PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
561 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
📎 #_یک_تکه_کتاب

هر قدر ، انسان شریف تر و نجیب تر و حساستر باشد از جنایت دیگران بیشتر رنج میبرد،
و این دو علت دارد یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمی بیند،
و دیگر اینکه منتظر نیست که سایرین با او عملی کنند که خود او با سایرین نکرده است.

📕 سه تفنگدار
✍🏻 #الکساندر_دوما

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7303

📚 @PDFsCom
امیلی گراهام دختری است که به دنبال اصل و نسبش می‌گردد. او خانه‌ی اجدادی‌اش را که خانواده‎‌اش در پی ناپدیدشدن یکی از دختران جوان خانواده فروخته‌اند را دوباره می‌خرد و سعی می‌کند آن را بازسازی کند. در طی عملیات بازسازی استخوان‌هایی در حیاط خانه کشف می‌شود که پس از تحقیقات زیاد مشخص می‌شود متعلق به دختر جوانی است که 4 سال قبل ناپدیدشده است.

📕 در خیابانی که تو زندگی میکنی
✍🏻 اثر: #مری_هگینز_کلارک

📚 @PDFsCom
👍1
در خیابانی که تو زندگی می‌کنی.pdf
4.4 MB
📕 در خیابانی که تو زندگی میکنی
✍🏻 اثر: #مری_هگینز_کلارک

📚 @PDFsCom
تظاهر به دوست داشتن، سخت است. روزی شروع به دوست داشتن واقعی می‌کنید، و متوجه نمی‌شوید چه هنگام، تظاهر را متوقف کرده اید.

📕 هرگز بال پرواز نخواستیم
✍️ #ونسا_دیفن_باخ

📚 @PDFsCom
یک قرار ملی: "عید ما، بعد از شکست کرونا"

چند روز دیگر عید نوروز از راه می رسد و ایران، هنوز درگیر بیماری فراگیر و مرگبار کروناست. نگرانی جدی این است که بخشی از مردم در روزهای عید قرنطینه خانگی را رعایت نکنند و به دید و بازدید بروند و ناگهان با انفجار اتمی کرونا مواجه شویم؛ آنگاه دیگر حتی امکانات پزشکی کشور نیز جوابگو نخواهد شد و آخرین نوروز قرن، به یک فاجعه انسانی تبدیل می شود.

پیشنهاد می کنیم این عید را از طریق تلفن و اینترنت با همدیگر در تماس باشیم و به دیدار کسانی که دوست شان داریم نرویم تا آنها را در معرض ویروس کرونا قرار ندهیم. بدانیم که این عید بر خلاف همه هزاره های گذشته، دوست داشتن در ندیدن است و عید دیدنی یک ظلم بزرگ.

"عید ما بعد از شکست کرونا" ؛ این را شعار خود قرار دهیم و یک قرار ملی بگذاریم که عید امسال را موکول کنیم به زمانی که ویروس کرونا در کشورمان از بین رفته است. آن وقت، لباس نو و آجیل و شیرینی می خریم و به دید و بازدید می رویم تا سنت زیبا و ایرانی عید نوروز را ولو با تاخیر به جا بیاوریم.

امسال در روزهای عید، دور هم بودن در خانه را تجربه می کنیم و "حول حالنا الی احسن الحال" را به نیت ریشه کنی بیماری کرونا و بهبود حال همه مبتلایان زمزمه کنیم.

لطفا اگر موافق این قرار ملی هستید، به همه بفرستید: "عید ما، بعد از شکست کرونا"👉

📚 @PDFsCom
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک روستا برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو، یک شبانه روز را در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید:

«نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟»
پسر پاسخ داد: «عالی بود پدر!»
پدر پرسید: «آیا به زندگی آنها توجه کردی؟»
پسر پاسخ داد: «بله پدر!»
و پدر پرسید: «چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟»
پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت:

فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنان چهار تا، ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنان رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوسهای تزیینی داریم و آنان ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود، اما باغ آنان بی انتهاست!

با شنیدن حرف‌های پسر، زبان مرد بند آمده بود.
پسر بچه اضافه کرد: «متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!»

📚 @PDFsCom
وقتی دنیا را آفرید حتم دارم که خود را توی هچل انداخت. ماهی فریاد می زند : ای خدا مرا کور نکن . نگذار وارد تور شوم . ماهیگیر داد می زند : خدایا ماهی را کور کن . وادارش کن وارد تور شود . خدا به کدامش گوش کند؟ گاهی حرف ماهی را گوش می کند و گاهی حرف ماهی گیر را . و این جوریست که دنیا می چرخد...!

#معرفی_کتاب
📕 آخرین وسوسه مسیح
✍🏻 #نیکوس_کازانتزاکیس

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7460

📚 @PDFsCom
یه زمانی ما پیشرفته ترین مراکز پزشکی جهان رو داشتیم...در زمانی که بسیاری از ملت‌ها و تمدن‌ها برای درمان مردم به جادوگری و وردخوانی متوسل میشدند، ایرانیان “بیمارستان” داشتند! در شاهنامه و متون کهن ایرانی بارها به این موضوع اشاره شده است...

داستان پادشاهی شاپور دوم:
به اهواز کرد آن سیم شارستان
بدو اندرون کاخ و بیمارستان

داستان پادشاهی خسروپرویز:
که اوریغ بود نام آن شارستان
بدو در چلیپا و بیمارستان

داستان سیاوش:
بسی شارستان گشت بیمارستان
بسی بوستان نیز شد خارستان

📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب

زن داری؟
- نه، امیدوارم بگیرم.
عصبانی گفت: خیلی خری. مرد که نباید زن بگیرد.
- چرا؟
سینیور ماجیوره با عصبانیت گفت: مرد نباید زن بگیرد. نباید ازدواج کند، اگر قرار باشد همه چیز را از دست بدهد نباید دستی دستی خودش را توی مخمصه بیندازد. مرد که نباید خودش را توی هچل بیندازد و دنبالِ چیزهایی باشد که آن ها را بعدا از دست می دهد.
- حالا چه الزامی دارد که از دست بدهد؟
سرگرد گفت: به هر حال از دست می دهد. از دست می دهد پسر با من بحث نکن.
شنل خود را پوشید و کلاهش را بر سر گذاشت. یک راست آمد به سراغ من و دست گذاشت روی شانه ام و گفت: شرمنده ام نباید گستاخی می کردم. زنم تازه مُرده. مرا ببخش!

📕 مردان بدون زن
✍🏻 #ارنست_همینگوی

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7217

📚 @PDFsCom
1
آن‌هایی که هرگز صمیمیت ژرف و همدلی شدید موجود در عشقِ دوطرفهٔ موفق را تجربه نکرده‌اند، بهترین چیزی را که زندگی میتواند بدهد از دست داده‌اند.

📕 کتاب:زناشویی و اخلاق
✍🏻 اثر: #برتراند_راسل

📚 @PDFsCom
در این تنگنا،
برنده آن طرفی است که بتواند یک نفس بیشتر دوام بیاورد...!

📕 کتاب:طریق بسمل شدن
✍🏻 اثر: #محمود_دولت_آبادی

📚 @PDFsCom
دکتر جلالی فخر: لطفا در خانه بمانید.

می‌فهمم‌ که حجم اضطراب و نگرانی عمومی خیلی بالاست و همه به امید نیاز دارند. این قواعد جذب انرژی و تاثیر افکار مثبت و این جور حرف‌های قشنگ را هم‌ می‌فهمم. اما واقعیت به سرعت پیشرونده‌ای که وجود دارد، خیلی قدرتمندتر از این حرف‌ها و قواعد است. فقط شب گذشته خودم در بیمارستانی که مرکز اصلی پذیرش کرونا هم‌ نیست، شش بیمار کرونا بستری کردم و گفته می‌شود فقط در مرکز ما، حدود پنجاه بیمار کرونا بستری‌اند. به خدا ماجرا خیلی جدی‌تر از این حرف‌هاست.

مردم فکر می‌کنند با فکر نکردن به اهمیت مخوف این موضوع، بیماری هم از قواعد جذب و دفع پیروی کرده و بی‌خیال می‌شود. اپیدمی به صورت ساعتی در حال گسترش است. اگر خودمان به داد خودمان نرسیم، به زودی مراکز درمانی قفل می‌شوند. متاسفانه فقط دولت نیست که می خواهد ابعاد واقعی کرونا را کوچک‌تر جلوه دهد، بلکه خود مردم هم دچار همین‌ خطای اساسی شده‌اند. چند دقیقه رقص و آواز برخی پرستاران را اصلا جدی نگیرید و بیش از حد ذوق‌زده نشوید. کافی‌ست یک شب در بیمارستان بمانید تا بفهمید من از چه سخن می‌گویم.

به نظرم الان جامعه به «ترس» نیاز بیشتری دارد تا «امید». چون مردم در حد نگران‌کننده‌ای کم‌توجه به نظر می‌رسند و امید بیشتر، کار را خراب‌تر می‌کند. دندان روی جگر گذاشته‌ام‌ که برخی اخبار را ننویسم اما تو را به مقدسات قسم، قبل از آن که فرصت دفن‌ اجساد را هم نداشته باشیم، کرونا را جدی‌تر بگیرید.

مهم‌ترین کاری که باید انجام دهید، در خانه ماندن است. فقط یک نفر، هر پنج روز یک بار برای خرید ضروریات بیرون برود و بعد با وسواس، سطوح آن چه خریده را ضدعفونی کند و خود به حمام برود. می‌دانم دوست دارید عکس رقص و گل و پرنده و آواز بگذارم و زیرش بنویسم همه چی آرومه و کرونا را شکست میدهیم، اما این دروغ است، همه‌چی ناآرومه. و اگر قرنطینه‌های خانگی را جدی نگیرید، مجبوریم در برابر کرونا، زانوی غم در بغل بگیریم. ببخشید که به عنوان یک پزشک نمی‌توانم سکوت کنم و هشدار ندهم. ما کادر درمان که‌ مجبوریم در خانه نمانیم، اما لطفا همه به این پویش بپیوندید و عمل کنید.

#در_خانه_بمانیم

📚 @PDFsCom
در قرون وسطی بیماری طاعون آغازگر رنسانس یا دگر اندیشی در اروپا بود. تا قبل از شیوع طاعون عوام فکر میکردند که کلیسا و کشیشان شفابخش هستند! اما پس از شیوع طاعون مردم با چشمان خود دیدند که پاشیدن آب مقدس توسط کشیش روی بیمار باعث شفای او نشد، بلکه خود کشیش هم طاعون گرفت و مرد...

کلیسا دست به هرکاری زد تا طاعون را از بین ببرد، از آتش زدن گربه‌ها گرفته تا کشتن یهودیان و ... اما طاعون از بین نرفت! این موضوع یکی از عوامل اصلی دور شدن مردم از خرافات و توهمات و ایجاد رنسانس در اروپای پانصد سال قبل بود...

📚 @PDFsCom
خنده شاید واکنشی به ناکامی‌ها باشد، درست مثل گریه؛
خنده مشکلی را حل نمی‌کند همان طور که گریه. آدمی وقتی می‌خندد یا میگرید که کار دیگری ازدستش برنمی‌آید!

#معرفی_کتاب
📕 کتاب : گهواره‌ى گربه
اثر : #كرت_ونه_گوت

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7989

📚@PDFsCom
“این تلفات همه از ناخوشی وبا نبوده! بلکه مردم ایران ناخوش و آماده مرگ بودند که اینچنین زیاده از اندازه مُردند”

این متن بخشی از توصیفات امین‌الضرب در مورد علت کشتار وسیع وبا در ایران در سال ۱۲۵۰ بود...

به نوشته امین الضرب روزی ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر در تهران بر اثر ابتلا به وبا میمردند. امین‌الضرب دریافته بود که قربانیان این بلا بیشتر تنگ‌دستان هستند که تاب مقاومت جسمانی ندارند. او درباره شهرهای دیگر نوشته بود: حال ولایات دیگر هم بهتر از پایتخت نبود. در قم توانگران به دهات رفتند و فقرا که نتوانستند بروند ماندند و تلف شدند...

📚خاطرات حسین قلی خان نظام السلطنه

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

من به آدم‌های ساده و رک، به خصوص وقتی که داستان‌هایشان عین هم باشد، اعتمادی ندارم و همواره بدگمان بودم که رابرت کوهن حتا قهرمان میان وزن مشت زنی بوده باشد. شاید اسبی دماغ او را له کرده یا مادرش از چیزی ترسیده بود. ممکن است وقتی تازه پا می‌گرفته، به جایی خورده. ولی آخر سر کسی را پیدا کردم که از زبان اسپایدر کلی صحت موضوع را تایید کرد. اسپایدر کلی نه تنها کوهن را فراموش نکرده بود، اغلب جویا بود که چه اتفاقی برایش افتاده است.

📕 کتاب : خورشید همچنان می دمد
اثر : #ارنست_همینگوی

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8687

📚 @PDFsCom
ما نمیتو‌انیم عادت‌هایمان را حذف کنیم، بلکه میتوانیم آن‌ها را با عادت‌های دیگرجایگزین کنیم و همچنین عادت‌ها یک‌شبه و آنی به وجود نمی‌آیند و یک‌شبه و آنی هم‌ تغییر و از بین نمی‌روند؛ و برای تغییر یک عادت باید تمرین و پافشاری کرد.

📕 قدرت عادت
✍🏻 #چارلرز_داهیگ

📚 @PDFsCom
👍4
قدرت عادی.pdf
61.6 MB
📕 قدرت عادت
✍🏻 #چارلرز_داهیگ

📚 @PDFsCom
8👍3🔥1
قرن‌ها است که زنان به مثابه آیینه درشت‌ نمای، این امکان را برای مردان فراهم آورده‌‌اند تا خود را دو برابر بزرگتر از آنچه هستند، ببینند.

📕 اتاقی از آن خود
✍🏻 اثر: #ویرجینیا_وولف

📚 @PDFsCom
👍2
حاکمی ماهرترین نقاش مملکت خود را مامور کرد که در مقابل مبلغی بسیار، از فرشته و شیطان تصویری بکشد که به عنوان آثار هنری زمانش باقی بماند. نقاش به جستجو پرداخت که چه بکشد که نماد فرشته باشد؟ چون فرشته ای برایش قابل رویت نبود کودکی خوش چهره و معصوم را پیدا نمود و روزهای بسیاری آن کودک را کنارش می نشاند و تصویر او را می کشید تا اینکه تصویری بسیار زیبا آماده شد که حاکم و مردم به زیبایی آن اعتراف نمودند. حال نوبت به کشیدن تصویر شیطان رسید، نقاش به جاهای بسیاری می رفت تا کسی را پیدا کند که نماد چهره ی شیطان باشد و به هر زندان و مجرمی مراجعه نمود، اما تصویر مورد نظرش را نمی یافت چون همه بندگان خدا بودند هرچند اشتباهی نمودہ بودند. سالہا گذشت اما نقاش نتوانست تصویر مورد نظر را بیابد.

پس از چهل سال که حاکم احساس نمود دیگر عمرش به پایان نزدیک شده است به نقاش گفت هر طور که شده است این طرح را تکمیل کن تا در حیاتم این کار تمام شود. نقاش هم بار دیگر به جستجو پرداخت تا مجرمی زشت چهره و مست با موهایی درهم ریخته را در گوشه ای از خرابات شہر یافت. از او خواست در مقابل مبلغی بسیار اجازہ دهد نقاشیش را به عنوان شیطان رسم کند. او هم قبول نمود. چند روز مشغول رسم نقاشی شد تا اینکه روزی متوجه شد که اشک از چشمان این مجرم می چکد. از او علت آن را پرسید؟گفت : شما قبلا هم از چهره ی من نقاشی کشیده اید،من همان بچه ی معصومی هستم که تصویر فرشته را از من کشیدی. امروز اعمالم مرا به شیطان تبدیل نموده.

داستانی بسیار تامل بر انگیز است،خداوند همه ما را همانند فرشته ای معصوم آفرید، این ماییم که با اعمال ناشایست قدر خود را نمی دانیم و خود را به شیطان مبدل می کنیم.

📚 @PDFsCom
🙏2
معروف است که اسکندر پس از حمله به ایران از مشاوران خود پرسید که چگونه بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران گفت کتاب هایشان را بسوزان، دیگری گفت خردمندانشان را بکش. اما او مشاور جوان و باهوشی داشت که گفت: نیازی به چنین کاری نیست...

از میان مردم آن سرزمین آنها را که نمی‌فهمند و کم سوادند به کارهای بزرگ بگمار. آنها که می‌فهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار. بی‌سوادها و نفهم‌ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچ‌گاه توانایی طغیان نخواهند داشت.

فهمیده‌ها و با سوادها هم یا به سرزمین‌های دیگر کوچ می‌کنند یا خسته و سرخورده عمر خود را تا لحظه مرگ در گوشه‌ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد...

📚 @PDFsCom
👍2