرن بیست‌ویکم به وجود آمد و باعث شده حالا مالکیت و ادغام به عنوان یکی از کارآمدترین روش‌ها برای بقا و سوددهی شرکت‌ها در معرض توجه بیش‌تر قرار بگیرد

📕 کتاب:چرا شکست می خوریم
✍🏻 اثر: #آنا_فالتن

📚 @PDFsCom
2
@PDFsCom چرا شکست میخوریم.pdf
1.5 MB
📕 کتاب:چرا شکست می خوریم
✍🏻 اثر: #آنا_فالتن

📚 @PDFsCom
زنی فقیر که کشورش را سرشار از ثروت کرد

ایشون"حلیمه یعقوب" هستند؛ جوان ترین عضو خانواده ی ۷ نفری از نژاد مالایی از سنگاپور که پدرش را در ۸ سالگی از دست داد و پس از ۱۰ سالگی به همراه مادرش که صاحب یک غرفه مواد غذایی بود...

کارهای خدماتی همچون شستن، تمیز کردن، پاک کردن میزها و ارائه خدمات به مشتریان را انجام میداد اما اکنون رئیس جمهور سنگاپور است. در زمان ریاست جمهوری او، درآمد سنگاپور به ۲ تریلیون دلار افزایش یافت، گذرنامه سنگاپور قوی ترین گذرنامه در دنیا شد،

بیکاری را به ۱ درصد رساند، تمام مالیات ها را از محصولات سنگاپور حذف کرد و سنگاپور را به هشتمین کشور امن جهان تبدیل کرد! هم زن است، هم مسلمان و محجبه! پس مشکل از کجاست که آن‌ها پیشرفت میکنند و ما پسرفت؟

📚 @PDFsCom
2👍2
📎 #_یک_تکه_کتاب

پنج بعد از ظهر بود که کشیک آن سه جوجه سرباز تمام شد و وقتی رفتند خلاء بزرگی در خود احساس کردی: خدا می داند الان چه اراذلی را خواهند فرستاد.
اما نگهبانان جدید هم عین همان قبلی ها بودند: همان نوجوانی و همان معصومیت و همان غمزگی. آشوب درونی به احاس رقت تبدیل شد و بی خیالی شادی آفرینی جلوه کرد: آهای پاپادوپولاکی ها، بیایید جلو، بیکار ننشینید و نان مفت نخورید. کدامیک بلد است آواز بخواند؟ …

📕 کتاب : یک مرد
✍🏻 اثر : #اوریانا_فالاچی

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7472

📚 @PDFsCom
"بزرگترین هدیه‌ای که خدا می‌تواند به تو بدهد این است: درک آن‌چه در زندگی‌ات گذشته.تا زندگی‌ات برایت توجیه شود.این همان آرامشی است که دنبالش بودی"

📕 کتاب :در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
اثر : #میچ_البوم

📚@PDFsCom
1
در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند.pdf
2 MB
📕 کتاب :در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
اثر : #میچ_البوم

📚@PDFsCom
‌‌فقط یک انسان کوته‌فکر و کینه‌جو می‌تواند به این دلیل که آدم‌های معمولی قهرمان نیستند، کینه‌ی آن‌ها را به دل بگیرد. ‌

📕 کتاب: داستان ملال‌ انگیز
✍🏻 اثر: #آنتوان_چخوف

📚 @PDFsCom
به تاريخ های روی سنگ قبر نگاه کنید:

تاريخ تولد‌ - تاريخ مرگ

آنها فقط با يک خط فاصله از هم جدا شده اند.
همين خط فاصله كوچک نشان دهنده تمام مدتی است كه ما روی كره زمين زندگی كرده ايم.
ما فقط به اندازه يک #خط_فاصله زندگی
می كنيم !!
و ارزش اين خط كوچک را تنها کسانی می دانند كه به ما عشق ورزيده اند.

آنچه در زمان مرگ مهم است پول و خانه و ثروتی كه باقی می گذاريم نيست، بلكه چگونه گذراندن اين خط فاصله است.

بياييد به چرايى خلقتمان بيانديشيم
بياييد بيشتر يكديگر را دوست داشته باشيم
ديرتر عصبانی شويم بيشتر قدردانی كنيم
كمتر كينه توزي كنيم بيشتر احترام بگذاريم
بيشتر لبخند بزنيم و به ياد داشته باشيم كه :

اين خط فاصله خيلی كوتاه است

📚 @PDFsCom
واقعیت دردناک آن است که در طول تاریخ مسبب بیشترین آسیب هایی که بشریت متحمل شده است آدم های بیشعور بوده اند و نه آدم های نادان!
بیشعوری مهلک ترین عارضه کل تاریخ بشریت است که هنوز راهکاری علمی برای مقابله با آن ارائه نشده است!

بیشعوری حماقت نیست و بیشتر بیشعورها نه تنها احمق نیستند که نسبت به مردم عادی از هوش و استعداد بالاتری برخوردارند.

خودخواهی، وقاحت و تعرض اگاهانه به حقوق دیگران که بُن مایه های بیشعوری هستند، بیشتر از سوی کسانی اعمال میشوند که از نظر هوش، معلومات،موقعیت اجتماعی و سیاسی و وضع مالی اگر بهتر از عموم مردم نباشند بدتر نیستند.

📚منبع: بیشعوری، خاویر کرمنت

📚 @PDFsCom
👍1
بعضی چیزها را نمی‌شود گفت.
بعضی چیزها را احساس می‌کنید. رگ و پی شما را می‌تراشد، دل شما را آب می‌کند، اما وقتی می‌خواهید بیان کنید می‌بینید که بی‌رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را می‌فشارد، در آن نیست.

📕 چشمهایش
#بزرگ_علوی

📚 @PDFsCom
2
PDF | پی دی اف
در عبور از این وادی‌ها بسیاری از مرغان از پای درمی‌آیند و از میان آن همه پرنده، فقط سی مرغ باقی می مانند که به جایگاه سیمرغ می‌رسند. درواقع «سیمرغ» همان سی مرغ هستند که پس از عبور از هفت وادی «سیمرغ» شده‌اند. 📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر 🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ…
منطق الطیر بیشتر درباره آفات سلوک و قواطع طریق صحبت می کند و علاج آنها را نشان می دهد. ازطرفی داستان دیدار با «من» برتر و آسمانی آدمی است، نه آن حقیقتی که آدمی همواره درپی یافتن آن بوده است.

📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :نهم
( جلد :دوم )

📚 @PDFsCom
1
از سی مرغ تا سیمرغ_9جلد دوم
@PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :نهم
( جلد :دوم )

📚 @PDFsCom
2
آشوب های مدرن، مدل های کسب وکارها را زیر و رو می کنند و مرزهای میان صنعت و استراتژهای آشفته ای که مدت هاست کسب وکارها از آن استفاده کنند را از بین می برند.

📕 کتاب:آشوب بزرگ
✍🏻 اثر: #آدریان_وولدریچ

📚 @PDFsCom
2
ashoube bozorg.pdf
4.2 MB
📕 کتاب:آشوب بزرگ
✍🏻 اثر: #آدریان_وولدریچ

📚 @PDFsCom
حاجی آقا خطاب به مجمع الشرعیه:

هر جوری که می تونی نگذار مردم فهمشون زیاد بشه. بهشون بگو هر چی هست همینه که ما به شما میگیم و خارج از گفته ما کفر است و باطل. هیچ وقت نگذار قمه و زنجیر و الم و کتل از دست مردم بیفته.

اگر روزی بیاد که مردم این ها رو زمین بندازن و کتاب بدست بگیرن، اون روز باید بریم و این عیش مدام رو رها کنیم.
اگر تونستی این جوری مردم رو حفظ کنی، هزاران سال بر اون ها سواریم و ثروتمند و محترم زندگی می کنیم.

📚از کتاب حاجی آقا،صادق هدایت

📚 @PDFsCom
من دیگر نمیتوانم به عقب باز گردم. من به دردم نیاز دارم. اکنون دیگر من بی وجود او چیزی نیستم. من دردم را دوست دارم. چیزهایی هست که آدم نباید با آن آشنا شود، ولی من دیگر آن را می شناسم.

📕 کتاب:روزی که بومون با درد خویش آشنا شد
✍🏻 اثر: #ژان_ماری_گوستاو_لوکلزیو

📚 @PDFsCom
1
rozi ke bomen ba dard khod ashna shod.pdf
19.8 MB
📕 کتاب:روزی که بومون با درد خویش آشنا شد
✍🏻 اثر: #ژان_ماری_گوستاو_لوکلزیو

📚 @PDFsCom
وقتی کسی دروغ می‌گوید، حتماً «نشانه‌های افشاگرانه‌ای» هم وجود دارند؛ و این دقیقاً برای این‌گونه نشانه‌ها نامی مناسب است، چون نشانه‌های کوچکی مثل تکان‌دادن سر، تغییر جهت نگاه یا ژست راحت، همگی راه‌هایی هستند که به شما نشان می‌دهند در حال فریب‌خوردن هستید.
 
📕 کتاب:چگونه دیگران را روانکاوی کنیم
✍🏻 اثر: #جاشوا_مور #بازیل_فاستر

📚 @PDFsCom
داستانی بسیار اموزنده از شمس و مولانا👌

روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.شمس به خانه ی مولانا رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید:آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟
مولانا حیرت زده پرسید:مگر تو شراب خوارهستی؟!
شمس پاسخ داد:بلی.
مولانا:ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!
ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.
ـ در این موقع شب ،شراب از کجا گیر بیاورم؟!
ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.
- با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.
- پس خودت برو و شراب خریداری کن.
- در این شهر همه مرا میشناسند،چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!
ـ اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب نه میتوانم غذا بخورم ،نه صحبت کنم و نه بخوابم.
مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه ای به دوش می اندازد، شیشه ای بزرگ زیر آن پنهان میکند و به سمت محله نصاری نشین راه می افتد.
تا قبل از ورود او به محله مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمیکرد اما همین که وارد آنجا شد.
مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند.آنها دیدند که مولوی داخل میکده ای شد و شیشه ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارج شد.
هنوز از محله مسیحیان خارج نشده بود که گروهی از مسلمانان ساکن آنجا، در قفایش به راه افتادند و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شد تا این که مولوی به جلوی مسجدی که خود امام جماعت آن بود و مردم همه روزه در آن به او اقتدا می کردند رسید.در این حال یکی از رقیبان مولوی که در جمعیت حضور داشت فریاد زد:”ای مردم!شیخ جلاالدین که هر روز هنگام نماز به او اقتدا میکنید به محله نصاری نشین رفته و شراب خریداری نموده است.” آن مرد این را گفت و خرقه را از دوش مولوی کشید. چشم مردم به شیشه افتاد.مرد ادامه داد:”این منافق که ادعای زهد میکند و به او اقتدا میکنید، اکنون شراب خریداری نموده و با خود به خانه میبرد!” سپس بر صورت جلاالدین رومی آب دهان انداخت و طوری بر سرش زد که دستار از سرش باز شد و بر گردنش افتاد. زمانی که مردم این صحنه را دیدند و به ویژه زمانی که مولوی را در حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنها را با لباس زهد و تقوای دروغین فریب داده و درنتیجه خود را آماده کردند که به او حمله کنند و چه بسا به قتلش رسانند.در این هنگام شمس از راه رسید و فریاد زد:”ای مردم بی حیا!شرم نمیکنید که به مردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری میزنید،این شیشه که میبینید حاوی سرکه است زیرا که هرروز با غذای خود تناول میکند.”
رقیب مولوی فریاد زد:”این سرکه نیست بلکه شراب است.”
شمس در شیشه را باز کرد و در کف دست همه ی مردم از جمله آن رقیب قدری از محتویات شیشه ریخت و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزی جز سرکه نیست.
رقیب مولوی بر سر خود کوبید و خود را به پای مولوی انداخت ،دیگران هم دست های او را بوسیدند و متفرق شدند.آنگاه مولوی از شمس پرسید:برای چه امشب مرا دچار این فاجعه نمودی و مجبورم کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟
شمس گفت:برای این که بدانی آنچه که به آن مینازی جز یک سراب نیست،تو فکر میکردی که احترام یک مشت عوام برای تو سرمایه ایست ابدی، در حالی که خود دیدی،با تصور یک شیشه شراب همه ی آن از بین رفت و آب دهان به صورتت انداختند و بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را به قتل میرساندند.این سرمایه ی تو همین بود که امشب دیدی و در یک لحظه بر باد رفت.پس به چیزی متکی باش که با مرور زمان و تغییر اوضاع از بین نرود...

📚 @PDFsCom
👍54