PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
561 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
PDF | پی دی اف
سیمرغ در منطق‌الطیر رمزی از حقیقت مطلق است که برای رسیدن به آن باید از هفت وادی طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و بالاخره فقر و فنا گذشت تا به آن حقیقت رسید. اما آن حقیقت (سیمرغ) چیست؟ از نظر عطار یعنی به خود رسیدن. وقتی که سالک از این عقبه‌ها گذشت و…
سیمرغ در منطق‌الطیر رمزی از حقیقت مطلق است که برای رسیدن به آن باید از هفت وادی طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و بالاخره فقر و فنا گذشت تا به آن حقیقت رسید. اما آن حقیقت (سیمرغ) چیست؟ از نظر عطار یعنی به خود رسیدن. وقتی که سالک از این عقبه‌ها گذشت و در هر وادی چیزی را از وجود خویش زدود، ترک علایق کرد و صافی شد، آن‌گاه او و همه ی آنها که با اویند، به حقیقت یا جوهر سیمرغ دست یافته‌اند.

📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :چهارم
( جلد :دوم )

📚 @PDFsCom
1
از سی مرغ تا سیمرغ-4جلد دوم
@PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :چهارم
( جلد :دوم )

📚 @PDFsCom
2
از آدم‌ها بت نسازید !
این خیانت است، هم به خودتان، هم به خودشان، خدایی می‌شوند که خدایی کردن نمیدانند !
و شما در آخر می‌شوید، سر تا پا کافر خدای خود ساخته

📕 کتاب:غروب بتان
✍🏻 اثر: #فردریش_نیچه

📚 @PDFsCom
👍21
غروب بتان1.pdf
87.1 MB
📕 کتاب:غروب بتان
✍🏻 اثر: #فردریش_نیچه

📚 @PDFsCom
ملانصرالدین با نوکرش عباد برای گردش به باغ های اطراف شهر می رفت. یک روز در باغی قاضی را دیدند که مست و مدهوش، خودش یک طرف افتاده و قبایش یک طرف دیگر. ملا قبا را برداشت و پوشید و رفت.

قاضی به هوش آمد و قبا را ندید. به نوکرش سپرد: قبا را تن هر که دیدی، او را پیش من بیاور. اتفاقا نوکر قاضی در بازار چشمش به ملانصرالدین افتاد که قبا را پوشیده بود و داشت سلانه سلانه برای خودش می رفت. جلوی او را گرفت و گفت: باید با من به محضر قاضی بیایی! ملا بی آنکه اعتراض کند همراه او رفت. به محضر قاضی که رسیدند، ملا گفت : دیروز با نوکرم عباد برای گردش به اطراف شهر رفته بودم، مستی را دیدم که قبایش افتاده بود. قبایش را برداشتم و پوشیدم. شاهد هم دارم. هر وقت آن مرد مست را پیدا کردید، مرا خبر کنید تا بیایم قبایش را پس بدهم. قاضی گفت:

من چه می دانم کدام احمقی بوده! قبایش پیش شما باشد؛ اگر صاحبش پیدا شد، شما را خبر می کنیم.

📚 @PDFsCom
👍2
وقتی ناگهان بغلم می‌کند، کمی غافلگیر می‌شوم، ولی حس خوبی دارد. احساس امنیت می‌کنم. من به آدم‌های اشتباهی اعتماد کرده و آدم‌های درستی را از خود رانده‌ام و به همین دلیل به چیزهایی که درباره خودم می‌دانستم، شک کرده‌ام.

📕 کتاب:دریاچه ی مه.آلود
✍🏻 اثر: #ریچل_کین

📚 @PDFsCom
علی آباد هم شهر شده

هر گاه بخواهند کسی را از لحاظ مقام و فضل و ثروت و جز اینها تحقیر یا تخفیف کنند از باب تعریض و کنایه به عبارت‌ مثلی ‌بالا استنادکرده و می گویند: علی آباد هم شهر شده! یا به اصطلاح دیگر " خیال می کنه علی آباد هم شهری شده."

علی آباد در ابتدا قهوه خانه بزرگی بود که اطاقهای متعدد برای مسافرین و چندین اصطبل و طویله برای چهار پایان داشت. ساکنان مناطق شرقی مازندران محصولات صادراتی خویش از قبیل برنج و پنبه و کنف و کارهای دستی مانند شمد و شیر و پنیر و تافته را از طریق علی آباد و دره سوداکوه به تهران و شهر تاریخی ری و فلات مرکزی و جنوبی ایران حمل می کردند.
قهوه خانه علی آباد در واقع شب منزل کاروانها و چهار پایان بود و به علت اهمیت موقع تدریجا توسعه پیدا کرده مسکن و مسافرخانه های زیادی در اطراف آن ساخته شده است به قسمی که پس از چندی به صورت یک بلده کوچک در آمد منتها چون صورت شهری نداشت به علت رطوبت هوا و ریزش بارانهای متوالی مخصوصا عبور و مرور هزاران راس اسب و قاطر و الاغ که شبانه روز ادامه داشت هوای آن همیشه کثیف و آلوده و راهها و کوچه های تنگ و باریک آن همواره پر از گل و لجن بوده که عبور از داخل بلده را مشکل می کرده است، به همین جهات و ملاحظات اگر کسی در آن عصر و زمان خود را علی آباد معرفی می کرد و یا از مناظر و یا زیبایی های آن سخنی می گفت از آنجا که علی آباد قهوه خانه ای بیش نبوده است از باب طنز و کنایه می گفتند: علی آباد هم شهر شده !

📚 @PDFsCom
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی شهردار استانبول خواندن کتاب صمد بهرنگی را در روزهای قرنطینه کرونا پیشنهاد میده😄

امام اوغلو شهردار استانبول در ویدئویی مردم رو به ماندن در خانه و سفارش آنلاین کتاب با تخفیف ویزه تشویق کرد و یکی از کتابهایی که او توصیه کرده، کتاب ماهی سیاه کوچولو اثر صمد فرهنگیه. 😍

📚 @PDFsCom
👍2
در تاریخ همواره از زنانی یاد شده که پا به پای مردان جنگیده‌اند و آنگاه که پای حیثیت و آبرویشان در میان بوده، از جان گذشته‌اند‌. در زمان محمدشاه قاجار، حکومت از قدرت گرفتن ولی خان بختیاری در منطقه ممسنی به وحشت افتاده و قشونی را برای سرکوب او میفرستد. ولی خان، زنان و دختران ایل را به همراه پسرش باقر به سمت قلعه گلاب می فرستد.

قاجارها پس از شکست دادن ولی خان بسمت قلعه گلاب میروند. باقر، پسر ولی خان و همراهانش تا آخرین لحظه با قاجارها میجنگند و کشته میشوند. زنان ایل که میدانند در صورت اسارت چه سرنوشت شومی در انتظارشان است، دو به دو گیس‌هایشان را به هم گره زده و خود را از بالای قلعه گلاب به رودخانه خروشان زهره می افکنند و کشته میشوند...

📚منبع: فارس نامه ناصری، حسین فسایی

📚 @PDFsCom
🕊2👍1
وقتی نابغه حقیقی در دنیا پیدا می‌شود، می‌توانید او را از این نشانه بشناسید :
تمام ابلهان علیه‌اش متحد می‌شوند.!

#معرفی_کتاب
📕 کتاب : اتحادیه ابلهان
اثر : #جان_کندی_تول

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7687

📚@PDFsCom
PDF | پی دی اف
سیمرغ در منطق‌الطیر رمزی از حقیقت مطلق است که برای رسیدن به آن باید از هفت وادی طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و بالاخره فقر و فنا گذشت تا به آن حقیقت رسید. اما آن حقیقت (سیمرغ) چیست؟ از نظر عطار یعنی به خود رسیدن. وقتی که سالک از این عقبه‌ها گذشت و…
عطار در منطق‌الطیر حکایت‌ها را از زبان مرغان نقل می کند. هدهد پیر و مرشد مرغان است؛ چراکه مرغ سلیمان است و قاصد او و راهبر. هر مرغی رمزی از گروهی از مردم‌اند که با رهبری هدهد می‌خواهند خود را به سرور مرغان، یعنی سیمرغ، برسانند .

📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :پنجم
( جلد :دوم )

📚 @PDFsCom
1
از سی مرغ تا سیمرغ-5جلد دوم
@PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
🖌قسمت :پنجم
( جلد :دوم )

📚 @PDFsCom
👍3
من همیشه به اشخاصی که از دیدنشان ابدا خوشحال نمی‌شوم، مجبورم بگویم از دیدنتون خیلی خوشوقت شدم.
با این حال اگر آدم بخواهد توی این دنیا جل و پلاسش را از آب در بیاورد، مجبور است که از این‌جور مزخرفات به مردم تحویل بدهد...!

📕 ناطور دشت
✍🏻سالینجر
📚 @PDFsCom
2
در این کتاب آموختن روش های مناسب شکل دهی به اطلاعات و روش های تقویت حافظه، حافظه ای درخشان و همگام با توسعه روز افزون دانش، گستره اطلاعاتتان را افزایش میدهد با این تفاوت که این بار از همیشگی بودن آنها در ذهن خود نیز اطمینان دارید.

📕 کتاب:چگونه حافظه درخشان داشته باشیم
✍🏻 اثر: #دومینیک_ابراین

📚 @PDFsCom
2
@PDFsCom_چگونه_حافظه_درخشان_داشته_باشیم.pdf
17.4 MB
📕 کتاب:چگونه حافظه درخشان داشته باشیم
✍🏻 اثر: #دومینیک_ابراین

📚 @PDFsCom
زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، عاشق دختر صاحبخانه می شود.

صحبتی بین مادران آنها مطرح می شود و یک حالت نامزدی بوجود می آید. قرار بر این می شود دکترای پزشکی را گرفت با دختر عروسی کند.
بعد از دوره پزشکی متوجه میشود پدر دختر او را به یک سرهنگ داده و با هم ازدواج کرده اند.

شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی می شود و حتی مدتی هم بستری می شود و در این دوران غزل های خوب شهریار سروده می شوند.

بهجت آباد سابق بر این تفرجگاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازی نشده بود. این محل، جایی بود که بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش به آنجا می رفت. بعد از اینکه دختر ازدواج می کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می آیند. شهریار با دختر روبرو می شود و این غزل را آنجا می سراید:

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم


📚 @PDFsCom
4
اندیشه که دورترین بازآغازیدن‌ها نویدش را داده است، قرار نیست بیاید. اندیشه همین‌جاست، در متن‌های دلوز، جهنده و رقصان در برابر ما، در میان ما؛ همه‌ی چهره‌هایی که ما نمی‌شناسیم، نقاب‌هایی که هرگز ندیده‌بودیم

📕 کتاب:تئاتر فلسفه
✍🏻 اثر: #میشل_فوکو

📚 @PDFsCom
1
میشل فوکو_تئاتر فلسفه.pdf
7.1 MB
📕 کتاب:تئاتر فلسفه
✍🏻 اثر: #میشل_فوکو

📚 @PDFsCom
👍1
آخر سر فقط وسایلت از تو می مانند. شاید برای همین من هرگز نتوانسته ام چیزی را دور بریزم. شاید به این خاطر جهان را تلنبار میکردم: در این امید که وقتی مُردم، جمع تمام چیزهایم نشانه زندگی بزرگتری از آنچه داشتم باشد.

📕 کتاب:تاریخ عشق
✍🏻 اثر: #نیکول_کراوس

📚 @PDFsCom
شاه بخشید، وزیر نبخشید

شاه عباس دوم، پسر بزرگش"شاه سلیمان" بر تخت سلطنت نشست. وی وزیر مقتدر و کاردانی به نام شیخ علی خان زنگنه داشت که فرمانروای حقیقی ایران به شمار می رفت و چون شاه صفوی خوش گذران بود، همه ی امور مملکتی را او اداره می کرد.
شیخ علی خان شب ها با لباس مبدل به محلات و اماکن عمومی شهر می رفت تا از اوضاع مملکت با خبر شود. بناها و کاروان سراهای متعددی به فرمان او در گوشه و کنار ایران ساخته شده است که امروز به غلط "شاه عباسی" نامیده می شوند.
شیخ علی خان با وجود قهر شاه سلیمان شخصیت خود را حفظ می کرد و تسلیم هوس بازی های او نمی شد.
یکی از عادات شاه سلیمان این بود که در مجالس عیش و طرب شبانه، هنگامی که سرش از باده ی ناب گرم می شد، دیگ کرم و بخشش او به جوش می آمد و برای رقاصه ها و مغنیان مجلس مبالغ هنگفتی حواله صادر می کرد که صبح بروند و از شیخ علی خان بگیرند.
هنگامی که فردا، حواله های صادر شده را نزد شیخ علی خان می بردند، او همه را به بهانه ی آن که چنین اعتباری در خزانه موجود نیست، بی پاسخ می گذاشت.
از آن تاریخ است که عبارت" شاه می بخشد،شیخ علی خان نمی بخشد" در میان مردم اصطلاح شده است.

📚منبع: سیاست و اقتصاد عصر صفوی، ابراهیم باستانی پاریزی

📚 @PDFsCom
👍1
هنگامی که یعقوب لیث در جنگ با “طوق بن مغلس”، او و سپاهش را با زر و زیور و تجملات فراوان دید، چکمه خود را که در آن قدری نان خشک گذاشته بود بیرون آورد و گفت:
"دو ماه بیشتر است که چکمه از پا بیرون نیاورده و با نان خشک که در چکمه گذاشته‌ام، گذران میکنم"

یعقوب لیث صفاری نخستین کسی بود که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی ایران اعلام کرد و اینگونه بود که نام یعقوب در تاریخ جاودانه ماند.

📚منبع: فارس نامه ناصری، حسین فسایی

📚 @PDFsCom
2