PDF | پی دی اف
275K subscribers
10.3K photos
561 videos
3.1K files
2.61K links
Download Telegram
‏یا این تصویر مناسب کتاب روانشناسی کودکان نیست، یا من خودم نیاز به مراجعه به روانشناس دارم

📚 @PDFsCom
این رمان درباره‌ فرزند دوم زنی است که مردم او را به‌سخره و به‌شوخی تک‌فرزند دوم می‌نامند و بعد از به قتل رساندن پسر، هریک بخشی از ماجرای قتل مرگ تک‌فرزند دوم را روایت می‌کنند.

📕 کتاب : مرگ تک فرزند دوم
اثر : #بختیار_علی

📚 @PDFsCom
مرگ تک فرزند دوم.pdf
1.2 MB
📕 کتاب : مرگ تک فرزند دوم
✍🏻 اثر : #بختیار_علی

📚 @PDF73
👍2
بعضی وقت‌ها حرف نزدن هیچ نوع زحمت و سختی ندارد.
اما گاهی وقت‌ها، فشار و دردش از بلند کردن پیانو هم بیشتر است ...

📕 جز از كل
✍🏻 #استیو_تولتز

📚 @PDFsCom
👍3
من با کسانی که به تقدیر معتقدند هم‌نظر نیستم. آن‌ها آه‌و‌ناله سر می‌دهند و مسئولیت همه چیز را از شانه‌های خود برمی‌دارند و منتظر ترحم دیگران می‌مانند. من معتقدم آدم خودش مسیر زندگی‌اش را تعیین می‌کند. من خودم مسیر زندگی‌ام را تعیین کرده‌ام و همین است که به آن ارزش می‌بخشد. و مسئولیت همه‌چیز را هم بر عهده می‌گیرم.

📕 کتاب : به هوای دزدیدن اسب ها 
اثر : #پر_پترسون 

📚 @PDFsCom
درویشی بود که در کوچه و محله راه می‌رفت و میخواند: "هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"

اتفاقاً زنی این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه میگوید وقتی شعرش را شنید گفت: من پدر این درویش را در می‌آورم که هر روز مزاحم آسایش ما میشود.

زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانه‌اش و به همسایه‌ها گفت: من به این درویش ثابت میکنم که هرچه کنی به خود نمیکنی.

کمی دورتر پسری که در کوچه بازی میکرد نزد درویش آمد و گفت: من بازی کرده و خسته و گرسنه‌ام کمی نان به من بده.

درویش هم همان فتیر شیرین را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور فرزندم ! پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: درویش! این چه بود که سوختم؟ درویش فوری رفت و زن را خبر کرد.

زن دوان‌دوان آمد و دید پسر خودش است همانطور که توی سرش می‌زد و شیون میکرد، گفت: پسرم را با فتیر زهر آلودم مسموم کردم.

آنچه را که امروز به اختیار میکاریم فردا به اجبار درو میکنیم. پس در حد اختیار، در نحوه‌ی افکار و کردار و گفتارمون بیشتر تامل کنیم!

📚 @PDFsCom
اسماعیل بیشکچی ، نویسنده‌ی ترک میگوید: در یکی از مساجد ترکیه از شیخی شنیدم که در نماز جمعه با صدای بلند میگفت: "به خدا هر کس ترکی نداند بهشت را به چشم نخواهد دید"

در آن جلسه مردی به شدت میگریست، من که چنین دیدم به نزد او رفتم و گفتم : مگر تو ترک نیستی و ترکی نمی‌دانی؟
مرد گفت: برای خودم گریه نمی‌کنم
برای پیامبر اسلام گریه می‌کنم که ترکی نمیدانست!!

📚 @PDFsCom
ما، در هیچ حال، قلب هایمان خالی از غم نخواهد شد؛ چرا که غم، ودیعه یی ست طبیعی که ما را پاک نگه میدارد . انسان های بی اندوه، به معنای متعالی کلمه، هرگز " انسان " نبوده اند و نخواهند بود. از این صافی انسان ساز نترس ...

📕 آتش بدون دود
✍🏻 #نادر_ابراهیمی

📚 @PDFsCom
1👍1
آدم ها، خیلی کم بلدند خودشان باشند.
کاش آن دسته هم که نقش بازی می کنند،
توانایی داشتند دستِ کم،
همان نقش را به خوبی درآورند !

#معرفی_کتاب
📕 کتاب : فرانی و زویی
اثر : #سالینجر

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6949

📚@PDFsCom
PDF | پی دی اف
هر مرحله‌ای از زندگی مستلزم دست کشیدن است. هر پیشرفت به معنای طرد یا پشت سر گذاشتن چیزی کهنه است. در نتیجه، حذف نه تنها چیزی را از شما نمی‌گیرد، بلکه چیزی به شما میدهد. 🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا اثر: #کاترین_پاندر 🎙: قسمت: پنجم 📚 @PDFsCom
هر مرحله‌ای از زندگی مستلزم دست کشیدن است. هر پیشرفت به معنای طرد یا پشت سر گذاشتن چیزی کهنه است. در نتیجه، حذف نه تنها چیزی را از شما نمی‌گیرد، بلکه چیزی به شما میدهد.

🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا
اثر: #کاترین_پاندر
🎙: قسمت: ششم

📚 @PDFsCom
بعضی ها این باور از دوران کودکی در ذهنشان نقش بسته است. از وقتی که یکی به آنها گفته است که تو باهوش نیستی، با استعداد نیستی، چیز زیادی نمی توانی بدست بیاوری. رمز موفقیت این است که: باورهای گذشته را پاک کنید و باورهای جدیدی جایگزین کنید...

📕 کتاب : چگونه باور درست و مثبت بسازیم ؟
اثر : #جول_اوستین

📚 @PDFsCom
👌1
جول_اوستین_چگونه_باور_درست_و_مثبت.pdf
247.3 KB
📕 کتاب : چگونه باور درست و مثبت بسازیم ؟
اثر : #جول_اوستین

📚 @PDFsCom
روزی مردی به دربار کریم‌خان زند میرود و ناله و فریاد سر میدهد. کریم‌خان علت را جویا میشود، مرد با درشتی میگوید: دزد همه اموالم را برده است!
کریم خان میپرسد:
وقتی اموالت به سرقت رفت کجا بودی؟!

مرد میگوید خواب بودم! کریم‌خان میگوید خب چرا خوابیدی که اموالت را ببرند؟ مرد میگوید: من خواب بودم چون فکر میکردم تو بیداری! کریم خان سکوت میکند و سپس دستور میدهد خسارتش را از خزانه جبران کنند و در پایان میگوید:
این مرد راست میگوید، ما باید بیدار باشیم...

📚به نقل از کتاب “نام‌آوران دادگر” از غلامرضا جمالی
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

می دانم حماقت است...فقط یک دقیقه امید و بیست و سه ساعت و پنجاه و نه دقیقه نومیدی... زندگی ام فقط به همین یک لحظه امید بند است...
گاهی وقت ها که اوضاع ساکت می شد.وقتی که غرش های خشن مسلسل فروکش کرده بود و آن صدا های مخوف نارنجک انداز بند می امد.آن وقت چیز توصیف ناپذیری انجا بر فراز خطوط مقدم به پرواز در می آمد که بزرگترها اسمش را صلح گذاشته اند .

📕 کتاب : گوسفندان سیاه
اثر : #هاینریش_بل

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/7002

📚 @PDFsCom
ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭﺧﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﺗﺮﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﯼ جورﺝ ﺍﻭﺭﻭﻝ ﺍﺳﺖ . ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭﺧﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﭘﺴﺘﯽ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ .ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﻭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ 1948 ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﭼﺎﭖ ﺭﺳﯿﺪ .

📕 کتاب : درخت زندگی
اثر : #جورج_اورول

📚 @PDFsCom
2👍1
@PdfsCom درخت زندگی.pdf
8.1 MB
📕 کتاب : درخت زندگی
اثر : #جورج_اورول

📚 @PDFsCom
👍2
نمی‌شود آنقدر از چیزی متنفر بود مگر آنکه قسمتی از روح‌مان آن را بسیار دوست داشته باشد...

📕 کتاب : سه گانه نیویورک
اثر : #پل_استر 

📚 @PDFsCom
تربیت

در مراسم عروسی، پیرمردی در گوشه
سالن تنها نشسته بود که داماد جلو آمد
و‌ گفت:سلام استاد آیا منو می‌شناسید؟

معلم بازنشسته جواب داد:خیر عزیزم
فقط می‌دانم مهمان دعوتی از طرف داماد هستم

داماد ضمن معرفی خود گفت:چطور آخه
مگه میشه منو فراموش کرده باشید؟

یادتان هست سال‌ها قبل ساعت گران قیمت
یکی از بچه‌ها گم شد و شما فرمودید که
باید جیب همه دانش‌آموزان را بگردید و
گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من
که ساعت را دزدیده بودم از ترس و
خجالت خیلی ناراحت بودم که آبرویم
را می‌برید،ولی شما ساعت را از جیبم
بیرون آوردید ولی تفتیش جیب بقیه‌ی دانش‌آموزان را تا آخر انجام دادید و تا
پایان آن سال و سال‌های بعد در اون
مدرسه هیچ کس موضوع
دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد

استاد گفت:باز هم شما را نشناختم! ولی
واقعه را دقیق یادم هست.چون من موقع. تفتیش جیب دانش‌آموزان چشم‌هایم
را بسته بودم

تربیت و حکمت معلمان،
دانش‌آموزان را بزرگ می‌نماید!

📚 @PDFsCom
🕊1
گرگ داخل طویله گوسفندان شد و برهٔ سفیدی را خورد، گوسفندهای سیاه خوشحال شدند، بعد بره‌ای‌ سیاه را خورد سفیدها گفتند گرگ عادلی است
و هنوز که هنوز است گرگ
مشغول اجرای عدالت میان گوسفندان است

📚 @PDFsCom
رمان عشق و یک دروغ در مورد دو دختر به نام‌های سیسیلی و کاتی است که با پس‌انداز حقوق خود برای تعطیلات به یک هتل گران قیمت ساحلی می‌روند. راجر بوکانان ثروتمند نیز برای درمان ذات الریه به همراه برادر و زن برادرش به این هتل آمده‌اند. راجر با شنیدن نظرات غیرمحترمانه سیسیلی در مورد خودش و زن برادرش نظرش نسبت به این دختر جوان جلب می‌شود. این آغاز آشنایی و به وجود آمدن عشقی عمیق بین این دو می‌شود، عشقی که با بر ملا شدن.....

#معرفی_کتاب
📕 کتاب : عشق و یک دروغ
اثر : #مارگریست_وست

لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6996

📚@PDFsCom