PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
560 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
گاهی سرنوشت برای ما چیزایی تو چنته داره که تصورشم نمی‎کنیم. فقط کافیه ایمان داشته باشیم کـه اتفاقای خوبی برامون می‌افته.

📕 کتاب:سرپناه.بارانی
✍🏻 اثر: #جوجو_مویز

📚 @PDFsCom
حوصله ی ما از خانه نشینی سررفته!

کافیست تخت بیمارستان را مجسم کنیم که میتوانستیم هم اکنون روی آن از ناراحتی جسمی و روانی کلافه باشیم! کدام ترجیح دارد؟ خانه یا بیمارستان؟

میتوانستیم جای پزشکی باشیم که بیماران توی صورتش عطسه و سرفه میکنند و هر آن ممکن است به کام ویروس کشیده شود. کدام راحت تر است مبل کسل کننده ی خانه یا جایگاه او؟

میتوانستیم جای پرستاری باشیم که روزهاست فرزندانش را به دیگران سپرده از ترس اینکه موقع بازگشتن از بیمارستان آنها را آلوده کند! کدام سختتر است ندیدن فرزندان یا کنارشان وقت گذراندن کنج خانه؟

خانه هر چقدر هم کسل کننده باشد، راحت است!
خودخواه نباشیم! تاوان سرگرمی و حوصله سرنرفتن خودمان را از دیگران نگیریم!

📚 @PDFsCom
"زملوایس" پزشک آلمانی اولین کسی بود که فهمید اگر ما دست هامونو بشوریم، کمتر به بیماری مبتلا میشیم
ولی هیچ پزشکی حرفشو قبول نکرد و حتی اوضاع انقدر بد پیش رفت که زملوایس رو به تیمارستان فرستادن، اونجا هم نگهبانا کتکش زدن و مُرد

"به مقاومت جامعه در برابر دانش جدید اثر زملوایس میگن"

📚 @PDFsCom
1
در جامعه ما، هیچ مسئله‌ای اساسی‌تر از گرفتاری اسفناک فرد در دنیای فراسازمان یافته‌ی امروز نیست. انسانِ نو بسیاری از آزادی‌های خود ـ مثل آزادی سیاسی، آزادی مذهبی، آزادی اخلاقی و معنوی ـ را تسلیم نیروهای مقهورکننده‌ی جامعه‌ی توده‌گرا کرده است. "مقاومت در برابر توده‌ی سازمان‌یافته می‌تواند تنها تحت‌تأثیر شخصی قرار گیرد که در فردیتِ خود و در خودِ توده به یک اندازه سازمان یافته است"

📕 کتاب : ضمیر پنهان
اثر : #کارل_گوستاو_یونگ

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8955

📚 @PDFsCom
👍2
PDF | پی دی اف
هر مرغی رمزی از گروهی از مردم‌اند که با رهبری هدهد می‌خواهند خود را به سرور مرغان، یعنی سیمرغ، برسانند؛ اما در این راه پرفراز و نشیب و دشوار گروهی تلف می‌شوند و گروهی با عذر و بهانه از ادامه‌ی راه کناره می‌گیرند؛ فقط سی مرغ به مقصد می‌رسند و چون پاک و منزّه…
هر مرغی رمزی از گروهی از مردم‌اند که با رهبری هدهد می‌خواهند خود را به سرور مرغان، یعنی سیمرغ، برسانند؛ اما در این راه پرفراز و نشیب و دشوار گروهی تلف می‌شوند و گروهی با عذر و بهانه از ادامه‌ی راه کناره می‌گیرند؛ فقط سی مرغ به مقصد می‌رسند و چون پاک و منزّه شدند و خورشید سرمدی بر ایشان بتافت و در برابر آیینه‌ی حق‌نما قرار گرفتند

📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت :دوازدهم

📚 @PDFsCom
1
از سی مرغ تا سیمرغ_دوازدهم
@PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت : دوازدهم

📚 @PDFsCom
2
Forwarded from BOOK | کتاب
کاریکاتوری زیبا و قابل تحسین

وقتی که تمام رهبران مذاهب دنیا بخاطر ترس از
ویروس کرونا
متوسل به دانشمندان و پزشکان می‌شوند

📚 @BooksCom
خیلی‌ها زندگیشان بی معناست!
به نظر نیمه خواب می‌رسند، حتی وقتی کاری را می‌کنند که به اعتقادشان مهم است، انگار در خواب و بیداری هستند، به این دلیل است که خواسته اشتباه دارند
برای این که به زندگی خود معنا بدهید باید دیگران را عاشقانه دوست بدارید، خودتان را وقف دنیای پیرامونتان بکنید، چیزی خلق کنید که به شما معنا و هدف بدهد!

📕سه شنبه ها با موری
#میچ_آلبوم

📚 @PDFsCom
آسیابانی پیر در دهی دور افتاده زندگی میکرد. هرکسی گندمی را نزد او برای آرد کردن می‌برد، علاوه بر دستمزد، پیمانه ای از آن را برای خود برمیداشت، مردم ده با اینکه دزدی آشکار وی را میدیدند، چون در آن حوالی آسیاب دیگری نبود چاره‌ای نداشتند و فقط نفرینش میکردند.

پس از چند سال آسیابان مُرد و آسیاب به پسرانش رسید. شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیاندیشید که به سبب دزدی گندم های مردم از نفرین آنها در عذابم. پسران هریک راهکار ارائه نمود. پسر کوچکتر پیشنهاد داد زین پس با مردم منصفانه رفتار کرده و تنها دستمزد میگیریم

پسر بزرگتر گفت: اگر ما چنین کنیم، مردم چون انصاف ما را ببینند پدر را بیشتر لعن کنند که او بی انصاف بود. "بهتر است هرکسی گندم برای آسیاب آورد دو پیمانه از او برداریم. با این کار مردم به پدر درود میفرستند و میگویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد او با انصاف‌تر از پسرانش بود."

چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود. مردم پدر ایشان را دعا کرده و پدر از عذاب نجات یافت و این وصیت گهر بار نسل به نسل میان نوادگان آسیابان منتقل شد و به نسل مسئولین ما رسید!

📚 @PDFsCom
👍2
📎 #_یک_تکه_کتاب

مردم،بهشت را مثل باغ فردوس تصور می‌کنند.جایی که درآن می‌توانند بر ابرها شناور شوند و در رودخانه ها و کوه‌ها وقتشان را به بطالت بگذرانند.ولی این صحنه پردازی‌ها بدون تسلی خاطر، بی‌معنی است.
"بزرگترین هدیه‌ای که خدا می‌تواند به تو بدهد این است: درک آن‌چه در زندگی‌ات گذشته.تا زندگی‌ات برایت توجیه شود.این همان آرامشی است که دنبالش بودی"


📕 کتاب :در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند
اثر : #میچ_البوم

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7161

📚 @PDFsCom
با زیرکی و اندیشمندی پاسخ دهند و می توانند رفتار همراه با پرخاشگری، لجبازی و نافرمانی آن ها را به مشارکت، همدلی و همیاری تبدیل کنند. بدین ترتیب در گام نخست از کتاب روش های کنار آمدن با احساسات کودک و نحوه بیان کردن آن ها از زبان او آموزش داده می شود. سپس نحوه مقابله با مشکلات و پیشگیری از وقوع آن ها توضیح داده می شود.

📕 کتاب:والد متفکر کودک متفکر
✍🏻 اثر: #میرنا_بی_بشر

📚 @PDFsCom
1
والد متفکر.کودک متفکر.pdf
3.6 MB
📕 کتاب:والد متفکر کودک متفکر
✍🏻 اثر: #میرنا_بی_بشر

📚 @PDFsCom
هميشه به اين فكر ‌مى‌كنم كه علت گريه چيست: در هنگام گريه، بدنمان در حال مبارزه با چيزی‌ است كه ذهن و قلبمان نمی‌توانند آن ‌را توجيه كنند.

📕 کتاب:دور از خانه
✍🏻 اثر: #سارو_برایرلی

📚 @PDFsCom
"لوئيز هی" می گويد:
دليل اينكه نمی خنديد،آن نيست كه
پير شده ايد، شما پير مي شويد
چون نمی خنديد!
خنديدن یک نيايش است
اگر بتوانی بخندی، آموخته ای
كه چگونه نيايش كنی.
سرور و شادی، خدای درون فرد است
كه از اعماق او برخاسته و متجلی می شود!
خنده موسيقی زندگی است.
هر قدر بيشتر بتوانيم در خود و ديگران شادی بيافزاييم، دنيای بهتری خواهيم داشت

"شكسپير" می گويد:
افرادی كه توانايی لبخند زدن و خنديدن دارند، موجوداتي برتر هستند

یادت نگه دار این فرمول را :
شادی اگر تقسيم شود
دو برابر می شود
غم اگر تقسيم شود
نصف می شود
پس ضرر نمی كنی
از هم اكنون لبخند زدن را تجربه كن،تمرین کن

📚 @PDFsCom
👍1
اگر کرونای فعلی رو بارها کشنده‌تر کنیم تازه به کشندگی طاعون در قرن‌ها پیش میرسیم... در بین اتفاقاتی که در برابر طاعون افتاده، شاید دراماتیک‌ترینشون مقابله‌ی اهالی روستایی «اییم» انگلستان در برابر این بیماری کشنده بوده...

حدود ۴۰۰ سال قبل وقتی مردم این روستا متوجه میشن طاعون به روستاشون رسیده و ممکنه از طریق اونها به کل انگلستان سرایت کنه، تصمیمی جسورانه گرفتند، اهالی این روستای ۸۰۰ نفره دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند با وجود اینکه احتمال می‌دادند همه‌ی آنها از طاعون خواهند مرد، روستاشون رو قرنطینه کنند و هیچ‌کدومشون از روستا خارج نشن، آنها با نشانه‌گذاری سنگ‌هایی، مرز روستا رو مشخص کردند، در مدت قرنطینه، روستاهای اطراف مواد غذایی مورد نیازشون رو در مرزهای مشخص قرار می‌دادند... قرنطینه این روستا ۱۴ ماه طول کشید و در تمام این مدت هیچ‌یک از اهالی این روستا از مرزهای مشخص خارج نشدند و حدود ۳۰۰ نفر از آنها از طاعون جان باختند ولی آنها با این از خودگذشتگی جان میلیون‌ها انسان دیگر رو نجات دادند ...

حالا اینجا عده‌ای نه برای دیگران که برای حفظ جان خودشون هم حاضر نیستن در قرنطینه خانگی بمونن!

📚 @PDFsCom
1
PDF | پی دی اف
هر مرغی رمزی از گروهی از مردم‌اند که با رهبری هدهد می‌خواهند خود را به سرور مرغان، یعنی سیمرغ، برسانند؛ اما در این راه پرفراز و نشیب و دشوار گروهی تلف می‌شوند و گروهی با عذر و بهانه از ادامه‌ی راه کناره می‌گیرند؛ فقط سی مرغ به مقصد می‌رسند و چون پاک و منزّه…
هر مرغی رمزی از گروهی از مردم‌اند که با رهبری هدهد می‌خواهند خود را به سرور مرغان، یعنی سیمرغ، برسانند؛ اما در این راه پرفراز و نشیب و دشوار گروهی تلف می‌شوند و گروهی با عذر و بهانه از ادامه‌ی راه کناره می‌گیرند؛ فقط سی مرغ به مقصد می‌رسند و چون پاک و منزّه شدند و خورشید سرمدی بر ایشان بتافت و در برابر آیینه‌ی حق‌نما قرار گرفتند

📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت :سیزدهم

📚 @PDFsCom
1
از سی مرغ تا سیمرغ_سیزدهم
@PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت :سیزدهم

📚 @PDFsCom
3
هر زنی درون خود هیولایی دارد که در سایه ها در کمین است
کار زن و نجاتش در دوست داشتن دنیاست،
که از دوست داشتن خود شروع میشود.

📕 ژرفای زن بودن
✍🏻 #مورین_مورداک

📚 @PDFsCom
3👍1
ژرفای زن‌بودن.pdf
3.7 MB
📕 کتاب: ژرفای زن بودن
✍🏻 #مورین_مورداک

📚 @PDFsCom
👍6👎2
گویند مردی وارد مسجدی شد تا کمی استراحت کند...

کفش‌هایش را گذاشت زیر سرش و خوابید.
طولی نکشید که دو نفر وارد مسجد شدند. یکی از آن دو نفر گفت: طلاها را بگذاریم پشت منبر... آن یکی گفت: نه !
گویا آن مرد نخوابیده و وقتی ما برویم طلاها را بر میدارد.
گفتند: امتحانش میکنیم کفش‌هایش را از زیر سرش برمیداریم اگر بیدار باشد معلوم میشود.
مرد که حرفای آن‌ها را شنیده بود خودش را بخواب زد.
آن دو، کفش‌هایش را برداشتند و مرد هیچ واکنشی نشان نداد.
گفتند پس حتما خواب است طلاها را بگذاریم پشت منبر...
بعد از رفتن آن دو فرد، مرد خوش باور بلند شد و رفت
که جعبه طلای آن دو رو بردارد اما اثری از طلا نبود
و متوجه شد که همه این حرفا برای این بوده
که در عین بیداری کفش‌هایش را بدزدند...!

پس هیچوقت خودتون رو به خواب نزنید :)))

📚 @PDFsCom
👍1
زندگی دختر جوانی به نام آنی بدینگ‌فلد پس از مرگ پدرش که مردم‌شناس معروفی بوده با مشکل مواجه می‌شود. آنی از لحاظ مالی با تنگنای شدید روبرو شده. آقای بدینگ‌فلد وکیل سابق نامه محبت‌آمیزی به آنی می‌نویسید و اعلام می‌کند که حاضر است به او مسکن مجانی بدهد، ولی آنی مایل نیست این پیشنهاد را قبول کند. در عوض او تصمیم دارد دور دنیا را بگردد و زندگی پرماجرایی در پیش گیرد.
دست تقدیر باعث می‌شود که وقتی آنی عازم ایستگاه مترو است مرد ریزنقشی را ببیند که ناگهان روی ریلها می‌افتد و دچار برق‌گرفتگی می‌شود

📕 کتاب:مردی با لباس قهوه ای
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی

📚 @PDFsCom
1