◾️یک بار به مترسکی گفتم: لابد از ایستادن در این دشتِ خلوت خسته شدهای؟
گفت: لذتِ ترساندن، عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمیشوم.
دَمی اندیشیدم و گفتم: درست است، چونکه من هم، مزه این لذت را چشیدهام.
گفت: فقط کسانی که تنشان از کاه پر شده باشد، این لذت را میشناسند.
آنگاه من از پیشِ او رفتم، یک سال گذشت…
هنگامی که باز از کنارِ او میگذشتم، دیدم دو کلاغ دارند زیرِ کلاهش لانه میسازند…
📕 پیامبر و دیوانه
✍️🏻 #جبران_خلیل_جبران
لینک این کتاب👇
t.me/PDFsCom/95
📚 @PDFsCom
گفت: لذتِ ترساندن، عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمیشوم.
دَمی اندیشیدم و گفتم: درست است، چونکه من هم، مزه این لذت را چشیدهام.
گفت: فقط کسانی که تنشان از کاه پر شده باشد، این لذت را میشناسند.
آنگاه من از پیشِ او رفتم، یک سال گذشت…
هنگامی که باز از کنارِ او میگذشتم، دیدم دو کلاغ دارند زیرِ کلاهش لانه میسازند…
📕 پیامبر و دیوانه
✍️🏻 #جبران_خلیل_جبران
لینک این کتاب👇
t.me/PDFsCom/95
📚 @PDFsCom
👍3
◾️در بيست و شش سالگی بايد میمُردم. با سرعت در اتوبان میراندم و میخواستم از مينیبوسی كه كنارم بود سبقت بگيرم، خيلی مويی داشتم از كنار مينیبوس رد میشدم كه سپر عقب ماشينم به سپر جلوی مينیبوس گير كرد، مينیبوس يك لحظه ترمز كرد و من كنترل ماشينم را از دست دادم...
داستان شنیدنی و کوتاه "کجا می روی؟"، نوشته "سروش صحت"، کارگردان، نویسنده، بازیگر و طنزپرداز ایرانی است. این داستان را بشکل صوتی، در فایل زیر بشنوید.
📚 @PDFsCom
داستان شنیدنی و کوتاه "کجا می روی؟"، نوشته "سروش صحت"، کارگردان، نویسنده، بازیگر و طنزپرداز ایرانی است. این داستان را بشکل صوتی، در فایل زیر بشنوید.
📚 @PDFsCom
👍1
کجا می روی؟
سروش صحت
👍4❤1
◾️وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم و هرشب یک آرزو میکردم.
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛ میگفت میخرم به شرط اینکه بخوابی. یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ میگفت میبرمت به شرط اینکه بخوابی. یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟ گفت میرسی به شرط اینکه بخوابی. هر شب با خوشحالی میخوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
یکشب خواب مادرم را دیدم؛ پرسید هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟ گفتم شبها نمیخوابم. گفت مگر چه آرزویی داری؟ گفتم تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم. گفت سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم، به شرط آنکه بخوابی…
📕 داستان کودکی من
✍️🏻 #چارلی_چاپلین
لینک این کتاب👇
t.me/PDFsCom/322
📚 @PDFsCom
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛ میگفت میخرم به شرط اینکه بخوابی. یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ میگفت میبرمت به شرط اینکه بخوابی. یک شب پرسیدم اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟ گفت میرسی به شرط اینکه بخوابی. هر شب با خوشحالی میخوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
یکشب خواب مادرم را دیدم؛ پرسید هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟ گفتم شبها نمیخوابم. گفت مگر چه آرزویی داری؟ گفتم تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم. گفت سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم، به شرط آنکه بخوابی…
📕 داستان کودکی من
✍️🏻 #چارلی_چاپلین
لینک این کتاب👇
t.me/PDFsCom/322
📚 @PDFsCom
🔹ریموند کارور، نویسنده داستانهای کوتاه و شاعر آمریکایی است. او یکی از نویسندگان مطرح قرن بیستم، و همچنین یکی از کسانی شمرده میشود که موجب تجدید حیات داستان کوتاه، در دهه ۱۹۸۰ شدهاند.
داستان کوتاه و شنیدنی "حمام" نوشته این نویسنده مشهور است. این داستان را بشکل صوتی، در فایل زیر بشنوید.
📚 @PDFsCom
داستان کوتاه و شنیدنی "حمام" نوشته این نویسنده مشهور است. این داستان را بشکل صوتی، در فایل زیر بشنوید.
📚 @PDFsCom
👍2