می خواهم مدرسه ای باز کنم . مدرسه ای که در آن کسی اجازه نداشته باشد مخ کسی را با دعاها و داستان های خدا و گاندی خراب کند ، غیر از واقعیت های زندگی هیچ چیز نباید توی کله ی این بچه ها کرد. یک مدرسه پر از ببرهای سفید ...
📕 ببر سفید
✍🏻 #آراویند_آدیگا
📚 @PDFsCom
📕 ببر سفید
✍🏻 #آراویند_آدیگا
📚 @PDFsCom
مردی در کنار چاه زنی زیبا دید، از او پرسید : زیرکی زنان به چیست؟
زن داد و فریاد کرد و مردم را فراخواند ،
مرد که بسیار وحشت کرده بود پرسید:
چرا چنین میکنی؟ من که قصد اذیت کردن شما را نداشتم ،دیدم خانم محترم و زیبارویی هستی ، خواستم از شما سوالی بپرسم .
در این هنگام تا قبل از اینکه مردم برسند زن سطل آبی از چاه بیرون کشید و آن را بر سر خود ریخت ،مرد باتعجب پرسید : چرا چنین کردی؟ زن خطاب به مردم که برای کمک آمده بودند گفت: ای مردم من در چاه افتاده بودم و این مرد جان مرا نجات داد ، مردم از آن مرد تشکر کرده و متفرق شدند.
در این هنگام زن خطاب به مرد گفت :
این است زیرکی زنان
اگر اذیتشان کنی تو را به کام مرگ میکشند و اگر احترامشان کنی خوشبختت میکنند .
شیطان كه نظاره گر ماجرا بود، نعره ها كشيده و راه بيابان پيش گرفت...
📚 @PDFsCom
زن داد و فریاد کرد و مردم را فراخواند ،
مرد که بسیار وحشت کرده بود پرسید:
چرا چنین میکنی؟ من که قصد اذیت کردن شما را نداشتم ،دیدم خانم محترم و زیبارویی هستی ، خواستم از شما سوالی بپرسم .
در این هنگام تا قبل از اینکه مردم برسند زن سطل آبی از چاه بیرون کشید و آن را بر سر خود ریخت ،مرد باتعجب پرسید : چرا چنین کردی؟ زن خطاب به مردم که برای کمک آمده بودند گفت: ای مردم من در چاه افتاده بودم و این مرد جان مرا نجات داد ، مردم از آن مرد تشکر کرده و متفرق شدند.
در این هنگام زن خطاب به مرد گفت :
این است زیرکی زنان
اگر اذیتشان کنی تو را به کام مرگ میکشند و اگر احترامشان کنی خوشبختت میکنند .
شیطان كه نظاره گر ماجرا بود، نعره ها كشيده و راه بيابان پيش گرفت...
📚 @PDFsCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر مي خواهى چيزى را نابود كنى، اگر مي خواهى صدمه و آسيبى به چيزى برسانى كافى است آن را محدود كنى، كافى است آن را محصور كنى. آن وقت مي بينى كه خود به خود خشک مى شود، پژمرده مى شود و مى میرد...
#اليف_شافاک
📚 @PDFsCom
#اليف_شافاک
📚 @PDFsCom
ابن سیرین كسی را گفت: چگونه ای؟
گفت: چگونه است حال كسی كه پانصد درهم بدهكار است، عیالوار است و هیچ چیز ندارد؟
ابن سیرین به خانه خود رفت و هزار درهم آورد و به وی داد و گفت: پانصد درهم به طلبكار بده و باقی را خرج خانه كن و واى بر من اگر پس از این حال كسی را بپرسم!
گفتند: مجبور نبودی كه قرض و خرج او را بدهی.
گفت: وقتی حال كسی را بپرسی و او حال خود بگوید و تو چاره ای برای او نیندیشی، در احوالپرسی منافق باشی...
اينچنين است رسم انسانيت و مردانگى...
@ancient
گفت: چگونه است حال كسی كه پانصد درهم بدهكار است، عیالوار است و هیچ چیز ندارد؟
ابن سیرین به خانه خود رفت و هزار درهم آورد و به وی داد و گفت: پانصد درهم به طلبكار بده و باقی را خرج خانه كن و واى بر من اگر پس از این حال كسی را بپرسم!
گفتند: مجبور نبودی كه قرض و خرج او را بدهی.
گفت: وقتی حال كسی را بپرسی و او حال خود بگوید و تو چاره ای برای او نیندیشی، در احوالپرسی منافق باشی...
اينچنين است رسم انسانيت و مردانگى...
@ancient
👍2
این داستان ماجرای زندگی یک خانواده انگلیسی است که در حومه لندن زندگی میکنند مادر وقتی فرزند پنجم را باردار است بر خلاف گذشته مدام مریض میشود، کودک در شکم مادر ضربه های سختی به او میزند و بالاخره با هیکلی درشت و زشت به دنیا میآید، کودک به حدی خشن است که مادر با شیر دادن به او دچار ترس میشود.
#معرفی_کتاب
📕 فرزند پنجم
✍️🏻 #دوریس_لسینگ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/1209
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 فرزند پنجم
✍️🏻 #دوریس_لسینگ
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/1209
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
هر مرحلهای از زندگی مستلزم دست کشیدن است. هر پیشرفت به معنای طرد یا پشت سر گذاشتن چیزی کهنه است. در نتیجه، حذف نه تنها چیزی را از شما نمیگیرد، بلکه چیزی به شما میدهد. 🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا ✍ اثر: #کاترین_پاندر 🎙: قسمت: چهارم 📚 @PDFsCom
هر مرحلهای از زندگی مستلزم دست کشیدن است. هر پیشرفت به معنای طرد یا پشت سر گذاشتن چیزی کهنه است. در نتیجه، حذف نه تنها چیزی را از شما نمیگیرد، بلکه چیزی به شما میدهد.
🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا
✍ اثر: #کاترین_پاندر
🎙: قسمت: پنجم
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی : چشم دل بگشا
✍ اثر: #کاترین_پاندر
🎙: قسمت: پنجم
📚 @PDFsCom
همه ما موجوداتی آزاد آفریده شدهایم. از آنجا که ما برای انجام تمام فعالیتهای زندگی مان به پول احتیاج داریم، مسئله پول در ذهن ما برابر با آزادی قرار گرفته است و به همین دلیل است که این مسئله یعنی “موفقیت مالی” موضوع اصلی زندگی ماست
📕 کتاب : پول و قانون جذب
✍ اثر : #استر_و_جری_هیکس
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : پول و قانون جذب
✍ اثر : #استر_و_جری_هیکس
📚 @PDFsCom
👍2
کارل یونگ گفت: ترجیح میدهم کامل باشم تا اینکه خوب باشم.
برای اینکه انسان کاملی باشیم باید تمام جنبههای وجودمان، خواه خوب یا بد، را در بر بگیریم.
برای آنکه انسان کاملی باشیم باید خوشحال و شاد و راضی و همچنین خودخواه و خشمگین و غمگین باشیم.
اگر خود را فقط مالک نیمی از وجودمان یعنی آن نیمهی خوب بدانیم و نیمهی دیگر را انکار کنیم، کامل بودن را به اندازهی کافی احساس نخواهیم کرد.
آنگاه یک نوع احساس آزاردهنده را تجربه میکنیم که گویی همیشه خطایی در ما وجود دارد.
📕 جدایی معنوی
✍🏻 #دبی_فورد
📚 @PDFsCom
برای اینکه انسان کاملی باشیم باید تمام جنبههای وجودمان، خواه خوب یا بد، را در بر بگیریم.
برای آنکه انسان کاملی باشیم باید خوشحال و شاد و راضی و همچنین خودخواه و خشمگین و غمگین باشیم.
اگر خود را فقط مالک نیمی از وجودمان یعنی آن نیمهی خوب بدانیم و نیمهی دیگر را انکار کنیم، کامل بودن را به اندازهی کافی احساس نخواهیم کرد.
آنگاه یک نوع احساس آزاردهنده را تجربه میکنیم که گویی همیشه خطایی در ما وجود دارد.
📕 جدایی معنوی
✍🏻 #دبی_فورد
📚 @PDFsCom
👍6❤1
معلمی ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ میکند؟
ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ
ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭘﻮﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ!
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ معلم ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ گرانبها ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ!
ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ میکنید؟
ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ!
معلم گفت: میبینید؟! ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ برایتان روشن شد، ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ
📚 @PDFsCom
ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ
ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ
ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭘﻮﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ!
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ معلم ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ گرانبها ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ!
ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ میکنید؟
ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ!
معلم گفت: میبینید؟! ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ برایتان روشن شد، ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ
📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب
زن ها فقط اون چه را که در مردها زنونه ست می فهمن ، و مردها فقط جنبه های مردونه ی زن ها را درک می کنن . یعنی باید گفت هیچ کدوم اون یکی را نمی فهمه . اگر بخوای رفتارش را تعبیر کنی حتما به اشتباه می افتی .
📕 کتاب : عشق لرزه
✍ اثر : #اریک_امانوئل_اشمیت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8644
📚 @PDFsCom
زن ها فقط اون چه را که در مردها زنونه ست می فهمن ، و مردها فقط جنبه های مردونه ی زن ها را درک می کنن . یعنی باید گفت هیچ کدوم اون یکی را نمی فهمه . اگر بخوای رفتارش را تعبیر کنی حتما به اشتباه می افتی .
📕 کتاب : عشق لرزه
✍ اثر : #اریک_امانوئل_اشمیت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/8644
📚 @PDFsCom
یا این تصویر مناسب کتاب روانشناسی کودکان نیست، یا من خودم نیاز به مراجعه به روانشناس دارم
📚 @PDFsCom
📚 @PDFsCom
این رمان درباره فرزند دوم زنی است که مردم او را بهسخره و بهشوخی تکفرزند دوم مینامند و بعد از به قتل رساندن پسر، هریک بخشی از ماجرای قتل مرگ تکفرزند دوم را روایت میکنند.
📕 کتاب : مرگ تک فرزند دوم
✍ اثر : #بختیار_علی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : مرگ تک فرزند دوم
✍ اثر : #بختیار_علی
📚 @PDFsCom
بعضی وقتها حرف نزدن هیچ نوع زحمت و سختی ندارد.
اما گاهی وقتها، فشار و دردش از بلند کردن پیانو هم بیشتر است ...
📕 جز از كل
✍🏻 #استیو_تولتز
📚 @PDFsCom
اما گاهی وقتها، فشار و دردش از بلند کردن پیانو هم بیشتر است ...
📕 جز از كل
✍🏻 #استیو_تولتز
📚 @PDFsCom
👍3
من با کسانی که به تقدیر معتقدند همنظر نیستم. آنها آهوناله سر میدهند و مسئولیت همه چیز را از شانههای خود برمیدارند و منتظر ترحم دیگران میمانند. من معتقدم آدم خودش مسیر زندگیاش را تعیین میکند. من خودم مسیر زندگیام را تعیین کردهام و همین است که به آن ارزش میبخشد. و مسئولیت همهچیز را هم بر عهده میگیرم.
📕 کتاب : به هوای دزدیدن اسب ها
✍ اثر : #پر_پترسون
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : به هوای دزدیدن اسب ها
✍ اثر : #پر_پترسون
📚 @PDFsCom
درویشی بود که در کوچه و محله راه میرفت و میخواند: "هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"
اتفاقاً زنی این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه میگوید وقتی شعرش را شنید گفت: من پدر این درویش را در میآورم که هر روز مزاحم آسایش ما میشود.
زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانهاش و به همسایهها گفت: من به این درویش ثابت میکنم که هرچه کنی به خود نمیکنی.
کمی دورتر پسری که در کوچه بازی میکرد نزد درویش آمد و گفت: من بازی کرده و خسته و گرسنهام کمی نان به من بده.
درویش هم همان فتیر شیرین را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور فرزندم ! پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: درویش! این چه بود که سوختم؟ درویش فوری رفت و زن را خبر کرد.
زن دواندوان آمد و دید پسر خودش است همانطور که توی سرش میزد و شیون میکرد، گفت: پسرم را با فتیر زهر آلودم مسموم کردم.
آنچه را که امروز به اختیار میکاریم فردا به اجبار درو میکنیم. پس در حد اختیار، در نحوهی افکار و کردار و گفتارمون بیشتر تامل کنیم!
📚 @PDFsCom
اتفاقاً زنی این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه میگوید وقتی شعرش را شنید گفت: من پدر این درویش را در میآورم که هر روز مزاحم آسایش ما میشود.
زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانهاش و به همسایهها گفت: من به این درویش ثابت میکنم که هرچه کنی به خود نمیکنی.
کمی دورتر پسری که در کوچه بازی میکرد نزد درویش آمد و گفت: من بازی کرده و خسته و گرسنهام کمی نان به من بده.
درویش هم همان فتیر شیرین را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور فرزندم ! پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: درویش! این چه بود که سوختم؟ درویش فوری رفت و زن را خبر کرد.
زن دواندوان آمد و دید پسر خودش است همانطور که توی سرش میزد و شیون میکرد، گفت: پسرم را با فتیر زهر آلودم مسموم کردم.
آنچه را که امروز به اختیار میکاریم فردا به اجبار درو میکنیم. پس در حد اختیار، در نحوهی افکار و کردار و گفتارمون بیشتر تامل کنیم!
📚 @PDFsCom
اسماعیل بیشکچی ، نویسندهی ترک میگوید: در یکی از مساجد ترکیه از شیخی شنیدم که در نماز جمعه با صدای بلند میگفت: "به خدا هر کس ترکی نداند بهشت را به چشم نخواهد دید"
در آن جلسه مردی به شدت میگریست، من که چنین دیدم به نزد او رفتم و گفتم : مگر تو ترک نیستی و ترکی نمیدانی؟
مرد گفت: برای خودم گریه نمیکنم
برای پیامبر اسلام گریه میکنم که ترکی نمیدانست!!
📚 @PDFsCom
در آن جلسه مردی به شدت میگریست، من که چنین دیدم به نزد او رفتم و گفتم : مگر تو ترک نیستی و ترکی نمیدانی؟
مرد گفت: برای خودم گریه نمیکنم
برای پیامبر اسلام گریه میکنم که ترکی نمیدانست!!
📚 @PDFsCom
ما، در هیچ حال، قلب هایمان خالی از غم نخواهد شد؛ چرا که غم، ودیعه یی ست طبیعی که ما را پاک نگه میدارد . انسان های بی اندوه، به معنای متعالی کلمه، هرگز " انسان " نبوده اند و نخواهند بود. از این صافی انسان ساز نترس ...
📕 آتش بدون دود
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
📕 آتش بدون دود
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
❤1👍1
آدم ها، خیلی کم بلدند خودشان باشند.
کاش آن دسته هم که نقش بازی می کنند،
توانایی داشتند دستِ کم،
همان نقش را به خوبی درآورند !
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : فرانی و زویی
✍ اثر : #سالینجر
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6949
📚@PDFsCom
کاش آن دسته هم که نقش بازی می کنند،
توانایی داشتند دستِ کم،
همان نقش را به خوبی درآورند !
#معرفی_کتاب
📕 کتاب : فرانی و زویی
✍ اثر : #سالینجر
لینک دانلود این کتاب 👇
https://t.me/PDFsCom/6949
📚@PDFsCom