داستان از آنجا شروع میشود که آنتونی کید به عنوان کارمند یک تور سیاحتی در آفریقا مشغول کار است و توسط دوست خود جیمی ماک گراث تشویق به ماجراجویی و کنار گذاشتن شغل فعلی اش میشود.در یک شب مورد حمله افراد ناشناس قرار میگیرد و جیمی به کمک او میآید
و به پاس این کمک، کنت استیل پیچ قبل از مرگش خاطراتش را به او واگذار میکند
📕 کتاب:راز حبابها
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی
📚 @PDFsCom
و به پاس این کمک، کنت استیل پیچ قبل از مرگش خاطراتش را به او واگذار میکند
📕 کتاب:راز حبابها
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی
📚 @PDFsCom
❤1
نوروز در شاهنامه فردوسی جلوه خاصی دارد. در حقیقت یکی از مهمترین آثاری که از نوروز و چگونگی بنیادگزاری این جشن یاد می کند، شاهنامه است. در شاهنامه 33 بار از نوروز و باز چند بار دیگر به گونه "سر سال نو" و "ماه فروردین" که مراد همانا نوروز است، ذکر رفته است.
فلسفه پدیدآیی نوروز در شاهنامه ضمن برتخت نشینی "جمشید" آمده است:
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمان روا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فروماند از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فوردین
برآسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شاهی بیاراستند
می ورود ورامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
📚 @PDFsCom
فلسفه پدیدآیی نوروز در شاهنامه ضمن برتخت نشینی "جمشید" آمده است:
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمان روا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فروماند از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فوردین
برآسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شاهی بیاراستند
می ورود ورامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار
📚 @PDFsCom
❤1
مواقعی هم هست
که آدم چمدانش را برای رفتن نمیبندد
بلکه میخواهد طرف مقابلش را بترساند !
زنها
همهی زنها
برای یک بار هم در زندگانیشان که شده
چمدانهایشان را بستهاند !
آدم این کار را میکند که نگهش دارند !
📕 کتاب:عاشق
✍ #مارگریت_دوراس
📚 @PDFsCom
که آدم چمدانش را برای رفتن نمیبندد
بلکه میخواهد طرف مقابلش را بترساند !
زنها
همهی زنها
برای یک بار هم در زندگانیشان که شده
چمدانهایشان را بستهاند !
آدم این کار را میکند که نگهش دارند !
📕 کتاب:عاشق
✍ #مارگریت_دوراس
📚 @PDFsCom
👍1
برای سال جدیدت آرزوی تحول دارم.
آرزو میکنم که زندگی و جهانت به سوی سبز شدن متحول شود و حال دلت به احسنترین حالها برسد. آرزو میکنم که در تمام روزهای پیش رو، حال خودت و حال جهانت خوب باشد.
آرزو میکنم سلامت بمانی و هرکجا گفتند "چه خبر"، با لبخند بگویی "سلامتی" اما نه از روی عادت، که از روی آگاهی...
آرزو میکنم روزهای تلخ گذشته، در گذشتهها جا بمانند و جز یاد و خاطرهای برای عبرت، چیزی از آنها باقی نمانَد.
آرزو میکنم بیفتد برایت تمام اتفاقات خوبی که سالهاست آرزوی افتادنشان را داری و آدمهایی در زندگیات بمانند که لایقاند به حضور و لبخندهای تو.
آرزو میکنم شادترین و بدون تشویشترین روزها را پیش رو داشته باشی و همراه با ساقههای سبز گیاه، سبز شوی و همراه با شکوفههای بهاری نویدبخش امّید باشی برای آدمها.
آرزو میکنم آدمهای خوبتری شویم و جهان جای زیباتری شود برای زیستن...
آرزو میکنم ببینمت به زودی وقتی که تلخیها تمام شدهاند و تو با لبخند و آرامشی عمیق، میان سبزترین کوچههای بهار، بدون دلواپسی، قدم میزنی، آفتاب دارد بیمنت میتابد، شاخههای سبز با نوازشِ دستان باد میرقصند و صدای گویندهی رادیو در تمام خیابان پیچیده که دارد بدون وقفه از خبرهای خوب میگوید و آدمها در گوشه گوشهی شهر، جشن شکرگزاری و لبخند میگیرند.
آرزو میکنم امسال سال ما باشد، سال همهی ما...
نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
آرزو میکنم که زندگی و جهانت به سوی سبز شدن متحول شود و حال دلت به احسنترین حالها برسد. آرزو میکنم که در تمام روزهای پیش رو، حال خودت و حال جهانت خوب باشد.
آرزو میکنم سلامت بمانی و هرکجا گفتند "چه خبر"، با لبخند بگویی "سلامتی" اما نه از روی عادت، که از روی آگاهی...
آرزو میکنم روزهای تلخ گذشته، در گذشتهها جا بمانند و جز یاد و خاطرهای برای عبرت، چیزی از آنها باقی نمانَد.
آرزو میکنم بیفتد برایت تمام اتفاقات خوبی که سالهاست آرزوی افتادنشان را داری و آدمهایی در زندگیات بمانند که لایقاند به حضور و لبخندهای تو.
آرزو میکنم شادترین و بدون تشویشترین روزها را پیش رو داشته باشی و همراه با ساقههای سبز گیاه، سبز شوی و همراه با شکوفههای بهاری نویدبخش امّید باشی برای آدمها.
آرزو میکنم آدمهای خوبتری شویم و جهان جای زیباتری شود برای زیستن...
آرزو میکنم ببینمت به زودی وقتی که تلخیها تمام شدهاند و تو با لبخند و آرامشی عمیق، میان سبزترین کوچههای بهار، بدون دلواپسی، قدم میزنی، آفتاب دارد بیمنت میتابد، شاخههای سبز با نوازشِ دستان باد میرقصند و صدای گویندهی رادیو در تمام خیابان پیچیده که دارد بدون وقفه از خبرهای خوب میگوید و آدمها در گوشه گوشهی شهر، جشن شکرگزاری و لبخند میگیرند.
آرزو میکنم امسال سال ما باشد، سال همهی ما...
نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
شکسپیر می گوید :
وقتی میتوانستم صحبت کنم
گفتند گوش کن...
وقتی میتوانستم بازی کنم
مرا کار کردن آموختند...
وقتی کاری پیدا کردم ازدواج کردم...
وقتی ازدواج کردم بچه ها آمدند...
وقتی آنها را درک کردم مرا ترک کردند...
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم زندگی تمام شد!
زیبا زندگی کنید...
📚 @PDFsCom
وقتی میتوانستم صحبت کنم
گفتند گوش کن...
وقتی میتوانستم بازی کنم
مرا کار کردن آموختند...
وقتی کاری پیدا کردم ازدواج کردم...
وقتی ازدواج کردم بچه ها آمدند...
وقتی آنها را درک کردم مرا ترک کردند...
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم زندگی تمام شد!
زیبا زندگی کنید...
📚 @PDFsCom
👏1
چوپاني در هنگام كنجكاوي به هياهوي مردميكه به آسمان نگاه ميكردند، متوجه نشستن قوشي بر شانهاش ميشود و بعد مردم با هيجان به طرفش سرازير ميشوند. چوپان را باخود به دربار شاه ميبرند و ميگويند وزير شاه مرده است و قوش او را براي جانشين وزير، انتخاب كرده است. چوپان بی خبر از آنچه گذشت و با شگفتي وزير شدنش را قبول میكند..
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:نون والقلم
✍🏻 اثر: #جلال_آل_احمد
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6918
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:نون والقلم
✍🏻 اثر: #جلال_آل_احمد
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6918
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
هر مرغی رمزی از گروهی از مردماند که با رهبری هدهد میخواهند خود را به سرور مرغان، یعنی سیمرغ، برسانند؛ اما در این راه پرفراز و نشیب و دشوار گروهی تلف میشوند و گروهی با عذر و بهانه از ادامهی راه کناره میگیرند؛ فقط سی مرغ به مقصد میرسند و چون پاک و منزّه…
هر مرغی رمزی از گروهی از مردماند که با رهبری هدهد میخواهند خود را به سرور مرغان، یعنی سیمرغ، برسانند؛ اما در این راه پرفراز و نشیب و دشوار گروهی تلف میشوند و گروهی با عذر و بهانه از ادامهی راه کناره میگیرند؛ فقط سی مرغ به مقصد میرسند و چون پاک و منزّه شدند و خورشید سرمدی بر ایشان بتافت و در برابر آیینهی حقنما قرار گرفتند
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت : دهم
📚 @PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت : دهم
📚 @PDFsCom
🕊2❤1
از سی مرغ تا سیمرغ_دهم
@PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت : دهم
📚 @PDFsCom
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت : دهم
📚 @PDFsCom
❤1
اولین اشاره مدرن به هفت سین به نوشته های "هاینریش بروگش" برمیگردد که در 1860 م. از تهران بازدید کرده و میگوید: "ایرانیان برای نوروز گلهایی میکاشتند که نامشان با سین آغاز میشده است".
📚 @PDFsCom
📚 @PDFsCom
داستان با تولد دیوید شروع میشود. دیوید قبل از تولد پدرش را از دست داده و حالا مادرش دستتنها بدون پول باید او را بزرگ کند. مادر دیوید کورسوی امیدی به کمک و حمایت عمهی سالخوردهی دیوید دارد. ولی عمعخانم که انتظار فرزند دختر را داشته از کمک به دیوید سرباز میزند. مادر دیوید ناچار با کمک صاحبخانهاش دیوید را بزرگ میکند.
📕 کتاب:دیوید_کاپرفیلد
✍🏻 اثر: #چارلز_دیکنز
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:دیوید_کاپرفیلد
✍🏻 اثر: #چارلز_دیکنز
📚 @PDFsCom
❤1
هنگامی که جامعهای به دروغ گوییِ سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند؛
"صداقت" به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده حقیقت ، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد، یک کنشگر سیاسی محسوب می شود !
در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید. شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید :
یا به تشکیلات دروغ می پیوندید
یا یک مخالف سیاسی محسوب می شوید !
📚 @PDFsCom
"صداقت" به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده حقیقت ، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد، یک کنشگر سیاسی محسوب می شود !
در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید. شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید :
یا به تشکیلات دروغ می پیوندید
یا یک مخالف سیاسی محسوب می شوید !
📚 @PDFsCom
👍3
دو سیاستمدار داشتند در داخل یک رستوران با هم بحث می کردند
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی می کردیم
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانههای ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
📚 @PDFsCom
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی می کردیم
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانههای ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
📚 @PDFsCom
👍1
PDF | پی دی اف
هر مرغی رمزی از گروهی از مردماند که با رهبری هدهد میخواهند خود را به سرور مرغان، یعنی سیمرغ، برسانند؛ اما در این راه پرفراز و نشیب و دشوار گروهی تلف میشوند و گروهی با عذر و بهانه از ادامهی راه کناره میگیرند؛ فقط سی مرغ به مقصد میرسند و چون پاک و منزّه…
هر مرغی رمزی از گروهی از مردماند که با رهبری هدهد میخواهند خود را به سرور مرغان، یعنی سیمرغ، برسانند؛ اما در این راه پرفراز و نشیب و دشوار گروهی تلف میشوند و گروهی با عذر و بهانه از ادامهی راه کناره میگیرند؛ فقط سی مرغ به مقصد میرسند و چون پاک و منزّه شدند و خورشید سرمدی بر ایشان بتافت و در برابر آیینهی حقنما قرار گرفتند
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت : یازدهم
📚 @PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت : یازدهم
📚 @PDFsCom
❤1👍1
از سی مرغ تا سیمرغ_یازدهم
@PDFsCom
📻 نمایش رادیویی : منطق الطیر
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت : یازدهم
📚 @PDFsCom
🎭 نمایش: #از_سی_مرغ_تا_سیمرغ
✍️ نویسنده: #عطار_نیشابوری
📝 راوی: مریم شیرزاد
🖌قسمت : یازدهم
📚 @PDFsCom
❤1
نویسنده کتاب ثابت میکند که آنچه در طول زمان تغییر میکند، نه آثار هنری، بلکه دیدگاههای انسانها یا آفرینندگان آثار هنری نسبت به معنای زندگی و هنر است.
📕 کتاب :هنر در گذر زمان
✍🏻 اثر: #هلن_گاردنر
📚 @PDFsCom
📕 کتاب :هنر در گذر زمان
✍🏻 اثر: #هلن_گاردنر
📚 @PDFsCom
❤2👍2
مردی را به جرم قتل نزد کورش بزرگ آوردند
پسران مقتول خواهان اجرای حکم شدند
ﻗﺎﺗﻞ ﺍﺯﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ کاری ﻣﻬﻢ برای ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ۳ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ.
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ نگاه ﮐﺮﺩ ﻭ گفت : ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ.
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺁﺭﺍﺩگفت :ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ.
ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍمیﮑﻨﯿﻢ!
ﺁﺭﺍﺩ گفت :ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ.
ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ و ۳ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ.
اﻧﺪﮐﯽ پیش ﺍﺯﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ.
کورش ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ پاسخ ﺩﺍﺩ :ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ مهرورزی ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ می ترﺳﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
این نوشته را گذاشتم زیرا می ترسم كه بگویند گذشته ایران از یاد مردم ایران رفته است...
📚 @PDFsCom
پسران مقتول خواهان اجرای حکم شدند
ﻗﺎﺗﻞ ﺍﺯﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ کاری ﻣﻬﻢ برای ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ۳ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ.
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ نگاه ﮐﺮﺩ ﻭ گفت : ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ.
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺁﺭﺍﺩگفت :ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ.
ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍمیﮑﻨﯿﻢ!
ﺁﺭﺍﺩ گفت :ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ.
ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ و ۳ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ.
اﻧﺪﮐﯽ پیش ﺍﺯﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ.
کورش ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ پاسخ ﺩﺍﺩ :ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ :ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ مهرورزی ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ می ترﺳﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ.
این نوشته را گذاشتم زیرا می ترسم كه بگویند گذشته ایران از یاد مردم ایران رفته است...
📚 @PDFsCom
🔥1
سالیان درازی است که چنین آرامشی نداشتهام... وقتی از جادهای که گیاه بر آن میروید قدم به جنگل میگذارم قلبم بر اثر نوعی شادی که زمینی نیست به لرزه در میآید. نقطهای از ساحل شرقی دریای خزر را که زمانی در آن به سر میبردم به خاطر میآورم . قدم به جنگل گذاشتم ، به حدی که اشک به دیدگان آوردهام به هیجان آمدم ، مگر قبلا به آنجا آمده بودم ....
📕 کتاب:زیر ستاره پاییزی
✍🏻 اثر: #کنوت_هامسون
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:زیر ستاره پاییزی
✍🏻 اثر: #کنوت_هامسون
📚 @PDFsCom
❤2